عموم اندیشمندان و متفکران در تعریف مقوله *زمان*که ما اینهمه با ان عادت کرده ایم و انرا بدیهی تلقی مینماییم خود را عاجز میدانند و نتوانسته اند به معنی نهایی و فصل الخطاب ان دست یابند.سنت اگوستین قدیس میگفت من که اینهمه معنی زمان را خوب میدانم و دران شکی ندارم وقتی میخواهم انرا تعریف کنم ازان در می مانم.ما معمولا زمان را با عقربه ساعت و حرکت ان از یک نقطه به نقطه دیگر شناسایی کرده و زندگی روزمره خود را با ان تنظیم می کنیم یا انرا در مقیاس حرکت و مکان تشخیص میدهیم. این همان زمان ساعتی و تقویمی است که ما زندگی خود را با ان تنظیم نموده ایم.اگر عنصر انسان را از زمان برداریم زمان دیگر مفهومی نخواهد داشت.شناخت زمان در مقیاس انسان یعنی اگاهی و احساس انسان معنی پیدا میکند که متفکران انرا *زمانروانشناختی*مینامند که
هنری برکسون انرا بخوبی تبیین نموده است.زمان در هر سوژه یا موجود انسانی بگونه متفاوت از سوژه دیگر می گذرد.هر نفسی زمان را بگونه ای احساس میکند.ایا زمان بر مردم فلسطین و لبنان و انهاییکه شب و روز خود را در کاباره های دوبی،ریاض و لاس ویگاس میگذرانند یکسان می گذرد؟ایا زمان انکس که فرزندش در بمبارانهای بیوقفه اسراییل زخمی گشته و نفس هایش در بستر بیمارستان،اگر بیمارستانی میسر باشد،به شماره افتاده است و مادرش هر لحظه برای بازگشتن او به زندگی قیامتی را تجربه میکند با زمان زمامداران مرگ افرین کاخ سفید یکسان می گذرد؟
اگر انسانها نو نشوند زمان هرگز نو نخواهد شد . حرکت عقربه ساعت و تقویم برای کسانیکه هر لحظه دوزخ را تجربه میکنند معنی نخواهد داشت سالها،روزها و ساعات زمانی مبارک خواهند بود که انسانها مبارک شوند و به مبارکی عمل کنند.تبریک دادن های رایج سال نو به یکدیگر در میان مردم انهم بصورت کاملا مصنوعی و سرسری خیلی دلبد کننده و بی محتوا می نماید.در هیچ زمانی به اندازه زمان ما انسان اینقدر مصنوعی و تقلبی نشده بود کنولوژی بویژه تکنولوژی نظامی و ارتباطی هرچه بیشتر مدرن تر و انسان هرچه بیشتر بدوی تر وخشن تر میشود.این سیر انحطاطی بشارت از اینده مبارک نمیدهد.مردم در همین شهر کوچک ما به مناسبت تجلیل سال نو در ظرف چند ساعت چند میلیون دلار را صرف اتشبازی نمودند که این پول میتوانست جان هزاران انسان گرسنه و بیمار را در نقاط دیگر جهان نجات بخشد.در هیچ زمانی اینقدر انسان بی معنی و پوچ نشده بود.همین نوع اصراف بی معنی در کشور های ما بنام شعایر دینی صورت می گیرد.جهان زمانی مبارک خواهد شد که انسان مبارک شود.معنی انسان را همه میدانیم،انسانیت یعنی فاصله گرفتن از بربریت.برای نو شدن و مبارک شدن سال و ماه و روز انسانها باید نو شوند،نو شوندگی هرلحظه در مسیر انسانیت و دوری از بربریت.
انگونه که سنایی میگوید هر شبی کان زمانه بر تو شمرد
روزی از زندگانی تو ببرد در رخ ماه نو کسی خندد
که ازو سود و مزد بربندد پس تو باری چرا نگریی خون
کت ازو جان کم است و دام افزون غافلان خفته زیرکان نالان
خر بنالش سزاتر از پالان عاقلان را چو روز معلوم است
که شب و روز غافلان شوم است
چون به منزل رسید مرد از راه
از ره رفته بس شود اگاه
عمر کوته چو عمر مور و مگس
امل افزون ز عمر ده کرگس

وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید