گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » آیــــا دیــــن اســـــلام هـــــم راه مســـــیحیت را خواهـــنــد پیــمود؟
آیــــا دیــــن اســـــلام هـــــم راه    مســـــیحیت را خواهـــنــد پیــمود؟

آیــــا دیــــن اســـــلام هـــــم راه مســـــیحیت را خواهـــنــد پیــمود؟

mashooq-rahem-nam

شاگردک مکتب که بودیم هر روز گوش های گنهگار ما صدای این زمزمه را می شنید که تاریخ به عقب بر نمیگردد. اما دیری نگذشت که این زمزمه ی کاذب همرا با تاریخ و تاریخ سازان دو باره به قهقرا رفتند. اینکه چرا این سرود زیبا و دلنشین را با آن همه اشتیاق زمزمه میکردند شاید ناشی میشد از اینکه تاریخ را مانند خطی میپنداشتند که از نقطه ای آغاز میشود و هدفمندانه به پیش میرود، بنا ٌ فکر میشد هیچ مانعی جلو حرکت اش را گرفته نمیتواند، و یا به سخن دیگر به یک نوع جبر تاریخ عقیده داشتند.

مسیحیت و اسلام

فکر میشد با مطالعه دقیق و شناخت تاریخ میشود از دل تاریخ قوانینی را بیرون کرد و براساس همین قوانین آینده را پیش بینی کرد. این نوع نگرش به تاریخ معمولا ناشی میشود از عدم شناخت درست و همه جانبه از تاریخ که معمولاً تمام فاکتور ها و یا عوامل در نظر گرفته نمیشود، فقط یکی یا دو عامل در نظر گرفته میشود و آنرا علت تمام کنش ها ویا واکنش های میدانند که حوادث تاریخی را رقم زده است. از این عامل و یا عوامل قوانیی را استخراج میکننند و براساس همین قوانین آینده را هم پیش بنینی میکنند.

که متاسفانه یا خوشبتختانه تجربه تمام پیش بینی ها را غلط ثابت ساخت. اصلا پیش بینی در مورد آینده آنظور که مثلا در مورد قوانین طبیعی امکان دارد در مورد انسان ها و جامعه امکان پذیر نیست. چون به مجردی که هر نوع پیش بینی ای در مورد انسان ها و جامعه صورت بگیرد، انسان ها جامعه در برابر این پیش بینی ها واکنش نشان میدهند و پیش بینی را هر قدر دقیق هم محاسبه شده باشند غلط ثابت میکنند.

به همین ترتیب بسیار اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم که همان مسیر اصلاحات و جدا شدن دین از سیاست را که دین عیسی در کشور های غربی طی کرد دین اسلام هم طی خواهد کرد. چون گذشته از اینکه این دو دین با هم تفاوت های بسیار زیادی دارند، مساله بسیار مهم این است که دین اسلام در برابر این پیش بینی ها از خود واکنش نشان میدهد. همان گونه که سرمایه داری های غرب در برابر پیش بینی های مارکس واکنش نشان دادند.

بنا براین اصلاحات آوردن در دین اسلام و یا تلاش برای جدا سازی دین از سیاست به همان شکلی که در اروپا صورت گرفت و و یا به سخن دیگر با تقلید از تاریخ اروپا و طی کردن همان مسیر هموار شده راه بجایی نخواهد برد. اسلام سیاسی و یا ایدیولوژی سازی دین اسلام بیشتر واکنشی بود در برابر پیش بینی های مبنی بر این که با رشد سرمایه داری پایه دین سست خواهد شد. درست مانند واکنشی که سرمایه داری های بزرگ در برابر پیش بینی های مارکس از خود نشان دادند و پیش بینی ها او را غلط ثابت کردند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا