
ووکیسم یک جریان فکری -فلسفی تمام عیار نیست بلکه یک جریان سیاسی یا متا سیاسیست که یک موضوع بسار جدلی و حساس روزگار کنونی محسوب میشود.سیمون وی میگفت سیاست عقول مردم را مخاطب قرار نمیدهد بلکه احساسات انها را مورد خطاب قرار میدهد.سخن سیاسی واکنش بر انگیز است و سیاست ماشین ساختن یا ایجاد احساس های مشترک است.در عین زمان سیاست به نقاطی انگشت می گذارد که منافع افراد و جوامع دران نهفته است.ازین منظر اختلاف افگن نیز هست که امریست طبیعی.در عین زمانیکه سیاست امر اجتناب ناپذیر جوامع بشریست توسل قدرت سیاسی به هر وسیله ای از جمله دیانت و امور قدسی شده مردم ویرانگر و فاجعه افرین میباشد.بر انگیختن احساسات مردم هدف این گفتار نیست بلکه شناخت پدیده ووکیسم از منظر معرفتی و جامعه شناختی امریست که انرا ضروری مینماید.مهمتر از همه پیشنهاد این موضوع برای تفکر از سوی خوانندگان است.ووکیسم با یک تابوی انسان شناسی سر و کار دارد که همان نژاد پرستی و تبعیضات نژادیست چون نژاد پرستی محکوم است و قابل محکومیت.نژاد پرستی یک نظریه نیست،هرچند مغز های بیمار نژاد پرست در دوره استعمار کوشیدند انرا بصورت یک تیوری علمی به جهان عرضه کنند،بلکه یک تخلف و جرم پنداشته میشود.ووکیسم خود یک جنبش ضد نژاد پرستیست اما در نگاه یک عده ووکیسم نژاد پرستی وارونه شده است یعنی قربانی دیروز متهم امروز قرار گرفته است یعنی یک نژاد پرستی ضد سفید پوستان.البته این ادعا خود یک واکنشیست از سوی سفید پوستان.بین خود اصطلاحی داریم که میگوید بگیر که نگیرید.انچه از سوی صاحب این ادعا مطرح گردیده است در نمونه جریان صهیونیستی به تمام و کمال تبلور پیدا کرده است البته نه علیه خود سفید پوستان که مادر عروس اند بلکه فلسطینیان و اعراب منطقه .خود ووکیستها این عنوان را برای خود بر نگزیده اند همانگونه که پروتستانتها در قرن ۱۶ عنوان پروتستانت را خود برای خود انتخاب نکرده بودند بلکه کاتولیکها این اتهام به انها میزدند که بعدا همین نام انها شد.ووکیسم یعنی بیداری که از ریشه انگلیسی می اید.بیداری اقلیتهای مختلف در کشور های مختلف در برابر ظلم و سرکب اکثریتها.امروز این اصطلاح در برابر تبعیض و ستم اکثریتهای حاکم در کشور های دیموکراتیک بکار میرود که این تبعیض بسیار پوشیده،پیچیده و غیر مستقیم اما سیستماتیک و ساختاریست.مانند تبعیض در استخدام که خود را رسما و علنا نشان نمیدهد.اما حاصل و پیامد های ان در واقعیت اجتماعی و امار های داده شده به وضوح دیده میشود.همینطور این تبعیض در نوع استخدامها و ارایه خدمات مسکن به اقلیتها نمایان میباشد.تعیین دقیق منشأ ووکیسم کار اسانی نیست اما با کشته شدن یک ساهپوست بدست پولیس امریکا در ۲۰۱۴ این اصطلاح بر سر زبانها افتاد.البته این واژه قبلا بوسیله دیگران چون مارتین لوتر بکار رفته بود.با ایجاد جنبش ساهپوستان «زندگی سیاهان مهم است» این واژه به کثرت مورد استعمال قرار گرفت.گفته میشود که در میان اقلیتها زنان سیاهپوست بطور مضاعف مورد تبعیض قرار میگیرند چون هم سیاهپوست اند و هم زن.در رأس هرم تبعیض یک اقلیت نخبه حاکم که همه امتیازات را در اختیار دارد قرار گرفته است
که بنام اکثریت حکومت میکنند.این اقلیت همان سفید پوستان اند.چون در جوامع غربی اکثریت جامعه را سفید پوستان تشکیل میدهند بنابربن نورمهای حاکم نورمهای سفید پوستان است هرچند این مساله در قانون جمهوریت مشروع دانسته نمیشود.گفته میشود که اکثریت سفید پوستان که حکومت به انها تعلق دارد اما خود شان امتیازات طبقه حاکم را ندارند بطور ناخود اگاه نسبت به اقلیتهای مختلف این تبعیض را اعمال میکنند.گروههای چپ که عامل همه ستمها و تبعیضات را انگیزه اقتصادی میدانند و انرا در قالب دو طبقه یعنی طبقه حاکم و طبقه کارگران می گنجانند بطور کامل در مورد اقلیتها در جوامع کنونی صادق نمی نماید زیرا این اقلیتها به دلیل رنگ پوست شان ،جنسیت شان و گراشهای جنسی و نژاد شان مورد تبعیض و ستم قرار میگیرند.از نظر تاریخی نورمها بسود طبقه سرکوبگر که هم مردان اند،هم سفید پوست و هم غیر همجنس گرا و هم ثروتمندان اند صورتبندی شده اند که امکان اعمال تبعیض ساختاری و سیستماتیک را به انها میدهد.از نظر کارل مارکس اساس سرکوب و تبعیض اقتصادی بود اما در ووکیسم موقعیت اجتماعی،نژاد، اقلیت بودن ،جنسیت،تمایلات جنسی،تواناییهای جسمانی و غیره فاکتور هایی اند که عامل تبعیض شمرده میشوند.هم جنس بازی در فرانسه تا سال ۱۷۹۲ جرم محسوب می گردید.نورمهای حاکم اقلیتهای غیر خود را بیرون از خود میداند.بنابرین هوموفوبی همراهست با نورمهای مسلط اکثریت که در چتر حمایت قانون قرار دارند و از تبعیض گری و سرکوبگری خود اگاه نیستند.نژاد پرستی ساختاری و سیستماتیک است که خود بخود اقلیتها را پس میزند.به نظر یکعده صاحبنظران این جوامع فرق ظریفی درین مساله وجود دارد و ان اینکه اکثریت جامعه بطور ناخود اگاه تبعیضی و سرکوبگر اند چون در چوکات اکثریت قرار دارند اما کارل مارکس سرکوب و سلطه گری را اقتصادی،سیستماتیک و ساختاری جوامع سرمایداری میداند.این سیستم و ساختار و این میکانیسم در دست یک اقلیت ثروتمند حاکم قرار دارد و اکثریت بزرگ جامعه نیروی کار را نشکیل میدهند.مرحله بالاتر و شوک اور اینست که ما خود را جمهوری و جهانی میدانیم اما ووکیسم بر ایده جهانی استوار نیست بلکه بر مجتمع های انسانی استوار است.در سال ۱۷۸۹ انقلاب فرانسه ظاهرا و اصولا برتری جویی را ممنوع قرار داد و به جای ان مفهوم شهروندی را نشاند.موقعیت شهروندی جدا و مستقل از منشأ نژادیست.شهروندان همه مساوی شمرده میشوند.جمهوریت همه را در یک دیگ جوشاند و ازان دستپخت شهروندی ساخت.جمهوریت مجتمعها را نمی شناسد بلکه افراد را می شناسد.در ۱۹۰۵ در فرانسه لاییسیته بوجود امد که دران کلیسا از دولت جدا شد،درین سیستم دولت مذهب ندارد.عده ای انرا نفی مذهب از سوی دولت شمرده اند و عده ای دیگر استقبال همه مذاهب از سوی دولت .امروزه طرح مجدد اقیتها و نژاد ها در جمهوریت به مساله ازاردهنده ای تبدیل شده است.ووکیسم در امریکا معنی دارد که تاریخ جدا از فرانسه دارد.اما امروز غربی بعنوان غربی متهم است.
در گذشته عواملی چون قدرت نظامی،قدرت اقتصادی،تکنولوژی ،رسانه ای و فرهنگی اهرمهای نفوذ و قدرت غرب به حساب می امد امروز غرب تدریجا همه این اهرمها را از دست میدهد و هیچ اهرم مشروعی برایش باقی نمانده و مشروعیت خودش را در صحنه جهانی از دست داده است.به همین دلیل سر ستیزه با جهان در پیش گرفته است.قدرت غرب بر روی فتوحات،خشونت ورزی و اشغالگری بنیاد شده بود.امروز غرب میگوید عدم تحمل،خشونت و نژاد پرستی و استعمار بد است.اکنون غرب که جهان ازو روگردانده است با وجدان معذب بخود باز می گردد و باید اول بخود ویرانی بپردازد و همه گذشته سیاه و شرم اورش را نفی کند.خون تبعیض و برتری جویی را از رگهای فرهنگ خود تصفیه نماید.هگل میگفت تاریخ بخود باز میگردد .غرب نیز باید بخود باز گردد و سیمای خودش را در ایینه تاریخ بنگرد،سیمای که ازان شرم دارد.غرب بدیهای را که نسبت به بشریت مرتکب گشته است انقدر بزرگ و عمیق اند که جبران ناپذیر و ترمیم نا پذیر اند.اکنون غرب باید خودش را بجای قربانی خود قرار دهد.این ووکیسم غربیست .انسان نمیتواند از بدیهای خودش پاک شود مگر اینکه خودش را در جای قربانی خودش قرار دهد.سفید پوست باید خودش را محکوم نماید چون متهم است.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید