گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » عیاری به لقأ الله پیوست !
عیاری به لقأ الله پیوست !

عیاری به لقأ الله پیوست !

در ژرفنای تاریخ بشر آخرین ایستگاه  مرگ  نامیده میشود از قابیل حرکت می کند ، ابراهیم با پتک خود به جان  بت ها می افتد ؛ ابراهیم بت شکن لقب میگیرد و سرانجام با لقب بت شکن جان به جان آفرین می سپارد .  بت که مظهر اسارت انسان ، نمادی از بردگی فکری و مادی نامیده شده و انسان در گردنه ای از هذو حرص خود در اسارت آن می افتد و جنگ میان ارزش ها آغاز می شود ، قدرت تجلی میکند و سپس کورمیشود و تا سرحد مطلق گرائی پیش میرود. زنده یاد محمد عثمان که به لقب سلطانی سرگردان نیز یاد می شد دربخشی ازاین جنگ و مبارزه بارسنگین امانت را با همه دشواری هایش بردوش گرفته بود و آنرابا تمامی توانش حمل میکرد او یک مظهربرای نسل نوی بود که مبارزه با استبداد و تحجر مذهبی را در مکتب عدالت خواه اسلام آموخته بود و دراین راه شکنجه ها ی باستیل معروف پلچرخی را نیز با صبر و عقلانیت تحمل نموده بود

اما امروز آسمان خطه اندیشه وفرهنگ خون می گرید، کوهپایه های هندوکش در ماتم عمیق فرو رفته است، سنگرهای طنز و قلم  که نقش پای او را در دل خود نقش دارد، درسوگ عظیم نشسته اند، آسمان آرزوهای مردم قهرمان افغانستان، سوگوار مرگ خونین مهتاب است؛ مهتابی که در شب سیاه درخشید، ملت افغانستان لباس سیاه ماتم پوشیده است و فرشته گان خداوند شال عزا بر سر نهاده اند. روح پر فتوح  دیگر به خیل شهیدان پیوست و جاودانه شد. او رفت و در آسمان ابدیت پرکشید اوکه همیشه طنز می نوشت و خود نیز  اجرأ میکرد وارث درد و رنج تاریخی مردمش بود؛ همان مردمی که در امتداد تاریخ این گورستان آرزوی شان، در شعله های ستم سوخته اند و در زیر شلاق استبداد جان داده اند. او فریاد در گلو خفته ی تمام ستم دیدگان و مغضوبین این سرزمین بود که در گستره تاریخ این سرزمین در شراره های ستم سوخته اند و خاکستر شده اند. آری او تبلور اراده و شهامت ملت قهرمان افغانستان بود که در دشوارترین لحظات تاریخ این سرزمین از دل آرزوهای مردم با زبان طنز دژ مستحکم عدالت را در مقابل سنگین ترین تهاجم دشمنان این وطن فریاد کشید . وبا زبان طنز از عزت و شرافت مردمش دفاع کرد.
اوکارش را از انتشار مجله ای بنام زنبیل غم آغاز نمود و بانوشتن طنز های ادبی ، سیاسی و فرهنگی با مطبوعات مختلف همکاری را آغاز کرد . برای زندگی روزمره و معیشت اش کار تاکسی رانی میکرد وبدین سان میتوان گفت که کف دستان اش به  خود وخانواده اش آذوقه میرساند معروف ترین برنامه  انتقادی اش بنام تلک بوده که در دوران رژیم جمهوری اسلامی افغانستان از تلویزیون خصوصی نورین نشر وپخش میگردید . آخیرأ که با سلطه  طالبان بر افغانستان علی الرغم زمینه های که برای مهاجرت برایش مساعد بود وطن را ترک نه کرد و ناظر بر عملکرد طالبان در برابر ستمدیده گان و درمانده گان بود .
حتی وی به فکر بیماریی خود نیز نبود زیرا از نظر وی نه میتوان در حالیکه همه کشور بیمار و درمانده است تنها  به فکر علاج مریضی خود گردید  . تا اینکه در وجود اش آثاری از یک درد هویداشد که نه میتوانیست با معالجه های سطحی درد ها التیام پیداکند لهذا نا گزیر عازم پاکستان شد که با دریغ و درد پزشکان ودکتوران بیماری اش را سرطان خون تشخیص دادند و سرانجام به اثر آن بیماریی مهلک جان به افریده گار سپرد . مرحوم
عثمان سلطانی که بنام فتح خان تونگه ایی با تربیون نواندیشی همکاری میکرد برای مدت طولانی جایش در میان همکاران ما خالی خواهد بودهمه همکاران نواندیشی بویژه سرپرست این تربیون مرگ جانسوز وی را یک ضایعه برای فرهنگ افغانستان می خواند و از پروردگار بزرگ  برای زنده یاد سلطانی بهشت برئن وبرای خانواده اش صبر جمیل ارزومیکنیم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا