گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » یــادی از یـــک حـــماســـه:
یــادی از یـــک حـــماســـه:

یــادی از یـــک حـــماســـه:

پیام آزادی

روز پنجشنبه دوم حوت سال۱۳۵۸ ه ش ساعت یکنیم بجه بعد از ظهر از مطبعه دولتی به طرف خیر خانه حرکت کردم در مسیرراه متوجه شدم که اکثر دکان های شهر مسدود شده و اوضاع شهر غیر عادی می نماید. راکبین بسی که در آن سوار بودیم هر کدام به فکری فرورفته از ترس جواسیس خاد (سازمان امنیت دولتی)  نتوانستیم از یک دیگر بپرسیم که قضیه چیست و چرا دکان ها بسته شده و اوضاع شهر غیر عادیاست؟ وقتی به خیرخانه رسییدم و از سرویس پائین شدم در بازار حصه اول متوجه شدم که در این بازار هم اکثر دکان ها مسدود می باشد.

و دکان برادرم که در این بازار قرارداشتهم مسدود بود. فراموش کرده ام چه کسی به من گفت که امروزشب نامه پخش شده و از مردم خواسته است که از طرف روز به رسم احتجاج علیه تجاوز شوروی دکان ها باید بسته شود و از طرف شب مردم به بالای بام ها برآیند و نعره الله اکبر درین روزخادیست ها بسیار تلاشکردند تا دکان ها را باز کنند اما نتیجه ی مثبتی نگرفتند و با وجود تهدید اکثر دکان ها همچنان تا شب مسدود ماند و زمانیکه شب فرا رسید مردم به پشت بام های خویش برآمدند و نعره الله اکبر سردادند.

داود جان با احمد شاه مسعود

 

احساسات مردم در جریان نعره های تکبیر چنان به جوش آمد که اکثر باوجود تقبل خطر از بام های خویش به جاده ها سرازیر شدند و با نعره های الله اکبر، مرگ بر خلقی های کمونیست و وطن فروش، شوروی ها ازخاک ما بیرون شوید به سوی شهر در حرکت شدند تا خود را به مرکز شهر برسانند و با یکجا شدن با مردمان نواحی دیگر فردا رژیم کمونیست مزدور شوروی را مجبور به استیفاء ویا فرار بسازند.مردم بسیار احساساتی بودند، نفرت و انزجار خود را از تجاوز کفر و رژیم وابسته به شوروی به تندی ابراز می کردند که بیش از یکنیم سال می شد برآنها سلطه ظالمانه می راند و آنها را سرکوب می کرد، هزاران فرزند مظلوم و مسلمان افغانستان را زنده زنده به گور کرده و یا در زندان ها جهنمی آنها را به شهادت رسانیدهو کشور را به زندان بزرگی برای آزادی خواهان مبدل ساخته بود. حرکت مردمی ما از مسجد کویتی شروع شد بعد از پیمودن حصه اول و دوم از طرق قلعه نجارا تقریباً ساعت ۳ شب خود را به گولایی حصه اول رسانیدیم. در جریان این راه پیمایی که مقصد رسیدن به مسجد پل خشتی بود شاهد پرجوش ترین و تراژیدترین ابراز احساسات مردان و زنان این منطقه بودیم. وقتی که از سرک لیسه مریم وگولایی آر یانا و پارک و ..

ان الله لایغیر مابانفسهم

در آن شب. جمعیت ما می گذشت مردان مسن و زنان و دختران زیادی را می دیدیم که از جمعیت ما استقبال می کردند وبا وجود مشکلاتی که داشتند میخواستند که با ما یکجا شوند و به طرف مقصد حرکت کنند. اما دوستان همراه ما از ترس پیش آمد های ناگوار احتمالی آنها را مانع می شدند. آنان بعد از منصرف شدن از همراهی راه پیمایان خواهش می کردند که درد های دل خود را با دادن چند شعار تسکین بخشند. در میان این ها دختران و کهن سالانی دیده می شد که یک یا چند تن از اعضای فامیل خویش را در زندانهای جهنمی رژیم از دست داده بودند. وقتی به گولایی حصه اول رسیدیم با وجود حرکت آرام ما که در مسیر خویش چندین وسایط عسکری را دیدیم و از آتش زدن  انها منصرف شدیم دفعتاً مورد شلیک ماشیندارهای زرهپوش های دشمن قرار گرفتیم چنان اتش سلاح دشمن جمعیت را در خود پیچید که در فرصت اندک از هم متلاشی شد. این منطقه که در آن زمان دشت بود و کدام تعمیری در آن نبوددر تاریکی شب فهمیده نتوانستیم که تلفاتی داشت و یا اینکه هدف تنها پراگنده ساختن جمعیت معترضین بود. به هرحال از ترس اینکه دستگیر نشویم اکثر به خانه های مردم پنا بردیم و نیروهای دشمن هم در آن شب از ترس به خانه ها نزدیک نشد.

تانک روسها در پنجشیر

این شب را در هوای سرد سپری کردیم و صبح باز هم در جمع رفقای خویش یکجا شدیم و از راه شهرنومی خواستیم به پیش برویم اما نتوانستیم از اثر شلیک سلاح دشمنبه طرف شهرراه باز کنیم. فردای این شب(سوم حوت) تمام شهر کابل شاهد قیام و اعتراض مردم بود که از زمین و فضا کمونیستان به سرکوب راه پیمایان پرداختند خلقیهای وطن فروش و کمونیست که قبلاً در تعمیر های بلند منزل سنگر گرفته بودند صدها تن مسلمان را به خاک و خون کشیدند و از هوا با پرتاب راکت و سلاحهای مدهش موفق شدند جلو مجاهدین را بگیرند. این صحنه های درد ناک، انسان را بیاد روزگار جنگ موته می اندازد که فرماندهان لشکر اسلام یکی پی دیگر درفش اسلام را می گیرند و شهید می شوند، در جاده میوند نیزچنین اتفاقی تکرار شدکه چندین تن بیرق سبز لااله الاالله را بدوش کشیدند و یکی پی دیگر بر زمین افتیدند روز خونین سوم حوت در آیینه تاریخ مبارزات مردم مسلمان ما روز حماسه و شهادت است. روزی که فرزندان مسلمان شهر کابل با دستان تهی به جنگ اهریمن رفتند و جام شهادت نوشیدند و با خون سرخ خویش خط جهاد و شهادت را رقم زدند که این روز در قیام های بعدی مجاهدین الگوو سرمشقی شد جاودانه و حماسه ساز.

روح شهدای سوم حوت خوشنود باد! خداوند بهشت برین را نصیب شان بفرماید! آمین !

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا