
دانایان عالم معتقدند که ویژگیهای مثبت و منفی انسانها مرز نهایی و خط قرمز و حد یقف ندارند.ذلت پذیری و زبونی نیز در انسان ها نهایت ندارد.به همان اندازه که ستمگری و تجاوزگری شدت و شتاب می گیرد درجه زبون گشتگی و تذلل نیز بی پایان میشود.هم اکنون بشریت بدون تردید شاهد همین پدیده است.گویی همه نهاد های عریض و طویل بشری و همه اصول و پرنسیبهای انسانی و قوانین که درین قرن خود را حافظ کرامت انسانی معرفی میکردند در زیر چشمان نظاره گر ما در حال لگدمال شدن اند.وقتی اینها همه در زیر چکمه های ستم و تجاوزگری در حال نابودی اند بشریت دیگر چه بهانه ای برای کرامت داشتن دارند؟وقتی انسانها ناظر نسل کشی و گرسنگی دادن کودکان که سمبل معصومیت تمام اند و برای همه تقدس دارند باشند یا باید طوفانی از خشم فوری و ناگهانی خود را بر سر امریکا و اسراییل جاری سازند یا باید جان تاریک خود را در غوغای ظلمت افرین نظام جهانی بدر برند و در گوشه سکوت مرگبار فرو خزند و زبونی بی پایان اختیار نمایند چون ازمون زمان راه سوم بما نشان نمیدهد.البرممی استعمار را خوب میشناخت چون دشنه انرا در عمق جان و مغز استخوان خودش تجربه کرده بود.او میگوید استعمارگر به اقتضای طبیعت خودش ناگزیر یک فاشیست و یک تجاوزگر و غارتگر نیز هست.این ویژگیها از لوازم استعمارگری اند.استعمار گر باید بهانه و دستاویزی برای کار خودش داشته باشد.یکی اینست که او نژادپرست است و خود را نژاد برتر میداند.خود را شایسته غصب و تملک سرزمین دیگران میداند.دیگران در نگاه او حق زندگی و به تبع ان حقوق انسانی ندارند.انها یا انسان نیستند و یا انسانهای درجه دوم و فرودست اند. رهبران اسراییلی که اغلب شان تحصیل کرده های دانشگاه های نامدار جهان غرب متمدن و طلایه داران حقوق بشر اند فلسطینیان عرب را که پسران عموی یکدیگرند حیوان و یا نیمه انسان میدانند که حتی کودکان نوزاد شان هم قابل کشتن انهم بصورت رسانه ای و تماشایی که این خصلت در هیچ دوره توحش هم وجود نداشته است.همه سردمداران و رهبران جهان غرب متمدن هم از فاشیسم اسراییل حمایت میکنند.جان میرشهایمر تحلیلگر سیاسی امریکایی میگوید نازیهای المان همه این جنایات را میکردند اما انها کار خود پنهان میداشتند و شرم داشتند که انرا اشکار نمایند.فاجعه امیز تر اینکه نازیها خوش نداشتند اشکارا جنایات خود را به جهانیان نمایش دهند و در برابر کمره ها خوشحالی خود را نمایش دهند اما اسراییل ها و نظامیان اسراییل اینکار را میکنند.قابل توجه اینست که استعمار گر قبل از سلب انسانیت و حقوق انسانی از قربانی خود از خودش سلب انسانیت و مدنیت میکند شاید خودش نداند که روحش را به شیطان فروخته است و گرفتار یک بیماری روانی شده است.یکی از دلایل برجسته توحش مدرن اینست که کشنده ترین سلاحهای کشتار جمعی و تکنولوژی نظامی خود را دلیل تمدن خود میپندارند در حالیکه این اشکارترین دلیل توحش انهاست.فقدان حساسیتهای انسانی و سلب کرامت از خود است که تجاوزگران را گستاختر و جنایتکارتر میسازد.
نظامهای سیاسی غرب که خود را حاصل دوره روشنگری و مدرنیته میدانند بصورت متودیک و سیستماتیک حساسیتهای مردم را در برابر خشونت و فحشا زدوده اند تا جاییکه امروز هیچ امری تابو شمرده نمیشود.یکی از ویژگیهای بزرگ سقوط اخلاقی و وقار ادمی زمامداران کنونی جهان غرب است که بقول صاحبنظران خود شان نه اخلاق دارند و نه تبحر و تدبیر حرفه ای.دونالد ترامپ حاصل ناب فرهنگ غرب است که رهبر جهان غرب نیز دانسته میشود.بقیه را خود داوری نمایید.چیزیکه تکاندهنده تر و نومید کننده تر از جنایات رهبران اسراییل و امریکا در در صحنه های استخوانسوز غزه است بی تفاوتی و دلمردگی و بی حساسیتی رهبران و جوامع غربیست که بگونه دلبد کننده ای در برابر این جنایات هولناک خاموشی و بی ارادگی اختیار کرده اند.ازان هم مشمأز کننده تر و خفتبار تر سکوت و جان مردگی جهان عرب است که در ذلت پذیری و زبون گشتگی ریکورد دار بشریت شده اند بگونه ایکه بشریت ازان ننگ دارد.انسانهای که بخود کرامت انسانی قایل اند از چنین سکوت و بی ارادگی شرم دارند.به اندازه ایکه حتا صاحب نظران غربی و انهاییکه با این نظامها نزدیک اند این سکوت اعراب را مایه ننگ و شرم میدانند.اگر انها تا این حد بی اراده و زبون نگشته بودند اسراییل اینگونه گستاخ و بی باک نمیشد.انسان وقتی صاحب کرامت و عزت است که خود اگاهانه خود را صاحب کرامت حساب کند ،خود را کریم تلقی و معزز شمرده و همه اراده خود را پشت ان بسیج نماید.اگر اینگونه وقار و کرامت از بشریت نرفته بود دشمنان بشریت و کرامت بشری اینچنین گستاخ نمی تاختند.اگر یک روز نیچه از مرگ خدا سخن گفته بود ما حق داریم از مرگ انسانیت سخن گوییم.تماشایی ترین درامه قرن که گرسنگی دادن انسانهای بی دفاع و بی سرپناه ،کودکان و نوزادان و پیرمردان و پیرزنان تا حد مرگ انهم بصورت رسمی و اعلام شده در زیر نظاره همه بشریت از دیر زمانی نشان دهنده مرگ بشریت است.امپریالیسم بی ازرم و جهانخوار امریکا و رژیم اپارتهاید اسراییل که نماینده انست هردو بنام توزیع امداد های کمکی به مردم نیمه جان غزه تله مرگ گسترده اند و جمعیت ناامید سراسیمه و گرسنه و از پا افتاده را مورد بمباران قرار میدهند.
امریکا و اسراییل هردو با گستاخی به ریش جهان و بشریت می خندند و انسانیت و بشریت را به سخره گرفته اند.ای بشریت!ایا باز هم خود را صاحب کرامت میدانی؟امریکا و اسراییل با این نمایش کثیف،نخست وزیر جدید المان خود به کثیف بودن وظیفه اسراییل اعتراف نمود،میخواهند خشونت و سبوعیت روزمره را به بشریت بیاموزند.امریکا و اسراییل هر روز این نمایش زشت را به بشریت تمرین میدهد و حساسیتهای انسانی شان را می زداید تا چیزی بنام عزت و کرامت درانها باقی نماید.شاید ما روزی چنین نمایش بربریت و مرگ رسمی اخلاق را دور از باور میدانستیم.اینک با همه بی باوری و تعجب خود را در چنین جهانی می یابیم.زیستن در سایه دیو خبر از مرگ انسانیت میدهد.حکیمان و دانایان میگویند ما برای این از نظاره مرگ هر جانداری بویژه انسانهای دیگر میترسیم و بر خود می لرزیم که در اخرین له له کشیدنهای کودکان فلسطین خود را می یابیم که ذبح میشویم.حیوانات هم از روی غریزه این چنین اند.ما همه در سکوت و کناره رفتن خود محکومیم هرچند قربانی هم هستیم.قربانیان محکوم.قربانیانی که شریکان قاتل اند.اگر بشریت کنونی به هر دلیلی این جنایات هولناک را تماشا و تحمل میکند پس چه امیدی به انسانیت و تمدن باقی خواهد ماند؟
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید