گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه پس ازحمله اسرائیل به قطر
بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه پس ازحمله اسرائیل به قطر

بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه پس ازحمله اسرائیل به قطر

یادداشت نواندیشی : در این مقاله که به سعی و تلاش جناب سید باقر احمدی با تحقیق و پژوهشی که جناب ایشان با استفاده از مدارک تحقیقاتی فارسی زبان وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران به نگارش در آمده در برخی موارد با واقیعت های زمینی انطباق نداشته است  که لزومأ دیدگاه نواندیشی نه میباشدحمله اسرائیل به اهداف حماس در دوحه نه‌تنها پیامدهای امنیتی فوری برای خلیج فارس داشت، بلکه نقطه آغاز تحولات ژئوپلیتیک و ژئوایدئولوژیک تازه‌ای شد که می‌تواند آینده روابط قدرت در منطقه و حتی نظام بین‌الملل را تغییر دهد. این رخداد ساختار شکننده روابط آمریکا با متحدان عربش را در معرض فشار قرار داده و باعث فعال‌شدن اهرم‌های نرم ایران، قطر و ترکیه گردیده است.پس از این حمله، مانور مشترک سعودی،امریکا و احیای پیمان امنیتی ریاض،اسلام‌آباد نشان داد که واشنگتن به دنبال بازتعریف یک سپر امنیتی جدید در خلیج فارس است. اما این سپر نه‌تنها متوجه ایران بلکه متوجه مهار طالبان و جلوگیری از گسترش ناامنی در مرزهای پاکستان طراحی گردیده است.گزارش‌ها از انتقال پنهانی جنگجویان داعش از شام به افغانستان و قفقاز نشان می‌دهد که ایالات متحده و متحدان منطقه ای عربی پاکستانی اش ، همزمان به دنبال مدیریت و جهت‌دهی میدان‌های بحران هستند تا تمرکز محور مقاومت را از شام و فلسطین اشغالی به آسیای مرکزی و مرزهای ایران منتقل کنندایران از این بحران به‌عنوان یک فرصت ایدیولوژیک استفاده کرده است.هم‌گرایی قطر و ترکیه با تهران موجب شکل‌گیری (ورژن جدیدی از اخوان‌المسلمین) شده که با گذشته تفاوت دارد:به جای تقابل مذهبی شیعه،سنی، این ورژن بر مبارزه با صهیونیسم و مقابله با سازش حکومت های اسلامی با اسرائیل متمرکز است.در همین راستا ، حمایت علنی برخی مفتی‌های اخوان از مواضع ایران و صدور فتاوی مشترک علیه اسرائیل می‌تواند نقطه آغاز یک اجماع فقهی جهانی باشد که در صورت صدور فتوای رسمی جهاد، مشروعیت مردمی مقاومت ععیه اسراییل و غرب را در سطح بی‌سابقه‌ای تقویت می‌کند.این امر به‌ویژه در جهان عرب می‌تواند افکار عمومی را علیه دولت‌های عادی‌ساز روابط با تل‌آویو شورانده و بستر اشوبهای غیر قابل کنترول سیاسی علیه حاکمان عرب را فراهم سازد.

از جانب دیگر ، تاکید ترامپ بر بازپس‌گیری پایگاه بگرام نشان می‌دهد که ایالات متحده ،  افغانستان را دوباره به‌عنوان مرکز ثقل مهار تهدیدهای فراملی می‌بیند. این بازگشت می‌تواند باعث رویارویی غیرمستقیم واشنگتن با طالبان و حتی با شبکه‌های نیابتی پاکستان ، مانند داعش خراسان شود.از سوی دیگر، حضور دوباره نیروهای داعش در شمال و شرق افغانستان تهدید مضاعفی برای ایران، چین و روسیه ایجاد خواهد کرد و ممکن است همکاری امنیتی سه‌جانبه تهران–مسکو–پکن را تقویت کند.نزدیکی رئیس‌جمهور سوریه (احمد الشرع ) به آمریکا و حتی تماس‌های غیررسمی با اسرائیل بخشی از استراتژی گسترده‌تر مهار ایران در شام را نشان میدهد. اگر این روند به توافق امنیتی منجر شود، توازن قدرت در سوریه تغییر خواهد کرد و بستر های نفوذ نقش ایران در تقویت مقاومت سوریه محدودتر می‌شود.مسایل فوق الذکر پیامد های احتمالی ذیل را بوجود خواهد اورد:احتمال تعلیق یا کند شدن روند عادی‌سازی  و به عبارت دیگر تطبیق پ(یمان ابراهیم ) در کوتاه‌مدت بالا می‌رود؛ چرا که افکار عمومی عربستان تحت تأثیر تبلیغات محور ایران–قطر–ترکیه و فتوای احتمالی جهاد ضد اسرائیل قرار می‌گیرد.از جانب دیگر در صورت ادامه جنگ غزه، هرگونه توافق علنی ممکن است به بحران مشروعیت برای خاندان سعودی تبدیل شودقاهره از احیای اخوان‌المسلمین در نسخه جدید نگران خواهد شد و احتمالابا حمایت امارات  متحده عربی به مقابله رسانه‌ای و امنیتی  پرداخته  موج جدیدی از سرکوب اخوان دالمستمین در مصر آغاز شود، اما این سرکوب به دلیل پیوند اخوان با ایران و ترکیه، به یک بحران منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.تشدید تنش و شکل‌گیری محور مقاومت–اخوان  المسلمین جدید  ،ممکن است حملات به خطوط لوله و کشتی‌های نفتی را افزایش دهد.افزایش ریسک ژئوپلیتیک موجب بالا رفتن قیمت نفت و تدر نهایت شدید فشار بر اقتصاده کشور های غربی را در پی خواهد داشت.انتقال جنگجویان داعش می‌تواند آذربایجان، قزاقستان و حتی چین (استان سین‌کیانگ) را درگیر موج جدید ناامنی کند.این وضعیت ممکن است روسیه را به مداخله نظامی محدود در قفقاز وادار کنرده و منجر به  ایجاد جبهه تازه‌ای میان مسکو و ناتو شود.(لابی آیپک ) فشار بیشتری بر کاخ سفید وارد خواهد کرد تا حمایت از اسرائیل ادامه یابد.جریان مگا و( ترامپیست ها) محافظه‌کاران ضدجنگ ممکن است در آستانه انتخابات این موضوع را به محور حملات سیاسی علیه نخبگان دموکرات تبدیل کنند.این مجموعه تحولات می‌تواند خاورمیانه را به سمت قطبی‌سازی ایدئولوژیک و امنیتی بی‌سابقه‌ای سوق دهد:این شکاف نه‌تنها نظم خاورمیانه، بلکه بازار انرژی و حتی رقابت‌های جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و می‌تواند پای روسیه و چین را عمیق‌تر از قبل به معادلات منطقه‌ای بکشاند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا