گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » گزارشی ازکنفرانس فرانکفورت!
گزارشی ازکنفرانس فرانکفورت!

گزارشی ازکنفرانس فرانکفورت!

موقعیت نزدیک هوتل به فرودگاه فرانکفورت،Vienna House Easy by Wyndham Frankfut Airport Am Weiher 20-65451اتاق های مرتب و راحت، غذاهای وطنی، چینش میز سالن کنفرانس همه نشان میداد که میزبان های کنفرانس مثل دوران صلح مدیریت و مهمان نوازی تا کم بودی نباشد.جمعه شب (۲۶ جدی ۱۴۰۴) در فرودگاه با انجینر صاحب میثاق و جناب همایون تاچ همراه شدیم، به محض ورود به لابی هوتل، متوجه شدم که حضور وطن داران فضای شاد آفریده است. جناب ضعیفی رئیس «جریان اعتماد و ثبات افغانستان» و تیم همراهش تلاش میکند از همه مهمانان به وجه احسن پذیرایی نمایند.تعدادی از مهمانان در لابی هوتل مشغول گپ و قصه های انباشته شده آواره گی بودند و تعدادی هم مصروف صرف غذای شب و نوشیدن چای بودند.ساعت ۹ صبح شنبه ۲۷ جدی ۱۴۰۴ وارد سالن کنفرانس شدم، تیم تخنیکی مصروف کار بودند، مساحت تقریبی سالن کنفرانس را در ذهنم ۲۰۰ متر مربع برآورد نمودم. در وسط سالن ۴ عدد بلندگوی بزرگ بود و اطراف آن فضای خالی برای فیلم بردار در نظر گرفته شده بود. میز های زیادی کنار هم ۴ طرف سالن چیده و با تکه های سفید پوش شده بود. پشت میز ها چوکی های مهمانان بود و برای هر دو نفر یک گل و دو شیشه آب آشامیدنی و۲ شیشه آب سیب و دو تابلیت نعناع (بو گیر دهان) گذاشته بودند.کنفرانس بخاطر تاخیر حضور مهمانان با چند دقیقه تاخیر شروع شد. مجری جوان، خوش صدا و خوش صورت حامد نوری برنامه را با یک مقدمه ۲ دقیقه ی بسیار زیبا و پرمعنی و تلاوت قرآن کریم را آغاز نمود و زمام کنفرانس را به بزرگان سپرد.

دکتر صاحب ضعیفی با حمد و ثنا خداوند آغاز نمود و به زبان پشتو مهمانان را صمیمانه خوش آمدید گفت و با همان زیبایی بزبان فارسی اوضاع افغانستان و جهان را تحلیل نمود و مجموعه سخنانش مستند، محکم، مستدل و متین بود و فقط ده دقیقه زمان را در برگرفت.بعد از آن دکتر صاحب پرویز‌ آرزو به شرح برنامه دو روزه کنفرانس پرداختند و با زبان شیوا و ادیبانه مطالب را بیان نمودند. در پایان گپ های دکتر آرزو دکتر صاحب ضعیفی از صندلی خویش با مهمانان گپ زدند و گفتند که ما دیشب با مشورت هم این بزرگواران برای اداره کنفرانس علمی برگزیده ایم، آنان را معرفی میکنیم اما اگر کسی و کسان دگر خود را کاندید میکنند میتوانیم رای گیری نمائیم. اکثریت به خاطر استفاده بهینه از مباحث به هیئت برگزیده شده رضایت دادند و کنفرانس آغاز شد.دکتر مسعود ترشتوال رئیس مجلس، استاد قدریه یزدان پرست مدیر دارالانشاء همراه با هیئت همراه شان، بانو فریده امیری و یک نفر دگر مدیریت وقت کنفرانس را بدست گرفتند. همه کار ها مطابق برنامه پیش میرفت مقاله ها اکثرا تحقیقی بود و تعدادی از مقاله ها بار علمی قابل تمجید داشتند. من به خواننده های این سطور مژده میدهم که تمام این بیانیه ها از طرف جریان اعتماد و ثبات افغانستان نشر می شود، من فقط نام سخنوران را همانگونه که در آجندای کنفرانس آمده باز نویسی میکنم:
با تشکر و قدر دانی از مهمان نوازی ها و مدیریت ستودنی «جریان اعتماد و ثبات افغانستان» و معذرت خواهی از اشتباهات احتمالی در نوشتن گزارش، به احترام تقاضای تعدادی از شخصیت های اشتراک کننده در کنفرانس متذکره بیانیه ام را نشر میکنم و منتظر نقد، نظر و تبصره مخاطبان گرامی هستیم.
عرض ادب و احترام دارم به شما بزرگواران و تشکر میکنم از جریان اعتماد و ثبات افغانستان. «مقایسه دو مدیریت» سیر ایست به گذشته در جهت روشن شدن آینده و باز گشت به ادبیات قبل از جنگ که در این نوشته گام اول برای ساختن آینده فرض شده است.حاضران این مجلس مصداق گفته ی معروف «چه خوشست آن نگاری که سخن نه گفته باشی به سخن رسیده باشد» میباشند بنائا این مختصر فهرست گونه ارائه میشود. خواهشم از مخاطبان اینست که با تأمل و شکیبایی بذل توجه نمایند. زیرا هدف مقاله نجات از بحران باتلاق گونه ی است که تاکنون تلاش های بسیار در ان غرق شده. یقینا بزرگواران با ابراز نظر و نقد این گام آغازین را پخته تر می سازند.
درکتاب معروف “جمهور” اثر افلاطون از قول سقراط آمده: چون تنها فلاسفه علم به عدالت مطلق وکلیه حقایق ثابته دارند، آنانند که اصول قانون گذاری و حکومت را میتوانند چنانکه شاید و باید درک کنند و چون عاشق حقیقت اند بالضرور همه محسّنات را نیز مانند سرعت فهم، همت شهامت و اعتدال دارا هستند بنا بر این تنها آنان را می توان شایسته زمامداری دانست. ۱صدق این گفته را ما با جان و مال تجربه نمودیم. تلخی این تجربه و عشق به حقیقت وادارم نمود، نگاه فارغ از احساسات رایج زمانه به طرز اداره ی دوران امنیت افغانستان (قبل از کودتای هفتم ثور۱۳۵۷) و دوران ویرانی بیندازم. به آن امید که باعث کاهش آشفته گی های ناشی از جنگ گردد و گام کوچک در جهت وحدت ملی باشد.مدیریت؟: کلمه عربی است معادل فارسی آن گردانش و گرداندن است. مدیر مدبّر یعنی گردانند توانا و لایق.۲ مدیریت واژه ایست که بار سنگین پیشرفت آدمی را برای اصلاح فرد و جامعه در پهنای زمین و درازنای تاریخ به عهده داشته است. عصر مدرن و فرا مدرن ثابت نموده که مدیریت سالم مهم ترین وسیله ی صعود بشر، به قله های رفیع ترقی است، به همین دلیل است که دولت مردان ژرف اندیش و مسئولیت پذیر بیش از همه برای رشد مدیریت و انسجام قوای بشری تلاش میکند. با این تلاش ضمن ارج گذاری به مقام انسان و لیاقت انسانی زمینه ترقی و رفاه ملک و ملت را آماده میسازند.
ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ و واﻻﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻛﻪ تارو پود ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌـﻪ را می سازد، ﻓﺮﻫﻨﮓ آن ﺟﺎﻣﻌﻪ است. به بیان دگر ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫـﺮ ﺟﺎﻣﻌـﻪ، هویت و موجودیت آن ﺟﺎﻣﻌـه را ﺗﺸﻜﻴﻞ میدهد و از انحراف جلوگیری میکند. ﺑﺎ اﻧﺤﺮاف ﻓﺮﻫﻨﮓ، هرچند ﺟﺎﻣﻌﻪ از بعد های اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﻴﺎسی، ﺻـﻨﻌتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، پوچ و میان تهی است. اﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ ی دچار انحراف شد، جامعه به سوی سرازیری سقوط خواهد رفت و ظلم و طغیان به اشکال مختلف آن جامعه را فرا میگیرد. ۳به این دلیل علما و مدیران زمان صلح با تیز نگری و ژرف اندیشی همیشه درصدد اصلاح فرهنگ بودند و این کار را در عمل و گفتار توأم اجرا می نمودند. خانه ی ایشان محل رفت و آمد فقرا، مستمندان و اغنیاء بود که دور یک سفره می نشستند و به درد های مستمندان جامعه گوش میدادند.وقتی حاکمی مهمان یک شخصیت صاحب نفوذ می شد، ده ها مستمند و شاکی نیز حضور میافتند و عرایض شان را در سایه پربرکت مدیران جامعه به حاکم و قاضی بدون هیچ اتلاف وقت و تشریفات اداری میرساندند. حاکم و قاضی که فرهنگ « با دوستان مروت و با دشمنان مدارا» نسل اندر نسل در خون شان جاری شده بود با اشتیاق به عرایض ترتیب اثر میدادند چونکه انسان بودند و پاسداری از انسانیت را وظیفه شان میدانستند.مدیران اجتماعی دوران صلح و امنیت عمیق فکر میکردند و با صراحت و اطمینان سخن میگفتند. در منازعات تسامح و تعادل را بهترین راه حل میدانستند. معضلات اجتماعی را در ظرف زمانی و مکانی آن ارزیابی نموده و مطابق اقتضای زمان و مکان در جهت اصلاح امور گام های سنجیده و متین بر میداشتند.
فرهنگ اداری زمان صلح و امنیت افغانستان مبتنی بر پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بود و مشکلات جامعه را با همین فرمول حل می نمودند و گام های آهسته و پیوسته و بسوی ترقی بر میداشتند. آنان میدانستند که بدون رضایت فقرا، نه خواب راحت دارند و نه زندگی شان حلال است لذا حل منازعات را ریشه ی انجام میدادند و با گذشت بزرگواری برخورد می نمودند. به تلخیص سه نمونه توجه فرمائید:یکی از معاصران محی الدین انیس از قول او میگوید: در نخستین شماره های روز نامه انیس بر وزارت مالیه انتقاد کردم، ساعت نه شبانگاه همان روز بود که اتاقم آهسته، دق الباب شد. از فرد که پشت در بود خواستم داخل بیاید، مردی با چپن شغنانی سفید وارد شد، در نور کمرنگ چراغ نتوانستم او را بشناسم، به نشستن دعوتش کردم. او سر صحبت را باز کرد و گفت:‌ مرا میشناسی؟ گفتم نه لطفاً خود را معرفی کنید. گفت: من وزیر مالیه هستم.دوباره با او دست دادم و مجددا خوش آمدید گفتم و علاوه نمودم تعجب میکنم که شما به این اتاق تاریک و محقر من تشریف آوردید. گفت بلی من نوشته شما را خواندم، هم خوشم آمد و هم گلایه مندم ساخت. بنا براین خواستم از نزدیک ببینیم. می توانستم به حیث یک وزیر شما را پیش خود بخواهم مگر نخواستم عزت و مناعت نفس شما را جریحه دار سازم پس خودم آمدم که از نزدیک باهم صحبت نمائیم. گفتم مهربانی میکنید! گفت توصیه من اینست که شما به حیث یک نویسنده اول خود را به موضوع وارد سازید و بعد انتقاد کنید، انتقاد شما بر وزارت مالیه بی مورد بود اگر چند روز مسئولیت این وزارت را بر شما محول سازند آنوقت قبول خواهید کرد که این انتقاد دقیق و درست نیست. من میتوانم نشرات شما را متوقف سازم مگر این کار را نمیکنم، بر عکس به شما مساعدت میکنم، بعد دستمالی را که پیسه در آن پیچیده بود به من داد و گفت: این پنج صد پوند است اگر بازهم ضرورت داشتی با تو کمک میکنم، مگر توقع من اینست که در نوشته هایت اعتدال را مراعات نمائی. خندیدم و گفتم:‌ این پیسه در واقع لگام ایست که به دهن من میاندازید، هیچ گاه این لگام را پذیرفته نمیتوانم و بسته پول را مسترد کردم. وزیر مالیه مرحوم گفت: حرکت تو در برابر شیوه من عادلانه نیست قبلا یاد آوری کردم که میتوانم جریده شما را معطل سازم، در این صورت لگام زدن در بین نیست.من در این قسمت با شما همنوا هستم مگر شما هیچ وقت اعتدال و میانه روی را از دست ندهید.وزیر مالیه خدا حافظی کرد و من با آن پول ها که باید کمک مطبوعاتی بدانم حوایج ضروری خود را برآورده ساختم.۴سید مخدوم رهین از قول استاد خلیل‌الله خلیلی: ساعت چهار صبح؛ طنینِ کوبیدنِ درِ، سکوت سحرگاه را شکست. با نگرانی بیرون رفتم تا ببینم در این وقتِ صبح چه خبر است، راننده ارگ را دیدم که ایستاده بود؛ گفت: «اعلی‌حضرت شما را خواسته‌اند» با عجله لباس پوشیدم و روان شدم. وقتی به حضور پادشاه رسیدم، ایشان را بسیار پریشان و متأثر یافتم.پرسیدم: «اعلی‌حضرتا، خیر باشد؛ در این وقتِ صبح چه اتفاقی افتاده که چنین نگران هستید؟شاه با اندوه پاسخ داد: «جوانی در چاریکار، پسر کاکای خود را به قتل رسانده است. حالا مادر مقتول بر اجرای حکم قصاص پا فشاری میکند و من باید حکم اعدام را امضا کنم. یک جوان کشته شده وحالا جوان دیگری در آستانه مرگ است. طاقت امضا این حکم را ندارم؛ بیا برویم چاریکار، شاید بتوانیم دل آن مادر داغ‌ دیده را به دست آوریم واز قصاص منصرف کنیم.بی‌آنکه به مقامات محلی یا اراکین حکومتی خبر بدهیم، به چاریکار رفتیم. پس از جست ‌وجو، خانه ‌ی مقتول را یافتیم. شخصی در را باز کرد؛ پادشاه به او گفت: «به مادرِ مرحوم بگوئید که محمد ظاهر آمده است» آن شخص که پادشاه را نشناخته بود، گیچ ماند. من پیش‌ قدم شدم وگفتم: «بگو اعلی‌حضرت پادشاه آمده‌اند»اهالی خانه با حیرت وعجله ما را به داخل بردند. در وسط اتاق، تنها صندلی موجود را برای پادشاه گذاشتند. شاه به من رو کرد و گفت: «شما نیایید؛ می‌ خواهم خودم به تنهایی با این مادرِ داغدیده صحبت کنم»تقریباً یک ساعت گذشت. نگرانی‌ام باعث شد آهسته وارد اتاق شوم. صحنه‌ ی که دیدم تکان‌دهنده بود: پادشاه روی زمین نشسته بود و مادر داغدیده را بر روی صندلی نشانده بود. هر دو به شدت می‌گریستند. در همان لحظات، آخرین جملات پادشاه را شنیدم که می‌گفت: از تو سپاسگزارم که حرفم را بر زمین نگذاشتی و از قصاص گذشتی. دولت خون‌ بهای فرزندت را می ‌پردازد و من اکنون با خاطری آسوده به کابل باز می‌گردم» ۵این روش پاد شاه ما بود وبخون انسان چنین بهایی قایل بود. او میدانست که: کشتن یک نفر مساوی با کشتن یک خلق وزنده نمودنش مساوی با زنده نمودن یک خلق است.۶ بتاریخ ۳۱ جوزا ۱۳۴۳ اعلا حضرت محمد ظاهر شاه برای مراسم رسمی مراسم افتتاح دانشگاه کابل وارد محوطه دانشگاه شد. دوران سلطنت ظاهر شاه دوره از صلح و پیشرفت برای کشور بوده است. او به پیروی از پدر مرحومش نادر شاه که بنیان گذار دانشگاه بود در گسترش نهاد های تحصیلی نقش مهم ایفا کرده است.پاد شاه در سخنرانی خود گفت: استادان و نسل جوان جامعه هر روز در حال آموختن هستند. توانایی کشور برای توسعه یافتن و رسیدن به جایگاه خود در میان کشور های پیشرفته به آنان وابسته است. آنان مسئولیت بزرگی در کمک به حفظ موقعیت کشور دارند. آرزوی من برای این دانشگاه آن است که موفق باشد وبه مرکز دانش برای همه نسل های آینده تبدیل شود. سپس اعلا حضرت با بریدن روبان سه رنگ دانشگاه را رسما افتتاح کرد بدین گونه راه آموزش را برای نسل های آینده گشود.هزینه های آموزشی دولت بطور مداوم در حال افزایش است، اما آموزش هم چنان بصورت رایگان در اختیار تمام دانشجویان خواهد بود. بودجه سالانه آموزش بالاست اما ارزش این هزینه را دارد. پاد شاه همراه با مسئولان دانشگاه از دانشکده های مختلف باز دید کرد.۶در زمان ما که بعضی رسانه های جمعی و ابر رسانه ها سرگرمی شان دمیدن به آتش تفرقه و تنفر است، میشود همین دو نمونه را محور قرار داد و در اطراف آن ساعت ها بحث و تحلیل نمود.بخش فارسی بی بی سی تعداد تلفات کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ را ۱۵۰۰ نفر گذارش داد. اما این خون های به ناحق ریخته شده فردای آنروز فراموش گشت و سبک نگری به خون انسان آغاز شد. وفا داری و تعهد به قوانین بین المللی نیز فراموش شد. توجه شما را به چند نمونه جلب میکنم:جنرال قادر در خاطراتش آورده است، وزیر دفاع بلغارستان به من گفت: «به اساس توافق بین دولت افغانستان و دولت بلغارستان، جانب بلغارستان باید هزینه های مسکن، مکتب فرزندان و بیمه صحی شما و خانواده شما را بپردازد. افغانستان به اساس فیصله بیروی سیاسی قبول کرده بود که هر ماه پولی برای امرار معاش بفرستد. ما میدانیم که ج د ا به تعهدش بی اعتنا بوده است. او علاوه نمود که حکومت بلغارستان می ترسد من درآن کشور از گرسنگی بمیرم و حکومت شان بدنام شود. «غربی ها حتما خواهند گفت: حکومت بلغارستان او را کشت» با همین استدلال وزیر دفاع بلغارستان از من میخواست که به اکادمی نظامی بروم تا بهانه ی اداری و رسمی برای کمک مالی به من داشته باشند. ۷ ملاحظه می فرمائید که در مدیریت بعد از جنگ یکی از قهرمانان کودتا هم خوار شده و محتاج هزینه زندگی خویش در خارج است. در حاکمیت جدید جای فرهنگ محوری را شعار محوری گرفت.مثالها: انیس سه شنبه ۱۳جدی ۱۳۵۸ حزب و ترکی جسم و روح اند. انقلاب کبیر ثور نقطه چرخش در پیروزی ایدئولوژی طبقه کارگر به شمار میرود. انیس شنبه ۱۳ عقرب ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب تاریخی ثور وحدت و همبستگی و یگانگی خلق ما تامین شد. شنبه ۱۸ قوس ۱۳۵۷ منزل آبای آموزگار کبیر خلق ما به شکل یک موزیم افتخار آمیز تاریخی حفظ میشود. ۸حاکمان تازه بدوران رسیده واقعا مصمم بودند تا بعضی از اقشار اجتماع را جسما از میان بردارند، بنابراین دایره گیر و گرفت گسترش یافته اشخاص مختلف از مامورین دولت تا محصلان و شاگردان مکاتب، صاحب منصبان، متقاعدان تجاران، دکانداران، اهل کسبه حتی دوره گردان بی بضاعت در شهرها، خوانین، ملاکان، زمینداران، دهقانهای بی زمین و با زمین، در روستاها بنام پرسش و تحقیق به وزارت داخله، دوایر پولیس، مراکز ولایات و ولسوالی ها جلب شده و ضمن استنطاق، بی مدرک و با مدرک مورد شکنجه های ضد انسانی و دور از کرامت بشری مانند: لت و کوپ، گرسنگی، تشنگی، بیخوابی، کندن ناخنها تکان برقی، شکنجه افراد خانواده و بی حرمتی به ایشان قرار گرفته و تعداد دیگر سر راست در کابل به پولیگون، پل چرخی، در ولایات کشتار گاههای همانند فرستاده شدند. برخی تیر باران و برخی دیگر زنده زیرخاک شدند.۹”یکی از درد آور ترین وحشتناک تـرین عمل نظامی دوران تجاوز این بود که دهات، قریه ها و ولسوالی ها را در بسط {تماما} به محاصره کشیده از هوا با مدرن ترین جت ها و هلیکوپتر های جنگی و از زمین با توپ، تانک، لونا اوره گان و اسکات به آتش گرفته زمانی که مطمئن می شدند که هست و بود منطقه محاصره شده به خاک و خاکستر مبدل شده و چند تا زده و زخمی مرد و زن پیرو جوان بیرق سفید بر افراشته اند مارش پیروز بدرون محل آغاز و بیانیه های گرم و آتشین پیروزی و حقانیت حضور دوستان به راه میافتاد “۱۰مسلم است که عمده ترین دلیل وقوع جنگ و تداوم فاجعه در وطن ما بی اتفاقی است. بی اتفاقی معلول چیست؟ جواب روشن است:‌ معلول جنگ و خونریزی. جنگ از کی، چگونه و توسط کی ها شروع شد؟ توسط جنگ افروزان با یک کودتای خونین و بعد از آن ارزش خون انسان هر روز بیشتر از روز پیش تنزل می نمود. قتل عام نخبه ها و مدیران اجتماعی، افغانستان را دچار انقطاع تجربه مدیریتی نمود و همین مسئله باعث شد که با وجود سرازیر شدن سیل آسای کمک های جهانی باز هم مردم ما دچار فقر و تنگ دستی است و دشمنان به اشکال مختلف به آتش تفرقه میدمند تا از آب گل آلود ماهی مراد گیرند.

  • به کار گیری صادقانه تجربه ۴۷ سال ویرانگر، تحلیل و تجزیه آن به فصول متمایز با در نظر داشت واقعیت ها.
  • اصلاح فرهنگ گفتاری و نوشتاری و برگشت به فرهنگ قبل از جنگ (با دوستان مروت و با دشمنان مدارا) زیرا تمام بدنه جامعه مخصوصا نخبه گان دچار تشنج ذهنی اند که با ناسزا گویی پخش میشود.
  • ارج نهادن به جان و خون انسان و باور های انسانی همان گونه که در قرآن کریم تاکید شده.
  • پرهیز از دشنام و بد گویی همسایه های ماحتی اگر تمام ادعا های رایج زمانه ما درست باشد. یا باید سکوت کنیم و یا توان مقابل به مثل را داشته باشیم.
  • پر هیز از تشدید تشنج آفرینی در ابر رسانه ها، رسانه های کلان و رسانه های جمعی.
  • تکیه به اقتصاد ملی با در نظر داشت امکانات زراعتی، مال داری و گنج های زیر زمینی.
  • برای اصلاحات آوردن اصلاحات در جامعه نخبه گان باید اصلاح شوند.
  • سیاست خارجی ما نیز مستلزم بر گشت به دوران دهه دموکراسی است تا توازن را دوباره بدست آوریم.
  • در نظر گرفتن اوضاع و احوال جهان و منطقه و تحلیل دقیق و محتاطانه آماده ارائه در فضا های مناسب.
  • در نظر داشتن نظریه انتقاد از خود در همه حال تا دچار خام خیالی نه شویم و از جای ناشناخته ضربه نخوریم.

۱. جمهور افلاطون .صفحه۳۳۲.ترجمه فواد روحانی، چاپ تهران انتشارات علمی۱۳۸۱.

۲. لغت نامه دهخدا انلاین

۳. ص ۱۶ فرهنگ ها، ارزش ها و نگرش ها، عباس قلی، نشر آذر مهر

۴. نظام مطبوعاتی افغانستان ص ۳۴۷ و ۳۴۸ دکتر هاشم عصمت اللهی ناشر بیکران چاپ اول سال چاپ ۱۳۸۲ تهران.

۵. فیس بوک کابل أفغانستان

۶. نقل از یوتیوب قاب زندگی .

۷. سوره مائده آیه ۳۲ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا

۸. ص ۱۳ خاطرات سیاسی جنرال قادر نسخه پی دی اف

۹. آرشیف دیجیتالی روزنامه های زمان جهاد «رادیو کتاب»

۱۰. سلطانعلی کشتمندص۴۸۵ و ۴۸۶-یاد داشتهائی سیاسی و رویدادهائ تاریخی)

۱۱. شاه محمود حصین مثلث بی عیب ص ۲۱۲

4 نظر

  1. با سلام و احترام، دست کارمندان مسئولیت پذیر و با دقت ویب سایت نوا ندیشی را به گرمی میفشارم و از نشر این گذار تشکر و قدردانی میکنم. زحمات شما در انعکاس دیدگاه های مختلف بسیار ستودنی و ارجمند است

  2. با سلام و احترام، دست کارمندان مسئولیت پذیر و با دقت ویب سایت نوا ندیشی را به گرمی میفشارم و از نشر این گذار تشکر و قدردانی میکنم. زحمات شما آنرا تخصصی تر و زیبا ساخته. امید که زحمات شما را جبران بتوانم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا