

این برادر عزیز ما که به اسم و کُنیه خلیفه سراج الدین حقانی شناخته می شود خصلتأ کما فی السابق ” خروس نا بهنگام ” تشریف دارد یعنی در ست در هنگامی که احساسات رقیقه ملت و مردم جنگ زده افغانستان مختصر امیدی هر چند کاذبی پیدا میکند قوه ناطقه اش به کار می افتد مشارُالیه با یک حرفی ، سخنی ، چیزی میزند که چُرت بی صاحب مانده نه تنها ما که اصلأ بااین گونه هذیان ها توجه نداریم بلکه اکثر عوام الناس پاره میکند. می گوئیم ، عزیزم ، جانم خلیفه صاحب ، ترا چه کسی مجبور کرده بود که حرفی که انجام آن از توان ات پوره نیست برزبان بیاور؟ آیا حضرتعالی نه میدانیستی که با این برادران طماع پله بین وفرصت طلب ات اظهار چنین هذیان ها فائده ای ندارد ؟ ما که اهل صغری و کبری نیستیم وبرای بیان عرائض خود هی از این شاخه به آن شاخه نه می پریم صاف و ساده عرض می کنیم خوش انصاف ! تو میروی برسرخود عریضه می فرمائی ! شما در عصر حاضر که عصر تکنولوژی و هوش مصنوعی است و در این جهان دهکده مانند هیچ امری و رابطه ای را نه میتوان پنهان نگهداشت چطور شد که به زبان شرین پشتو با لهجه محلی ځدراڼی میفرمائی و ما آنرا به زبان فارسی دری برگردان نمودیم جناب عالیقدر امیر المؤمنین صاحب حفظه الله وتعالی آنچنانکه در باره اهلیت کار فکر میکند درد و فکراش تا آخیر این میباشد من به صورت کل و تمامی مأمورینی که ما داریم این ساحه کاری به مسؤلیت الهی و دنیوی من خودم هم علم می آورم و آنهار را هم بفهمانم و خود را هم ! نیمی روز را برای قوانین وقف میکند بعد از آنکه وی با مسؤلین ملاقات ها می نمایند با چنان محبت و عینیت خود راخسته میسازد که ازتوانمندیی انسان خارج میباشد گاه گاهی من فکر میکنم که درک نمودن مسؤلیت و شناخت خود بسیاری او قات انسان در فکر و اجتهاد خود مرتکب خطأ میگردد وقتی کسی با چنین رهبران و مسؤلین محترم یک شبانه روز را سپری کند درک مسؤلیت برای انسان احساس میگردد . …به جان عزیزت خلیفه صاحب ما که عوام باشیم ازاین اظهارات ات نه فهمیدیم که مقصد جنابعالی از این چنین یاوه گویی ها چه بوده است ؟ اما هرکسی که با دقت عوامانه سخنان و فرمائیشات جناب شما را بشنود از فحوای کلام ات حس میکند که به یقین اغلب این سخنان روایتی از لحظات تجدید بیعت است که پس ازهیاهو های فروان زرگری درمحضرامیرالمؤمنین خود خوانده شیخ هیبت الله در دارالخلافه قندهار صورت گرفته بود .شبکه تلویزیونی افغانستان انترنشنل نیز که با توجه به کم اطلاعی اکثر خبرنگاران و کادر ژورنالیستی این شبکه محترم از مسائل سیاسی کشور و منطقه از آن شبکه خبریی سرچوک بوجود آورده است در باره سخنان آخیری از خلیفه سراج الدین حقانی به عنوان انگشت ماندن بر چهار مسأله که آنرا اصلاحات اصولی ، قانون اعتماد سازی …خواند و گویا از شیخ هیبت الله رهبر طالبان به صورت بی نظیری ستائیش بعمل آورده است میز گردی بصورت انلاین تشکیل داده بود و در آن از تحلیلگران هریک حلیم تنویر مورخ وروزنامه نگار ، مسلم شیرزاد فعال سیاسی از لندن همچنان آقای بشیر احمد تینج سابق وزیر کار و امور اجتماعی و عضو پارلمان افغانستان را فراخوانده بودند که در ابتدأ خانم وحیده پیکان مجری و گرداننده محترم برنامه از آقای حلیم تنویر چنین پرسیدند : اصلاحات اصولی ، قانون ، اعماد سازی و وقار یعنی چه که آقای حقانی به آن اشاره کرده است ؟ آقای حلیم تنویر اینگونه پاسخ دادند : …پس از تعارفات لازم این چهار اصلی را که شما ذکرکردید بنیاد یک اداره سالم است یعنی هر وقت که این چهار اصل در افغانستان در اداره پیاده شود به یقین که افغانستان راهی بسیار خوبی را می پیماید ومیتواند که به مدارج عالی اداری در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی برسد !مشکل اساسی اینست که چگونه میتوانیم این چهار اصل را در داخل افغانستان تطبیق کنیم . حتمأ یک سیمیناری بوده و بحث های صورت گرفته و این بحث ها هم باید سوالاتی بوده باشد که راه حل پیدا کرده باشد من منحیث یک بیننده همین چهار اصل را من خوب می بینم و بازدر این باره باید تحلیل شود شما اگرسوالی داشتید من در خدمت هستم . محترمه خانم پیکان مجری برنامه اینگونه ادامه داد : حالا در افغانستان زیر اداره طالبان آیا این چهار اصل در نظر گرفته شده تا به حال ؟ آقای حلیم تنویر چنین پاسخ داد : بلی کوشش شده برای این کار ! در اوائیل هم نه ، در اوائیل به شکل یا قانون مند یا به شکل نظامی که با ید تحمیل مطرح بود ولی آهسته ، آهسته شکل خود را تغییر داده است و امروز هم وقتی در ادارات کابل می بینم بعضی مسائیل از حالت گذشته تغییر کرده است . یعنی درگذشته هم بروکراسی بسیار به شکل واضح اش بود ، فساد اداری ، رشوت هم دیده می شد امروز یا از ترس یا از لحاظ اینکه تا که قانون تطبیق شود دیده میشود که کار ها بسیار سهل شده یعنی ما میتوانیم برای رسیدن به یک هدف بسیار به زودی به یک مرجعی که مراجعه می شود زود میتواند بدون سوال و جواب یا میرزا قلمی این مسائیل حل گردد . من خوشبین به این هستم که اگر به همین شکلی که فساد اداری در آن نباشد و بتوانند مردم افغانستان آرامشی اختیار کند و اداره به شکل مدرن پیش برود به یقین که یک کار خوبی است . اما خانم وحیده پیکان پس از پاسخ های آقای حلیم تنویر پرسیدند که : وقتی آقای حقانی می آید و تأکید روی این چهار اصل میکند از دید شما آیا این یک انتقاد است یا پیشنهاد ؟ آقای حلیم تنویر چنین پاسخ داد : بلی این هم پیشنهاد است و هم انتقاد !شما خبردارید که قبلأ آقای حقانی با امارت اسلامی ، با بخش بالائی تضاد فکری هم قرار داشت وبعضی مسائل مطرح شد شما خبر دارید دوبار به کندهار که رفتند یکبار هم بدون از مرز افغانستان بیرون رفتند این عکس العمل های است که یعنی آقای حقانی کوشش میکرد که دید گاه خویش را در امارت عملی بسازد این موضوع را به شکل بسیار مسالمت آمیز یعنی در یک سیمیناری که سه روزه بوده ودر آنجا مسائلی مطرح شده و در آخیر این کونکلوژن یا نتیجه گیری از این صحبت ها است که خواسته به همه اشتراک کننده این سیمینار بفهما ند که ما روی این چهار تا اصل باید حرکت کنیم اگر این چهار اصل بتواند که جایگاه عملی خودرا در اداره افغانستان پیدا کند به یقین که کار خوبی خواهد بود .
خانم وحیده پیکان مجریی برنامه سپس از آقای مسلم شیرزاد از فعالان فرهنگی و از روزنامه نگاران سابقه افغانستان پرسیدند وگفتند که : از آقای شیر زاد می خواهم بپرسم که از دید شما آیا این چند اصلی را که آقای حقانی بیان کرده انتقاد است یا پیشنهاد یا چشم انداز آئنده حکومت مورد نظر حقانی است ؟ آقای مسلم شیرزاد چنین ادامه داد:مقوله ای معروف داریم که میگویند پیش از این که با صحبت های نیم چه ملا ها گوش کنید به عمل این نیمچه ملا ها ببینید ! من فکر میکنم که بسیار فکاهی جالبی را سراج الدین حقانی فارغ مدرسه آکوره ختک پاکستان اشاره کرده است که آن بحث اعتماد به نظام اسلامی و اصلاحاتی است که من هر چهار مورد اش را خدمت شما مورد وار می گویم و آنزمان با زشما و شنوینده های افغانستان انترنشنل قضاوت کنید .اول بحث حاکمیت نظام اسلامی وستائیش ازملا هیبت الله بسیار جالب است شاید از دید این دیدگاه های بدوی نظام اسلامی این را میگویند که شما اساس و بنیاد حقوقی و قانونی ندارید و نعوذ بالله این امارت خود خوانده شما را خدا خو تعیین نکرده ، شما عقد و حل را هم که برگزار نکردید و انتخابات را که ندارید پس شما را چه کسی انداخته که گویا شما حاکمان نظام اسلامی باشید !نکته اول ! پنجاه در صد جمیعت افغانستان را در زندان بزرگ انداختید و اقرأ را هم تعطیل کردید !من نه میدانم که در کجای نظام اسلامی هیبت الله و ملا حقانی جائی برای تعطیل اقرأ و حاکمیت بدوی زیر نام اسلام وجود دارد ؟ گفتند نظام اسلامی ! بودجه نه فهمید که در کجاست ؟ معادن تخار و پنجشیر و بدخشان و کجا و کجاها را چور (غارت ) دارند اگر هر ملای یا لابی گر غرب نشین میداند که پول در کجاست و در کجا مصرف میشود با خبر است بفرمایند .!الا هرکسی که این گپ را میزند دروغ میگویند و دروغ گوئی یکی از نشانه های منافقین است …….سپس خانم وحیده پیکان پرسش درباره چند اصلی که آقای سراج الدین حقانی بیان نموده است از آقای بشیراحمد تینج سابق وزیر کار وامور اجتماعی می پرسد و آقای تینج نیز در پاسخ به خانم وحیده پیکان بصورت مختصر چنین بیان می کند : ما همیشه چنین بیانات را می شنویم متأسفانه افغانستان با یک تراژیدیی بسیار تاریک روبروست ….شما حتمأ در ارشیف دارید حقانی در پکتیا یک صحبت داشت در آنجا می گفت که من به این نظام به خیرات نه آمدیم و چاپلوسی را هم خوش ندارم ولی شما اگر صحبت دیروز وی را با صحبت آنروز مقائیسه بکنید زمین تا اسمان فرق دارد و می بینید که خود چاپلوسی هیبت الله را میکرد ! چون شما متوجه هستید که پلان و برنامه ای را که حقانی داشت و خود را به حیث رهبر معتدل در افغانستان مطرح بکند و خود را به جامعه بین المللی خود را جابزند که ما تغییرات برای خود آوردیم و اصلاحات آوردیم و می خواهیم قدرت را ما در اختیار داشته باشیم پلان وی اگر بگوئیم کاملأ اگر نیست تقریبأ قابل ملاحظه به شکست مواجه شد و به آذان حقانی کسی به نماز ایستاد نه شد ..ودوستانی را نیز که از آنها توقع داشت و در رده های مختلف طالبان خریدار پیدا نکرد و هیچ کدام شان هیچ خطر وریسکی را به جان نه خرید که در مقابل هیبت الله قدعلم بکنند و آقای حقانی هم اکنون از گوشه گوشه افغانستان ، آز آب و بنادر و معادن افغانستان برمیدارند و هزاران جوان را بنام انتحاری قربان کردند امروز دست شان به امتیاز رسیده است و به فکر این است که امتیازات را از دست نه دهد این صحبت دیروز اش در واقع یک عقب نشینی بود و در واقع یک ماست مالی که ما میگوئیم حال تلاش میکند که زیر نام اینکه گویا من تلاش ام برای بهبود نظام است ، اصلاحات نظام است و بوجود آوردن یک قانون است ..و خودرا از دلسوزان نظام نشان بدهد در حالیکه در این چهار سال گذشته چه کرده اند ؟ ………… خانم وحیده پیکان گرداننده برنامه دوباره ازآقای حلیم تنویرمی پرسند که آقای تنویر!آیا شما موافق هستید با تحلیل دومهمان ما که یکیش می گوید که این سخنان حقانی عوام فریبی است . ودیگری میگوید که حقانی در جایگاهی نیست که تغییر بیاورد وبه امید مردم تبدیل شود . آقای حلیم تنویر در پاسخ می گوید : مرا حاضر به این نه سازید که من قصه مولانا را کنم که گفته بود فرد در تاریکی میرود و فیل را نه دیده است واز فیل برداشت های مختلفی دارند اینها در افغانستان نیستند ، اینها جایگاه شان در اول هم متخاصم بوده حال هم متخاصم است و در آئنده هم برای یک افغانستان پیشرفته موضع گیری نه میکنند ………. ولی آنچه که من چشم دیدیم از داخل افغانستان است بیایند اول همان تجربه ای ناکامی که از گذشته داشتند اول خودرا ارزیابی کنند بعد انتقاد کنند برای این که خود شان دوسیه های شان در جوامع بین المللی و در سارنوالی کابل موجود است اینها هروقت هم که بیایند محاکمه می شوند .!!! شگفت انگیز ترین تحلیل در پاسخ های آقای حلیم تنویر آنگاه است که وی حادثه آخیر بدخشان را مربوط به باند های مافیائی مواد مخدر در ولایت بدخشان میداند در حالیکه این حادثه درون گروهی طالبان که اعتراض طالبان بومی در برابر طالبان غیر بومی بود که آخیرأ از ولایات هلمند و قندهار همراه با ملا آیوب خالد والی تازه گماشته شده بدخشان آمده اند و همه منابع طبیعی مانند معادن وغیره را دردست دارند. تربیون نواندیشی تمنا می کند که جریان مکمل این بخش پرسشها ی مجری برنامه و جوابات آقای حلیم تنویر را خود استماع فرموده و قضاوت نماینددر این بخش گفتگو خانم وحیده پیکان گرداننده و مجریی برنامه از آقای مسلم شیرزاد می پرسند که : کم نیستند کسانی که مثل آقای تنویر فکر میکنند دیدگاه شما چه است آیا این نوع استدلال ها قناعت بخش هست ؟ آقای شیرزاد پاسخ اش را چنین آغاز کرد ! والله یگان وقت آدم بسیار چیز های را می شنود که آدم به روال جمله کوتاهی که میان جوانان معروف شده بود که هیچ دیگه !!!! پس از ابراز کلیمات شخصی آقای مسلم شیرزاد گفت : گفته شد که دروغ نگوئید وبه دومورد اشاره شد که یکی متخاصم و یکی هم دوسیه ! که آقای بشیر تینج باید پاسخ دهد مه نه متخاصم بودیم و نه منافق ! منافق کسی را میگوید که به دهُل جمهوریت هم می رقصید ی و درترانه طالب هم ! متخاصم آنرا می گویند که منافع اش دخیل بوده باشد در حالیکه من هیچگونه منافع شخصی نداشتم وندارم و دوسیه هم فضل خدا ندارم البته آقای تینج باید در آن مورد جواب بگویند . گفته شد که وقتی که ما قانون نداشته باشیم نباید درباره قانون هم صحبت کرد؟وقتی توقانون نداری اساس کارتوچی است؟ به مردم توچه میگویی ؟ که اینگونه راه و مسیر را چه باید خطاب کرد ؟ در ادامه گفته شد که دروغ نه گوئیم ولی گفته شد که نود هزار بورسیه از سوی کشور هندوستان داده شده است ! که این خود دروغ است .اگرحال نه بورسیه را هم سند کسی ارائیه کرد من آماده هستم ازشما وتمامی بیننده ها معذرت بخواهم ودیگررویم رانیز به تلویزیون نشان ندهم ..گفتند که به دانشگاه ها میروند! امروز یک برادری برایم پیام دادند که خواهرش معلم است برایش گفته شده که پس ازین از صنف شش شما جهاد و نحوه ساخت وساز بمب و بوشکه را باید درس بدهید . سند اش هم انشأالله برای میرسد …….وقتی خانم مجری برنامه به مهمان دیگر ی آقای بشیر ته ینج مراجعه کرد ایشان پس از چند کلیمه حرف درباره چگونگی اجرای برنامه گفت : اول آقای تنویر چه نوع باید بگویم که خود را عضو اکادمی افغانستان میداند و از چگونگی قانون گذاری بی خبر است میگوید که اینجا قانون است ! قانون از خود شرائط دارد آقای تنویر ! اگر خودت نه می فهمی من منحیث کسی که عضو ولسی جرگه بودم قانون گذاری شش مرحله دارد حد اقل قانون آن است که در پارلمان تسوید و تصویب شده باشد و به توشیح رئیس جمهور رسیده باشد . امرو ز کدام است رئیس جمهور ؟ اقلا یک نیم بند هم باشد یک چهار تا مردم افغانستان رأی داده باشند یا حد اقل یک شورای چیزی بی طرفی بوده باشد و قانون را وضع کرده باشد کدام قانون ؟
خفه نه شو زمانی که در جمهوریت بودی توصیف آن نظام را میکردی از امکانات و امتیازات حکومتی استفاده می کردی ! حال آمدی سر دوسیه من صحبت میکنی ! اگر منظورت از دوسیه من باشد ترا بخدا به حضور بیننده های که افغانستان انترنشنل دارد قسم برایت میدهم برو به وزارتی که من وزیرش بودم حداقل پنجهزار ورق را من امضأ کرده ام تو پیدا کن در کدام اش خیانت بود جنایت بود رشوت بود من مثل مسلم شیرزاد صاحب برای ابد از سیاست استعفأ می دهم …..
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید