گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » تکفیـــر و انگــــیزه تــــرورهـــا !
تکفیـــر و انگــــیزه تــــرورهـــا !

تکفیـــر و انگــــیزه تــــرورهـــا !

در دوران طفولیت از بزرگان روحانی خانواده شنیده بودم ، که هرگاه قتل یک انسان صورت میگرد ودر آن وقت باران هم می بارد ، شریک قتل حتی دانه های باران است که نتوانسته مانع ان قتل گردد .در قتل مولوی منیر شاکر و هزاران قتل دیگر ، تنها شخص ضارب و انجام دهنده قتل را نباید قاتل خواند ، در همچو اعمال دست ها ، زبانها ، افکار و بیانات هزاران انسان دیگر عامل , انگیزه و شریک در تحریک قتل میباشد .افراد در ظاهر حلیم و بالانشین مثل موسیچه های بیگناه جهت اهداف سیاسی خود , دین را وسیله شهرت و قدرت خود خواهی نفس وبرتری جویی بر دیگران ورد زبان و افکار خود ساخته اند ولی در تکفیر، تجرید ، تحقیر و کم زدن انسانها از آیات واحادیث طوری استفاده گستاخانه میدارند که در نزد عوام بلا تشبیه جانشین خالق هستند همچو انسانها خود را داور منازعات میدانند، انها حتی خود نمی‌دانند که این ناز و تمکین و دست بوسی وتمجید که از شسته شدگان مغز ها حاصل میدارند نه دین است نه عقیده ونه ایمان بلکه فتنه بزرگ است که چهره حقیقی اینها را هم خود انها وهم اکثریت انسانها نمی‌توانند ببینند.عده محدود انسانها استعداد و توانائی بیرون شدن از زیر باره مغزشویی مفتن را دارند. بطور مثال مولوی منیر شاکر یکی از ان استعداد های بود که ایمان و دینداری حقیقی وی در امر بیان حقیقت و واقعیت های اجتماعی واستفاده های ناجایز از نام دین بود .

پس قاتل مولوی منیر شاکر و قاتل هزاران انسان مظلوم که تکفیر ، تحقیر و تجرید میگردد آن قاتل مستقیم در وقت انجام قتل نیست بلکه انهای هستند که در منابر دین با عدم مسؤلیت وجدان وعدم دانش فلسفه رئالیسم زندگی انسان وبا عدم درک و عدم روانشانسی فقط وفقط از صبح تا شام کار نمی‌کنند و خودرا در لابلای چند کتاب دینی لم داده اند واز انجا فتنه های تفریق اجتماعي را جهت تحریک و تشویق قاتلین پیدا کرده وبا زبان شرین دینی انرا توضیح ، تشریح و تحمیل بر افکار انسانها میدارند واز از حاصل کار پیروان نان میخورند و نفقه حرام کمایی میدارند وعده تیز هوش تر از دیگرانش، از انجا دست رسی به قدرت و تجارت نیز می یابند!تحریک احساسات قاتل در جای است که اصلآ باور انسان نشود ، تحریک احساسات قاتل اصلآ در کلمات وافکار است که قاتل اصلآ آگاهی ندارد که در عقب این جنایت ملا و مولوی نفس پرست و سیاست مدار قدرت طلب نهفته .
بطور مثال از یکی از  قاتلین انورسادات مصر  در محکمه قاضی سوال کرد: “چرا انور سادات را به قتل رساندی ؟قاتل جواب داد: ” سادات کافر شده بود و اعمال کفر را انجام میداد” .قاضی سوال کرد:”تو از کجا میدانی که وی کافر شده و کدام اعمال وی کفری بوده”؟قاتل جواب داد: “مردم می‌گویند و در کتاب‌ها نوشته شده” .قاضی سوال کرد :”تو ان کتاب ها را خواندیی”؟قاتل جواب داد:” نه من سواد ندارم ان کتاب را نخوانده ام ولی از مردم شنیدم” .شاید این داستان محکمه قتل انورسادات سمبولیک باشد ولی در عمل دیده شده که سادات تسلیم بر خواهشات صهیونیسم در منطقه نبود ودر جنگ شدید عملی منحیث معاون جمال ناصر در جنگ با دشمن قرار گرفت .اینکه کیها ناصر و انورسادات را تکفیر نمودند معلوم است ، همان افراد با همان اندیشه وبا همان اسباب مولوی منیر شاکر ، مولوی نیازی، استاد ربانی وحتی در
دوران جهاد در شهر پشاور و هجرت معلم دین و استاد تفسیر وقرآن حاجی محمد امین فروتن که بخاطر اسلام ودین در زندان پلجرخی بر علیه کفر و کمونیزم مبارزه اسلامی میکرد، در نزد شوروی و نظام کمونست دست نشانده زندانی شده بود، بعد آزادی از زندان  در محیط جهاد وهجرت برای تحکیم حکومت اسلامی تلاش داشت وی هم مانند جمال ناصر ، مولوی منیر شاکر ، مولوی نیازی وصدها عالم و دانشمند که به مزاح ملا و مزاح افکار قدرت طلبان چوکی طلب دنیا بنام دین جور نمی امد آنها باید توسط عوام و توسط افراد احساساتی و خون گرم ناخود اگاه دستور به قتل میشدند.
برای قاتلین انگیزه داده میشود وآنها در سازمانهای تروریستی نا خود اگاه جذب میگردند ولی قتل انسانها از مرجع دستور و تاید میگردد که قاتل مستقیم از اهداف نفسی انها قدرت درک وآگاهی ندارد .انتحاری های افغانستان بیشتر مردم ملکی ، زنان و اطفال غیر محارب را با خود کشت ولی کسانیکه در عقب ان مغزشویی ها قرارداشتند و دستور جنگ وقتل را صادر میکردند ، امروز مثل خانواده انتحاری و خانواده های شهدا ملکی در فقر ورنج قرار ندارند ، انها در قصر های بدتر از فرعون در. تجمل دنیا وقدرت بدون نام عدالت زتدگی دارند.اینها هستند که در عقب پرده مانع روشنگری و تحرک آزادی خواهی حقیقی انسانها هستند .در بسیاری موارد باید متوجه بود که بدون آزادی بیان نه دین واقعی میتواند در بین اجتماع انسانی تبارز کند و نه حکومت وسیاست واقعی ميتواند موجودیت حاصل کند .آزادی بیان هم مثل انسان روشنگر ترور میگردد ، آزادی بیان مانند انسانهای بیدار کننده و روشنگر ارزش دارد ، این ارزش ها باید ترور و محکوم گردد وبرای انسان کلمه تکفیر وبرای آزادی بیان کلمه :افسارگسیخته، بی بندوبار مهارگسسته،  بی‌نظم خلاف دین وشریعت ، سرخود و خودکامه گفته انرا تکفیر و ترور میدارند .سر انجام هم قاتل و مفتن از عقب منبر دین و هم سیاست مدار صاحب قدرت همه در نزد الله متعال خالق هستی فنا میگردند و فقط قاضی حقیقی و آگاه از هر  خواهش نفس و هر خودسری ها و بی بندوباری ها و نفس پروری ها انسانها بر مقام قضاوت و عدالت قرار داشته و فتنه  تحریک، تکفیر و تشویق قتل های فردی و جهانی عمومی را بر قضاوت میگرد .بسا قاتلین مستقیم که عمل زشت قتل را انجام داده و در ان عمل زندگی خودش نیز برباد گشته ، واین ترور دو جهته انسان ریشه و سر نخ در آنجایی دارد که عالی جنابان هنوز هم فخر فروشی و مردم فریبی در لباس مورال ، و روحانیت کاذب دارند .
در عصر حاضر در کشور آلمان یک عده از قاتلین به ظاهر پاک دامن به ظاهر روحانی حرکت تکفیری را بر ضد نادر کبیری مرد با محاسن سفید و شخصیت اگاه سیاسی که عمرش را در مبارزه و جهاد سپری کرده ولی برای روشنگری و بیداری عوام خودرا قربانی دست واعمال مفتن های بالانشین برای عزت و سربلندی مسلمانها ساخته، همان شخصیت صادق نادر کبیری فتوای کفر بر چسپ میگرد و عده از طرف داران قتل وترور ها تحت نام مدافعان کاذب دین بخاطر رقابت های چوکی، شهرت وقدرت با خوش خدمتی و تملق بر مقامات صاحب قدرت از فرد آغاز وبه حرکت گروهی وتحریک احساسات جمعی میخواهند نادر کبیری را مثل مولوی منیر شاکر به قتل توسط عوامی برسانند که ان عوام سرنخ خودرا پیدا نتواند که در عقب این قتل وجود وی را کدام دستگاه مفتن فکری تحت تاثیر قرارداده .از محترم سید خبیب سادات صاحب باید قدر دانی نمود که ایشان جهت خاموشی این فتنه کنفرانس تفاهم و تقابل افکار را در فرانکفورت با همکاری مؤمن صلح جو حقیقی روحانیت بر گذار نمود و این آتش  فتنه و جهل شعله‌ور را برای زمانی خاموش ساخت و نادر کبیری را از فتنه تحقیر ، تجرید اعتبار اجتماعی اعاده حیثیت و کرامت انسانی نمود، اما هیچ کس متوجه آن نبود که تکفیری های مفتن وتحریک قتل ها در فکر ترور شخصیت و ترور جسمی خود سید خبیب سادات صاحب شدند و تا توانستند دسیسه تخریب و تجرید وی را جستجو کردند .اما از اینکه سادات صاحب توکل و ایمان راسخ و اعمال خیره ودارای علم و تقوا هستند ، خاک خشک تکفیر بازان و محرک قتل های نا خود اگاه بر دیوار چسپ نکرد .نادر کبیری اعاده حیثیت گردید ، حال باید متوجه بود که خاموش نمودند فتنه و مانع تکفیر وتجرید منجر به قتل را هر انسان میتواند مانند سید خبیب سادات اغا مانع گردد در صورتیکه جهت نادان تکفیری های در ظاهر روحانی را با حکمت علم و تقوا ، با حکمت مردم داری و ایمان خنثی سازد.ارزومندم که این نوشته بنده که محصول تجارب عملی مبارزه وسیاست و برداشت های درونی خداشناسی و تشخیص از فتنه گران و ریا گران روحانی کاذب است بتواند در افکار عمومی برای توحید پرستان و ترقی خواهان بشریت دلیل بر خاتمه اشتراک در تکفیر و خاتمه قتل های تحریک احساسات سیاسی باشد.خداوند ظالمین مفتن را چنان هدایت کند که درد خانواده های مقتول و رنج خانواده های قاتل را خود انها احساس کنند واز هر نوع فتنه در تشریک مساعی جمعی از باند بازی و گروه بازی های فردی و اجتماعی وروحانیت کاذب دوری کنند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا