گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » بی‌عملی و تفرقه ما، قوت طالبان!
بی‌عملی و تفرقه ما، قوت طالبان!

بی‌عملی و تفرقه ما، قوت طالبان!

پیدایش و تداوم پدیده طالب تجسم عینی فرهنگ بسته و قبیلوی خود ماست ،تا وقتی ما چنینیم طالب نیز خواهد بودبا تعجب میپرسند چهار سال گذشت و هنوز طالب بر سر قدرت است.درین گزاره سوء تفاهم بزرگی نهفته است و ان اینکه گویی زمان مستقل عمل میکند و چیز هایی را می اورد و چیز های را می برد.ما بی صبرانه از زمان انتظار میبریم تا ازادی و خوشبختی را بما ارمغان بیاورد.سوال درست اینست که ما درین چهار سال چه کردیم ایا قدمی فرا پیش نهاده ایم یا اینکه همچنان سر جای اول خود قرار داریم.زمان برای هیچکسی ارمغانی نمی اورد مگر اینکه او خود بمثابه یک موجود اگاه و دارای قدرت عمل محتوای برای زمان خود ایجاد نماید.این حرکت و اراده و قدرت عمل خلاق است که ما را به اهداف و امال ما نزدیک میگرداند.از گذر محض و انتزاعی زمان هیچ انتظاری نمیتوان داشت بلکه زمان با محتواییکه ما دران خلق میکنیم سنجیده میشود.زمان بر همه یکسان نمی گذرد ،زمان تابع کنشگری اگاه انسان است.اگر انسان با اراده راسخ و قدرت عمل خودش در پرتواگاهی از زمانه خود عمل نکند گشایشی برایش نخواهد بود.ضعف فرهنگ جمعی و فقدان هویت ملی در مردم راه را بر تسلط پدیده طالب میگشاید.بهر میزانی که اگاهی و قدرت عمل جمعی و ابتکاری در قومی ضعیف باشد عوامل جبر و دیترمینیستی بر او غالب خواهد بود.ما گرفتار سوء تفاهمی هستیم و ان اینکه میخواهیم گردونه زمان بمراد و توقعات خام و بلند بالای ما بگردد،اینچنین نیست.ارزو ها و توقعات هر چند شدید اما گرداننده واقعیت زندگی نیستند.فرهنگ خام غریزی و قبیلوی که از قرنها زنجیر پای ما گشته است قدرت عمل و ابتکار را از ما ستانده است.در جریان چهار سال هنوز هیچ بدیل سیاسی متشکل که نماینده خواسته های امروزین همه اقشار مردم باشد و از اراده همگانی نمایندگی نماید تحقق نیافته است پس چه تعجبی خواهد داشت که طالب همچنان بر گرده مردم سوار باشد و حکومت جاهلی بینظیر خودش را روزبروز مستحکم تر نماید.ازین گردونه جبری خلاصی ممکن نیست مگر همه مردم تحول و تحرکی در خود ایجاد نمایند.انسان اگاه و دارای قدرت عمل با دگرگونی و تحول در خودش جهان پیرامون خودش را نیز دگرگون میسازد.راه ازادی و خوشبختی گشوده و هموار نیست که همه بیخطر بر ان گام نهند.ازادی بقول متفکران مویرگهای ظریفیست در دل صخره که با ید با اراده سخت تر ازان دران راه خود را گشود.از همین رو گفته اند انجا که اراده است راهی هم هست.راهی که کوفته شده است و هموار است رفتنش اسان است و روندگانش نیز بسیار کمال انسان درینست که راه تازه بگشاید و نقش اراده شکست ناپذیرش را بران بگذارد.

انتظارات و توقعات ما هرچند حق بجانب و مظلومانه اما منفعل به تحقق انها کمک نمیکند.زمان صدای مظلومیت کسی را نمیشنود تا وقتی ما (جمعی)صدای یکدیگر را نشنویم و لبیک نگوییم.کثیری از انسانها و جوامع قربانی انفعال خود اند.درست است که ما همه مخالف طالبان و بیزار از بربریت انهاییم اما خاموشی،بی تفاوتی،بی عملی و تفرقه ما به طالبان قوت می بخشد و به بقای انها کمک می نماید.بزرگترین نقطه قوت طالبان بزرگترین ضعف های ما اند.غیبت ما از میدان عمل و مبارزه و بی عرضگی های ما در ایجاد صف واحد و مستحکم تضمین پیروزی طالبان است،این یک امر بسیار شرم اور برای همه ماست.همین عوامل سبب تسلط مجدد طالبان شد و سبب بقای انها نیز هست.این مشکل جدید و امروزی نیست بلکه این زخم ناسورو التیام ناپذیر تاریخ جامعه ماست .رفع این مشکل نیازمند اراده همراه با قدرت عمل و ابتکارفرد فرد جامعه ماست.رویداد ها چه تلخ و چه شیرین ازمونهایی اند در برابر عمل اگاهانه و خلاق ما.ما همراه با تحول خود و جامعه خود هویت سیال و نوشونده خود را یعنی انسانیت خود را نیز میسازیم.انسانیت در فعالیت و کنشگری اگاهانه تحقق پیدا میکند نه در انفعال و افسرده جانی.حوادث بیرحمانه هجوم می اورند و انهای را که ضعیف و منفعل اند بر سر راه خود لگد مال میکنند.هیچکسی بجای خود ما ،ما را خوشبخت نخواهد ساخت.اگر دیگری ما را خوشبخت سازد انگاه ما چیستیم و چه معنی خواهیم داشت.     

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا