گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » گــــر حـــکم شـود کـه مسـت گیــــــرند در شــهر هــرآنــچه هســت گــیــرند
گــــر حـــکم شـود کـه مسـت گیــــــرند  در شــهر هــرآنــچه هســت گــیــرند

گــــر حـــکم شـود کـه مسـت گیــــــرند در شــهر هــرآنــچه هســت گــیــرند

Forotan Name 0131

پیوسته به گذشته قسمت نودو هشتم :

چرا نگرید چشم وچرا ننالد تن ! (۱) آنگاه که جنازه های جوانان معصوم  میهن بخون آغشته افغانستان  را گرگانِ گرسنه وتشنه گانِ خون وثروت که دشمنان عدل وانسانیت اند بردروازه های شهرآویزان ساختند !  تا شهادت دهند که اهریمن سفاک چگونه خون جوانانی را دراوج جوانی و نشاط  بر سجاده زمین  ریختاند . باید شهادت دهند که  چگونه و به کدامین گناه جمجمه های  سرشان را  از تن جدا کردند . ؟

هنوزآفتاب  خون این جنایت هولناک که  برخیابان های شهر جاری ساخته نه خشکانیده بود  که عوامل وحشتناک با چهره های نا مرئی از همه سو به یاریی این فلاخن های بلند پرواز به حرکت آمدند تا این جنایت را به آیه های از قرآن پاک مشروعیت بخشند . مشروعیت دهند تا کرامت خدا داد انسان این موجود خداگونه در تاریخ را از نظرهرنوع  اصالت های انسانی خلع سلاح کند .اما چه کسی نه میداند  آنچه که با دیدن این گونه جنایات پیوسته تهدید میشود و آنچه روبه زوال است و آنچه اگر برود همه کرامت انسان را در اعماق نیستی فروخواهد برد اصل زرین حرمت به انسان به مثابه جانشین پروردگار درزمین است . درچنین شرائطی و در چنین مؤقیعتی در برج عاج نشستن آیا خیانت نیست ؟ به همین دلیل باید هرگونه جنایت  بویژه جنایت خونین و درد ناک آخیری علیه انسان این ” خلیفه خدا در زمین”  را با شدت محکوم کرد و هیچگاه نباید چراغ های هوش مانرا با گناه کار خواندن و یاهم بی گناه دانستن  این کبوتران در خون خفته بسویی متوجه سازد که خواست اصلی طراحان این جنایت است ، تبیعیت از این معادله غرض آلود بدین معنا خواهد بود که گویا کشتن گناه کاران برای متولیان خود ساخته دین مجاز پنداشته میشود هرچند این شهیدان تاریخ به ناحق کشته شده باشند ؛! زیرا از نظراین حقیر که ازراهیان کوچک قافله ء روشنفکریی بویژه با هویت دینی آن هستم ، جهت و نتیجه هردو نگاه یعنی “گناه کاری و بی گناهی” هم مانند است و با اصل فلسفه توحیدی تاریخ و شناخت انسان به عنوان مخلوق خردمند و جانشین خداوند در زمین اندکترین انطباقی ندارد ، ازاینکه چگونگی آفرینش و مسؤلیت تاریخی  انسان در زمین مضمون  اصلی این پژوهش جامعه شناختی را تشکیل می دارد ، این قلم قبلأ در بخش نود ویکم این سلسله زیر عنوان “ مانیفیست زندگی تاریخی بشر در کائینات ” مورد بحث قرار گرفته و مقدمه آن در بخش نودهم زیر عنوان فلسفی  ” جایگاه انسان در ادیان ”   به بررسی کوتاهی گرفته ام و از دیالوگ ملائکان با حضرت آدم که انسان تکامل یافته و حامل بار خلافت الهی در زمین میباشد  بصورت خلص به این نتیجه رسیده ام  که در کانون خلافت الهی که یک مکانیزم علمی و عقلانی است  هیچ گونه  کشتار و فساد که مانع و سد تکامل جامعه و تاریخ کائینات و هستی می باشند نه تنها مطرح نیست بلکه قبل از ارائیه وعرضه هرگونه  نقشه راه به برگزیده گان بشریت  یعنی همان انبیأ وپیامبران الهی ، فســاد و کشتاریک عمل ضد عقلانی ، مغائر با فطرت الهی  و کانون خلافت انسان در زمین  شناخته شده است ، اما در عین حال باید گفت که داستان های دلخراش و دردناکی از وقائع وحوادث در تاریخ بشر مضمون اکثر کتب الهی مانند ، زبور – تورات ،  انجیل همچنان قرآن پاک را تشکیل میدهند نباید به منزله ای دستور قابل عمل برای پیروان اش بر آن حساب باز کرد . شگفت انگیز است  که ماشین کشتار انسانها ی بی گناه و یاهم از نظر برخی افراد گناهکار در تاریخ بشرهمیشه  با مشروعیت و فتَوای مسخ شده مذهبی به حرکت در آمده است وبا چنین شیوه خونین ودرد ناک کشتار بینوایان و مظلومان تا اکنون دربسیاری از نقاط عالم ادامه دارد . چنانچه یکی ازگرداننده گان شبکه تلویزیونی که از ایالات متحده پخش و نشر میگردد آنگاه  که دلش از دست زمامداران فاسد حاکم بر سرنوشت کشور به جوش می آید در عالم بی هوشی  نسخه به اصطلاح مجرب و  راه حل محو خشونت با استفاده از الگوی  خون آلود فقه تاریخی با شیوه حاکمیت عربستان سعودی  را اینگونه بیان میدارد  :

در نسخه ای که یکی از فعالان فرهنگی کشور از منبر شبکه تلویزیونی اش بحیث نسخه مجرب مدیریت یک جامعه بیان داشت و شما عزیزان نیزبا استفاده از امکانات قرن بیست ویکم احتمالأ استماع فرمودید  حاوی مدلی میباشد که حاکمیت از خداوند آغاز و سپس به سلطان و بعد به مردم و قانون ختم می شود . در این مدل سلطان به مثابه ظل الله طبعأ با لاتر از قانون است و در این بینیش اراده ء سلطان بصورت مستقیم به اراده الهی متصل است و هرآنچه که اجرأ مینمائید آن را مستقیمأ از جانب خداوند می پندارد و بر مردم و تک تکی از شهروندان می طلبد   تا چنین حاکمیت را از آن خدا بدانند و بر آن عمل کنند .!!  نباید تعجب کرد که چرا و چگونه  همین گفتمان وقرئتی از دین  که خشونت و تروریزم  را تیوریزه میسازد از صد ها سال بدینسو و ازهمان لحظه ای که نگاه به مدیریت سیاسی در جوامع بشربه  جلادان شبه دموکرات و کانگسترهای مذهبی  واگذارشده بربخش بزرگی از جهان بویژه کشورهای شرقی و اسلامی  وفرد فردی از  کتله های از مسلمانان سایه انداخته است این قرئت خشونت زائی اقتدارگرأ  در مغائرت با روح اصلی قرئت توحیدی و گفتمان قانون گرأ قراردارد . در گفتمان خشونت پرور دین نسخه جامد و مطلق است ، از نگاه و نظر این گفتمان انسان و جامعه دینی ، انسان و جامعه ای است که اسلام با قرئت  متحجرانه ای محصول « رجال » گذشته و انسان عقل ماضی است ، شاید عریان ترین قرئتی که با روشنی و صراحت کامل ،  خشونت و کشتار همچنان  مسأله برده داری در دین مقدس اسلام را با مسخ آیه های از قرآن پاک نسبت به این موضع صریح از زبان یک آخُند بدنامی که در پیشگاه ده ها تن از مستمعین توجیه مذهبی میکند وجود نداشته باشد این بوده که  وی با صراحت کشتار و برده داری را یک امر رائج در حوزه دین اسلام می دانند .

لهذا چرا نگرید چشم وچرا ننالد تن ! برخلاف این آخُند بچه های که شیفته خون انسان اند و عقل شان در چشم شان است معتقد شده و گویا کشف عمیق و خونینی کرده اند که هرگاه با کفار !! ملاقات ات حاصل شد بزنید به پشت اش !! چه در کار است ؟  بزنید در گردن گردن شان ، حتی تا که بکشید و کثرت خونریزی بکنید …..برخی از درسخوانده ها ومراجع بزرگ دینی چنان تشنه خون ریزی و جنایت اند که گوئی درمسابقه و جنگ  دو(خدا )  که خدای خیر و خدای شر است  خدای خیر برای استحکام حاکمیت عدل کاذب و خیرفریبنده !! در زمین گردنهای سربازان خدای شر را می بُرند و خون جنگجویان لشکریان  شر را به عزم استحکام حاکمیت خدای خیر در زمین میریزانند . !!  البته یکی از خانم های بی باک و شهرت طلب که از بد روزگار بحیث وکیل مردم  ولایت غزنی نیز منصوب شده است ، فقط روح اصلی قرئت خشونت زای طالبانی را با هذیان های مجعول و مجهول

 

تفسیر وتعبیر نموده است . البته تفاؤت گفتارواظهارات خانم سلطانی نمائنده منصوب شده برای مردم غزنی  با دیگر سرداران شرک وخرافات دراین بوده که وی بدون ملاحظه و تعارف روح مسخ شده  قرئت متحجرانه از اسلام را بر زبان آورده است . تفاؤت  میان آنچه که متصدیی یک شبکه تلویزیونی به زبان آورده با اظهارات خانم هما سلطانی دراین است که خانم سلطانی انتحاریون رااستشهادی و شهدای راه خدا خوانده وکسانی که در نتیجه عمل انتحاریی این جنگجویان کشته شده وجان داده اند با ادبیات نهایت ضعیف به سطح کـــوچه وبـــازار(والد زنای امریکائی ها…!) مسمی نموده  اند . در غیر آن نه تنها ماهیت این دو گفتار باهم مغائرت ندارند بلکه این گفتمان حتی با سائر قرئت ها که روح  مذهب اثنی عشره شیعی را تشکیل میدهند نیزاز انطباق بهره مند است  .  هرچند میدانم که شما خواننده گان ارجمند یادداشت های این قلم آنچه را که من به حیث یک رسالت علمی و تاریخی مینویسم با اندوخته های عالمانه و پژوهشگرانه ای که دارید آنرا با دقت مطالعه می فرمائید بویژه در مباحث مربوط با سرنوشت انسان به حیث خلیفه خداوند یکبار دیگر توجه شما بزرگواران وسروران را به نودهم این سلسله با مختصرتغییرات لازم تقدیم میدارم

واضح است که وقتی از تاریخ انسان صحبت شود نباید مقصود از اصطلاح رائج تاریخ ، تاریخ پیدائیش تمدن و خط نیست ، بلکه مقصودم آغاز زندگی اجتماعی نوع کنونی انسان بر روی زمین است. این گونه نگاه علمی و توحیدی  به تاریخ بر حقیقت مهم فلسفی صحه میگذارد که تمامی انبیأی الهی و بزرگان معصوم دین در بستر ماهیت اصلی این دیالوگ الهی با ملائکان به عنوان رسالتمندان بزرگ در تاریخ بشر ظهور نموده اند و بدون شک  در پرتو چنین بینیش و این جهان بینی علمی و فلسفی  تمامی انبیأ ی بزرگ الهی که حامل کتب آسمانی بودند باتوجه به کراهیت قتل وفساد که طی یک  دیالوگ میان پروردگار و ملائکان منجمله ابلیس در آغاز زندگی مدنی بشر مورد بحث قرار گرفته است از هرنوع خشونت و فساد مبرأ بودند ، البته نه باید فراموش کرد که وقتی جنایات شنیعی چون سنگسار و یاهم کشتار انسان ها از سوی مسلمان نماها با مشروعیت فتاوای مذهبی صورت میگیرند منبر داران ریأ کار این عمل ضد توحیدی را با شیوه مضحک و در جامه به ظاهرمحکومیت  وبه فورمول ” هم بر میخ و هم بر نعل !!” زدن این گونه جنایات را توجیه می سازند . روی سخنم به تمامی منبرداران و اجاره داران مذهبی  است که در شبکه های تلویزیونی و دیگر وسائل ارتباط جمعی جنایت آخیر علیه کارمندان بی بضاعت تلویزیون طلوع را به همین شیوه ریأ کارانه مورد بحث و کنکاش قرارمی دادند ! البته باید گفت که عده ای از طراحان شبه مذهبی این سناریوی خونین را گویا اعمالی می دانیستند که کارمندان طلوع نیوز به دستور امریکا وغرب  بحیث پیشقراؤلان  هجوم فرهنگی  غرب برنامه های ضد اخلاقی مانند ستاره افغان وغیره را از طریق شبکه های تلویزیونی مانند تلویزیون طلوع و شبکه تلویزیونی موسوم به یک ترتیب می دادند  . !!! تا بیننده ای که تمامی مراکز عقلانیت و آنتن های  ذهنی شان دررقابت  میان هجوم فرهنگی جهان سرمایه داری وغرب وهمچنان هجوم خرافات دنیای شبه مذهبی به تدریج ازمیان رفته اند تخطی  از ارزشها و انجام اعمال  ضد ارزشهای دینی مبهم ترین و مؤثرترین وسیله وتاکتیکی است که درجوامع عقب مانده و فقیری مانند افغانستان ازاهمیت بسزای برخوردار است  بد نیست نمونه ای ازاینگونه تقبیح را اززبان یکی ازگرداننده گان برنامه مذهبی بشنویم که وی چگونه ازاعماق قلب ازشهادت جوانان رشید شبکه تلویزیونی موسوم به طلوع ابراز شادمانی میکند ، !! وی می فرمائید که :  اگر آنها براستی هم نان آوران خانواده بودند  باید تلویزیون طلوع مسؤلیت آنها را بر عهده بگیرد .!! کار های که می کردند …هرچند مه خودم چندان تلویزیون های افغانی را نه می بینم و اگر می بینم هم بسیار کم !

 

متأسفانه برنامه داکتر صاحب نیازی را هم از تلویزیونی که پخش می شد اکنون او برنامه هم قطع شده حال همان تلویزیون را هم نه میبینم .. …وحتی نه می فهمیدم که ستاره افغان از کدام چینل است فکر میکردم که ازتلویزیون  بیات است اما وقتی که در فیس بک ها می بینم که داو و دشنامی که به تلویزیون طلوع داده میشود ..اما در این روزها وقتی که به تلویزیون طلوع اخطار داده شده بود مخصوصأ برای کسانی که در آنجا کار میکردند .

ببینید عزیزان !خانم سیمین چگونه حتی قتل بی گناهانی راکه جرم اش فقط کاردریک شبکه تلویزیونی است که مورد پسند خانم سیمین وکانگسترهای مذهبی اش نیست آن را مستـــحق قتل مــــــی دانند .!! اما شاید خانم سیمین و اذناب اش نه میداند که داستان این جنایت قبلأ و از جنگ درولایت  قندز آغازیده شده بود از ولایتی که زنگیان مست به همکاریی ستون پنجم در اداره مافیائی کابل که همانا حامیان شبه مذهبی و شبه دموکراتی اند که به اثر همکاریی فریبکارانه شان مظلوم ترین و در عین حال نا آگاه از سرنوشت آئنده شان به وعده ووعید های کاذبی  از حور و غلمان توسط شبکه های استخباراتی استخدام ودر جنگ قندزبه قتل رسیدند . اما ببینیم که طلوع نیوز به جرم کدام خبر طلوع نیز اینگونه مورد غضب گروه طالبان واقع شده بودند که کارمندان مظلوم شان باید اینگونه به خاک و خون کشانیده می شدند ؟

 این خبری بوده که شبکه تلویزیونی طلوع به نقل ازمنابع امنیتی ازمیدان نبرد به جهان مخابره کرده بود. اما سوال اینجاست که بدون تلویزیون طلوع و شبکه موسوم به یک شبکه ها و نهاد های دیگری نیز با شنیدن خبر سقوط کندز واکنش های نشان داده بود یا خیر ؟  این گزارش را از در روزهای داغ سقوط کندز شبکه تلویزیونی موسوم به فردا نیوز به نقل از سازمان جهانی عفو بین الملل برویت اسناد ومدارک غیر قابل انکار چنین گزارش داده بودند

لازم به تذکراست که اگر نهاد های نشراتی همچون شبکه تلویزیونی طلوع با قبول ازهرنوع خطرات از میدان نبرد بصورت خبری گزارش داده باشند هرچند این روایات ازنظر گروهی که خود را وارثان اصلی کشور افغانستان می شمارند از لحاظ منابع و موأخذ بر مستندات وروایات ضعیف و موضوعی  استوار اند چه کسی و چی مقام و دادگاهی  برای کسانی که از نشانی جنگجویان طالبان شمشیر های برهنه را بروی انسان ها ی مظلومی بِکشند و با چنین درد و بی رحمی بکُشند . بحثم را با این مرثیه اخوان ثالث به پایان می برم .

امروز ، ما شکسته ، ما خسته ، ای شما به جای ما پیروز ، این شکست و پیروز ی بکامتان خوش باد . هرچه می خندید ؛ هرچه میزنید ، می بندید ، هرچه می برید ، می بازید ، خوش بکامتان اما ، نعش این عزیز ما را هم به خاک بسپارید .

یار زنده صحبت باقی

Eidama 01

۱ : مصرعی از بیت مسعود سعد قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ – شبی سیاه‌تر از روی ورای اهریمن

چرا نگريد چشم و چرا ننالد تن؟              کزين برفت نشاط و از آن برفت وسن

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا