گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » مکثی برنوشته جناب محمد اکرام اندیشمند درباره خط دیورند !
مکثی برنوشته جناب محمد اکرام اندیشمند درباره خط دیورند !

مکثی برنوشته جناب محمد اکرام اندیشمند درباره خط دیورند !

جناب آقای محمد اکرام اندیشمند یکتن از نویسنده ها و فعالان نامور افغانستان در اخرین بخشی از مقاله اش که در صفحه فیس بک خود  بنام « دیورند» به نشر رسانده است  مضمون سوال خیلی دقیق به شرح ذیل نیز طرح نموده بودند: “سوال اصلی این است که زخم دیورند مدوا شود یا هم چنان ناسور و‌ ملتهب باقی بماند؟” این قلم در حالیکه جواب این سوال آغای “اندیشمند” را با یک کلمه که “بلی” باید زخم ناسور دیورند مداوا شود جواب میدهم، اما برای مداوای این زخم ملتهب و خونچکان نسخهء هم دارم که این نسخه را با طرح چندین سوال راهبردی برای بازپس گیری جغرافیایی از دست رفته به اساس عقل و خرد طرح و بعد جواب میدهم. سوال اول. آیا آن جغرافیا و سرزمین های آنطرف دیورند ملکیت دولت و حکومت افغانستان بود یا ملکیت هموطنان عام ما که در انطرف خط دیورند زندگی دارند؟ سوال دوم. آیا ما مردم افغانستان خصوصآ سیاسیون ما از پاکستانی ها جغرافیا و خاک دعوا میکنیم یا قوم های ما که آنطرف سرحد زندگی دارند نیز؟ یا هر دو هم خاک دعوا داریم و هم قوم های خود را؟ سوال سوم. هرگاه آن جغرافیا یا سرزمین ها ملکیت دولت و حکومت افغانستان نبوده بلکه ملکیت مردم عام افغانستان بود پس هر وجب آن خاک مالکین دارد که با همه آن زمین ها، باغات و جایداد ها همانطرف خط زندگی دارند آن مالکین اصلی آن سرزمین که فعلآ تبعه پاکستان هستند میخواهند دوباره با تمام جایداد ها و زمین های خود به افغانستان بپیوندند؟ اگر آن همتباران و بچه های کاکای ما میخواهند با آن جایداد ها و زمین های خود با ما بپیوندند پس حاجت جنگ و دشمنی با پاکستان ندارد آنها بیرق های افغانستان را به فراز خانه های شان بلند کنند شناخت کارت های پاکستانی خود را حریق کنند و نعره تکبیر گویان اعلان کنند که ما جز خاک افغانستان بودیم و حالا هم دوباره جز افغانستان با برادران ساکن افغانستان خود یکجا می‌شویم. بسم الله، الله واکبر گپ خلاص میشود،

و اگر آن پسران کاکای ما حتی ما را سیال خود هم نمی‌گیرند پس کمی سر خود را در گریبان خود بیاندازیم و از اهداف سیاسی گروهی، قومی خود بگذریم و بیشتر از این باعث تحریک و دشمنی با نظامیان لعین و خبیث پاکستانی نشویم. نظامیان پاکستانی نیم قرن است گاهی بنام اسلام در خطر است و گاهی به این بهانه و گاهی آن بهانه توسط تفنگداران خود ما مکاتب ما را حریق و تخریب میکنند، نیم قرن است که توسط تفنگداران خود ما معلمین و متعلمین ما را به قتل میرسانند، نیم قرن است که توسط تفنگداران خود ما همه زیربنا های ما را تخریب میکنند، دیگر بس است به لحاظ خدا! جالبتر اینکه! هم ما با پاکستانی ها پیشنهاد “فدریشن” سازی میکنیم و هم از آنها خاک دعوی میکنیم. نقد و نظر عاقلانه بدون ابراز احساسات با جبین باز پذیرفته میشود 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا