گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » احکام فقهی و کردار طالب !
احکام فقهی و کردار طالب !

احکام فقهی و کردار طالب !

هموطنان عزیز  شاهد هستند که در آخرین نفس های جمهوریت شب و روز از دور فریاد کشیدم که در پی فروپاشی نظام نباشید، کوشش بر ان باشد تا اصلاحات و استقلال سیاسی کشور از طریق معقول بدون تخریب و جنگ حاصل گردد.بزرگترین ضایعه ملی وانسانی فروپاشی یک سیتیم و ایجاد عدم نظم است .قوای امنیتی فرزندان کشور اولین قربانیان آن میباشد و بعد فروپاشی دها سال کار دارد تا به همان نقطه اولی رسید .اما طالبان راه جنگ و زور وکشتار، انتحار و معامله با امریکاه را بجای مذاکره با شخصیت های مصلح داخلی انتخاب نمودند .ترور استاد ربانی و دها قتل های چون مولوی داکتر نیازی ووووو راه انتخابی طالب بود .الحمدالله که سقوط مرموز جمهوریت با دسیسه آمریکا و پاکستان در کابل زیاد باعث ویرانی نشد ولی باعث سرکوب نیروهای ملی و قوای بشری و سیاسی کشور هنوز هم دوام دارد .حال فکر شما قابل تاید واحترام است که در فکر فروپاشی اجتماعی جهت منافع ملی نشویم ،  با شما هم نظر هستم که حکومت فعلی نباید با قتل وکشتار و ویرانی منجر به بی نظمی و سقوط گردد،این نظام باید اصلاحات را بپذیرد، این نظام باید ملت را در سرنوشت سیاسی شریک سازد ،

در همین صفحه مایان شخصیت های مجرب سیاسی ، ملی ، دانشمند و آزاده داریم که مانند حکمتیار صاحب از طالب در روز ها وسالهای اول حمایت خوشبینانه نمودند، مگر از جانب طالبان کدام احترام بر مساعی اخلاقی و صلح دوستانه انها صورت گرفت ؟داکتر نجیب هم “ستنگ بدماش زور گو” بود ولی با آنکه زیر دست KGB  قرار داشت هیات های صلح خودرا خلاف مذاکرات “ژنیو ” به شخصیت های جهادی هم ارسال مینمود تا راه بدون جنگ و تخریب را دریابد، وی هم انسان و تبعه این وطن منحیث یک افغان سیاستمدار بود ، هر چند در مصالحه ملی زیاد تنازل نمود ولی عدم باور ملت بروی با سابقه جنایاتش تلاش های وی را به دیده شک ملت قرارداد .مگر طالب نمیتوانست برای صلح ملی وعدم فروپاشی و عدم قتل فرزندان وطن راه غیر از قتل وانتحار را در وقت جمهوریت انتخاب کند ؟مگر طالب تحت حمایت پاکستان قرار نداشت ؟مگر طالب را پاکستان در مسکو و ایران و قطر مطرح سیاسی ننمود ؟حال طالب یک روز هم درک نموده که میلونها افغان وطندوست و با ایمان در خارج کشور از فهم دولت داری طالب رضایت ندارند؟ مگر طالب یک روزی هم توجه بر مسؤلیت خود نمود که دولت داری اینطور با  تفوق جویی و برتریت قومی و گروهی حرکت طالبان درست نیست؟ملیونها پشتون وطندوست ، ترقی خوا و مومن موقف طالب را تاید نمی‌دارند، مگر طالب قابلیت تفاهم با انها را دارد ؟مگر طالب اتباع بخش اعظم کشور شمال و غرب و ساحات مرکزی افغانستان را منحیث هموطن و مومن تحمل کرده ؟تا چه وقت با تعبیرات دینی طالب، علمای کشور در تضاد باقی بمانند ؟مگر مایان خرگوش های لابراتوار طالب هستیم که بالای ما انسانها وبالای معادن و ارزش های ملی کشور عملیات های تجربی میدارند و گوشت و پوست ، خاک و ارزش های ملی مان را در انحصار گروهیی خود قرار دادن اند ؟پس طالب چرا بر اساس اخلاق پیامبر اسلام ص مثل قرارداد یثرب بعد هجرت پیامبر گرامی اسلام صبنام صحیفه مدینه را راه کار برد سیاسی خود قرار نمی‌دهند؟در ان توافق نامه ادیان مختلف ، اقوام مختلف ، ایدالوژی مختلف ، مهاجر و بومی( انصار) همه توافق بر آزادی بیان ، آزادی دعوت به ایدالوژی ولی متفق بر دفاع مشترک و حل مشکلات تحت رهبری پیامبر اسلام امضا نمودند . همه ملت غرور ملی استقلال سیاسی ، ترقی وایمان، تقوا واخلاق درس وپیشرفت در فضای صلح و دوستی میخواهند هندو مسلمان هردو مالک این خاک واتباع این کشور هستند ، چنانچه در اولین پیمان همزیستی مسالمت آمیز الگو در یثرب ( مدینه ) روش منطقی اسلام بود و موفق به دفاع و پیشرفت و فتح مکه گردید .حال ما افغان ها آزاده می‌خواهیم فتح اقتصاد جهانی را نمایم.ملت نمی‌خواهد پشتونها وطن ما دشمنان اقوام دیگر مطابق به پالیسی طالب گردد.این دو رنگی و منافقت تبعیض باید در سر زمین‌ واحد وبرادر مان خاتمه یابد .من شخصآ حاضر هستم المان را ترک نمایم وبرای مردم و طنم خدمت اخلاقی ترقی خواه، مطابق باتوحید پرستی و تقوا معرفتی نمایم، اما ایا طالب می‌تواند ساحه کار وفعالیت را برای من  و امثال من آزاد بگذارد؟اگر طالب دوست دارد که اصلاحات بیاید اول باید آزادی مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب سیاسی را در چوکات قانون اساسی قبول دارند .طالب باید قانون اساسی کشور را دستور کاری حقوق دادان و نخبگان کشور قرار دهد، دروازه صلح وتفاهم راباز سازند .در انصورت که پیشنهادات مورد اجرا قرار گرفت ، انگاه حفظ نظام وظیفه اخلاقی و ملی همه مان بطرف ترقی اصلاحات و حاکمیت فرهنگ وکلتور وباور های مثبت دینی همه ادیان خواهد بود .در غیرآن تاریخ ثابت ساخته که هر حکومت ظالم بلاخره زوال شدنی است .قذافی ، صدام ، حسنی مبارک ، بشار الاسد، از مردم خود بدور حکومت تک فکری استبدادی داشتند ، عاقبت انها چطور و چه شد ؟ایران اخندی مستبد دینی استفاده جو از سیاست تحت نام دین در چه حالت قرار دارد ؟اگر طالب در مصونیت خلیلزاد منحیث دلال و( دایوس سیاسی) خود را منتظر به رسمیت شناختن آمریکا نگهداشته،  آن نوع حکومت معامله را نبايد اسلامی و استقلال سیاسی خواند .پای کثیف خلیلزاد را طالب نباید در افغانستان تحمل نمایند وی شهروند مجرم بر منافع ملی کشور مطابق به قوانین کشورهای مختلف جهان است ، وی منافع ملی افغانستان را فدای منافع آمریکا نموده ، وی باید از افغانستان ترد گردد ، اجازه مداخله در امورات و عدم قبول دیپلومات بودن انرا حکومت های مستقل افغانستان دیپلوماسی ازاد سیاسی بدانند .خلیلزاد در یک مصاحبه خود گفت :ماامریکا از کسی اجازه نمی‌ گیریم که قوای مان در افغانستان بماند و یا برود یعنی ما آمریکایی ها بر مردم افغانستان ارزش قائل نیستیم که در افغانستان هرجه دلمان است انجام می‌دهیم ، گفت هر وقت دلمان خواست می آیم و هر وقت دلمان خواست می‌رویم!حال این دایوس سیاسی را نباید طالب مطابق به دین و کلتور پیشوای خود قرار دهند و توسط این چنگک مردار ماهی گیری نمایند  و مطابق به افکار پلید خود فروشی وی وطن را با آمریکا معامله نبايد نمود !در فقهه طالبان خوانده اند ، هرگاه یک قطره نجس در یک ظرف آب پاک بریزد ان اّب نجس می‌گردد.پس چطور این کتله خائن به منافع ملی و جاسوس نجس را در خود تحمل دارند ؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا