گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » تحریف هویت ملی ودینی یک ملت!
تحریف هویت ملی ودینی یک ملت!

تحریف هویت ملی ودینی یک ملت!

در گرماگرم مصیبت ها ، دروغ سازی ها ، شائعه پراگنی ها ، تهمت زنی ها وبکار افتادن ابزار  تحریف و ایجاد حساسیت های مصنوعی و اغفال اذهان عامه ناگهان چشم مان بر تصویرانورالحق احدی سابق رهبر حزب افغان ملت افغانستان و یکی از اکابر پروژه ناسیونالیزم افغان افتاد که درگفتگوبا سمیع مهدی ژورنالیست نسبتأ موفق و جوان افغان که آخیرأ در ایالات متحده امریکا باکمک دوستان دیگری شبکه تلویزیونی موسوم به آمو را تأسیس نموده بحث ناسیونالیزم افغانی را مطرح نموده است .هرچند این گفتگو بصورت معیوب وبدون توجه به بارو مفهوم اصلی مفاهیم ذکرشده یعنی ناسیون که با پسوند ایزم ” ناسیونا لیزم “ میگردد  وافغانی که هویت تاریخی همه ساکنانی را شامل  میشود که از صدها سال بدینسو درجغرافیای بنام افغانستان زندگی کرده اند صورت بندی شده است وقتی جناب سمیع مهدی از آقای انورالحق احدی از طراحان ” ناسیونالیزم افغانی ” می پرسند که ناسیونالیزم افغانی چیست اگر به مخاطبان و بیننده های ماتشریح دهید .؟

  آقای انور الحق احدی چنین پاسخ داد : بسیار خوب ؛ هر فلسفه سیاسی یک جنبه عمومی دارد در تعمیل مشخص اش در اوقات مشخص از مدل عمومی تا اندازه ای پیروی میکند ولی بعضی تغییراتی هم در بین شان می آید همان طوری که شما در آغاز نیز اشاره کردید نقطه عمده ناسیونالیزم این است که عیار کردن دنیا و اجتماعات انسانی دنیائی براساس ملت نه تنها اینکه یک دولت سازی مشروع است بلکه دولت سازی است که استقرار پیدا کرده میتواند یعنی یک برتریی اخلاقی هم دارد و یک برتریی عملی هم دارد البته این دیگر اجزأ هم دارد آن اینست که وقتی ملت میگوئیم یک طبقه خاص نیست ، یک گروه خاص نیست بلکه همه مردم و افرادی که در آن ملت می آیند باید حکومت برضای مردم باشد و به این اساس رابطه ناسیونالیزم به  انتخابات با مردم میباشد همان طوریکه شما اشاره کردید فلسفه ناسیونالیزم آنقدر بسیار تاریخ چند هزار ساله ندارد . تاریخ امکان دارد سه صد ساله داشته باشد ولی زیادتراهمیت وزیادتر ارتباط به مسائل دنیوی از قرن نزده به این طرف زیادتر پیدا کرده و در افغانستان هم در شروع زمان شیرعلی خان یک توجه کمی به این شد در زمان عبدالرحمن خان البته به دولت سازی زیادتر توجه شد و در زمان اواخر حبیب الله خان مخصوصأ در زمان امان الله خان مفکوره ناسیونالیزم در این جا زیادتر زور گرفت و در منطقه در ایران هم عین چیز بود ؛ در ترکیه هم عین چیز بود و در هندوستان هم تقریبأ عین حرکت ایجاد شده بود ….آقای انورالحق احدی در برابر این جمله اعتراضیه که از سوی سمیع مهدی خبر نگار تلویزیون آمو بیان گردیدو گفت :
یعنی در اصل دولت های ملی بود یا به قولی وقتی گفته میشود که نشنل ستیت که از اروپا آمد و این نظریه در منطقه ما و افغانستان تحقق یافت ، آقای انورالحق احدی اضافه نمود : حکومت منتخب پایه عمده اش میباشد و در عین حال باید بگوئیم که اکثریت مردم حقوق شهروندی را می خواستند یعنی مردم دیگر فقط تبعه نیستند مردم حقوق دارند در مقابل حکومت و در مقابل شاه و حقوق شهروندی به همین اساس هم ضرورت قانون اساسی به میان می آید که در آنجا درج می شود یک مطلب دیگری هم در حرکت های ناسیونالیستی چه در اروپا بوده وچه در شرق میانه بوده موضوع عقلانیت توجه بیشتری را برای خود پیدا کرده است ودر سائینس وتکنالوژی اهمیت پیداکرده و اکثری متفکرین خصوصأ در شرق میانه به این فکربودند که زوال ممالک اسلامی ازین به میان آمده که سائنس در اینجا اهمیت خود را از دست داده است برعکس وقت عباسیان که در آن زمان سائنس اهمیت زیادی داشت …وبه آن اساس توجه خاص ناسیونالیست ها چه در ایران بود ، چه در افغانستان بود یا در ترکیه بوده به تحصیل و تعلیم نوبوده و تکنالوژی نوبوده وبه این اساس یک مایرانیزیشن بود ..این چند عنصر عمده فلسفه ناسیونالیستی است چنانچه همه میدانیم بارزترین شاخصه دین بویژه اسلام که کاملترین نسخه ای از تمامی ادیان الهی نامیده میشود ترکیز بر هویت به مثابه یک پدیده سیأل تاریخی است که در مقاطع مختلف با شیوه های گوناگون ظهور میکنند بنابراین انسان برخلاف معنی اصطلاحی آن در علم که بر هر بی شاخ و دُمی که پیشانی و کف دستش مو نداشته باشد وراست راست راه برود اطلاق می گردد به بشری گفته می شود که آگاهی و خِرد در او اراده ای پدید آورده است که به وی آزادی می بخشد و آزادی یعنی امکان سرپیچی از جبر حاکم و گریز از زنجیر علیت که جهان را و جان را می آفریند و به حرکت می آورد و به نظم می کشد و اداره میکند لهذا برای این هدف متعالی انسان را به فرمائیش قرآن ازسرشت  یک زن و مرد خلق کرده و به شعبات و قبائل تقسیم گردانیده تا باهم بشناسند . این چنین است که در این سلسله علت و معلول تلاش برای از بین بردن تفاوت های نژادی و یا به تعبیری آمیزش فرهنگ ها، خلاف خواست الهی است تا زمانی که فرق بین وجود و موجود را نفهمیم ماهیت را درک نمی کنیم البته مفهوم  هویت دراندیشه نواندیشان مسلمان، ترکیبی پویا و تلفیقی از مؤلفه‌های دینی، ملی و مدرن است که در واکنش به دوگانه‌های «غرب‌گرایی» و «سنت‌گرایی» شکل گرفته است. این دیدگاه با تأکید بر هویت توأم اسلامی با رویکردی رحمانی، به دنبال سازگاری میان ارزش‌های اصیل اسلامی و دستاوردهای تمدن جدید است.لهذا واضیح است که در اندیشه های ملهم از نظام سرمایه داریی غربی و سنت گرائی که بر امتیاز قوم و طبقه خاصی استوار است تفاؤت ماهوی دارد .
البته باید گفت که مروجان این تفکرپیرامون هویت  نه از روی عناد با ارزش های دینی بلکه بر مبنای اینکه مفهوم هویت در مسیر زندگی انسان ها ملهم از سنت های جاهلی تعریف وشناخته شده است که با تأسف  درکشور های اسلامی و جوامع عقب مانده با ابزار شبه علمی یک پدیده طبقاتی تلقی گردیده است . چنانچه  جناب انورالحق احدی درپاسخ به این پرسش جناب سمیع مهدی که پرسید که ناسیونالیزم افغانی چیست ؟ آقای احدی سابق رئیس حزب افغان ملت در جواب گفت : …..نقطه عمده ناسیونالیزم این است که عیار کردن دنیا ، اجتماعات دنیوی بر اساس ملت نه تنها اینکه یک دولت سازیی مشروع است بلکه یک دولت سازیی است که استقرار پیدا کرده میتواند یعنی یک برتریی اخلاقی هم دارد و برتریی عملی هم دارد ….از سخنان جناب انورالحق احدی کاملأ هویدا است که ایشان در عین حالیکه در یک خانواده روحانی متولد شده ازوظائف ومفردات دینی هیچگونه آگاهی ندارد درحالیکه یکی ازرسالت های دین اسلام متوجه ساختن انسان به آخرت و دنیا میباشد و کاملأ باورداریم که راه آخرت از عملکرد انسان از این جهان یا به قول عرفأ ” دنیا ” میگذرد . وباید اذعان کرد که خداوند ج نیز به عنوان آفریدگارهستی مفهوم هویت را در آیه های گوناگون بویژه درآیه” يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَـٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ ١٣ الحجرات به خوبی بیان داشته است .چگونه ممکن است با داعیه مبارزاتی آنهم دریک جامعه مذهبی اسلامی مؤلفه ” هویت ” را منصوب به یک قبیله خاص به قول جناب انورالحق احدی ” ….به اساس ملت نه تنها اینکه یک دولت سازیی مشروع است بلکه یک دولت سازیی است که استقرار پیدا کرده میتواند یعنی یک برتریی اخلاقی هم دارد و یک برتریی عملی هم دارد……” ببینید عزیزان ! که جناب انورالحق احدی چگونه حکومت غیر مشروع و استخباراتی طالبان را با این تحلیل بی مزه و در عین حال در مغائرت با واقیعت های زمان و احکام صریح قران پاک پنداشته میشود .می خواستیم به عنوان رسانه ای که بر افغانیت  خویش می بالیم و بالاتر ازهرگونه  برتریی جوئی قومی و نژادی می اندیشیم مطلبی درباره اظهارات جناب انورالحق احدی با آقای سمیع مهدی را به نشر برسانیم که بلادرنگ زنگ پیام رسان آمد و مژده داد که گویا با یکی دیگر از اذناب این تفکربنام نوراحمد خالدی  که غالبأ ازلحاظ اندیشه با هم شناخت وارتباطی ندارند درگفتگو با محترم ویس ناصری افاضاتی داشته است با خود گفتم که  چه خوب گفته اند یک تیر ودونشان ! اکنون بصورت مختصر بدان می پردازیم . جناب ویس ناصری از محترم نور احمد خالدی می پرسد که :
بحث کلان این است که مسأله هویت در افغانستان ، قومیت در افغانستان و مسأله ای که نام افغانستان گذشته شده و کلمه افغان را که دیروز آقای احدی هم میگفت که افغان یعنی پشتون  متأسفانه مترادف می گفت آیا همین کلمه افغان بار قومی دارد یا بار ملی ؟ جناب نور احمد خالدی که غالبأ بداش نه می آید که افغانستان شورشگری های استخباراتی نجات پیداکند و مردم ستمدیده افغانستان نفس آرام بکشد .در پاسخ به محترم ویس ناصری چنین ابراز نظر فرمودند :
شما راجع به هویت ملی سوال کردید شما ببینید که همین مردمی که بالای افغان وافغانیت انتقاد میکنند ببینید دولت های ملی یا Nation-states   در قرن نزده مروج شد Nation-states معنایش چیست ؟ نیشن ملیت را میگوید نه ؟ آیا میدانید که مفهوم ملت برای اروپائی ها با مفهوم قوم یکی بود ؟ وقتی که در افغانستان در زمان کمونیست ها در پرچم یا خلق ملیت ها عنوان می شد که منظور شان اقوام بود آنها از ترمینالوژیی که در روسیه حزب کمونیست شوروی یا حزب توده ایران استفاده می کردند همین را استفاده میکردند برای آنها ملیت ها که میگویند مثلأ ترکمن ، ازبک ، قزاق و پشتون وغیره هرقوم را آنها ملیت می گفتند چون در اروپا هم همین عادت وجود داشت اروپائی ها قوم را نیشن میگفتند نشن ستیت که میگویند که شما به مرحله ای رسیدید دراروپا که دولت های ملی ایجاد شدند . فرانسوی ها فرانک ها فرانسوی را ایجاد کردند جرمن ها جرمنی را ساختند همین رقم روس ها روسیه را ساختند دولت های ملی به اساس قوم حاکم ایجاد شد هر قومی که در انجا حاکم بود از لحاظ نفوس از لحاظ عددی بیشتر بود فرهنگ اش در آنجا غالب بود دولت ها باساس آن ایجاد شد نیشن ستیت یعنی تعریف اش چیست یعنی که خود تان از لحاظ زبانی متجانیس باشد از لحاظ قومی متجانس باشد از لحاظ فرهنگی متجانس باشد همان نیشن هویت دولت را ایجاد میکند ….می بینید که چگونه جناب احمد خالدی بصورت مرموز راه جناب انور الحق احدی را که در پاسخ به محترم سمیع مهدی گفته بود “……
به اساس ملت نه تنها اینکه یک دولت سازیی مشروع است بلکه یک دولت سازیی است که استقرار پیدا کرده میتواند یعنی یک برتریی اخلاقی هم دارد و یک برتریی عملی هم دارد…..”  گام به گام عملی میکند ؟ چه کسی نه میداند که فاجعه امروز در افغانستان قبل از همه یک فاجعه انسانی است و افغانستان بدون آنکه قوم خاصی  را احتوا کند همه اقوام اعم از پشتون ها ، تاجیک ها ، هزاره ها ، ازبک ها ، بلوچها و دیگران که از هزاران سال بدینسو درکشتی ای بنام آریانا ؛ خراسان و سرانجام به اسم افغانستان زیسته و درد ها و غم ها را لمس کرده اند  روبه غرق شدن است .

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا