گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » یک درددل با اهل دل وچگونگی ؤقــــوع قتـــل یـــک افغـــان !
یک درددل با اهل دل وچگونگی ؤقــــوع  قتـــل یـــک  افغـــان !

یک درددل با اهل دل وچگونگی ؤقــــوع قتـــل یـــک افغـــان !

یکتعداد سیاسیون ما تنها چند کلمه مثل: “ما شیر هستیم””افغانستان گورستان متجاوزین است!””ما فلان و فلان را شکست دادیم!””جمهوریت یک نظام دست نشانده بود!”وغیره جملات و شعار های میان تهی را در اکثر مطالب و پیام های خود مینویسند، در حالیکه در همان “نظام جمهوریت دست نشانده خارجی ها” و حضور خارجی ها تظاهرات خیابانی میکردیم، حکومت را اخطار میدادیم، حتی متحدین ناعاقبت اندیش جمهوریت می‌گفتند:”اگر خارجی ها مداخله نکنند ما در ظرف یک روز ارگ را تسخیر میکنیم” یکتعداد دیگر ما حکومت را اخطار میدادیم که هرگاه فلان و فلان خواسته ما را برآورده نسازید به دیوار های ارگ بالا میشویم و نظام را شکست می‌دهیم و یا هم به کوه ها بالا میشویم.اگر دوستان فراموش نکرده باشند
حتی در زمان جمهوریت مانع گردهمایی “حریفان چپی” پنجاه سال قبل خود شدند تا چپی ها یا بهتر بگویم پرچمی ها از کشته شدن رهبر خود در خیمه لویه جرگه یادبود کرده نتوانند،پنج وقت آذان در حضور عساکر ناتو از بلندگوهای مساجد شان بلند بود،پنج وقت نماز را در پشت امام مسجد خود ادا میکردند،امام و رهبر شان خطبه نماز جمعه را با همان “شد و مدش” آزادانه میگفت،به گفته ایرانی ها (نماز عبادی-سیاسی) ادا میکردند. برعکس چپه گرمک آمد کسانیکه در لست سیاه خارجی ها بنام تروریست جا داده شده بود از زندان ها توسط خارجی ها رها شدند و بجای “جمهوریت دست نشانده!” “امارت پای نشانده!” ایجاد گردید
،در امارت اسلامی مسجد ما بسته شد،صدای آذان ما خاموش شد، خطبه گفته نمیتوانیم،(نماز سیاسی-عبادی) ادا کرده نمی‌توانیم، نشرات ما توقف داده شد،در زمان جمهوریت که  تظاهرات صد هزار نفری برپا میکردیم حالا حتی در دفتر و خانه خود با بیشتر از پنجاه نفر مجلس کرده نمیتوانیم، نظام جمهوریت را اخطار میدادیم برعکس برای همین امارت مستبد بعیت نیز کردیم.وای وای! سیاسیون ناعاقبت اندیش و لافوک خدا هدایت تان کند.
چند روز قبل یک شهروند افغانستان مقیم در ویرجنیای آمریکا بعد از مشاجره و حمله بالای پولیس توسط پولیس ویرجنیا کشته شد و چهار طفل معصوم و یک خانم جوانش بدون سرنوشت باقی ماند.انگیزه های این حالت دلخراش را خلاصه چنین به نگارش میگیرم.
قبل از آنکه چند سطر در مورد مشکلات شهروندان افغانستان در کشور های غربی بنویسم یک معذرت از همه تان میخواهم چون مقوله ای که مینویسم کمی از چوکات ادب خارج است‌.در افغانستان یک مقوله به زبان فارسی داشتیم که می‌گفتند:پیشروی کوره آهنگری در عقب هم فلان خر!” در شرایط حاضر پیشروی بیشتر تحصیلکرده ها کوره آهنگری یا “امارت طالبانی” در وطن قرار دارد و در عقب شان هم در کشور های غربی “فلان خر”، اگر بوطن بازگردند در کوره آتش داخل میشوند، زیرا دختران شان مکتب رفته نمیتوانند، کار و وظیفه برای خود شان وجود ندارد و ده ها مشکل دیگر، در عقب شان هم در کشور های غربی “فلان خر” وجود دارد. در کشور های غربی خصوصآ آمریکا پول مثل برگ درختان در درختان آویزان نیست انسان باید جان خر را بکند تا فامیل خود را اعاشه نماید خصوصآ اگر یک فامیل تنها یکنفر “پیداگر” یا نان آور داشته باشد،ثانیآ، بیشتر شهروندان افغانستان خود را به سادگی با فرهنگ و کلچر غربی وفق داده نمی‌تواند، خصوصآ آنعده هموطنان ما که مانند این قلم “کلیوال” یا به گفته روشنفکر ها conservative باشند، بنآ از یکطرف مشکلات اقتصادی و عایداتی و از طرف دیگر عدم توافق با جامعه غربی هر شهروند افغانستان را که در همچو حالات قرار گرفته اند روانی و دیوانه میسازد.از سخنان و چهره این جمال ولی نام هویدا بود که در کنار مشکلات اقتصادی مشکلات روانی زیاد هم داشت.
در خاتمه مینویسم: هر کسیکه این حالت را از پنجاه سال اخیر تا امروز بالای افغانستان آورده اند تباه و برباد شوند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا