گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » مخاطب ما ضیأ مسعود است!
مخاطب ما ضیأ مسعود است!

مخاطب ما ضیأ مسعود است!

برای چه باور نه کنیم معاون صاحب !، حضرتعالی با آن همه سوابق که داری نه می آیی خلاف به عرض مان برسانی ! منتهای مراتب جنابعالی که قائل به ربط هستی البته ما اذنابی از نواندیشی نه ! و صدالبته که فرمائیشات منتشره که به اسم شریف تان به نشر رسیده است بی ربط باشد نخیر !ما از جناب تان هزار ویک نوع حزوعبلات شنیده ایم اما اخبار و اطلاعات کتره ای نه ! نوشته های منسوب به جناب شما هم معمولأ چنان باریک و پیچیده اند که موی لای درزش نه میرود حالا هم درست نه فهمیدی که به قول ایرانی های برادر زبان مان لال دریک یادداشتی منسوب به حضرت ضیا خان مسعود طالبان آخرین نمونه یک حکومت قومی درافغانستان !؟
بلامیکنی جناب معاون صاحب با این فراست وتبحُر!ما اگر بخاطراحترامی که به قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود داریم دربرابراین نگارش  تان خاموشی اختیار کنیم که لابد اختیارمیکنیم ووارد جزیات امورنه می شویم زیرا ضرب المثل معروفی داریم آتشی که گرفت هم خشک می سوزند وتَرهم به هکذا ! اما ما که در تربیون نواندیشی مشغول ایم کعب الاخبارنیستیم تحت همین تیتر وعنوان درفضای مجازی پخش ونشرگردیدکه تا با ما هم رسید حمایت از حکومت‌های قومی، در نهایت به فروپاشی ملی می‌انجامد. تجربه تاریخی افغانستان و بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که حکومت‌هایی که بر محور قوم، قبیله، زبان یا انحصار هویتی شکل می‌گیرند، نمی‌توانند پایه‌های وحدت ملی را استحکام ببخشند و دولت ملی ایجاد کنند.حکومت قومی ذاتاً بر حذف، تبعیض و انحصار استوار است، از همین‌رو نه‌تنها روند ملت‌سازی را ناکام می‌کند، بلکه بذر بی‌اعتمادی،شکاف اجتماعی و بحران‌های دوامدار سیاسی را نیز در جامعه می‌کارد.افغانستان در طول دهه‌های متمادی بیشتر شاهد حکومت‌هایی بوده است که به جای تکیه بر شهروندی، بر محور تعلقات قومی وقبیله‌ای عمل کرده‌اند. نتیجه چنین وضعیتی این بوده که مردم افغانستان پیش از آن‌که به یک ملت واحد با هویت ملی مشترک تبدیل شوند، همچنان درقالب هویت‌های قومی باقی مانده‌اند. ما جغرافیای مشترک داشته‌ایم، اما هنوز نتوانسته‌ایم احساس تعلق ملی مشترک را به گونه پایدار و عادلانه نهادینه کنیم.طالبان آخرین و برجسته‌ترین نمونه یک حکومت قومی در افغانستان‌ است. شمار زیادی از سیاستمداران و روشنفکران پشتون تاکید دارند که طالبان نماینده این قوم نیست، اما نمی‌توان پایگاه اجتماعی و ساختار قدرت طالبان در جامعه پشتون را نادیده گرفت و از این رو وجهه قومی این گروه را کمرنگ دانست. در چنین شرایطی، طبیعی است که سایر اقوام و گروه‌های اجتماعی خود را در ساختار قدرت، تصمیم‌گیری ملی و سرنوشت کشور شریک نبینند. پیامد این وضعیت، افزایش فاصله‌های قومی، بی‌اعتمادی ملی، رشد تنش‌های سیاسی و در نهایت تضعیف ثبات و امنیت سراسری است.حکومت‌های قومی شاید برای مدتی با زور، سرکوب و فشار دوام بیاورند، اما در درازمدت با مقاومت اجتماعی و بحران مشروعیت مواجه می‌شوند. زیرا در چنین نظام‌هایی، قدرت سیاسی، منابع اقتصادی و فرصت‌های ملی در انحصار یک گروه خاص قرار می‌گیرد و دیگران به حاشیه رانده می‌شوند.در نظام طالبان، معیارهای شایسته‌سالاری، قانون‌مداری و شهروندی برابر جای خود را به وابستگی‌های قومی، زبانی، قبیله‌ای وایدیولوژیک داده است. دولت به جای آن‌که نماینده تمام ملت باشد، بیشتر نماینده یک قرائت قومی و ایدئولوژیک از قدرت است………….خواننده گان عزیزلابد خیال نه می فرمایند که بخشی از نوشته منسوب به جناب معاون صاحب احمد ضیأ مسعود را از این بابت نوشتیم که گویا عرائض مانرا درراستای وقت گذرانی خواننده گان باشیوه “نقل مطابق اصل ” در آورده ایم  تا بخوانند و فراموش کنند نخیر ! ما همچون توقعی از کسی نداریم فلهذا اگر امروزقسمتی از این مطلب منسوب به جناب احمد ضیأ خان را از صفحه فیس بک اش و ایضأ به درخواست ایشان که از خواننده گان مقاله خواسته بودند تا ادامه مقاله را درویب سایت  افغانستان انترنشنل بخوانند ما نیز اطاعت امر کردیم و به عنوان یک رسانه ای آزاد و متعهد به حقیقت و آزادی بیان تربیون نواندیشی به ویب سایت افغانستان انترنشنل  مراجعه نمودیم وبرآن دیدگاه خویش  را بصورت مختصر نگاشتیم . آقای ضیأ مسعود که شجرة النسب خود را به حیث برادرتنی به قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود پینه میزند
در بخشی از ین نوشتاری که با امضآ و دستخط مشارُالیه در صفحه فیس بک متعلق باوی و ویب سایت افغانستان انترنشنل به نشر رسیده است چنین می خوانیم : طالبان آخرین و برجسته‌ترین نمونه یک حکومت قومی در افغانستان‌ است. شمار زیادی از سیاستمداران و روشنفکران پشتون تاکید دارند که طالبان نماینده این قوم نیست، اما نمی‌توان پایگاه اجتماعی و ساختار قدرت طالبان در جامعه پشتون را نادیده گرفت و از این رو وجهه قومی این گروه را کمرنگ دانست. ! نه شد جناب معاون صاحب ؛ ما فکر می کردیم که جناب شما که برویت  تقسیمات مافیائی و استخباراتی در راستای  مشروعیت گیریی سیا سی از مبارزات استقلال طلبانه قهرمان ملی زنده یاد احمد شاه مسعود بیش از یک دهه به ظاهر در دومین مقام مدیریت جامعه افغانستان تشریف داشتید علت اضمحلال دولت شبه جمهوری اسلامی افغانستان را که نه جمهوری بود و نه هم اسلامی دریافته باشید تا تجربه های از آن شکست را برای نسل های بعدی افغانستان بازگو کنی و برویت آن خود به مقام شامخ بصیرت وعقلانیت رسیده باشی ولی به قول شاعر تو همان که ساکت بودی وساکت شدی !
زبان ما مو در آورد  که وقتی کسی یا فردی از اهالی یک قوم و قبیله  به نمائنده گی از آن قوم و آن قبیله به منصب رسانیده میشود در عصر حاضر چنین فرد بحیث نمائنده یا ” وکیل ” آن قوم یا قبیله بدون شک طی یک تشریفاتی هرچند سنتی مانند جرگه ومرکه انتخاب و تعیین میگردد و تمامی احادی ازآن قوم و قبیله نیزاز وکیل و نمائنده منتخب خود  درهرگونه شرائط به دفاع بر می خیزند
درحالیکه امروز در میان تمامی اقوام افغانستان روشنفکران و سیاستمداران وابسته با قوم پشتون بیشترین گروهی ازمخالفان طالبان را تشکیل میدهند البته ازاینکه طالبان بحیث یک پروژه استخباراتی کشور های منطقه بویژه سازمان های استخباراتی پاکستان با لغو قانون اساسی افغانستان و تمامی نهاد های ملی و مردمی متعلق با هرقوم و قبیله ای که بودند بر سرزمین سلحشوران افغانستان سلطه یافته است و طبیعی است که چنین فرایند تصؤرحکومت طالبان که به نظر ما حکومت نه بلکه یک شرکت امنیتی خصوصی بوده که ارتباط دادن آنها با  یک قوم خاص مانند پشتون را باطل می سازد .

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا