گـزیده اخبــار
خانه » اندیشه » گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت
گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت

گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت

نو اندیشی : چنانچه در قسمت(ما چه میخواهیم ) به رسالت اصلی نواندیشی به مثابه پایگاه فکری و عملی تمامی نو اند یشان جهان بویژه روشنفکران نواندیش افغانستان اشاره به عمل آمده است که “مؤظفیم که التیام درد ها و راه حل ها برای  نیازهای  مان  نیز در فرهنگ  اصیل گذشته ای  مان جستجو کنیم  و از نظر ما  کاملترین اندیشه و مکتبی که می خواهد انسان را به فلاح و سعادت برساند همانا اسلام به عنوان مکتب انسان ساز با قرئت توحیدی ومجهز بر  گفتمان  « اجتهاد » پویا و دینامیک  جمعی است که قافله زندگی بشر را در خم وپیچ تاریخ و درمیان همه عصر ها و تمامی نسل ها هدایت و رهبری میکند . در پرتو چنین گفتمانی که بر  شالوده ها و اصول جهان بینی توحیدی و الهی  نهاده شده است ….وما به ما با چنین انگیزه و چنین مبارزه علمی و فکری به میدان آمده ایم تا بتوانیم منزلت و کرامت خدا داد و  پامال شده انسان را که با دریغ وتأ سف  تمامی عرصه های زندگی  بشر بویژه جهان اسلام و کشور های شرقی را احاطه کرده است به جایگاه اصلی اش بازگردانیم .   ”  این  رسالت بزرگ تاریخی ما را مؤظف میسازد که  نظریات ، آثار و دست نوشته های علمأ و  دانشمندان مختلف جهان را برای کشف و دریافت حق  و توحید  بدون هرگونه ابراز نظر خدمت  خواننده گان عزیز تربیون نواندیشی  تقدیم نمائیم ، که به حکم این رسالت تاریخی  امروز اندیشه ها و نظریات  یکی از دانشمندان تأثیر گذار بر نسل  جوان و جستجو گر کنونی یعنی  محترم اکبر هاشمی بهرمانی  مشهور به اکبر هاشمی رفسنجانی، که از شخصیت های نامدار سیاسی و علمی جامعه ایران  محسوب می شود  با تشکر از سایت وزئن  همکاری های  بین ا لمللی  شیعه “ شفقنا ”   خدمت تان تقدیم میداریم تا باشد که با اندیشه های این شخصیت جهان اسلام نیز آشنائی پیدا نمائید . و در صورت لزوم آنرا به نقد بکشانید

 در عصر اطلاعات نمي‌توان به خاطر ناآگاهي بر مردم حكومت كرد

پيامبران، گنج‌هاي پنهان شده عقل‌ها را براي بشر استخراج مي‌ کنند

گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، از شخصیت های سرشناس و موثر سیاسی مذهبی جهان اسلام است که در مقاطع حساس و تعیین کننده تاریخی به ویژه پس از انقلاب اسلامی در ایران و عرصه ی بین الملل ایفای نقش کرده و دیدگاه ها، تحلیل ها و پیش بینی هایش از جهان اسلام همواره مورد توجه بوده است. او این روزها کمتر به سخنرانی و گفت وگو می پردازد اما همواره در ذهن جامعه حضور دارد. حسرت از برخی فرصت سوزی ها و اشتباهات در جهان اسلام و اقدامات افراطیون از فحوای کلام او آشکار است اما این روحانی سرشناس شیعه و سیاستمدار کهنه‏‏‎کار ایرانی به آینده و اصلاح بسیاری از مسایل در عرصه جهان اسلام امیدوار است.

سایت بین المللی همکاری های خبری شیعه، شفقنا در گفت وگویی مکتوب با آیت الله هاشمی رفسنجانی، موضوعات مختلف جهان اسلام و شیعیان از جمله روابط ایران و عربستان، اجتهاد در عصر معاصر، عقل و سنت، روشنفکری دینی، اوضاع سیاسی شیعه پس از غیبت، عصر فقاهت و اجتهاد، آزاد اندیشی و تمدن اسلامی و… را به بحث گذاشته است. این گفت وگوی مکتوب و ارزشمند که حاوی بیش از 200 صفحه پاسخ حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی است، به تدریج و در قسمت های مختلف منتشر می شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسش شفقنا درباره تشکیل تمدن اسلامی و دلایل عظمت و انحطاط مسلمين بیان می کند: قبل از پرداختن به موضوع اصلي بحث (تمدن اسلامي)، بايد به شرايط، ويژگي‌ها و امتيازات اسلام به عنوان ظرف آن مظروف يعني تمدن اسلامي بپردازيم كه اين بحث در برگيرنده بسياري از سوالاتي است كه مطرح شده است. از لحاظ شرايط زماني، اسلام پس از اديان زميني و آسماني آن روزگار به ويژه يهود و مسيحيت آمده كه پيام‌آوران آن دو دين، دو پيامبر اولي‌العزم بوده‌اند. تاكيد بر اولي‌العزم بودن پيامبران اديان يهود و نصارا به دليل برجسته كردن اين نكته است كه هر دو دين، آسماني و صاحب كتاب بودند. هرچند بعدها و در مسير پياده كردن قوانين دچار تحريفات عديده شده‌اند.

پس اسلام در زماني از سوي پروردگار آمده كه انسان آن روز با توجه به جميع شرايط، نسبتا به بلوغ اخلاقي و تحت تعاليم پيامبران اعصار مختلف به مرحله‌اي از رشد انساني رسيده بود. با اين نگاه اسلام بايد در ايدئولوژي و جهان بيني خود، چيزي فراتر از اديان گذشته و همگام با شرايط رشد فكري بشريت باشد كه براساس اسناد متواتر آيات و روايات چنين است.

از لحاظ شرايط مكاني نيز اسلام در منطقه‌اي ظهور و بروز يافت كه اگرچه ساكنان آن در سال هاي دور پيروان دين حنيف حضرت ابراهيم بودند، اما كم كم به مرحله‌اي در بت‌پرستي رسيده بودند كه خانه كعبه به صورت رسمي محل نگه‌داري بت‌هاي لات، منات، عزي و… بود. مردمي كه بجز براي تجارت، آن هم به صورت محدود با دنياي اطراف خويش و پيروان اديان ديگر هيچ ارتباطي نداشتند و به صراحت اسناد، در زمان بعثت اسلام، باسوادهاي حجاز به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسيدند.

عقل محوري و ارزش نهادن به معنويت از ويژگي هاي تمدن اسلامي است

آیين اسلام مهمترين قوه محركه تمدن اسلامي است

او می گوید: از ويژگي هاي تمدن اسلامي اصالت و غناي فرهنگ اسلام، عقل محوري و ارزش نهادن به معنويت است، تمدن اسلامي در واقع حاكميت عقل است چرا كه محور اساسي اين تمدن تعالي انسان است كه قوام آن به عقل است. شناخت ديگران و ديگرپذيري، سازگاري و دگرگوني ازجمله ويژگي‌هاي تمدن اسلامي است. آیين اسلام مهمترين قوه محركه تمدن اسلامي بوده و هنوز هم يكي از عوامل اساسي اين تمدن است و شالوده‌اي لامتغير به آن داده است.

مسلمين، دوراني از عظمت و افتخار را پشت سر گذاشته‌اند كه اعجاب‌آور است. آنان تمدني عظيم و باشكوه بنا كردند كه چندين قرن ادامه يافت و مشعل‌دار بشريت بود. اكنون نيز اين تمدن، يكي از حلقه‌ي درخشان تمدن بشر به شمار مي‌رود و تاريخ تمدن، به داشتن آن مي‌بالد. مسلمين، چندين قرن در علوم، صنايع، فلسفه، هنر، اخلاق و نظامات عالي اجتماعي، برهمه جهانيان برتري داشتند و ديگران از خرمن فيض آنها توشه برمي‌گرفتند. بي‌شك با احياي بنيادهاي شكل‌گيري تمدن اسلامي، مي‌توان برقله تمدن بشري صعود كرد و مشعل‌دار نهضت علمي جهان شد.

عمر رهنمودهاي اسلام ابدي است

این شخصیت برجسته روحانی و سیاستمدار ایرانی در ادامه به شفقنا بیان می کند: بعضي‌ها مي‌گويند انسانها عمر محدود دارند و جوامع هم مثل انسان ها همين طور است. دوران كودكي دارند، جواني دارند. پيري دارند ولي رهنمودهاي اسلام عمرش ابدي است. مثل بقيه تمدنها در تاريخ. داراي فراز و فرود است اما همواره در جهت تحليل بشريت رو به جلو حركت مي‌نمايد هرچند كه ممكن است اصولي از اين تمدن به اشكال گوناگون بروز كند و افول كند و دوباره رشد كند.

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: با همين مقدمه كوتاه، عظمت و رفعت دين مبين اسلام، براي راهنمايي انسانها روشن مي‌شود. ديني كه پس از 13 سال دعوت پنهان و 10 سال دعوت آشكار حضرت محمّد (ص) در مكه و مدينه پايه‌هاي تمدني را در سرزمين حجاز و پس از آن در سراسر دنيا پي افكند كه مصداق روشن “شجره طيبه” است كه “اصلها ثابت و فرعها في السماء”؛ ديني كه چون با دل هاي مردم سر و كار داشت و اصل پذيرش آن «لااكراه» بود، تمدني را خلق كرد كه امروزه در غرب و شرق عالم گسترده است و پيروانش از لحاظ كميت، آن قدر هستند كه اگر چه مراكز آمارهاي جهان يك ميليارد و پانصد ميليون نفر مي‌گويند، اما چند سال پيش بحثي در مجلس كانادا در اين باره شده بود كه اخبار آن بحث، حكايت از آمار بيشتر از اين دارد. ديني كه اگر چه بهترين و به روزترين اطلاعات را براي خير دنيا و آخرت انسانها دارد، اما هيچ وقت از اقتباس خوبي‌ها دريغ نكرد و پيامبر اسلام در همان حجاز كه شاخص اصلي مردمانش «امي» بودن است، مسلمانان را به علم آموزي، ولو با تحمل سفر به چين كه آن روزها براساس علوم جغرافيايي دورترين نقطه دنيا بود، تشويق مي‌كند.

ديني كه براي توجه به زندگي دنيوي مردم «من لا معاش له، لا معادله» را تابلوي فعاليت‌هاي اقتصادي پيروانش مي‌داند و دنيا را براي انسانها «ذلولا» مي‌داند و مي‌گويد: «فامشوا في مناكبها و كلومن رزقها».

ديني كه براي زندگي انسانها در همه ابعاد اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، بر اعتدال در عفاف و كفاف، تأكيد مي‌نمايد و پيروانش را «امه وسطا» مي‌خواند.

ديني كه براي آزادانديشي ديني و شنيدن حرف هاي ديگران با خطاب «بشارت» بندگان خوب خدا را كساني مي‌داند كه «يستمعون القول و يتبعون احسنه».

ديني كه براي درس هاي اخلاقي مكاتب بشري و حتي در برخورد با مشركان و بت‌پرستان با تاكيد بر «لاتسّبوا» به پيروان خويش اين نكته را مي‌گويد كه «به بت‌هاي آنها ناسزا نگوييد تا به خداي شما ناسزا نگويند.»

ديني كه براي مسايل جزايي، عادلانه‌ترين قوانين را دارد و حتي براي اسراي جنگي هم حق و حقوقي در نظر گرفته است.

ديني كه اگر چه در زمان پيامبر (ص) به خاطر محدوديت قلمرو، صراحت‌هاي بياني درباره سياست‌هاي خارجي ندارد، اما نوع نگاه اسلام به دشمنان داخلي و خارجي نشان مي‌دهد كه بر «واعدولهم ماستطعتم من قوه» را يك سياست بازدارندگي دفاعي مي‌داند.

ديني كه درصدر بعثت پيامبرش با تاكيد بر «جدال احسن» اختلافات سليقه را موجب تقويت مي‌داند و به همان مقدار مسمانان را با تاكيد بر «تفشلوا» از تنازعات قومي، قبيله‌اي و فكري پرهيز مي‌دهد.

ديني كه حكومت را نه بر مردم كه براي مردم مي‌داند و پيامبرش اگر چه در غديرخم، حجت را بر مسلمانان تمام كرده‌اند، اما به حاكم الهي پس از خويش تأكيد مي‌نمايد كه «اگر مردم تو را نخواستند، رهايشان كن و كار را بخودشان واگذار كن».

ديني كه در تمدن و فرهنگ آنقدر با سعه صدر برخورد مي‌نمايد كه «نهضت ترجمه» را براي تعاملات علمي و فكري پايه‌گذاري مي‌نمايد و همين شيوه برخورد است كه بعدها اندلس و جزاير سيسيل، دروازه‌هاي غرب براي پذيرش انوار علمي آفتاب اسلام مي‌شوند.

ديني كه ظلم ستيزي و استعمار گريزي را درصدر برنامه‌هاي آموزشي خويش براي رهايي انسان ها از يوغ استبداد و استكبار مي‌داند.

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه «همه اين موارد و بسياري از موارد ديگر كه فرصت احصاي آنها در اين مقال نمي‌گنجد، مايه عظمت تمدن و فرهنگ اسلام است و در عين حال مي‌تواند مايه انحطاط باشد كه در بسياري از مقاطع تاريخي چنين شده است» می افزاید: مثلا در نگاه تفسيري به قرآن كه آسماني‌ترين كتاب و به تصريح خداوندي بدون شك و ريب، «هديً للمتقين» است، متأسفانه در همان آغاز، دو رويكرد در كنار تلاش هاي ائمه و اصحاب صديق و حتي تابعين مومن به وجود آمد، كه هر دو باعث فهم نادرست بعضي از آيات الهي، حتي محكمات شده است. رويكرد اول كه افراطي است، پرهيز از كتابت قرآن است كه معلوم نيست اگر حضرت علي (ع) و كاتبان ديگر نبودند، معاندان چكار مي‌كردند. هرچند به صراحت قرآن، خداوند با چند نشانه تاكيدي، وعده حفاظت از كلام خويش را داده است. رويكرد دوم كه تفريطي است، راهيابي اسرایيليات و بعضاً تفسير به رأي‌هاي ناصواب است كه هنوز هم در علم روايت و تفسير، مايه زحمت مفسران و محدثان است.

حق الارث زوجه مي‌توانست مايه مباهات اسلام در حقوق شود اما نادیده گرفته شده است

او ادامه می دهد: نمونه ديگري كه مي‌توانست مايه مباهات اسلام در قوانين حقوقي شود، حتي در دنياي معاصر كه بحث زنان در مجامع بين‌المللي داغ است، حق الارث زوجه است كه علي‌رغم صراحت قرآني در روايات متعدد، ناديده گرفته شده است و متأسفانه بسياري از فقها هم تحت تأثير اين جو نادرست، فتاوايي داده‌اند كه با چند نفر از آنان كه صحبت كرده‌ام، به شك خويش اذعان نموده‌اند؛ البته جاي شكرش باقيست كه اخيراً رهبري با انتخاب گروهي از فقها، درصدد حل اين مساله برآمدند و نخستين نتايج آن ورود مجلس شوراي اسلامي به اين بحث و تصويب قوانيني است كه هنوز هم به حداقل ها توجه دارد.

ظرفيت بالقوه جهان اسلام می تواند مسلمانان را از واردكنندگي به صادرات برساند

آنچه بالقوه مايه افتخار اسلام است در شرايط كنوني باعث نگراني شده است

رفسنجانی به شفقنا می گوید: نمونه ديگري كه اسلام به آن توجه عميق و اكيد كرده و متأسفانه در جوامع اسلامي نمود ندارد، بحث مسايل اقتصادي است. بحثي كه بعضي از مغرضان براي بيان ناكارآمدي اسلام در اداره جامعه، با مقايسه كشورهاي اسلامي و ديگر كشورها، به آن دامن مي‌زنند. در حالي كه ظرفيت بالقوه جهان اسلام با موقعيت راهبردي و استراتژيك و منابع سرشاري كه در اختيار دارد مي‌تواند با كمي توجه به علم بهره‌وري، اين بهانه را از دست دشمنان بگيرد و مسلمانان را از مصرف‌كنندگان صرف و واردكنندگي، به صادرات برساند. يا مهمترين امتياز اسلام در حكومت، توجه به آراي مردمي است كه اين مايه مباهات، به خاطر شرايطي كه در بعضي از كشورهاي اسلامي در زمان كنوني در حال اتفاق است، باعث انحطاط شده است. به قول سياسيون، آنچه كه بالقوه مايه افتخار اسلام است، در شرايط بالفعل كنوني باعث نگراني شده است.

هاشمی رفسنجانی بیان کرد: از همين جا به بعضي از مسايلي كه در سوالات شما بود و به اين بحث يعني عظمت و انحطاط اسلام مربوط مي‌شود مانند اسلام هراسي، وهابيت، شعوبيگري و اشعريت و اعتزال مي‌پردازم. مسايلي كه مثبت و منفي را در خويش نهفته دارند، اما متاسفانه آنچه كه تاكنون حدوث يافته و در بيرون نمود دارد، بُعد منفي آنهاست.

اگر وحدت دولت‌هاي اسلامي شكل مي‌گرفت، اشغالگران در عراق و افغانستان جولان نمي‌دادند

برخورد مدبرانه با اسلام هراسی می توانست دشمنان را به انفعال بکشاند

او ادامه می دهد: اسلام هراسي كه امروزه، دشمنان با تبليغات گسترده سعي در فراگير شدن آن بين ملت‌ها دارند، اگر با تدبير، سياست‌هاي درست و از جايگاه اقتدار اسلامي با آن مقابله مي‌شد، مي‌توانست نكته مثبتي باشد كه هراس دشمنان از اسلام، آنان را به حالت انفعال مي‌كشاند و همين هراس نمي‌گذاشت جسورانه به اشغال كشورهاي اسلامي بپردازند. اگر وحدت همه دولت‌هاي اسلامي بر سر مشتركات فراوان و پرهيز از نكات محدود اختلاف برانگيز كه اكثر آنها موارد تاريخي هستند، شكل مي‌گرفت، ديگر اشغالگران در عراق و افغانستان جولان نمي‌دادند. همان كاري كه كشورهاي غربي در قالب ناتو براي دوام حضور خويش انجام مي‌دهند. اگر اسلام هراسي را از قلوب ملت‌ها كه خواست استكباريون است، به حكومت‌ها مي‌كشانديم، مي‌توانستيم مصاديق رأفت اسلامي را در عمل نشان دهيم.رفسنجانی می افزاید: همين وهابيت كه امروزه مايه ننگ و باعث تشديد انزجار ملت‌ها از مسمانان هستند، اگر از انديشه‌هاي افراطي و كارهاي تفريطي فاصله مي‌گرفتند، مي‌‌توانستند جلوي حكومت‌هاي استبدادي عربي را در چپاول منافع جوامع اسلامي بگيرند. يعني همين تهديدي كه امروزه از جانب آنان متوجه آبروي اسلام در جهان است، مي‌توانست فرصتي براي رويارويي منطقي با زياده‌خواهي‌هاي حاكمان سلطنتي در ممالك اسلامي شود. يا شعوبيگري كه در قرآن به خلقت انسان ها براساس شعوب و قبايل تاكيد شده، مي‌توانست در ممالك اسلامي باعث تقويت روحيه رقابت در همه ابعاد زندگي شود و قبايل مختلف با حفظ وحدت و توجه به يك دين و پناه گرفتن به يك پرچم كه همان پرچم وحدانيت اسلامي است، سد محكمي در برابر سيلاب هاي دشمنان باشند.

او می گوید: معتزليان و اشعريان، اگرچه در آغاز دو نحله فكري براي بيان مسايل و تشريح جهان‌بيني‌ها به مسایل ايدئولوژي بودند و مي‌توانستند در فضاي علمي به مناظره و حتي مجادله بپردازند كه باعث ارتقاي فكري جوامع مي‌شدند اما طريق تكفيري كه پيروان و بزرگان هريك از آنها براي حذف فيزيكي و شخصيتي رقباي فكري خويش پيش گرفتند، اولا باعث انسداد آزادانديشي ديني در بين مسلمانان شدند و ثانيا نفوذ افراد متعصب به آن باعث تشديد انحطاط فكري آن شده است.

انقلاب اسلامی ایران می تواند الگوی ملت های مسلمان باشد

او با بیان اینکه تاريخ اسلام به بستر حوادث مثبت و منفي در حال گذر از مراحل مختلف بود كه به مقطع انقلاب اسلامي رسيديم می افزاید: اگر چه شيعيان در طول تاريخ حكومت‌هاي محلي متعددي مثل زيدي‌ها در يمن، ديالمه در گيلان، علويان در مازندران و حتي در آفريقا و مناطق مختلف سرزمين‌هاي اسلامي تشكيل داده بودند، اما هيچ وقت ساختار حكومتي آنها براساس تعاليم اهل بيت (عليهم‌السلام) نبود. براي اولين بار يك حكومت شيعي با ساختار حكومتي خاص در يك كشور خدا خوب كرده، يعني ايران تشكيل شد كه اين مي‌تواند الگويي براي ملت‌هاي مسلمان و ملل ستمديده جهان سوم باشد كه مي‌توان از آن به عنوان عظمت و رفعت اسلامي ياد كرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی بعضي‌ها با كارهاي افراطي، ديگران را ترساندند

رفسنجانی که خود از افراد بسیار موثر انقلاب اسلامی بوده و پس از انقلاب ایران در پست های کلیدی کشور حضور داشته است به شفقنا می گوید: پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بحث صدور انقلاب مطرح شد كه البته بعضي‌ها با كارهاي افراطي، ديگران را ترساندند. صدور انقلاب اين نبود كه ما به كشورهاي ديگر برويم، حاكمان وقت را سرنگون كنيم يا با ارسال سلاح، مردم را تهييج كنيم. صدور انقلاب همين است كه پس از حدود 30 سال در مصر، ليبي، تونس، يمن، بحرين و حتي الجزاير اتفاق افتاد يعني مردم ياد گرفتند كه بايد عليه حاكمان استبدادي برخيزند.

هدایت درست جنبش های عربی باعث عظمت اسلام می شود

استعمار و استبداد مانند دو لبه قيچي هستند

اختلافات جامعه پس از سقوط ديكتاتورها در مصر و ليبي، ريشه در برنامه‌هاي استعماری دارد

او بیان می کند: اگر اين نكته، يعني انقلاب اسلامي و تأثيرپذيري ملت‌هاي عربي از آن و به راه افتادن جنبش‌هاي عربي درست هدايت شود، باعث عظمت اسلام مي‌شود. البته در اين مقطع بايد خيلي مواظب و هوشيار بود. چون استعمار و استبداد مانند دو لبه قيچي هستند كه وقتي موقعيت و منافع خود را در خطر ببينند، يك جا جمع مي‌شوند و وحدت آنها هم ميسر نمي‌شود، مگر با تفرقه مردم. اصلاً سياست شوم «فرق تسد» يكي از حيله‌هاي قديمي استعمارگران در ديگر كشورهاست. آنها براي ايجاد تفرقه از وجه اختلاف ها در مذاهب و قوميت‌ها، استفاده مي‌كنند. متأسفانه در داخل سرزمين‌هاي اسلامي هم براي هميشه ستون پنجم دارند تا اوامر آنها را اجرا كنند. اختلافاتي كه پس از سقوط ديكتاتورها در مصر و ليبي در جامعه بروز كرده، ريشه در همين برنامه‌هاي شوم دارد كه اگر رهبران قيام‌هاي مردمي توجه نكنند، باعث انحطاط مسلمين مي‌شود.

گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت

در عصر اطلاعات نمي‌توان به خاطر ناآگاهي بر مردم حكومت كرد

هاشمی رفسنجانی درباره وقوع بیداری اسلامی یا انقلاب های عربی که منجر به سقوط دیکتاتورهای عربی شده است و هنوز هم در کشورهای مختلف ادامه دارد به شفقنا می گوید: از سال ها پيش براي كساني كه با الفباي سياست آشنا هستند، قابل پيش بيني بود كه بالاخره ظلم حاكمان استبدادي در كشورهاي عربي روزي كاسه صبر مردم را لبريز مي‌كند و مردم وقتي با همه وجود خويش درك كنند كه زندگي آنها مرگ تدريجي است، بر مي‌خيزند. ديگر گذشت آن زماني كه پادشاه مستبد در آخرين روزهاي زندگي خود، تاج پادشاهي را بر سر فرزندان خود مي‌گذاشت و مردم هم صُم و بُكم ، اطاعت مي‌كردند. در عصر انفجار اطلاعات كه هر كس مي‌تواند با زدن چند كليد و دگمه، به آخرين اطلاعات گوشه و كنار دنيا حتي در منزل دست يابد، نمي‌توان به خاطر ناآگاهي بر مردم حكومت كرد. مردم آگاه، همه چيز را درباره وظايف ملت‌ها در قبال حكومت‌ها مي‌دانند و سعي مي‌كنند به وظايف خويش عمل كنند، ولي مطالبات آنها از حقوقي كه حكومت‌ها در قبال ملت ‌ها دارند، جدّي خواهد بود.

طوفان کشورهای عربی به زودی منشا تحولات جهان اسلام و دنیا می شود

او بیان می کند: طوفان ياسي كه اين روزها، بعضي از كشورهاي عربي را در نورديده، مطمئناً محدود به همين چند كشور نمي‌شود و به زودي منشأ تحولات عميقي در آينده جهان اسلام و حتّي دنياي بين‌الملل خواهد شد. بعيد نيست كه اين قبيل اعتراضات به منطقه قفقاز و آسياي ميانه و حتّي به كشورهاي اروپايي هم برسد كه رسيده است چون آنچه كه اين روزها به اسم دموكراسي و رعايت حقوق بشر در كشورهاي غربي اتفاق مي‌افتد، تنها لعابي از دموكراسي است كه بر پيكره اقدامات استبدادي خويش كشيده‌اند.

ذات انسان ظلم و ستم با هر نامي كه باشد، تحمل نمي‌كند

رفسنجانی یادآوری می کند: همين الان به انتخابات در آمريكا توجه كنيد كه ميدان فقط براي دو حزب باز است و احزاب ديگر اگر مي‌خواهند حرفي براي گفتن داشته باشند، بايد زير لواي جمهوري خواهان يا دمكرات‌ها بروند. مطمئن باشيد ذات انساني به گونه‌اي خلق شده كه ظلم و ستم را به هر شكلي و با هر نامي كه باشد، تحمل نمي‌كند، فقط انواع واكنش‌ ملت‌ها متفاوت است و حركتي كه اين روزها در مصر ، تونس، الجزاير، يمن، اردن، بحرين، كويت، عربستان و ديگر مناطق شاهد آن هستيم، يك نوع واكنش‌ به استبداد و استعمار است.

نبودن يك رهبر جامع الاطراف مثل امام (ره)، قيام‌هاي مردمي منطقه را زجر مي‌دهد

او تاکید می کند: آنچه كه مردم كشورهاي عربي و قيام‌هاي مردمي منطقه را زجر مي‌دهد و باعث كندي حركت آنها مي‌شود، عدم وجود يك رهبر جامع الاطراف مثل امام (ره) است. رهبري كه همه گروه هاي سياسي و مذهبي در ايران او را به عنوان مرجع ديني و مقتداي سياسي قبول داشتند. حتماً تاريخ انقلاب اسلامي در زمان مبارزه را مي‌دانيد كه امام 15 سال از وطن تبعيد بودند، امّا با نوارهاي سخنراني و اعلاميه‌ها و شاگردان خود، مبارزه را هدايت مي‌كردند. امتيازي كه كشورهاي عربي ندارند. اخوان‌المسلمين در مصر، با سابقه طولاني مبارزاتي و آقاي البرادعي با سابقه مديريتي در سطوح بين‌المللي، نمي‌توانند مرجع مطمئني براي مردم در مبارزه باشند.

رفسنجانی می افزاید: حتي افراد و گروه هايي كه پس از سقوط استبداد بر سر كار آمدند، مردم را راضي نمي‌كنند و ديديم كه يك سال پس از بازداشت سادات و سقوط حكومتش، مردم دوباره به ميدان التحرير مصر مي‌آيند و مي‌خواهند مبارزه را ادامه بدهند، اين امر ناشي از بي‌اعتمادي مردم به مسؤولان است. چيزي كه در ايران و انقلاب اسلامي در هيچ يك از مقاطع نداشتيم.

نخبه محوري براي هدايت مبارزات عربی هم خوب است و هم بد

او درباره نقش نخبگان و وظایف آنها در توسعه کشورهای اسلامی و آینده کشورهای انقلابی با بیان اینکه نخبه محوري كه در سوال شما بود، براي هدايت مبارزه هم خوب است و هم بد بیان می کند: اگر اين نخبه، شخصيتي مثل امام(ره) باشد، خوب است و حاصل اعتماد مردم به آن، انقلابي مي‌شود كه دشمنان پس از پيروزي، همه توطئه ها را عليه آن بكار بردند، امّا رابطه مردم و نظام روز به روز مستحكم‌تر شده است. اگر اين نخبه‌ محوري، با محوريت افرادي باشد كه مردم نسبت به استقلال انديشه‌اش ترديد دارند و فقط با شدت تبليغات مي‌خواهد، بر طبل نخبگي بكوبد، نه تنها جواب نمي‌دهد، بلكه مردم را از كاري كه كرده‌اند، پشيمان مي‌كند. مثل كاري كه مردم افغانستان در مبارزه طولاني كردند و حاصل مبارزه آنها كساني مثل طالبان شدند كه تسمه از گردة مردم مي‌كشيد.

مردم كشورهاي اسلامي طي سال هاي اخير بر اثر گسترش اطلاعات، از رشد و توسعه ديگر كشورها مطلع شده‌اند و وقتي خود را با آنان مقايسه مي‌كنند، مي‌بينند از لحاظ منابع هيچ از آن كشورها كم ندارند، ولي از مواهب منابع برخوردار نيستند و با اينكه صادر كننده مواد خام انرژي هستند، براي استفاده بايد خود وارد كننده باشند.

رفسنجانی می گوید: اين عقب ماندگي كه فراتر از احساس، در زندگي روزمره ملموس است، آنان را به كنكاش درباره علل مي‌كشاند كه ردّ پاي استبداد و استعمار را مي‌بينند. مثل مردم ايران كه وقتي در آستانه پيروزي انقلاب به خيابانها آمدند و شعار دادند، در كنار «جمهوري اسلامي» كه مطالبه نوع حكومت بود، به «استقلال» و «آزادي» نيز توجه داشتند كه عدم وجود آنها ريشه در استبداد و استعمار داشت. يعني استبداد، آزادي و استعمار، استقلال را از آنها سلب كرده بود. البته اين خواسته سياسي، ريشه در فرهنگ انباشته شده تاريخي داشت كه آنها حضور لايه‌هاي عميق استبداد تاريخي را مانع رشد و توسعه خود مي‌دانستند و با تمام وجود فكر مي‌كردند كه بايد تغييرات بنيادي در همه ابعاد جامعه ايجاد شود تا به حلقه مفقوده كه همان توسعه و پيشرفت بود، برسند.

مگر مردم از حكومت‌ها چه مي‌خواهند؟

انقلاب های عربی پدیده مبارکی است که بايد مراقب بود به ديكتاتوري ديني و افراطي تبدیل نشود

این روحانی و سیاستمدار سرشناس شیعه در اين راستا وظيفه دولت‌هاي اسلامي را هم به اندازه نقش مردم سنگين می داند و به شفقنا می گوید: مردم از آنها فرهنگ صنعتي شدن غربي را نمي‌خواهند بلكه انتظار دارند با داشته‌هاي ديني كه سعادت دنيا و آخرت را در خود نهفته دارد، به گونه‌اي برنامه ريزي كنند كه به قول علماي علم اقتصاد، شاخص‌هاي جدول ضريب جيني به نفع فقرا اصلاح شود. جامعه با رونق اشتغال به سوي رونق اقتصادي برود. به جاي اينكه هر روز يك ماهي به عنوان سهميه به آنان بدهند، يك تور ماهيگيري به آنها بدهند و بگويند خودتان صيد كنيد و مازاد نيازهاي خود را با مسيرهايي كه براي شما تسهيل مي‌كنيم، صادرات كنيد. اگر چنين باشد ديگر نبايد نسبت به ثبات باورهاي ديني، سياسي و اجتماعي ملت‌ها نگران بود مگر مردم از حكومت‌ها چه مي‌خواهند؟ آنچه كه مردم ليبي را آن گونه به خيابان ها كشاند، بهره مندي حاكمان از حداكثري‌هاي زندگي نبود، بلكه عدم بهره‌مندي مردم از حداقل ها بود. به هر حال آنچه كه اين روزها در بعضي از كشورهاي اسلامي در حال اتفاق است، پديده‌هاي بسيار مبارك اجتماعي، سياسي و حتّي ديني است، ولي بايد مواظبت شود تا نتيجه آن ديكتاتوري ديني و افراطي نشود كه باعث بدنامي اسلام خواهد شد و نسل جوان را كه به خاطر طبيعت جواني به دنبال سؤالات فراوان است، نااميد مي‌كند.

ایران و عربستان با کنترل افراطی ها مي‌توانند مايه آرامش ملت‌هاي مسلمان شوند

هاشمی رفسنجانی که هم در دوره ریاست جمهوری اش در ایران و هم پس از آن روابط نسبتا خوبی با عربستان داشته درباره نقش ایران و عربستان در جهان اسلام و روابط این دو کشور بیان می کند: با هر نگاهي كه بخواهيم جهان اسلام را مورد بررسي قرار دهيم، ايران و عربستان جزو بزرگترين و مهمترين كشورهاي اسلامي هستند. از لحاظ جغرافيايي، هر دو كشور در يكي از سوق الجيشي‌ترين مناطق جهان قرار دارند كه از دو سو به آب هاي دريايي راه دارند. از لحاظ منابع انرژي، هر دو كشور در نفت و گاز مقام اوّل و دوّم را دارند و از لحاظ جمعيت، پرجمعيت‌ترين كشورهاي اسلامي هستند. از لحاظ سياسي، هر دو كشور مطمع نظر غرب و شرق بودند و هستند و حتّي اگر بخواهيم در درون جامعه اسلامي و با رويكرد شيعه و سني، جايگاه ايران و عربستان را بررسي كنيم، باز ايران با حداكثر شيعه و حداقل سني و عربستان با حداقل شيعه و حداكثر سني، از كشورهايي هستند كه اگر جلوي افراطي ها را بگيرند و در سياست خارجي تحت تأثر القائات ديگران قرار نگيرند، مي‌توانند مايه آرامش كشورهاي اسلامي و ملت‌هاي مسلمان شوند. مخصوصاً كه عربستان به خاطر مكه و مدينه، قداستي در بين مسلمانان دارد كه نمي‌توان به خاطر مسايل زودگذر سياسي، مردم را از سفر حج تمتع و عمره مفرده محروم كرد.

روابط ايران و عربستان بايد بسيار فراتر از معادلات سياسي باشد

جنگ سرد دولت‌هاي ايران و عربستان موجب هدر رفتن سرمايه‌هاي مسلمين مي‌شود

او بیان می کند: حاكمان هر دو كشور بايد توجه داشته باشند كه روابط اين دو كشور بايد بسيار فراتر از معادلات سياسي باشد. جنگ سرد دولت‌هاي ايران و عربستان باعث دلسردي مسلمانان و موجب هدر رفتن سرمايه‌هاي مسلمين مي‌شود.

بايد فرهنگ سازي شود تا اعتدال به عنوان خواسته اسلام اصيل بين مردم و علما جا بيفتد

او درباره تخریب آثار اسلامی در عربستان به شفقنا می گوید: درخصوص آثار تاريخي اسلامي عربستان هم در آخرين سفرم با مسوولان عربستاني صحبت كرده بودم. جالب است كه بدانيد حاكمان سعودي علاقه‌مند احياي آثار تاريخي اسلام هستند و مي‌گفتند بسياري از آنها را شمارش و ثبت كرديم، ولي افراطيون وهابي و علماي القاعده‌اي عربستان بر آنان فشار مي‌آورند. در اين باره هم بايد اول فرهنگ سازي شود تا اعتدال به عنوان خواسته اسلام اصيل در بين مردم و علما جا بيفتد تا ان شاء الله نسبت به ترميم آثار اسلامي اقدام شود.

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی به پرسشهایی درباره ویژگی های روشنفکران اسلامی و آزاد اندیشان دینی، روند رشد شیعه در طول تاریخ، نقاط عطف تاریخی و افراد موثر در انتقال فرهنگ شیعه به شیعیان امروز پاسخ گفته و با تاکید بر باز بودن باب اجتهاد در فقه شیعه، معتقد است: اجتهاد مکمل خاتمیت اسلام است.

او که شجاعت در شناخت و بيان درد و درمان جامعه و آزادمنشي در تفكر و انديشه و نقادي نسبت به وضع موجود را از ویژگی های آزاداندیش دینی یا روشنفکر اسلامی می داند، با نسبی در نظر گرفتن مفهوم «آزاداندیش دینی»، یادآوری می کند که مصادیق روشنفکر دینی در هر زماني زياد نیست.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگوی کتبی تفصیلی با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره اجتهاد می گوید: يكي از مهمترين توصيفاتي كه براي دين اسلام مي‌شود، خاتميت است يعني پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)، درهاي آسمان براي نزول وحي بر روي انسان ها بسته مي‌شود و اسلام بايد تا قيامت جواب گوي خواسته‌هاي مردم در همه ابعاد زندگي باشد. ديني كه در مكه و مدينه زمان جاهليت آمده و اساس بت‌پرستي را به هم زده و حكومتي در محدوده حجاز تشكيل داده، امروزه حدود 2 ميليارد مسلمان در جهان دارد كه از خاور دور تا اروپا، آفريقا و آمريكا را شامل مي‌شود. اين دين بايد به متقضاي زمان و مكان به خواسته‌هاي مردم جواب دهد و راه آن اجتهاد است.

اجتهاد مكمل خاتميت اسلام است

هاشمی با بیان اینکه اجتهاد مكمل خاتميت اسلام است، بیان می کند: به عنوان مثال در زمان پيامبر، بحث حد و مرز فقط زمين بود و الان آسمان ها و درياها به آن افزوده شده‌اند. بايد بر اساس اجتهاد به همه نيازهاي بشر امروزي جواب داد. اجتهاد هم قواعد خاص خود را دارد. فقهاي اسلامي در طول تاريخ با قاعده سازي، سعي در بيان حكم براي مسايل مختلف داشتند و الان هم مي‌توان با افزودن فروع متعدد به قواعد، همه مسايل را تحت پوشش گرفت. مثلا مجمع تشخيص مصلحت نظام، كه يك اقدام سياسي امام بر اساس يك اصل فقهي و در پوشش اجتهاد اسلامي بود كه مصلحت و تشخيص و عمل به آن در راستاي انتخاب مصلحت اقوي است.

آزاد اندیش دینی در شناخت و بيان درد و درمان جامعه شجاعت دارد

توصيف‌هاي مذمت گونه‌اي ازسوي مخالفان آزادانديشي براي روشنفكران وجود دارد

این چهره مذهبی سیاسی مشهور ایران که آزادانديشي ديني و روشنفكري اسلامي را یکی می داند در تعریف روشنفكري ديني می گوید: دهها صفت براي روشنفكر ارائه شده كه مهمترين آنها اینهاست؛ «آگاهي از احوال و اوضاع زمانه»، «شناخت دردها و آسيب‌ها و امتيازات جامعه»، «شجاعت در شناخت و بيان درد و درمان جامعه»، «آزادمنشي در تفكر و انديشه و نقادي نسبت به وضع موجود»، «رو به آينده داشتن و تنفر از عقب‌گرد و درجا زدن»، «عاشق نوآوري و پيشبرد جامعه» و «عاري از خرافه و تحجّر و مزيّن به عقلانيّت در فكر و عقل». البته اينگونه توصيف‌ها از منظر حاميان روشنفكري است و در مقابل توصيف‌هاي مذمت گونه‌اي از سوي مخالفان آزادانديشي براي روشنفكران وجود دارد.

مصادیق روشنفکر دینی در هر زمانی زیاد نیست

او می افزاید: بر اين اساس تعريف جامع و مانعي براي روشنفكري ديني سراغ ندارم؛ ولي باتوجه به توصيف‌هاي موجود مي‌توان گفت مصداق خوب روشنفكر ديني، فردي باشد كه از سويي با دليل و همراه اعتقاد و تعبد، اسلام را جوهري پايدار و جواب‌گوي ابدي نيازهاي روز هر زمان و مكان بداند و از سوي ديگر قادر به شناخت واقعيات و نيازهاي جوامع زمان خود باشد. اگر فاقد ركن اول باشد، ديني نيست و اگر ركن دوم را نداشته باشد، روشنفكر نيست. البته در هر زماني چنين مصاديقي زياد نخواهند بود و چون اين اصطلاح مي‌تواند نسبي درنظر گرفته شود، به اندازه وسعت دامنه، نسبت مصاديق هم زيادتر مي‌شود.

اسلام، روشنفكر ديني را از بي‌دردي نسبت به مشكلات جامعه رها مي‌سازد

تفاوت روشنفكر ديني و روشنفكر مطلق اينجاست كه اولي در محدوده دين مورد قبولش عمل مي‌كند . فرض اين است كه او به دين اعتقاد دارد و برخلاف معتقدات خويش به راهي نمي‌رود و دومي چون چنين سرمايه و راهنمايي مثل معارف آسماني ندارد، آزادتر، ولي بدون سرمايه پيش مي‌رود. گرچه كم بودن قيد و بندها، كار نوآوري را براي نوانديشان غيرديني آسان‌تر مي‌كند، اما اولاً كمتر جامعه‌اي هست كه نوعي قيد و بند و تعصب‌هاي سنتي، قومي، ملي و اجتماعي نداشته باشد و ثانياً راهنمايي‌هاي الهي، محقق را از لغزش‌هايي از نوع آنكه فرهنگ غرب به آن آلوده شده، حفاظت مي‌كند و باتوجه به تجربه و اسناد معتبر اسلامي مي‌توانيم بگوييم، اسلام به روشنفكر ديني نشاط و سرزندگي مي‌بخشد و او را در عمق وجدان متعهد مي‌سازد. به اهداف و آرمان‌هايش تقدس مي‌بخشد. از بي‌تفاوتي نسبت به حوادث اطراف خود و بي‌دردي نسبت به مشكلات جامعه رها مي‌سازد.

اسلام، روشنفکر دینی را از لجاجت، تعصب، تقليد كور، خودخواهي و انحصارطلبي بازمي‌دارد

هاشمی رفسنجانی به شفقنا می گوید: اسلام روشنفکر دینی را را در مسيري از تكامل قرار مي‌دهد كه در هيچ حدي متوقف نمي‌گردد. مانع از خيانت و سقوط او مي‌شود. از تضاد و لجاجت و تعصّب و تقليد كور و خودخواهي و انحصارطلبي بازمي‌دارد. به او هويت مستقل مي‌دهد. از خودباختگي بازمي‌دارد. به او عزت نفس مي‌بخشد و مانع از ذلّت‌پذيري و زبوني او مي‌گردد. او را از يأس و نااميدي محافظت مي‌نمايد و به او روحيه و قدرت تلاش و مبارزه و جهاد عطا مي‌كند و رحمت و رأفت نسبت به انسان را در وجودش نهادينه مي‌كند و پاسداري از حق و حقيقت و دوري از ريا و تزوير و حق‌پوشي به صورت ملكه‌اي بر رفتار و گفتارش سايه مي‌گستراند.

اساسي‌ترين برنامه مكتب اسلام تربيت انسان عالم، متقي و داراي عمل صالح است

هاشمی رفسنجانی درباره انسان الگو در اسلام بیان می کند: قرآن و سنت به اسباب و عوامل روشنفكري ديني توجهي خاص مبذول و پايه و مايه تربيت چنين انسان‌هايي را به وضوح طراحي و اجرا كرده‌‌اند. اساسي‌ترين برنامه مكتب اسلام تربيت انسان مؤمن، عالم، متقي و داراي عمل صالح است كه از اولين آيات نازله بر پيغمبر(ص) در سوره علق و نيز توضيح فلسفه خلقت آدم و بشر بر روي زمين به عنوان خليفه‌الله در بدو آفرينش آدم ابوالبشر(ع) و موارد فراوان ديگر در قرآن به دست مي‌آيد.

مهمترين سرمايه انسان براي ارتقا به جايگاه انسان الگو ، سرمايه عقل و هدايت الهي است

هاشمی رفسنجانی در ادامه درباره جایگاه عقل و فكر و میزان توجه به این مقوله در اسلام بیان می کند: مهمترين سرمايه انسان براي ارتقا به جايگاه انسان الگوي شايسته قرآني، سرمايه عقل و فكر و هدايت الهي است كه در انسان اين سرمايه به طور استعداد و قابليت موجود است و بهره‌گيري از اين موهبت الهي با راهنمايي عقل و وحي به عهده انسان گذاشته شده و عنصر اختيار و انتخاب زمينه اين مسووليت است و همين سرمايه گرانقدر توشه اين راه سعادت است كه در مسير او مشعل‌هاي فراوان روشنگر و علایم راهنما از منبع وحي و عقل قرار گرفته است.

قرآن توجهی ویژه به عقل و دانش دارد

او درباره جایگاه عقل و فكر در قرآن کریم می افزاید: در كتاب مقدس الهي توجه ويژه و معناداري به عقل، فكر، دانش و ايمان در كنار هدايت الهي شده و اين توجه در سراسر قرآن كريم و در نقاط مناسب آن تعبيه شده است. صدها بار واژه‌هاي مشتق از علم و ده‌ها بار از واژه‌هاي مربوط به عقل، فكر، عرفان، تفقه و مشابه‌هاي ديگر و صدها بار از كلمات ارزشي هدايت و ايمان به عنوان ضلع ديگر اين ساختمان كثيرالاضلاع استفاده شده كه نتيجه اين مجموعه عوامل انسان‌ساز، تربيت انسان مورد نظر است كه در جهت ثبت و ارج‌گذاري در قرآن به كار رفته است كه مي‌توان هدف را جلب توجه انسان‌ها به ارزش و ضرورت اين سرمايه‌ها در مسير سيرالي‌الله و كمال و سعادت افراد و جوامع برشمرد. ناگفته پيداست كه همه اينها در تربيت انسان مؤمن عالم و عامل نقش ايفا مي‌كنند و ثمره اين شجره طيبه‌، انسان روشنفكر ديني است.

حتی اصولیون از نقش والاي عقل و فكر در ساختار نظام اسلامي غافل نمانده اند

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه منابع روایي ما معمولا اولين باب را به عقل و دومين باب را به علم اختصاص مي‌دهند بیان می کند: به عنوان مثال جلد اوّل كتاب بحارالانوار مشتمل بر 40 باب شامل كتاب عقل و جهل، فضيلت علم و علما و طبقات آنها، حجيت اخبار و قواعدي است كه از آنها استخراج مي‌شود. حتي كُتبي كه توسط علماي اخباري تدوين گرديده، چنين است و اين نشان خوبي است كه حتي منكران ارزش و اعتبار بسياري از مباحث علم اصول كه يكي از سرمايه‌هاي اجتهاد علماي عقلگرا و به اصطلاح اصوليون است، هم از نقش والاي عقل و فكر در ساختار نظام اسلامي غافل نمانده اند.

كتاب گرانبهاي تحف‌العقول وصاياي امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) به هشام بن حكم را آورده كه حدود نود درصد آن وصايا تكيه روي عقل، تعقل و تفكر به عنوان مهمترين عامل سعادت و كمال دارد و در يكي از ده‌ها وصيت به تعقل مي‌فرمايد: «يا هشام، ان‌لله علي‌الناس حجتين، حجّه ظاهره و حجّه باطنه. فاّمّا الظاهره فالرسل و الانبياء و الائمه و اما الباطنه فالعقول» (تحف العقول عن آل الرسول، ابومحمد، حسن بن علي بن حسين حرّارني، تصحيح و تعليق علي‌اكبر غفاري، مؤسسه النشر الاسلامي، چاپ دوّم، 1363 ش، از ص 383)

همان مضموني كه مرحوم آيت‌الله شيخ انصاري در «فرائد الاصول» در حجيّت قطع ناشي از عقل روي آن تكيه مي‌كند: «و وجه الاستشكال في تقديم الدليل النقلي علي العقلي الفطري السليم ما وردمن النقل المتواتر علي حجّية العقل و انّه حجّة باطنه و انّه ممّا يعبد به الرحمن و يكسب به الجنان» (فرائدالاصول، چاپ جديد، ص 19، نقل از بحارالانوار، جلد 1، ص 377).

فقهاي بزرگ مقام عقل را تا پاي وحي بالا مي‌برند

همچنين به نقل از راغب اصفهاني مي‌آورد كه: «العقل السليم ايضا حجّة من الحجج فالحكم المنكشف به حكم بلغّه الرسول الباطن الذي هو شرع من داخل كما ان الشرع عقل من خارج». مي‌بينيد كه فقهاي بزرگ مقام عقل را تا پاي وحي بالا مي‌برند و از تعبير معنادار حجت باطنه در مقابل حجت ظاهره (انبيا) و يا رسول باطن در كنار تعبير «عقل ظاهر» براي انبيا استفاده مي‌كنند.

پيامبران، گنج‌هاي پنهان شده عقل‌ها را براي بشر استخراج مي‌ کنند

او ادامه می دهد: خوب است اين فراز را با نقل جمله‌اي از اميرالمومنين (ع) زينت دهم كه در اولين خطبه نهج‌البلاغه كه مملو از دانش، عرفان و حكمت است، درباره يكي از مهمترين مسووليت‌هاي انبياء الهي آمده: «وَيُثّيروُا َلَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول» كه تعبير پرمعنا و عميقي است. يعني پيامبران، گنج‌هاي پنهان شده عقل‌ها را براي بشر استخراج مي‌نمايند. گنج، پنهان، مدفون و استخراج، واژه‌هاي كليدي اين فصل است كه در يك جمله گنجانده شده است.

امامان معصوم به شاگردان عالم و اهل نظر خود، اجازه اجتهاد مي‌دادند

هاشمی رفسنجانی درباره کلمات «اخباري، اصولي، محدثان، فقها، تقليد، اجتهاد، ركود، بالندگي» توضیح می دهد: این كلمات و عناوين نمايانگر واقعيت‌هاي تاريخ اسلام است. هم در شيعه و هم در اهل سنت وجود داشته و دارد كه سرگذشت بي‌پايان جدال عقل و تفكر از يك طرف و جمود و تقليد از طرف ديگر است. در عين اينكه در هر دو طرف نقاط ضعف و قوت و اخلاص هم وجود دارد. در زمان حضور امام معصوم و پيغمبر(ص) همين بحث‌ها بود ـ ولي در بين شيعيان كمتر ‌ـ و اسناد فراواني هم موجود است كه امامان معصوم شيعه در زمان حضور خودشان هم به شاگردان عالم و اهل نظر خودشان اجازه اجتهاد و استخراج فروع از اصول مي‌داده‌اند و گاهي به جاي اجازه، تكليف مي‌فرموده‌اند. براي نمونه چند مورد را مي‌آورم.

امام محمدباقر(ع) به ابان بن تغلب مي‌فرمايند:«اجلس في مسجدالمدينه و افت للناس فانّي احبّ ان ارﻯٰ في‌شيعتي مثلك». (در مسجد مدينه بنشين و براي مردم فتوا بده، من دوست دارم در بين شيعيان خود كساني مثل تو ببينم).

و از معاذبن مسلم مي‌پرسند: بلغني انك تقعد في الجامع فتفتي الناس؟ قلتُ نعم واردت ان أسالك عن ذلك قبل ان اخرج، اني اقعد في‌المسجد فيجي الرجل فيسألني عن الشئي فاذاعرفته بالخلاف لكم اخبرته بما يفعلون و يجئي الرجل اعرفه بمودتكم فاخبره بماجاء عنكم و يجئي الرجل لا اعرفه ولا ادري من هو فاقول جاءعن فلان كذا و جاءعن فلان كذا فدخل قولكم فيما بين ذلك؟ قال فقال لي: اِصنع ذلك فاني كذا اصنع (وسايل الشيعه الي تحصيل مسايل الشرعيه، محمد بن الحسن حر عاملي، يثرب، داراحياء التراث العربي، 1403 ق / 198ّ3م. ، باب 11 از ابواب قضاي قاضي، ترجمه آن چنين است: شنیده‏ام که در مسجد جامع مى‏نشینى و براى مردم فتوامى‏دهى، آیا درست است؟ گفتم: آرى و من قصد داشتم قبل از آنکه از نزد شما بروم، نظر شما را در این مورد بدانم، من در مسجد مى‏نشنیم، مردى مى‏آید و در موضوعى از من سؤال مى‏کند. اگر بدانم تابع مکتب شما نیست. طبق مذهب خودشان فتوى مى‏دهم. مرد دیگرى مى‏آید و مى‏شناسم که دوستدار شماست، پس طبق آنچه از شما رسیده است، فتوا مى‏دهم. مردى هم مى‏آید که نمى‏دانم آیا از پیروان مکتب شماست‏یا مخالفین شما، پس مى‏گویم: گروهى چنین مى‏گویند و گروهى چنان و نظر شما را در میان آنها جاى مى‏دهم. معاذ ادامه مى‏دهد که امام(ع) فرمود: چنین کن که من نیز چنین مى‏کنم.)

باب اجتهاد تا اوايل قرن چهارم در ميان اهل سنت باز بوده است

هاشمی رفسنجانی ادامه می دهد: در بين اهل سنت هم متناوبا سياست اجتهاد و تمسك به قياس و مصالح مرسله و انسداد باب اجتهاد و رواج تقليد وجود داشته و دارد. به طور كلي تا اوايل قرن چهارم باب اجتهاد در ميان اهل سنت باز بوده و پس از تكميل مذاهب چهار‌گانه اين باب مسدود شد اما خوشبختانه در عصر حاضر اهل سنت گرفتار انسداد باب اجتهاد نيست و محققان ديني اهل سنت نوآوري‌هاي فراواني دارند. در شيعه بعد از غيبت امام زمان (عج) اين تقسيم بندي‌ها نيز در ميان پيروان مكتب اهل بيت (ع) به صورت وسيع و جدا از هم به وجود آمده و آثار مثبت و منفي خود را ثبت كرده است.

اولين موج معارف اسلامي بعد از غيبت در لباس عصر محدثان ظهور مي‌كند

او بیان می کند: پس از عهد حضور معصومان كه عصر تبيين و تفسير دين است و دسترسي به ائمه بوده، اولين موج معارف اسلامي بعد از غيبت در لباس عصر محدثان ظهور مي‌كند كه طبيعي است. اين محدثان نزديك به عصر معصومان بوده‌اند و بسياري از اسناد توليد شده توسط ائمه و شاگردان ائمه در دسترس بوده و جمع‌آوري و تنظيم آنها ضرورت دوران غيبت است و اين كار را به خوبي محدثان بزرگواري انجام داده‌اند.

متأسفانه در زمان پيغمبر(ص) جز در مورد قرآن و نامه‌هاي پيغمبر(ص) و بخشي از كلمات ايشان و پس از آن تا حدود يك قرن كتابت حديث و تاريخ و سنت‌ها معمول نبود، جز در موارد بخصوص و معدود و اين از مواردي است كه نياز به تحقيق جامع و بي طرفانه‌اي دارد.

در زمان خلفاي راشدين، اميرالمومنين علي (ع) درخصوص كتابت، استثناء به حساب مي‌آيند. علاوه بر اينكه خود مهمترين و جامع ترين و معتبرترين كاتب وحي بوده‌اند، مطالب زيادي از پيغمبر(ص) را نوشته‌اند و سپس در دوران خلافت ظاهري خود به كاتب فرهيخته خويش علي ابن ابي رافع دستور جمع‌آوري منابع اسلامي را دادند و عمر بن عبدالعزيز هم به ابن شهاب زهري و افراد ديگر دستور جمع‌آوري و تنظيم سنت را صادره كرده و طي بخشنامه‌اي از علماي بلاد خواسته كه احاديث صحيح پيغمبر (ص) را جمع‌آوري و ارسال كنند. شخصيت‌هايي مثل سلمان، ابوذر، اصبغ بن نباته، ابي رافع و دو فرزندش عبيدالله و علي و جمعي از بزرگان صحابي يا تابعي شيعي هم آثار مكتوب خلق كرده‌اند.

تدوين و تنظيم حديث و فقه اوایل قرن دوم هجري رايج شد

اما به هر حال اوائل قرن دوم هجري است كه تدوين و تنظيم حديث و فقه رايج مي‌شود و در ميان شيعه بيشترين آثار مكتوب را در بين شاگردان مستقيم يا غير مستقيم امامان سجاد، باقر و صادق (عليهم‌السلام) داريم. اين بزرگواران، شاگردان موفق خود را به تدوين مطالب تشويق مي‌كرده‌اند. كتاب ارزشمند «الذريعه الي تصانيف الشيعه» اثر ارزشمند شيخ آقابزرگ الطهراني، بسياري از اين كتب و نويسندگان آنها را به تفصيل آورده است.

«اصول چهارصدگانه» برای احکام و معارف بیشتر مورد استناد قرار گرفته است

حسن‌بن‌علي‌بن‌زياد وشّاء مي‌گويد كه در مسجد كوفه نهصد شيخ را ديده كه همه مي‌گفتند، «حدّ ثني جعفربن محمد» (الذريعه الي تصانيف الشيعه، شيخ آقا بزرگ الطهراني، طبع بيروت، دارالاضواء، ج 1، ص 17 و رجال نجاشي، ترجمه الوشا، ص 31) و حافظ ابوالعباس بن عقده همداني كتابي در معرفي كساني نوشته كه از حضرت صادق (ع) حديث روايت كرده‌اند كه در آن كتاب چهارهزار نفر را معرفي كرده است. (تاريخ فقه و فقها، دكتر گرجي، ص 115، به نقل از رجال نجاشي و تاريخ الكوفه للبراقي ص 396) از ميان صدها كتابي كه شاگردان ائمه نوشته‌اند، چهارصد اثر مهم‌تر به نام «اصول اربع ماة» بيشتر مورد استناد براي احكام و معارف بوده كه بسياري از آنها تا قرون اخير مورد استفاده محدثان و فقها بوده و صاحب‌الذريعه در جلد دوم يكصد و هفده اصل از اين اصول را با ترجمه مولفان آنها آورده و بسياري از آنها در دسترس علامه مجلسي و شيخ حرّ عاملي بوده است. (در قرن دوم هجری که فشار سیاسی حاکم بر شیعیان به هنگام انتقال حکومت از امویان به عباسیان به کلی از بین رفته بود، بسیاری از راویان به جمع و تدوین احادیثی که خود، آنها را از امامان شیعه به ویژه از امام صادق(ع) روایت کرده بودند، پرداختند. در این دوره چهارصد رساله که به «اصول چهارصدگانه» معروف بود، تدوین یافت که این امر خود، سر آغازی در گسترش تدوین حدیث نزد شیعه به شمار می‏رفت؛ برای اطلاعات بیشتر رک: دائرة المعارف الشیعه ، ج 5، ص 33)

در دوران حضور ائمه (دوران امامان معصوم (ع) 249 سال و زمان غيبت صغراي امام زمان (عج) 69 سال) با امكان دسترسي به خود آنها يا دسترسي به آثار مكتوب شاگردان آنها، عملاً و عمدتاً متون روايات مورد عمل مردم بوده و در مواردي كه نص و متني به دست نمي‌آمد، فقهاي بزرگي بوده‌اند كه با استنباط و اجتهاد، حكم مورد احتياج را به دست مي‌آوردند و عملا محدثان و فقها در آن دوره از هم جدا نبوده‌اند.

تعدادي از بزرگان و معاريف آنها از اين قرارند: 1- ابان‌بن تغلب 2- ابن ابي‌عمير 3- ابوحمزه ثمالي 4- بزنطي 5- جابربن يزيد جعفي 6- حسن‌ بن علي‌بن فضّال 7- زرارة بن اعين 8- ابوبصير 9- فضل بن شاذان 10 – محمدبن‌مسلم 11- هشام ابن حكم 12- يونس بن عبدالرحمن 13- ربيعه بن سميع 14- عبدالعظيم حسني و بسياري از محدثان و فقهاي ديگر كه دسترسي به اسامي آنها براي خوانندگان گرامي مشكل نيست.

به خصوص عده‌اي كه به عنوان اصحاب اجماع شناخته شده‌اند كه نام بسياري از آنها در اسامي ذكر شده وجود دارد.

این چهر ه سیاسی و مذهبی ایران در ادامه به تشریح وضعیت محدثان پس از غیبت می پردازد و بیان می کند: پس از غيبت امام عصر(عج) دسترسي به امام معصوم بدون واسطه، جز براي چهارنفر مشخص (كه به نواب اربعه يا سفراي اربعه معروفند و به ترتيب عبارتند از: عثمان بن سعيد اسدي، محمدبن عثمان بن سعيد، حسين بن روح نوبختي و علي بن محمد سمري)، در دوراني كوتاه وجود نداشت و پس از شروع غيبت كبري دسترسي با واسطه هم قطع شد و طبعا در آن شرايط مرجع علماي شيعه همان اسناد باقيمانده از روات است و تا مدتي فتاواي علما عمدتاً به صورت متني بود كه در روايات آمده بود و در مواردي هم با اجتهاد محدود و قواعدي كه قبلا به تأييد ائمه معصوم رسيده بود، يا در زمان حضور معصوم مرسوم بوده، فتوي صادر مي‌شد. قواعدي از قبيل ملازمه حكم عقل و شرع، ملازمه وجوب چيزي با وجوب مقدمات آن واجب، تمسك به اصل برائت يا استفاده از استصحاب يا بهره‌گيري از قواعد مستفاد از قرآن و سنت مثل اصاله الصحه و قاعده لاضرر و وجوب وفاي به عهد و عقد، مورد استفاده فقهاي آن عصر بوده و سعي مي‌شد از تكيه بر قياس و مصالح مرسله و نظاير اينها كه مورد استفاده اهل سنت بود، خودداري شود. البته اهل سنت بخاطر محروم كردن خود از استفاده از روايات ائمه معصوم به صورتي كه شيعه عمل مي‌كرد، به ناچار به ادله‌ا‌ي مثل قياس و استحسان و مصالح مرسله پناه مي‌برده‌اند.

*تفاوت عمده‌اي ميان نيازهاي عملي شيعيان و سني‌ها در طول تاریخ وجود داشت

*اگر علماي اهل سنت به نظرات ائمه توجه مي‌كردند، فقه پيشرو و افتخارآميزي براي اسلام به ارث می ماند

رفسنجانی می گوید: در اين ميان تفاوت عمده‌اي ميان نيازهاي عملي شيعيان و سني‌ها وجود داشته است. شيعه به خاطر منزوي بودن يا تحت فشار حكومت‌هاي بني‌اميه و بني‌عباس بودن و عدم مسووليت اظهارنظر در مسایل حكومتي كه بيشترين مسايل اجتماعي، سياسي، قضايي و نظامي را دربر داشته و محدوديت نيازهاي اقليت شيعه به موارد احوال شخصيه و مسايل عبادي، اخلاقي، فرهنگي و نظاير آنها، اجباري در ورود به بخش عمده احكام، وظايف جامعه، حكومت و… نداشته‌اند.

در مورد مسايل جديد در قلمرو وسيع حكومت و سياست خارجي و بيشتر مسايل اقتصادي، قضايي، امنيتي و نظامي و ابواب معاملات و امور خاص حاكميتي كه علماي سني بايد جوابگوي سوالات و نيازها باشند، معمولا به علماي شيعه مراجعه نمي‌شد و اگر نظري مي‌دادند، چه بسا برعكس آن عمل مي‌شد.

طبيعي است كه اگر علماي اهل سنت در آن زمان به منابعي مثل نظرات ائمه معصوم توجه مي‌كردند، مي‌توانستند فقه پيشرو، جامع و افتخارآميزي براي اسلام به ارث بگذارند. حتي اگر بعد از دوران حضور هم به اين فرصت‌ها و منابع توجه مي‌كردند، به خاطر نزديكي به زمان حضور و وجود اسناد معتبر و بيشتر، وضع غير از آن مي‌شد كه امروز هست.

هاشمی رفسنجانی در ادامه به تشریح عصر حديث و شرایط آن زمان می پردازد و بیان می کند: به هر حال محدثان عالي مقام شيعه در سده اول بعد از غيبت در حفظ، جمع‌آوري، تنظيم و نقادي احاديث شيعه خدمت بسيار بزرگي انجام دادند تا آنجا كه فقهاي نامدار شيعه و بسياري از فقهاي اهل سنت مديون تلاش‌هاي بسيار ارزشمند آنها بوده و هستند و اگر در آن زمان كه هنوز اسناد توليد شده زمان حضور در دسترس بود، اين خدمت بزرگ و جاويدان انجام نمي‌شد، مطمئنا اين فرصت از دست مي‌رفت و در دوران‌هاي بعد امكان دسترسي كامل به وجود نمي‌آمد زيرا در آن زمان كه طبع، چاپ و چاپخانه نبوده، تهيه اسناد، متكي به دست نوشته‌هاي محدود بود و معمولاً در جريان‌ ناامني‌ها و جنگ‌ها و حوادث، بسياري از آنها از دست مي‌رفت يا در اثر تكرار استنساخ‌ها به خاطر غفلت‌ها يا مسامحه ها يا به خاطر نبودن نقطه‌گذاري و اعراب‌گذاري و تشابه حروف و كلمات، تغييرات زيادي رخ مي‌داد كه از اعتبار اسناد مي‌كاهيد.

او به مراكز علوم حديث اشاره می کند و توضیح می دهد: شهرهاي مبارك قم (شيخ طوسي در كتاب «غيبت» آورده است: «شيخ حسين بن روح كتاب «التأديب» را به قم فرستاد و به فقيهان قم نوشت كه اين كتاب را ملاحظه و بررسي نماييد و ببينيد مطلبي برخلاف نظر شما در آن وجود دارد» -الكني و الالقاب، مرحوم شيخ عباس قمي، ج 3، ص 76) و شهر ري (ري در اين زمان شهري است آباد با مدرسه‌ها و كتابخانه‌ها و مجمع عالمان و فقيهان و محدثان – مجالس المؤمنين، قاضي نورالله شوشتري، سنگي تبريز بدون تاريخ، تهران 1268، ص 392) بيشترين سهم را در پايه‌گذاري اين نهضت مقدس داشته‌اند. ضمن اينكه بعضي از بزرگان و پيشتازان اين علوم براي جمع‌آوري اسناد و شنيدن از بزرگان ديگري كه احتمالاً حامل اطلاعات اضافي بوده‌اند، به مراكز ديگر هم سفر كرده‌اند.

نيشابور، استرآباد، مشهد مقدس، مرو، سرخس، سمرقند، بلخ، ايلاق، فرغانه، همدان، بغداد، كوفه، مكه، مدينه و … از مراكزي هستند كه در آن زمان مدرسه و مكتب داشتند و محدث و عالم شيعي يا سني در آنها وجود داشتند و محدثان بزرگ سعي داشتند از ذخاير آنها بهره بگيرند. (به عنوان نمونه جملاتي كه ياقوت حموي درباره اوضاع كتابخانه و مدارس مرو گفته است، قابل تأمل است: «مرو را در سال 616 ترك كردم. در آن هنگام در شهر، 10 كتابخانه موقوفه داير بود كه من در دنيا نظير آنها را از جهت كثرت كتاب‌ها و خوبي نسخه‌ها نديده بودم. از آن جمله بود دو كتابخانه در جامع مرو، يكي به نام «خزانه العزيزيه» … كه در آن 12 هزار كتاب بود. كتابخانة ديگر «خزانه الكماليه» بود… ديگر كتابخانه «شرف الملك» بود … در مدرسه ابوسعيد محمد بن منصور…. ديگر «خزانه الكتب» در مدرسه نظام الملك حسن بن اسحاق… و دو كتابخانه از خاندان سمعاني و كتابخانه ديگري در مدرسه «عميديه» و كتابخانه «مجدالملك» …. و كتاب‌خانه‌هاي خاندان خاتوني در مدرسه ايشان و كتابخانه «ضميريه» – معجم البلدان، ياقوت حموي، بيروت، دارصادر، 1388 هـ. 1968 م، ج 5، ص 112)

مرحوم شيخ صدوق از كساني است كه با تحمّل مشكلات سفرهاي آن زمان به همه مراكز حديث فوق‌الذكر سفر كرده و بهره گرفته است. البته افراد و شخصيت‌هاي فراواني در آن خدمت بزرگ سهم داشته‌اند، ولي چند نفر از آنها گوي سبقت را ربوده‌‌اند و با ايفاي نقش‌ بي‌بديل تاريخي، شايسته نام بردن بيشتر هستند.

او با بیان اینکه در اينجا امكان ذكر نام همه افراد، ميسر نيست، به ذكر نام و خدمات چند نفر از اين بزرگان اكتفا و در معرفی بزرگان پيشتاز و نامدار محدّث بیان می کند: از ميان خيل عظيم علماي حديث، چندنفر بسيار نامدارند و آثار آنها هنوز مورد استفاده است،

1- علي بن ابراهيم قمي، متوفاي 307 هـ.ق، صاحب آثار فراوان و معروف تفسير و فقه و روايات.

2- محمدبن يعقوب بن اسحاق كليني رازي، متوفاي 329 هـ.ق، صاحب كتاب شريف كافي كه اساتيد و شاگردان اين عالم فراوان و داراي آثار گرانبها هستند.

3- علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، متوفاي 328 تا 329 هـ.ق، پدر شيخ صدوق كه داراي بيش از دويست كتاب است و در اكثر ابواب فقه اثر فقهي، روايي، تاريخي و … دارد.

4- ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسي بن قولويه، متوفاي 368 هـ.ق، شاگرد كليني و استاد ابن جنيد و شيخ مفيد و داراي آثار فراوان از جمله «كامل الزيارات» و كتب فقهي، روايي و تفسيري.

5- محمدبن علي بن حسين بن موسي بابويه، متوفاي 381 هـ.ق، معروف به ابن بابويه كه داراي آثار گرانقدر و ممدوح اكثر علما و رجاليون است.

6- شيخ صدوق، سرآمد محدثان و فقهاي زمان خود و متوفاي سال 381 هـ.ق، استاد شيخ مفيد و صاحب آثار بسياري كه تا سيصداثر ايشان شمرده شده و بسياري از آنها مرجع محدثان و فقهاست و كتاب «من لايحضره الفقيه» و «الهدايه» معروفتر از آنند كه نياز به معرفي و ذكر داشته باشند.

تاريخ اسلام مديون محدثان و فقهاي قرن اول غيبت است

هاشمی رفسنجانی معتقد است که محدثان و فقهاي قرن اول غيبت نقش بسيار عظيمي در حفظ و تنظيم و تنقيح اسناد روایي، تفسيري، تاريخي و بنيانگذاري فقاهت داشته‌اند و براي حفظ و انتقال اسناد دوره حضور بهترين راويان و امانت‌دارانند و غناي منابع مكتب اهل بيت در تاريخ اسلام مديون جهادهاي علمي اين بزرگان است.

دارا بودن سرمايه عظيم اسناد معارف اهل بيت (ع) زمینه اجتهاد را فراهم کرد

او می گوید: با شروع غيبت، كمي بعد از شكل‌گيري دوره محدثان، دوره اجتهاد و تفقه هم شكل گرفت و عوامل مهم آن احساس خلاء حضور ائمه معصوم و دارا بودن سرمايه عظيم اسناد معارف اهل بيت (ع) و بالاتر از آن احساس وظيفه براي جوابگويي به نيازهاي شرايط جديد پيروان مكتب اهل بيت (ع) است كه در نقاط بسياري از جهان اسلام به حكومت رسيده بودند. نيازي كه قبلا باعث رشد فقه و اجتهاد اهل سنت شده بود.

*ظرفيت بالقوه جهان اسلام می تواند مسلمانان را از واردكنندگي به صادرات برساند

*آنچه بالقوه مايه افتخار اسلام است در شرايط كنوني باعث نگراني شده است

*اگر وحدت دولت‌هاي اسلامي شكل مي‌گرفت، اشغالگران در عراق و افغانستان جولان نمي‌دادند

*برخورد مدبرانه با اسلام هراسی می توانست دشمنان را به انفعال بکشاند

*پس از پیروزی انقلاب اسلامی بعضي‌ها با كارهاي افراطي، ديگران را ترساندند

*هدایت درست جنبش های عربی باعث عظمت اسلام می شود

*استعمار و استبداد مانند دو لبه قيچي هستند

*اختلافات جامعه پس از سقوط ديكتاتورها در مصر و ليبي، ريشه در برنامه‌هاي استعماری دارد

*گذشت آن زمان كه پادشاه مستبد، تاج پادشاهي بر سر فرزندان مي‌گذاشت

*در عصر اطلاعات نمي‌توان به خاطر ناآگاهي بر مردم حكومت كرد

*طوفان کشورهای عربی به زودی منشا تحولات جهان اسلام و دنیا می شود

*ذات انسان ظلم و ستم با هر نامي كه باشد، تحمل نمي‌كند

*نبودن يك رهبر جامع الاطراف مثل امام (ره)، قيام‌هاي مردمي منطقه را زجر مي‌دهد

*مگر مردم از حكومت‌ها چه مي‌خواهند؟

*انقلاب های عربی پدیده مبارکی است که بايد مراقب بود به ديكتاتوري ديني و افراطي تبدیل نشود

*ایران و عربستان با کنترل افراطی ها مي‌توانند مايه آرامش ملت‌هاي مسلمان شوند

*روابط ايران و عربستان بايد بسيار فراتر از معادلات سياسي باشد

*جنگ سرد دولت‌هاي ايران و عربستان موجب هدر رفتن سرمايه‌هاي مسلمين مي‌شود

*آزاد اندیش دینی در شناخت و بيان درد و درمان جامعه شجاعت دارد

*توصيف‌هاي مذمت گونه‌اي ازسوي مخالفان آزادانديشي براي روشنفكران وجود دارد

*مصادیق روشنفکر دینی در هر زمانی زیاد نیست

*اسلام، روشنفكر ديني را از بي‌دردي نسبت به مشكلات جامعه رها مي‌سازد

*اسلام، روشنفکر دینی را از لجاجت، تعصب، تقليد كور، خودخواهي و انحصارطلبي بازمي‌دارد

*اساسي‌ترين برنامه مكتب اسلام تربيت انسان عالم، متقي و داراي عمل صالح است

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره اوضاع سياسي شيعه بعد از غيبت بیان می کند: امواج پيشرفت سياسي، مديريتي و حكومتي در كنار رشد علمي شيعه در آستانه شروع غيبت و در دوران غيبت صغري و سپس كبري اعجاب‌آور است. در دو قرن اول غيبت، بيشتر بلاد و قلمرو وسيع جهان اسلام تحت اداره دولت‌ها و امراي شيعه درآمده بود. فرق مختلف شيعه اعم از اثني‌عشري، زيدي، اسماعيلي و … در بخش‌هاي مهم جهان اسلام به حكومت رسيده بودند.

او برای نمونه به ادارسه يا ادريسيان- 172 تا 375 هجري قمري اشاره می کند و توضیح می دهد: در اقصي نقاط مغرب جهان اسلام حكومت شيعه زيدي ادارسه شكل گرفت. ادريس فرزند عبدالله محض و برادر محمدنفس زكيه از اولاد امام حسن مجتبي(ع) پس از شروع دولت عباسي و ادامه غصب حق اهل بيت قيام كرد و شكست خورد و به غرب آفريقا محل فعلي مراكش رفت و در آنجا نهضت شيعي را آغاز كرد و در آستانه پيروزي به شهادت رسيد. پيروانش فرزند نوزاد او را ادريس دوم ناميدند و به حكومت برگزيدند. اين سلسله 203 سال در آن منطقه با فراز و نشيب‌هايي حكومت داشت و حتي شاخه‌اي از آنها در بخشي از آندلس براي مدتي امارت مي‌كرد و بخشي از آثار معارف اهل بيت كه هنوز در آن منطقه وجود دارد، ميراث همين سلسله حكام ادارسه است.

هاشمی رفسنجانی درباره حکومت علويان طبرستان – 250 تا 424 هجري قمري بیان می کند: در آستانه غيبت صغري در طبرستان حكومت علوي از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) تأسيس شد و علي‌رغم درگيري دائم با صفاريان، طاهريان، ساماني‌ها و بعضي از قدرت‌هاي محلي توانستند با اقدامات اسلامي و آموزشي و فرهنگي و رفتار خوب با مردم، موقعيت تشيّع را در اين منطقه بسيار مهم تثبيت كنند و با ايجاد ارتباط با ساير نهضت‌هاي شيعي به آنها كمك كنند و حتي در عراق به مجاهدان شيعه كه سخت تحت فشار حكام بني‌عباس بودند، كمك مي‌فرستادند و باعث تقويت نهضت شيعي در يمن و تأسيس حكومت شيعي آنجا شدند. اكثريت چهارده حاكم علوي طبرستان زيدي مذهب اند و تعدادي هم شيعه اثني‌عشري در ميان آنهاست.

يمن يكي از نقاط شيعه خيز جهان اسلام است

او در بیان مثال هایی برای حکومت شیعیان در تاریخ به حکومت بني‌رسي- 280 تا 700 هجري قمري اشاره و اظهار می کند: يمن يكي از نقاط شيعه خيز جهان اسلام است. گويا سفر مأموريتي علي(ع) به يمن و تأثير عميقي كه بر دل‌هاي مردم يمن به خاطر بروز فضایل ايشان گذاشت، زمينه مساعد فكري شيعي را پايه‌گذاري كرد و دو تيره اسماعيليه و زيدي‌ها براي حضور در يمن رقابت داشته‌اند، ولي زيدي‌ها سبقت گرفتند. گرچه اين رقابت قرن‌ها با فراز و نشيب ادامه داشته و اصولا به خاطر دوري يمن از مركز خلافت سلطه خليفه بر آنجا معمولاً ضعيف بوده است و حتي در آستانه حادثه عاشورا بعضي از صاحب‌نظران به امام حسين(ع) پيشنهاد مي‌دادند به جاي كوفه به يمن بروند و از تمايلات شيعي مردم يمن و خصوصيات كوهستاني منطقه براي جهاد با بني‌اميه بهره بگيرند.

يحيي بن حسين از نواده‌هاي امام حسين(ع) و از مجاهدان به نام زيديه با بهره‌گيري از مجاهدات ناتمام جدش قاسم الرسي از ائمه مهم زيديه، توانست در سال 280 هجري اولين حكومت شيعي زيديه را در صعده با بيرون راندن امراي محلي، تشكيل بدهد و به سرعت در بسياري از نقاط يمن گسترش دهد و با تصرف صنعاء دولت نيرومند زيديه در يمن مستقر شد و تا سال 700 هجري ادامه يافت و در تمام اين دوره با عوامل خلافت و نيز اسماعيلي‌هاي فاطمي و امراي محلي زد و خورد داشته و با اقدامات فرهنگي و ديني و توسعه آموزش‌ها و خدمات، امامت و نفوذ امامان زيدي را در يمن استمرار بخشيدند و هنوز هم اكثريت مردم يمن پيرو زيديه‌اند و در صعده اولين نقطه آغاز دولت علوي زيدي، شيعيان اثني‌عشري نفوذ زيادي دارند و در سال‌هاي اخير درگيري‌هاي خونيني با دولت وقت يمن داشته و دارند. روابط امامان يمن با امراي علويون طبرستان و ديلم از موارد مهم نيازمند به بررسي و تحقيق است.

محبت اهل بيت (ع) در دل‌هاي مردم مصر پايدار مانده است

او در ادامه به حکومت فاطمي‌ها- 296 تا567 هجري قمري اشاره و بیان می کند: در سال‌هاي آخر قرن سوم عبدالله المهدي امام اسماعيليان حكومت فاطميان را با بيرون راندن خوارج از تونس، در شمال غرب آفريقا تشكيل داد و اين حكومت به تدريج بر مصر، شامات و حجاز مسلط گرديد و دولت مقتدري براساس معارف اهل بيت شاخه اسماعيلي و منتسب به حضرت فاطمه زهرا(س) تشكيل يافت. اين سلسله حكام شيعي توانستند تمدن عظيمي براساس اسلام و مكتب اهل‌بيت از زاويه ديد اسماعيليه در بخش وسيعي از قلمرو اسلام به وجود آورند و تهديد جدي براي خلافت بني‌عباس باشند و عاقبت به دست ايوبيان سني شافعي منقرض شدند. اما آثار فكري و فرهنگي آنها هنوز در اين مناطق، بخصوص مصر باقي است و الازهر نهاد مهمي باقيمانده از آن دوره است و محبت اهل بيت در دل‌هاي مردم مصر پايدار مانده و اخيراً آقاي قذافي احياي تمدن اسلامي فاطميان و پيروي از مكتب اهل بيت را راه نجات مسلمانان خوانده است.

قرمطیان فرقه‌اي تندخو و خشن بودند

رفسنجانی درباره قرمطيان بحرين، عراق و شام – 258 تا اوايل قرن 5 هجري قمري به شفقنا توضیح می دهد: اين گروه شاخه‌اي از اسماعيليان هستند كه محمدبن اسماعيل بن جعفر را امام خود و مهدي موعود مي‌دانستند و فرقه‌اي تندخو و خشن بودند و افكاري شبيه خوارج، وهابي‌ها و طالبان را دارا بودند. رهبرشان حمدان بن اشعث، ملقب به قرمط گويا از اهالي خوزستان بوده و فعاليت خود را در عراق آغاز كردند و بالاخره توانستند بر بحرين كه آن روز خيلي وسيع‌تر از بحرين امروز بود، مسلط شوند و حملات زيادي به حجاز و عراق داشتند و يكبار مكه را غارت كردند و حجرالاسود را به مقر حكومت خود منتقل كردند. در شام هم فعاليت‌هاي زيادي داشتند. از اواخر قرن سوم هجري تا سال 470 دوام آوردند و سرانجام به دست سلجوقيان منقرض گرديدند. رفتار اين گروه و همكاري گاه و بي‌گاه آنها با فاطميون و نفوذي كه در دستگاه خلافت داشتند، باعث خشم بيشتر خلفاي عباسي نسبت به شيعيان بود و خسارت‌هاي مهمي از آن رهگذر بر شيعيان وارد شد.

حمدانیان به خاطر سطح بالاي دانش توانستند تفكر اهل بيت (ع) را در منطقه پايدار کنند

او حمدانيان، 317 تا 394 هجري قمري را یکی دیگر از حکومت های شیعی در طول تاریخ معرفی و اظهار می کند: حمدانيان حدود نيم قرن حكومت مستقل شيعي اثني‌عشري در موصل، حلب، شمال عراق و شامات تشكيل دادند و معمولا با دولت‌هاي مقتدر آل‌بويه و فاطمي و اخشيديه درگير بودند و به خاطر سطح بالاي دانش و ادب در مدت كوتاه توانستند تفكر اهل بيت (ع) را در آن منطقه پايدار و ريشه‌دار كنند كه هنوز آثار آن در جاي جاي اين منطقه حضور دارد. قبل از تشكيل حكومت مستقل شيعي افراد زيادي از اين خاندان در دستگاه خلافت مسووليت‌ها و مناصب مهمي داشتند. شخصيت‌هاي كليدي اين دودمان ناصرالدوله و سيف‌الدوله‌ هستند و حكومتشان از اواخر دوران غيبت صغري (317 هـ.ق) پايه‌ريزي شد.

آل بویه با مردم و فرقه‌هاي ديني با تساهل و تسامح و سعه‌صدر رفتار مي‌كردند

هاشمی رفسنجانی، درباره حکومت آل بويه- 334 تا 448 هجري قمري حکومت تاریخی شیعه می گوید: در دهه آخر غيبت صغري دولت آل‌بويه شكل گرفت. ابتدا عمادالدوله فارس را تصرف كرد و مركز حكومت آل بويه قرار داد و سپس معزّالدوله، برادر او، خوزستان و بغداد را متصرف شد و مركز خلافت رسمي اسلام با حفظ خليفه در اختيار او بود و برادر سوم، ركن‌الدوله، اصفهان، ري و بسياري از مناطق ايران را تحت تسلط درآورد و عملاً مجموعه آل بويه بر بخشي عظيم از قلمرو جهان اسلام استيلا يافتند. شيعه بودن اين حكومت مورد اجماع مورخان است. بعضي آنها را اثني‌عشري و بعضي زيدي مي‌دانستند. به طور كلي در برخورد با مردم و فرقه‌هاي ديني با تساهل و تسامح و سعه‌صدر رفتار مي‌كردند و در زمان دولت آنها دانش، علوم و فنون اسلامي در همه رشته‌ها رشد و تكامل خوبي داشته و آثار عملكرد اين خانواده ايران را تحت تاثير مثبت قرار داد و بسياري از پايه‌هاي علمي، ديني و فرهنگي مكتب اهل بيت را مستحكم کرد.

او در ادامه به بحث درباره شيعه در مناصب مهم می پردازد و به شفقنا می گوید: در اين دوره مورد بحث علاوه بر حكومت‌هاي مستقل شيعي كه بيشترين پهنه جهان اسلام را در دست داشتند، داخل دستگاه خلافت هم شخصيت‌هاي نيرومند شيعي در مناصب مهم مصدر امور بودند. از مقام وزارت كه در رتبه بعد از خلافت بود، گرفته تا رتبه اميرالامرايي و سپس در منصب‌هاي مهم اجرايي گوناگون چهره‌هاي برجسته و منتقد شيعه فراوان بودند. هم افراد و هم خانواده‌ها و دودمان‌هاي شيعه به طور وسيع در مصدر امور مهم قرار مي‌گرفتند و در مواردي هم به خاطر سعايت و مورد سوءظن قرار گرفتن، مورد غضب و تصفيه واقع مي‌شدند. آل‌نوبخت و آل‌فرات2 از نمونه‌هاي مهم خانوادگي همكاري با دستگاه خلافتند كه هر دو فاميل در مقام وزارت، اميرالامرایي و كارگزاري و ساير منصب‌ها حضور و نفوذ زيادي داشته‌اند.

محبت‌هاي ظاهري برخی خلفا به اهل بیت (ع) عامل مهمي درتوسعه نفوذ مكتب شيعه بود

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: به ظن قوي وضع نفوذ شيعيان در جوامع مختلف جهان اسلام و گستردگي نارضايتي‌ها در اقوام مختلف كشورها كه در قلمرو اسلام قرار گرفته بود و از بدرفتاري ماموران دولتي به ستوه آمده بودند، ايجاب مي‌كرد كه چهره‌هاي شاخصي از شيعيان در دستگاه خلافت باشند كه باعث آرامش خاطر طرفداران مهم‌ترين جريان مخالف خلافت گردند و به اصطلاح سوپاپ اطمينان باشند. همانگونه كه مأمون با امام رضا(ع) و جمعي از چهره‌هاي شيعي يا ايراني عمل كرد و با ايجاد رابطه سببي، خاندان اهل بيت را با بيوت عباسي‌ها بهم نزديك كرد. علي‌رغم عمق كينه‌ها و احساس خطر از جانب آنها تظاهر به محبت چندتن از خلفا به ائمه اهل بيت مشهور است كه خود اين محبت‌هاي ظاهري عامل مهمي درتوسعه نفوذ مكتب شيعه بود. گرچه حكام بني‌عباس انتظار داشتند كه نزديكي رهبران شيعه به حكومت باعث آلوده شدن و كم شدن محبوبيت آنها شود، اما هوشياري رهبران شيعه و توجيه مردم و به خصوص كم شدن فشارها نتيجه عكس مورد نظر حكام را ببار آورد.

انتشار دانش اهل بيت (ع) یکی از عوامل نفوذ ایشان در سراسر جهان اسلام بود

او با بیان اینکه عوامل مهمي در سه قرن اول تاريخ اسلام نفوذ اهل بيت را در سراسر جهان اسلام عمق بخشيده بود، به تشریح دلایل عوامل محبوبيت اهل بيت (ع) می پردازد و آنها را چنین بر می شمرد:

1- حقانيت و صلاحيت‌هاي واقعي مكتب اهل بيت و وجود چهره‌هاي فراواني از سادات و امام‌زاده‌ها و شاگردان و علاقه‌مندان صالح و مجاهد اهل بيت

2- انتشار علوم و دانش اهل بيت در سراسر جهان اسلام و در مكاتب گوناگون ديني و علمي كشورهاي اسلامي

3- سوءرفتار عمال حكومت با مردم و فساد مشهود در دربارها و مراكز خلافت كه برخلاف انتظار جديدالاسلام‌ها بود، همزمان با شهرت عدالت‌خواهي اهل‌بيت(ع)

4- مبارزه و جهاد بي‌امان اولاد ائمه و نيز شاگردان آنها همراه با شعارها و اهداف حق‌طلبانه و احساس مظلوميت آنها كه معمولا در طول سه قرن با سركوب، كشتارهاي خونين، حبس‌ها، مهاجرت‌هاي اجباري، طردها و مصادره‌ها و محروميت‌هاي فراوان ديده مي‌شد.

5- سياست محبت خلفا به ائمه شيعه براي كم كردن نفرت مردم كه باعث رفع بخشي از مشكلات دوستان اهل‌بيت ‌شد و نتيجه معكوس براي مخالفان شيعه داشت.

6- ظلم دستگاه به اقوام غيرعرب كه آنها را شهروند درجه دوم مي‌شناختند و تبعيض ناروا بين عرب و اقوام و نژادهاي ديگر برخلاف نص صريح قرآن و مخالفت اهل بيت با اين تبعيض‌ها

اين عوامل و چيزهاي ديگر، پيروزي نهضت‌هاي شيعي و در مواردي ملي مناطق مختلف را آسان كرده بود و حضور چهره‌هايي از ملوك‌الطوايف‌هاي جهان اسلام در مركز خلافت را ضروري ساخته بود و در اين ميان بيشترين نفوذ و قدرت در دو سه قرن بعد از غيبت سهم شيعيان بود و قابل توجه اينكه در دولت‌هاي گوناگون شيعي بيشترين سهم از بني‌الحسن و زيدي‌ها بود كه حضور و تلاش بيشتري در ميدان مبارزه و جهاد داشتند.

دوره اجتهاد تقريبا همزاد دوره محدثان است

هاشمی رفسنجانی در ادامه درباره عصر فقاهت و اجتهاد ببه شفقنا یان می کند: دوره اجتهاد تقريبا همزاد دوره محدثان است. با اين تفاوت كه محدثان تلاش خود را روي جمع و حفظ و تنظيم احاديث متمركز كرده بودند و فقها جهادي سخت براي تنظيم علوم فقه آغاز كردند. كاري كه اهل سنت به خاطر نياز و كمبود اسناد روايي قبلا به آن پرداخته بودند و نكته مهم اين كه به خاطر حاكميت شيعيان در بخش مهمي از قلمرو اسلام نياز به احكام حكومتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زياد شد و همين نياز فقهاي شيعه را فعال تر كرد و مورد حمايت حكام شيعه قرار داد.

اين حركت از دوران غيبت صغري آغاز شد و در زمان مديريت شيخ طوسي به كمال رسيد. پيشتاز اين نهضت مقدس ابن ابي‌عقيل، ابومحمد حسن بن علي نعماني حذاء (م329 هـ.ق) و سپس ابن‌جنيد اسكافي (متوفاي 381 ه‌.ق) هستند و شيخ مفيد و سيدمرتضي و بالاخره شيخ عظيم الشأن طوسي آن تلاش مبارك را دنبال و تكميل كردند و مكتب فقاهت شيعه را آن چنان غني ساختند كه به اعتراف دوست و دشمن جامعيتي بالاتر و غنايي عميق‌تر از فقه اهل سنت پيدا كرد و سرافكندگي طالبان رونق فقه اهل بيت را تبديل به سرافرازي نمود.

مرحوم شيخ طوسي در مقدمه كتاب بسيار ارزشمند «مبسوط» آورده «چون اماميه در گذشته تفريع فروع نمي‌كردند و تنها به تبيين حكم موارد نصوص كه دست به دست به آنها رسيده بود، قناعت مي‌كردند، مخالفان بر آنان طعن مي‌زدند.» اين كتاب بدان خاطر تصنيف شد تا بدانند شيعه اماميه به بركت احاديث وارده از ائمه‌ مي‌تواند تمام مسايل را استنباط كند و نياز به اعمال قياس و امثال آن ندارند.

سربلند کردن فقه شيعه در كنار فقه عامه از نتایج دوره اجتهاد بود

هاشمی رفسنجانی نتايج مهم دوره اجتهاد را چنین برشمرد:

1- فقه شيعه از صورت نقل قول متون نصوص درآمد و با اعصاي استدلال، فروع بر اصول منطبق گرديد.

2- علم اصول فقه پايه‌گذاري و نگاشته شد كه نمونه مشخص‌تر آن كتاب «الذريعه الي اصول الشيعه» تأليف سيدمرتضي است. گرچه بعضي از مسايل علم اصول در زمان حضور ائمه مورد عمل بود.

3- حكم بسياري از مسايل كه نصوص مستقيما متعرّض آنها نشده بود، با استدلال‌هاي قابل اطمينان بيان شد كه نمونه‌هاي فراوان آن را در «المقنعه» شيخ مفيد و «انتصار» سيدمرتضي و … مي‌بينيم.

4- فقهاي نام‌آوري چون ابن ابي‌عقيل، اسكافي، شيخ مفيد، سيدمرتضي و شيخ طوسي درخشيدند و در مكتب پربار آنها صدها مجتهد و فقيه تربيت شدند.

5- اجتهاد و فقاهت در حدود نيازهاي آن زمان به اوج كمال رسيد.

6- فقه شيعه در كنار فقه عامه سربلند كرد و مقايسه مزيت‌هاي فقه اهل بيت، همراه با اصطلاحات و فنون اجتهاد مقدور گرديد.

7- فقه مقارن طلوع كرد و موارد اشتراك يا افتراق نظر مكتب‌هاي اهل سنت و شيعه مشخص كه كتاب‌هاي «مسایل» و «الخلاف» سيدمرتضي و شيخ الطائفه از نمونه‌هاي خوب آن است و باب مناظره‌هاي فقهي گشوده شد.

8- علم اصول شامل: عقل و اجماع و ادبيات و عرف و الغاء خصوصيت‌ها و مصلحت به كمك علوم فقهي آمدند و كار استنباط را تسهيل نمودند.

9- كتاب‌هاي ارزشمند ديگري با استفاده از منابع موجود آن كه نزديك به عصر ظهور بود، تأليف شد كه قرن‌ها و تاكنون مورد استفاده حوزه‌هاي علميه است.

سرمايه دانش باعث خلق تمدن عظيم اسلامي شد

عمق، وسعت و جامعيت تمدن اسلامی مشابه شناخته شده‌اي در تاريخ ندارد

در ادامه این گفت وگو هاشمی رفسنجانی درباره رابطه دين و عقل و نياز توسعه علوم ديگر ببه شفقنا یان می کند: رشته‌هاي علوم تحت تأثير نياز و خواست اسلام و توجه ويژه به عقل‌ و فكر در جامعه اسلامي به رشد بي‌سابقه و افتخارآميزي دست يافتند و همين سرمايه دانش باعث خلق تمدن عظيم‌اسلامي شد. تمدني كه عمق، وسعت و جامعيت آن در تاريخ بشر مشابه شناخته شده‌اي ندارد. اما در اين ميدان، مساله فراتر از بحث مذهبي و فرقه‌اي شيعه و سني است. در اين ميدان كليت استعداد و منابع جهان اسلام به كار رفته و نقش فرقه‌یي در آن كم‌رنگ است.

هاشمی رفسنجانی درباره آزادانديشي و تمدن اسلامي به شفقنا می گوید: در اين ميدان وسيع هم شكستن طلسم‌هاي تعصبات و تنگ‌نظري‌ها و در نورديدن مرزهاي جغرافيايي و تاريخي و معتقدات ديني و قومي و نژادي عامل مهم روشن ضميري و باز كردن آيينه دل‌ها در مقابل دست آوردهاي ساير اقوام و ملل و نحل و تمدن‌هاي قديم و جديد است كه عملاً دانش و فن و ادب را از زندان‌هاي خودساخته تعصبات در آورد و به عنوان ميراث و حق كل بشر و كل جهان به آن نگاه شد و اين، يك مصداق مهم و بارز براي روشنفكري ديني و آزادانديشي اسلامي و قرآني است.

اولین پیام آسمانی اسلام، انسان عالم و آشنا به قلم و دانش را محور حركت قرار داده است

اسلام هشدار مي‌دهد که انسان انحصارطلب و خودبین بايد پاسخ‌گو باشد

او بیان می کند: مكتبي كه در اولين پيام آسماني خود انسان عالم و مومن و آشنا به قلم و دانش را محور حركت خود قرار داده و قيدي و محدوديتي براي انسان درنظر نگرفته است. «اقراء باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربك الاكرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان مالم يعلم» همانجا هم هشدار مي‌دهد كه اگر همين انسان دچار خودبيني، انحصارطلبي و تجاوز از حق و حدّ شود، بايد در دادگاه خداي خلق پاسخ‌گوي سوءاستفاده از نعمت‌هاي الهي و كجروي‌ از مسير حق باشد. «كلاّ انّ الانسان ليطغي، ان رءَاه استغني، ان الي ربكّ الرجعي» همين طغيان‌هاست كه انسان‌ها را از ديدن حقيقت باز مي‌دارد و عقل و فكر او را در محدوده تنگ تعصبات اسير مي‌كند و باعث محروميت خود و ديگران از شناخت و عمل به حق مي‌شود و ايمان واقعي عامل تحقق اين بخش است.

او ادامه می دهد: آري تحت تأثير تعليمات قرآن و دستور تفكر در آسمان‌ها، زمين، درياها، موجودات و …و استخراج دفينه‌هاي عقلاني توسط پيغمبر(ص) و بروز نيازهاي جامعه بزرگ اسلامي، نهضت علمي همراه با آزادانديشي و بكارگيري عقل و خرد فردي و جمعي آغاز شد و با فرمان حيات‌بخش «أطْلُبُوالْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ» و ستايش از ملتي غيرعرب (ايراني) كه اگر علم را در ثريا هم سراغ داشته باشند، آن را به زمين مي‌كشانند، امواج خروشان دانش در اقيانوس عظيم جهان اسلام بروز كرد.

رفسنجانی در ادامه نهضت ترجمه را تشریح و بیان می کند: ترجمه آثار تمدن‌هاي ديگر در دوران بني‌اميه محدود به نيازهاي ضروري عمدتا درباري بود ولي در زمان بني‌عباس و در عهد صادقين (ع) هم نهضت ترجمه آثار علمي زبان‌هاي ديگر وسعت گرفته و با تأسيس بيت‌الحكمه توسط منصور دوانقي _ كه خود تقليد و اقتباس خوب از ابتكار انوشيروان و سلسله ساسانيان ايران است _ و فراخوان علما و ادباي زبان‌دان و تشويق‌‌هاي بجا نهادينه شد. جالب اينكه آثار ممتاز علمي از تمدن‌هاي هند، ايران، يونان، روم، مصر و چين از زبان‌هاي هندي، پهلوي، قبطي، سرياني، يوناني و … به سرعت به عربي ترجمه مي‌شد و در اختيار دانش‌پژوهان قرار مي‌گرفت و همزمان كتابخانه‌هاي جامع و منظم شكل مي‌گرفت.

فتنه عالم سوز مغول سرمايه‌هاي ارزشمند عصر ترجمه و تولید علم را نابود كرد

او با بیان اینکه مراكز خلافت در بغداد، مصر و اندلس مسابقه‌اي در جذب مترجمان و تأسيس كتابخانه‌هاي وسيع و جامع و جذب دانشجويان داشتند می افزاید: خوشبختانه آثار ارزشمندي در معرفي اين كتاب ها و نويسندگان و مراكز آنها موجود است و از پيشتازان اين تاريخ نگاري به كتاب‌هاي ارزشمند «الفهرست» نوشته ابن‌نديم و «طبقات الاطباء»، «اخبار العلما»، «اخبار الحكما» نوشته ابن‌ابي‌اصيبعه و «تاريخ الحكماء» نوشته ابن قفطي اشاره مي‌كنم. تشويق و اقدام به ترجمه، تمامي رشته‌هاي علمي مورد نياز را دربرمي‌گرفت و از ميان آنها فلسفه، نجوم، رياضي، پزشكي، جغرافيا، ادبي، هندسه، تاريخ نگاري، شيمي و مكانيك مورد توجه بوده است. دوران شكوفايي ترجمه حدود دو قرن دوام يافت و سرانجام با اشباع فضاي علمي از آثار موجود ديگران و شروع تأليفات تحقيقي مشابه يا بهتر در داخل مراكز علمي اسلامي و جذب و هضم بسياري از مراكز علمي تمدن‌هاي ديگر در داخل قلمرو جهان اسلام، نهضت ترجمه از رونق افتاد و جاي خود را به نهضت توليد علم همراه با تحقيق داد. گرچه بيت الحكمه و كتابخانه‌هاي زاييده از آن تا آغاز حمله و غارت مغول ادامه داشت، متأسفانه حمله، غارت و فتنه عالم سوز مغول بسياري از اين سرمايه‌هاي ارزشمند را منهدم و نابود كرد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی با تحلیل نحوه شکوفایی تمدن اسلامی و تاکید بر اینکه «مسلمانان تا زمانی که سعه صدر داشتند مركز جذب دانش و توليد علم و فن بودند»، درگيري و جنگ‌هاي داخلي را موجب فرسایش جهان اسلام می داند و می گوید: وقتی تنگ‌نظري ها و تعصبات بخشی در جهان اسلام جاي سعه‌صدر را گرفت، مجالس مناظره به هتاکی، حذف و تکفیر تبدیل شد. او معتقد است: اگر عوامل انحطاط دروني نبود، جهان اسلام فشار مغول و جنگ صلیبی را به نفع خود پايان می داد.

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگوی خود با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) ضمن تحلیل دلایل توسعه نیافتگی در کشورهای اسلامی با نگاهی تاریخی به تحلیل روند رشد مسلمانان و غرب می پردازد و درباره عصر پژوهش و نهضت توليد دانش بیان می کند: هماهنگ با رشد نهضت ترجمه، تحقيق و توليد علم با كمي عقب‌تر از ترجمه‌ها شكل مي‌گرفت. نياز جامعه و جذب دانشمندان غيرعرب در كليت جهان اسلام فاصله تمدن‌ها را كم كرد و زبان‌هاي عربي و پهلوي و قبطي هم خودي‌ به حساب مي‌آمدند. گرچه باتوجه به اصالت زبان عربي و غناي آن و زبان رسمي حكومت بودن آن، ترجيح در انتخاب زبان پژوهش‌ها با زبان عربي بود.

در بحث‌هاي اصلي علوم روز از قبيل حديث، فقه، اصول، منطق، عرفان، فلسفه، رياضيات، پزشكي، نجوم، شيمي، فيزيك، مكانيك، ادبيات، تاريخ، جغرافيا، منطق و رشته‌هاي ريزتر زيرمجموعه‌هاي اين علوم نهضت نيرومند، ريشه‌دار و آينده‌نگر تحقيقات جريان داشت و طبيعي است كه سرعت كار پژوهش به سرعت كار ترجمه نمي‌رسد و آثار تحقيقات معمولا چنددهه ديرتر از آثار ترجمه شهرت يافت.

او یکی از ويژگي‌هاي كار تحقيقات آن زمان را پراكنده شدن آن در بخش‌هاي مختلف جغرافياي جهان اسلام می داند و می گوید: آن زمان مراكز تحقيقي به تناسب سوابق علمي در منطقه و با توجه واليان هر منطقه شكل مي‌گرفت. در مكّه، مدينه، بغداد، كوفه، بصره، شام، مصر، جنوب تركيه امروز، قم، ري ، نيشابور، استرآباد، بلخ، سمرقند، بخارا، خوارزم، همدان، مشهد، اصفهان، فارس و خيلي از مناطق ديگر حوزه‌هاي بزرگ يا كوچك با محوريت دانشمندان همان حوزه فعال بودند.

در گذشته حكام مناطق در جذب دانشمندان رقابت می کردند

هاشمی رفسنجانی به شفقنا می افزاید: علي‌رغم مشكل ارتباطات در آن زمان، تأثير و تأثر فكري در اين حوزه‌هاي متفرق كم نيست و سفرهاي علمي براي گرفتن يا دادن دست‌آوردها در حال انجام بوده و معمولاً مسابقه‌اي هم بين حكام مناطق در جذب دانشمندان و ايجاد فضاهاي محاوره و مناظره‌هاي تماشایي بين بزرگان علم و ادب رواج داشته است.

طبيعتاً علوم ديني شامل تفسير، حديث، فقه، اصول، كلام و عرفان با استفاده از منابع كتاب و سنت و ارتباط با علماي ديني اديان ديگر، توسعه‌اي پيش از ساير علوم داشته‌اند كه بخشي از آن را قبلا آورديم و در همه زمينه‌هاي فوق‌الذكر دانشمندان عرب، عجم، مسلمان، مسيحي، يهودي، زرتشتي و گاهي ملحد همان منطقه فعال بوده‌اند.

او با بیان اینکه مبنا و محور علوم فلسفي، فلسفه يونان و عمدتا آثار ارسطو، افلاطون و … بوده كه از ترجمه آثار آنها بهره مي‌گرفته‌اند و كم‌كم نقدها و نوآوري‌ها و شرح و بسط‌ها تا حدودي به فلسفه شكل اسلامي و بومي داد بیان می کند: بزرگاني چون محمدبن زكرياي رازي و ابوالنصر محمدبن محمد فارابي و حكيم عظيم‌القدر ابن سينا و ده‌ها فيلسوف پرآوازه مسلمان عرب و عجم در قرون سه و چهار و پنج هجري در توسعه فلسفه كه آن زمان شامل بسياري از علوم بود، فعال بودند و نوآوري‌هاي زيادي داشتند.

تا آنجا كه ابن‌سينا به اين نتيجه رسيده بود كه با بهره‌گيري از نوآوري‌ها و منابع شرقي، فلسفه شرق را در مقابل فلسفه رايج آن زمان كه متكي به فلسفه غرب بود، عَلَمْ كند و يادداشت‌هاي زيادي براي آن تأليف خود كه تحت عنوان «الحكمه المشرقيه» جمع‌آوري شده، آماده كرده بود و متأسفانه گويا در حمله افاغنه غزنوي به اصفهان از دست رفته و بعدا توفيق جمع‌آوري مجدد آنها را به دست نياورد.

در كنار فلسفه، علم منطق هم نظم و جايگاه مناسب خود را در حوزه‌هاي علمي پيدا كرد. اگرچه اصل منطق از فطريات بشر است و هميشه ‌متدي و شيوه‌اي براي ابلاغ نظرها بوده، ولي سازماندهي آن با ارسطو شكل گرفته و علماي بزرگ اسلامي نظير ابن مقفّع، ابن سينا، فارابي و خواجه‌نصيرالدين و صدرالمتالهين آن را تكميل كرده‌اند.

ايراني‌ها پيشتاز توسعه رياضيات و تلفيق معناداري بين اندوخته‌هاي ايراني، هندي و يوناني شدند

هاشمی رفسنجانی درباره رشد مسلمانان در علم ریاضيات می گوید: گرچه اعراب به خاطر ساده بودن شيوه و سبك زندگي، احساس احتياج به فرمول‌هاي پيچيده رياضي نمي‌كردند، اما با توسعه قلمرو اسلام و سر و كار پيدا كردن با تمدن‌هاي زمان، توجه ويژه به علوم رياضي پديد آمد. در اين ميان ايراني‌ها پيشتاز دريافت و توسعه علوم رياضيات و تلفيق معناداري بين اندوخته‌هاي ايراني، هندي و يوناني شدند. تعداد مدارس و مراكز و دانشمندان رياضي قلمرو مسلمين از حدّ قابل شمارش در يك مقاله برون است و ابداعات و نوآوري‌هاي مسلمانان و غيرمسلمانان در قلمرو جهان اسلام بسيار زياد است.

او اشاره می کند: از دانشمندان پيشتاز اين علوم احمدبن عبدالله مروزي و ابوعبدالله محمدبن موسي خوارزمي و ابوالحسن ثابت بن قرةّ بن زهرون حرّاني صاحب ده‌ها تأليف و ترجمه در علوم و فنون رياضي و ابونصر محمدبن طرخان فارابي ملقب به معلم ثاني فيلسوف و رياضي‌دان و ابوالوفاء محمدبن يحيي بن اسماعيل ابن عباس بوزجاني و دهها دانشمند نام‌آور ديگر هستند و ابداعات مسلمانان در اين علم آنقدر زياد است كه اصل متون ترجمه شده را تحت الشعاع قرار داده است، از قبيل: ابداع روش‌هاي جديد براي يافتن پاسخ‌هاي عددي معادلات درجه 2 و 3، اصلاح شيوه عددنويسي هندي، ابتكارات در حيطه علم مثلثات، تكميل حساب دستگاه اعشاري، تأسيس كسرهاي اعشاري، ايجاد مفاهيم جديد در تئوري اعداد، ايجاد علم جبر و خيلي ابداعات ديگر.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به پیشرفت در طب و پزشكي بیان می کند: علوم پزشكي جزو اولين علومي بود كه جهان اسلام بر اساس داده‌هاي پزشكي ايران، هند و يونان آن را شكل و سپس بخوبي توسعه داد. نياز فرد فرد جامعه و سفارش‌هاي صريح پيغمبر(ص) و ارزش دادن به اين دانش در كنار دانش ديني، زمينه توسعه اين بخش از علوم را فراهم كرد.

گرچه در دوران نهضت ترجمه بيشتر به ترجمه آثار پزشكي قناعت مي‌شد، اما با شكل‌گيري مراكز تحقيق، تدريس و تأليف، مسلمانان در اين بخش ابداعات بسيار مهمي تقديم بشريت كردند و دانشنامه‌هاي جامع و تك‌نگاري‌هاي محققان، دائره‌المعارف ارزشمندي را در افتخارات علمي طب اسلامي ثبت كرد. در آن ميان علماي ديني و محدثان هم منابع خوبي از روايات و توصيه‌هاي پيغمبر(ص) و ائمه(ع) جمع‌آوري كردند و اسم آن را طب‌النبوي يا طب ائمه گذاشته‌اند.

4 دایره‌المعارف پيشتاز جهان اسلام هنوز هم از افتخارات تاريخي مسلمانان هستند

او ادامه می دهد: چهار دانشنامه يا دایره‌المعارف معروف و پيشتاز جهان اسلام هنوز هم در مراكز علمي جهان از افتخارات تاريخي مسلمانان به شمار مي‌روند:

1- آثار پزشكي محقق برجسته قرن سوم، ابوالحسن علي بن سهل ربّي طبري كه چه فردوس الحكمه و چه مجموعه آثار پزشكي ديگر از منابع مهم تحقيق و آموزش آن زمان شد.

2 و 3- كارهاي كم نظير ابوبكر محمدبن زكرياي رازي(251 – 320 ه.ق) گام بلند و بزرگي در پيشبرد فنون و علوم پزشكي مسلمانان است .

كتاب المنصوري في الطب كه نوشته خود اوست و مجموعه الحاوي كه بعد از مرگ او توسط شاگردانش با جمع‌آوري نوشته‌ها و گفته‌ها‌ و عمل او شكل گرفت، دایره‌المعارف بزرگي را خلق كرد.

4- چهارمين دایره‌المعارف پزشكي مسلمانان كتاب معروف القانون في الطب نوشته ابوعلي‌سينا (370- 428 هـ.ق) است.

اين دانشنامه‌ها و موارد فراوان تك‌نگاري‌ها كه معمولا در يك موضوع از قبيل آبله، سرخك، قولنج، قلب، مثانه و … هستند، با ترجمه‌هاي متعدد و شرح‌هاي فراوان سرمايه علمي جهان غرب و پايه و اساس پيشرفت‌هاي معجزه‌آساي امروزي شده است. شاخه‌هاي مهم پزشكي مثل داروشناسي، جراحي، طب‌ باليني، فيزيولوژي، تشريح بيمارستان، روان پزشكي، ضدعفوني و… در بخش طب جهان اسلام شاهد نوآوري‌ها و پيشرفت‌هاي ستايش‌آميز و غيرقابل انكار است.

هاشمی رفسنجانی به پیشرفت های مسلمانان در علم نجوم نیز اشاره و بیان می کند: علم نجوم به خاطر عقايدي كه از قديم درخصوص تأثيرات حركات فلكي بر سرنوشت بشر و موجودات وجود داشته، مورد علاقه حكام وقت بوده و از منجمان در برنامه‌هاي كاري خود بهره مي‌گرفتند و به همين جهت در سطح ممكن هر زمان رونقي داشته است.

در تاريخ اسلام با ترجمه كتب و آثار يوناني و ايراني هيات بطلميوس محور كار بود و چون اساس اين نظريه را محوريت زمين در حركت كرات آسماني تشكيل مي‌داد، پيشرفت‌ها هم خالي از اشكال نبود، گرچه به صورت موردي در محاسبات نجومي دريافت‌هاي ارزشمندي داشتند.

تغيير تئوري‌هاي «پيش كوپرنيكي» از بت‌شكني دانشمندان اسلامي به وجود آمد

الفزاري، خوارزمي، مروزي و بسياري از دانشمندان نجوم آثار ارزشمندي در اين رشته خلق كرده‌اند و سرانجام ابوعبدالله محمدبن جابربن سنان رقي حرّاني بتاني اخترشناس و رياضي‌دان مشهور قرن سوم هجري قمري توسعه كم‌سابقه‌اي در علوم هيات به وجود آورد و نوآوري‌هاي زيادي را وارد ميدان دانش نجوم کرد كه حق بزرگي بر اخترشناسان و دانش اخترشناسي دارد. تا آنجا كه محققان تاريخ، كوپرنيگ، تيكوبراهه، كپلر، گاليله و ريچارد دانژن انگليسي را تحت تأثير نوآوري‌هاي بتاني مي‌دانند و قابل توجه اينكه به خاطر شروع نقد و ايجاد ترديد توسط علماي اسلامي در نظريه بطلميوسي راه ايجاد انقلاب در علوم ستاره‌شناسي و حركات فلكي قديم باز شد و تغيير تئوري‌هاي «پيش كوپرنيكي» از همين جريان بت‌شكني و طلسم‌زدايي دانشمندان شجاع اسلامي به وجود آمده است.

او همچنین به انباشت های علمی دانشمندان مسلمان در فيزيك و مكانيك اشاره و بیان می کند: دانش فيزيك و مكانيك در طبقه‌بندي علوم جهان اسلام در رديف‌هاي آخر علوم قرار داشتند و پايه و اساس آنها از موجودي اين دانش در خاورميانه، مصر، شامات، يونان، روم و ايران شروع مي‌شود و چاشني داده‌هاي خاور دور هم به آن اضافه مي‌شود.

مورخان مي‌گويند: رونق علوم مكانيك در جهان اسلام توسط بنوموسي شاكر در بغداد آغاز شد و در اول قرن هفتم توسط جَزَري در ديار بكر به اوج رسيد و در ميان اين دو تاريخ، دانشمندان زيادي چون خازني، بيروني، ابن سينا، ابن هيثم، قرطبي و … نقش ايفا كرده‌اند.

اعراب اين دانش را به عنوان «علم الحيل» معرفي كرده‌اند، چون شيوه و ابزار كار در بخش‌هاي موردنظر را فراهم مي‌آورد و انجام كار را آسان مي‌كرد. در اين علم كه عمدتا كاربردي و تا حدودي تئوريك بود، رشته‌هايي از ساير علوم زمان مورد استفاده بوده‌اند.

شیمی دانشی با پرونده‌اي پر رمز و راز در جهان اسلام

هاشمی رفسنجانی درباره علم كيميا (شيمي) با بیان اینکه «اين دانش پرونده‌اي پُر از رمز و راز دارد» بیان می کند: مدت طولاني از تاريخ خود گرفتار افكاري غيرقابل تفسير و توجيه بود كه تأثير و تأثر در مواد و بخصوص كاني‌ها و بالاخص فلزات را در سايه دخالت روح و موجودات مرموز آسماني مي‌دانسته‌اند و به همين جهت دستمايه سوءاستفاده شيادان و گاهي هم افراد مؤمن و خوش‌باور بوده و اكسيري را دنبال مي‌كردند كه فلزت را به ارزشمندترين نوع آن مثلا طلا تبديل كند. گويا اولين كسي كه اين علم مهم را از اين مخمصه نجات داد، جابربن حيان شاگرد زبردست امام صادق(ع) است. ايشان جنبه‌هاي خرافي يا رمزي را نديده گرفته و همت خود را روي كشف آثار تركيب مواد كاني، گياهي و … گذاشته و دست‌آوردهاي خوبي هم داشته و از راه تقطير مايعات، محصولات و معلومات ارزشمندي براي بشر به وديعه گذاشت. جابر در عين حال جنبه‌هاي راز و رمزي و ارتباطات معنوي و تأثير و تأثر افلاكيان و مواد زميني را هم درنظر داشت.

اما كار بزرگتر را دانشمند پُرآوازه اسلامي، پزشك، رياضي‌دان و اخترشناس زكرياي رازي كرد. او از رمز روحاني كيميا صرف‌نظر كرد و كار را روي بعد مادي آن متمركز كرد و در جريان كارهاي آزمايشگاهي كيمياگري، بخشي از نورچشم خود را از دست داد و ترجيح داد از راه دانش شيمي به راه دانش پزشكي برود. دانشمنداني چون فارابي، ابن‌سينا، خوارزمي عراقي و نهايتاً كاشاني و جُنيدي در اين راه نوآوري كردند و سرمايه‌اي براي انقلاب علمي دانش شيمي در اختيار محققان غربي قرار دادند و امروز آن دانش كيمياگر عصاي دست و نردبان ارتقای صنعت و توسعه و رفاه بشري است.

او درباره ساير علوم یادآوری می کند که همه آنچه مسلمين از انواع علوم انساني، پايه، طبيعي، پزشكي، رياضي و نجوم گرفته و توسعه دادند، در اين موارد خلاصه نمي‌شود. در رشته‌هايي مثل تاريخ، جغرافيا، كشاورزي، ادبيات، شعر و نثر عربي و غيرعربي كه عمدتا در حوزه‌هاي جامع علمي تحقيق و تدريس مي‌شود و اوج و حضيض هم داشته، در كارنامه علمي و عقلي اسلام جاي دارند كه در اين مقال فرصت پرداختن به آنها نيست.

آزادانديشي مسلمانان ريشه در تعليمات قرآن و سنت دارد

اهتمام به عقل و فكر و توجه به نظرات ديگران روحیه مهم مسلمانان بود

هاشمی رفسنجانی در ادامه با اشاره به تمدن اسلامی به تحلیل و تشریح آثار آزادانديشي اسلامي می پردازد و به شفقنا می گوید: مجموعه آنچه از دست‌آوردهاي علمي و فني در دو سه قرن بهار تمدن اسلام آورده شد، محققا ريشه در آزادانديشي مسلمانان دارد و خود آزادانديشي‌شان هم ريشه در تعليمات قرآن و سنت دارد كه نمونه‌هاي آن در اهتمام به عقل و فكر و توجه به نظرات ديگران و تشويق اقتباس است «فبشّر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» و «اطلبوالعلم ولو بالصين».

مسلمانان تا زمانی که سعه صدر داشتند مركز جذب دانش و توليد علم و فن بودند

او می افزاید: تا اين سعه صدر و اين روحيه مهم اسلامي ادامه داشت، مسلمانان مركز جذب دانش و دانشمندان و توليد علم و فن بودند و تمدنشان در حال ارتقا و تعميق بود و قدرتي ديگر در جهان وجود نداشت كه هم‌سنگ و رقيب آنها باشد.

درگيري و جنگ‌هاي داخلي، جهان اسلام را دچار فرسايش كرد

وقتی تنگ‌نظري جاي سعه‌صدر را گرفت، مجالس مناظره به هتاکی، حذف و تکفیر تبدیل شد

هاشمی رفسنجانی در ادامه تحلیل می کند: اين ميراث عظيم اسلامي رفته رفته دچار طمع خودخواهان و ميراث‌بران طمّاع در بخش‌هاي مختلف جهان پهناور اسلام شد و رقابت‌ها و سپس كشاكش‌ها آنهم نه در توسعه علوم، بلكه در سلطه برخاك و مصادره دست‌آوردها شكل گرفت. درگيري و جنگ‌هاي داخلي، جهان اسلام را دچار فرسايش كرد و تنگ‌نظري‌ها و تعصبات بخشي جاي سعه‌صدر و تحمل نظرات را گرفت و مجالس سازنده محاوره و مناظره تبديل به هتاكي، طرد، لعن و سپس حذف و تكفير و كشتار شد. مجموعه بالنده جهان اسلام در اثر نزاع‌ها و فرسايش نيروها آنچنان ضعيف شد كه مورد تجاوز، غارت، چپاول، قتل عام و انهدام يك قوم كوچك بيابانگرد به نام مغول قرار گرفت و پاره پاره و پايمال شد.

اگر عوامل انحطاط دروني نبود، جهان اسلام فشار مغول و جنگ صلیبی را به نفع خود پايان می داد

او در ادامه تشریح کرد: فتنه مغول در دوران ادامه جنگ‌هاي صليبي پيش آمد كه جهان اسلام از دو سو تحت فشار قرار داشت و اگر عوامل انحطاط دروني نبود، مي‌توانست هر دو تهاجم را به نفع خود پايان دهد. يعني خيلي بهتر از آن چه كه بعدها شد كه مغول در فرهنگ نيرومند اسلام هضم شد و صليبي‌ها تسليم يا مسلمان شدند و ماندند يا با كوله‌باري از معارف اسلامي برگشتند كه سرانجام يكي از عوامل حيات علمي و عملي غرب شدند.

هاشمی رفسنجانی در يك جمع‌بندي كوتاه بیان می کند: خيلي روشن است كه امت اسلامي با هدايت قرآن و سنت توانست در مركز جغرافياي اين كره خاكي رسالت عظيم تمدن‌سازي اسلام را انجام دهد. ابتدا با جذب آثار ارزشمند تمدن‌هاي كهن شرق و غرب و خاورميانه و با معيارهاي اسلامي، تمدني جديد، قوي، بالنده و با تركيبي از معنويت و ماديت بسازد و اين معجون شفابخش را حراست كند و سپس از اين تمدن و اين شجره طيبه كه ريشه‌ در اعماق تاريخ و اديان آسماني و تمدن‌هاي كهن داشت، شاخ و برگ به سراسر جهان بگستراند و اسلام به عنوان بهترين امانت‌دار تاريخ با جمع‌آوري ارزش‌هاي ديني و انساني گذشته و تجميع، پرورش، اصلاح و خالص كردن آن، زمينه رشد و ارتقا را فراهم کند و سپس به تدريج انوار آن خورشيد تابناك را به ساير اقاليم جهان بفرستد.

او می افزاید: علي‌رغم همه نشيب و فرازها، اسلام همچنان از ابعاد انساني و معرفتي و جغرافيايي به پيش مي‌رود و امروز بيش از يك چهارم نفوس بشر و حدود يك سوم از كشورهاي مستقل و ارزشمندترين نقاط ژئوپوليتيك جهان و نزديك 20% توليد ناخالص كره خاك را در اختيار دارد. اما پراكنده و گاهي متعارض است و آرزو داشتيم و هنوز داريم با تأسيس دولت اسلامي بر پايه مكتب اهل بيت و اسلام ناب در مناسب‌ترين نقطه كره زمين، بار ديگر اسلام نقش واسطه امين و امانتداري را در ارتقای تمدن بشر با چاشني عرفان و انسانيت قرآن به عهده بگيرد.

همزمان با سیر نزولي تمدن اسلامي، دنياي غرب از خواب قرون وسطایي بيدار مي‌شد

او در ادامه گفت وگو با شفقنا در بیان آنچه همزمان با نزول تمدن اسلامی در غرب رخ داد، به بيداري غرب در آن مقطع اشاره و بیان می کند: همزمان با جريان قوس نزولي تمدن اسلامي، دنياي تباه شده غرب رفته رفته از خواب هزارساله قرون وسطایي خود بيدار مي‌شد و كم‌كم جرقه‌هايي در دنياي تاريك تفتيش عقايد و افكار بسته و عقل‌هاي به زنجير كشيده سوسو مي‌كرد و آنهم در اثر برخورد با آثار تمدن بزرگ اسلامي و درخشش انوار علم و فن و توسعه و پيشرفت مسلمانان تابش انوار خورشيد تمدن قرآني مسلمين بود كه در نقاط محدود تماس جامعه خفته غرب با جامعه تكامل يافته اسلامي بعضي از چشمان نيمه باز را خيره مي‌كرد و آنها را به دنبال منشاء اين رعد و برق مي‌كشاند.

هاشمی رفسنجانی توضیح می دهد: علاوه بر ارتباطات معمول عمومي آن زمان، سه نقطه مهم از قلمرو اسلام مركز تماس طولاني غربي‌ها بود كه آنها را با پيشرفت مسلمانان و تمدن اسلامي كه در مقايسه با وضع مغرب زمين بسيار عالي بود، آشنا كرد:

1- آندلس (اسپانياي امروز): شهر قرطبه مركز مهم خلافت اسلامي به گونه‌اي پيشرفته بود كه قابل مقايسه با بغداد آن روز بود و از سراسر جهان اسلام دانش و كتاب جذب مي‌كرد و مورخان مي‌گويند در كتابخانه قرطبه هشتاد هزار نسخه ارزشمند وجود داشت. مسيحي‌ها و مسلمانان معاشرت همه‌جانبه داشتند و چيزهاي زيادي از مسلمين آموختند. و نيز شهرهاي ديگر مانند طليطله و …

2- شامات: در اين منطقه در اثر سفرهاي زيارتي غربي‌ها و جنگ‌هاي صليبي، تماس مسلمانان و مسيحيان و يا شرق و غرب در طول تقريباً دو قرن باعث شد كه غرب به عظمت تمدن اسلامي پي ببرد و با همه خسارات و تلفاتي كه داشتند، سرانجام با پيروزي مسلمين، باقيمانده آنها سرافكنده برگشتند، ولي ارزيابي‌هاي محققان مي‌گويد: «ارزش آنچه غربي‌ها از مباني و دست‌آورد تمدن اسلام ياد گرفتند و به غرب بردند، از خاك فلسطين كه هدف مهم جنگ‌هاي صليبي بود، بيشتر است.»

3- جزاير مديترانه و بخصوص جزيره سيسيل كه مسلمانان در آنجا تمدني مثال‌زدني ساخته بودند و سپس اين جزيره پلي براي انتقال تمدن اسلامي به غرب و مركزي براي آموزش مسيحيان شد.

آگاهي و نجات از ظلمات قرون وسطي و تفتيش عقاید، از طریق ترجمه آثار اسلامی حاصل شد

به غير از اين سه نقطه مهم تماس و تعامل، در قرون بعد پيشرفت خلفاي عثماني از تركيه به عمق بالكان و تا مرز اتريش و اختلاط وسيع مسلمانان و غربي‌ها در اين منطقه، براي انتقال تمدن اسلام فرصت مهمي پيش آورد. خود غربي‌ها بخش‌هاي زيادي از دست‌آوردهاي مسيحيان از نقاط تماس با مسلمين را در نوشته‌هايشان آورده‌اند و اعتراف دارند كه بنيان تمدن جديد غرب بر دست‌آوردهاي علمي و فني مسلمانان استوار است و از طريق ترجمه آثار دانشمندان اسلامي و تدريس آنها در مدارس و دانشگاه‌هاي اروپا، نهضت و جنبش توليد علم و آگاهي و نجات از ظلمات دوران قرون وسطي و تفتيش عقايد به دست آمد كه نمونه‌هايي را در زير مي‌آوريم:

ترجمه – فرهنگستان

جالب توجه اينكه غرب براي اقتباس از تمدن اسلامي همان راهي را كه مسلمانان براي اقتباس تمدن‌هاي ايران، هند، چين، مصر، روم و يونان در پيش گرفتند، انتخاب کرد. مسلمانان تحت عنوان بيت‌الحكمه، دارالترجمه‌هايي تأسيس كردند، اروپايي‌ها هم براي استفاده از تمدن اسلامي متوسل به ترجمه و تأسيس دارالترجمه شدند.

گذشته از ترجمه‌هاي موردي و نادر كه معمولا در هر زماني روي مي‌دهد، نهضت ترجمه آثار عربي به زبان لاتين و سپس اسپانيايي و رومي در قرن چهارم هجري آغاز مي‌شود و به سرعت اوج مي‌گيرد.

مورخان اسقف ژربر اوورني (1003 – 938 ميلادي) را از پيشتازان مؤثر نهضت مي‌دانند و چون اين اسقف در سال 999 ميلادي به عنوان سيلوستردوم به مقام پاپي رسيد، توانست نقش مهمي در توسعه ترجمه ايفا نمايد. به دستور سيلوستر سه مدرسه براي آموزش و ترجمه آثار عربي به لاتين در فرانسه و ايتاليا تأسيس شد.

بعدها «رابرت چستري» رياضي‌دان و مترجم و اخترشناس انگليسي ترجيح داد كه به ترجمه قرآن بپردازد كه محققان به سند اصلي تمدن اسلام دسترسي پيدا كنند. كنستانتين آفريقايي كه در ترجمه آثار عربي نقش برجسته داشته، توجه ويژه‌اي به علوم پزشكي مسلمانان داشت و باعث شناخته شدن عمق طب مسلمانان شد و گويا تعداد آثار ترجمه شده توسط او از هفتاد اثر بيشتر است.

در اين دوره ابتدايي نهضت ترجمه عملا آثاري از فلسفه، رياضي، هندسه، نجوم، موسيقي و ادبيات عرب در اختيار دانشجويان و محققان غربي قرار گرفت و بخاطر رواج اين نهضت بسياري از آثار مهم مسلمانان ترجمه‌هاي متعدد يافتند. مثلاً كتاب ارزشمند «المنصوري» با شانزده ترجمه و با شرح و تفسير در اروپا رواج يافت.

فرهنگستان

دوره دوم ترجمه آثار اسلامي توسط الفونسوي دهم (84 – 1253 ميلادي) آغاز شد. او با اقتدا به نهضت بيت‌الحكمه مسلمانان، نهادي تحت عنوان «فرهنگستان» تأسيس كرد و در اين دوره ترجمه به زبان‌هاي اسپانيايي و رومي و بيشتر به زبان لاتين توجه مي‌شد.

نقطه جالب اينكه قرون وسطي آنچنان غرب را از گذشته خودشان هم بيگانه كرده بود كه براي دريافت آثار روم و يونان قديم هم به ناچار از برگرداندن آثار عربي بهره مي‌گرفتند و مثلا آثار ارسطو، افلاطون، سقراط و جالينوس را با ترجمه از زبان عرب به زبان‌هاي لاتين، اسپانيولي و رومي منتقل مي‌كردند و در ادامه كار بسياري از آثار مهم مسلمين تقريبا به تمامي زبان‌هاي زنده دنيا ترجمه شده‌اند و بعضي از آنها مثل قانون ابن‌سينا چندين بار ترجمه شده است. جالب اينكه همين كتاب «قانون» و كتاب «ذخيره خوارزمشاهي» در طب به زبان عبري هم ترجمه شده است.

در حوزه سيسيل هم توسط «سالزيورو» مركز ترجمه تأسيس گرديد كه ايتاليا و سواحل مسيحي‌نشين مديترانه را تغذيه مي‌كرد. در اين مراكز به همت خلفاي اسلامي در آندلس تقريبا از تمامي متون خطي ارزشمند عربي نسخه‌هاي جمع‌آوري شده بود و علي‌رغم انهدام بسياري از آنها در جنگ‌ها و فتنه‌ها، به اندازه كافي ذخاير علمي در دسترس مترجمان بود.

اروپا تحت تاثير رهبانيت مسيحي دچار تحجر، ركود و خرافات شد

هاشمی رفسنجانی به استفاده اروپا از دانش مسلمانان و آموزش و تحقيق در غرب و تاثیرات فرهنگی اسلام در غرب اشاره و بیان می کند: اروپا تحت تاثير رهبانيت مسيحي دچار تحجر، ركود و خرافات شد و ژرمن‌ها كه از شمال به مركز و جنوب اروپا منتقل شدند، با خشونت بر اين ركود، جمود و جاهليت افزودند و تاريخ قرون وسطي كه توسط خود اروپایيان نوشته شده، گواه اين ادعاست.

همان طور كه قبلاً اشاره رفت، پس از اوجگيري تمدن اسلامي و شروع معاشرت اروپایيان با مسلمانان متمدن در اندلس، سيسيل و ايتاليا و نيز سفرهاي زيارتي مسيحيان به فلسطين و معاشرت با مسلمين و سپس رخداد هشت دوره جنگ‌هاي صليبي كه حدود دويست سال طول ‌كشيد، معاشرت، ازدواج و شراكت‌هاي زيادي بين پيروان دو دين اسلام و نصرانيت به وجود آمد و طبيعي است كه در اين معاشرت‌ها تمدن و فرهنگ غالب و والاي اسلام و مسلمين تأثير خود را بر اروپايي‌هاي متحجر و عقب‌افتاده و گرفتار تفتيش عقايد و خرافات مي‌گذاشت. در فلسطين صدها هزار مسيحي يا مسلمان شدند و يا با حفظ دين خود، در منطقه ماندند و حاضر به برگشت به محيط بسته و پر از جهل اروپا نشدند.

در اندلس، سيسيل و ايتاليا اختلاط مسلمانان و مسيحي‌ها باعث نفوذ عميق فرهنگ مسلمانان در غربي‌ها شد، به گونه‌اي كه تكلم به زبان عربي كه زبان رسمي و بين‌المللي مسلمانان بود، مايه فخر افراد بود، همانگونه كه در هندوستان و شرق آسيا هم چنين بود.

اصطلاح «مستعربه» زایيده و علامت همين نفوذ عميق ادبي عربي در اروپاست كه افتخارآميز هم بوده و حتي بعضي از اروپايي ها در آشنايي با ادبيات عرب تا آنجا پيش رفتند كه آثار ادبي به زبان عربي بهتر از خود عرب‌ها آفريدند، همانگونه كه افرادي از اديبان ايران مثل سيبويه توانستند آثاري ارزشمندتر از آثار ادباي عرب‌‌زبان خلق كنند.

تساهل و تسامح و اجازه علماي اسلامي باعث رواج ازدواج بين پيروان اديان اسلام و مسيحي و يهودي شده بود. اصطلاح «المولدين» در اثر فراواني عرب‌هاي غيرخالص و فرزندان محصول چنين ازدواج‌ها، در ادبيات آن زمان رايج شد.

عمق نفوذ فرهنگ اسلام در غرب از مواردي مثل انكار الوهيت حضرت مسيح مشخص می شود

او می افزاید: عمق نفوذ فرهنگ اسلام را مي‌توان از مواردي مثل انكار الوهيت حضرت مسيح توسط اسقف ارگيل اسپانيايي فهميد كه اعلام كرد: «مسيح بشر است و فرزند خوانده خدا و نه فرزند واقعي خدا.» اسقف الپندوس كه در شهر توليدو (طليطله) اعتبار زيادي داشت، فضا را براي چنين اظهارنظري مناسب ديد. حتي دورتر از اسپانيا در ناحيه «سيتمانياي» فرانسه نيز اسقف ارگيل همين افكار را ترويج مي‌كرد. مي‌گويند در زمان اوج تمدن اسلامي در اسپانيا مردم اسپانيا ترجيح مي‌دادند كه لباس عربي بپوشند و در زندگي از آداب مسلمانان استفاده كنند. با اينكه تعداد اندكي از مردم شهر دويست هزار نفري غرناطه (گرانادا) از نژاد عرب بودند. در دوره‌هاي بعد در دوران خلافت عثماني‌ها مردم در شرق اروپا، در بالكان در اثر اختلاط با مسلمانان ترك و عرب يا مسلمان شدند يا با آدب مسلمانان زندگي مي‌كردند.

معاشرت‌ها و تأثيرات تمدن اسلامي منجر به نهضت آموزش و تحقيق در مدارس اروپا شد

هاشمی رفسنجای بیان می کند: معاشرت‌ها و ترجمه‌ها و تأثيرات تمدن اسلامي منجر به نهضت آموزش و تحقيق در مدارس مسيحي اروپا شد و رفته رفته بسياري از كتب معتبر دانشمندان به نام اسلام به صورت متون درسي يا عقبه نظرات مدرسان و استادان غربي در مدارس و دانشگاه‌هاي غرب مورد استفاده قرار گرفت. از ميان اين كتب و آثار، می توان به این متون اشاره کرد:

1- قرآن كريم

2- المنصوري رازي در طب ترجمه به لاتين، سرياني، يوناني

3- القانون ابن سينا به اكثر زبان‌ها و منجمله به لاتين توسط گراردوي كرمونائي

4- المجسطي بطلميوس از متن عربي به لاتين

5- ذخيره خوارزمشاهي نوشته سيداسماعيل جرجاني در طب

6- مسائل في الطب نوشته حنين بن اسحاق مترجم كنستانتين آفريقايي به لاتين

7- رساله الجدري و الحصبه نوشته رازي

به اعتراف محققان منصف و خاورشناسان اروپايي سهم آثار كشورهاي اسلامي اعم از دست‌آوردهاي تحقيقي مسلمانان يا آثار ترجمه شده از تمدن‌هاي ديگر و منجمله آثار قديمي خود يونان، روم، اسكندريه و … در رنسانس و خيزش علمي و فني و ايجاد تمدن جديد غرب سرنوشت‌ساز است، تا آنجا كه بسياري از لغت‌ها و اصطلاحات علمي و تمدني موجود در ادبيات جديد غرب ريشه عربي و اسلامي دارد.

علومِ فلسفه، رياضيات، هندسه، نجوم، پزشكي، گياه‌شناسي، پزشكي، طبيعي، جغرافيا، تاريخ‌نگاري، بازرگاني، معماري، موسيقي، دريانوردي، نقاشي و زيرمجموعه‌هاي اينها كه تعداد زيادي از رشته‌ها و گرايش‌ها را دربر مي‌گيرد، مشمول اين حكم است.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با شفقنا/5/: نمی توان فقط با اشاره به يك يا چند روايت در مسايل تخصصی حکومتی نظر داد/ نمی گویم شيوه رساله‌نويسي و فتاواي انفرادي مراجع مفید نیست، می گویم کافی نیست

آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه بخش‌هاي حكومتي فقه اعم از سياسي، اقتصادي، امنيتي، قضايي و فرهنگي رشد کافی نداشته است، ابراز امیدواری می کند که بخش های حکومتی فقه در قالب شوراي فتوي تکمیل تر شوند. او که معتقد است، كارهاي انفرادي كارگشا نیست و كارهاي شورايي در هر موضوع لازم است، با یادآوری اینکه نمی توان فقط با اشاره به يك يا چند روايت در مسايل تخصصی حکومتی نظر داد، تاکید می کند که اگرچه شيوه رساله‌نويسي و فتاواي انفرادي مراجع مفيد است اما كافي نيست.

تمدن اسلامي در دوران بلوغ به منزله قلب در پيكر جهان عمل كرد

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره علل و عوامل رشد تمدن اسلامي و شروع اوج تمدن غرب و افول تمدن اسلامي بیان کرد: تمدن اسلامي در دوران بلوغ به منزله قلب در پيكر جهان عمل كرد؛ همانگونه كه از لحاظ جغرافيايي تقريبا جايگاه قلب در پيكر يك انسان را داشت. با اقتباس نكات مثبت تمدن هاي موجود جهان آن روز در درون خود آنها را تصفيه كرد، آنگونه كه قلب، خون‌هاي مصرف شده سراسر بدن را از طريق وريدها مي‌مكد و با كمك ريه ضمن گردش خون، آن را تصفيه مي‌كند و به قلب برمي‌گرداند و قلب خون تصفيه شده را بار ديگر به سراسر پيكر انسان تزريق مي‌نمايد و بدينسان حيات و رشد انسان را ادامه مي‌دهد. در اين گردش خون اعضاي گوارش بدن نيز نقش نيرو دهنده و تزريق مواد تغذيه كننده را به عهده دارند كه در بحث ما، اين مواد تغذيه كننده محتواي فكري قرآن و سنت است. مسلمانان با الهام از آزادانديشي اسلامي اندوخته‌هاي مثبت تمدن‌هاي ايران، هند، چين، روم، يونان و مصر را از طريق جذب نخبگان آنها و ترجمه آثار آنها در مراكز علمي جهان اسلام جمع كردند.

با تأسيس مراكز تحقيقي، آنها كار همگامي ريه و قلب را انجام دادند و خالص شده آنها را  به عنوان جوهر فرهنگ و آموخته‌هاي آسماني رشد دادند و تقويت نمودند و در مرحله بعد اين ميراث گرانبهاي الهي و بشري را در اختيار جهانيان قرار دادند.

رسالت تعليم و تزكيه پيغمبر اسلام عامل تقويت و رشد و كمال و تعالي است

او با بیان اینکه معمولاً در آثار محققان مستشرق، اين نقش مسلمانان را به آينه تشبيه كرده‌اند كه انواري را مي‌گيرد و منعكس مي‌كند، اين تشبيه را تشبیهی ناقص می داند که نكته اصلي و كليدي را ناديده مي‌گيرد. هاشمی رفسنجانی می افزاید: نقش عملكرد ريه در اين تشبيه به كلي فراموش شده و نقش جهاز تغذيه و تقويت كننده عمدا يا با غفلت اصلا مورد توجه قرار نگرفته است. اگر انعكاس همان تمدن‌هاي گذشته كافي بود، باید در زمان طراوت آن تمدن‌ها نقش اعجاب‌انگيز داشته باشند و غرب دچار جهنم قرون وسطي نشود. جاي ترديد نيست كه رسالت تعليم و تزكيه پيغمبر اسلام در اين جا هم عامل جذب و اقتباس، هم عامل تصفيه و هم عامل تقويت و رشد و كمال و تعالي است كه در احكام آموزش، تربيت، تذكر، تفكر، تعقل، استماع نظرات و انتخاب احسن از اصول متقن تمدن ساز اسلامي متبلور است.

اگر در روي پاشنه‌ اسلام ناب مي‌گشت، وسعت كار اسلام خيلي بيش از اينها بود

او معتقد است: اگر درها روي همان پاشنه‌هاي مشخص شده اسلام ناب مي‌گشت، سرعت، وسعت و عمق كار اسلام خيلي بيش از اينها بود و با آنهمه بادهاي مسمومي كه از ناحيه خلفاي ناصالح اموي و عباسي بر بوستان جديدالتأسيس اسلام گذشت، باز هم اينهمه باروري و سايه افكني را مشاهده مي‌كنيم و بايد منتظر روزي باشيم كه اسلام به مسير خالص و ناب خود برگردد و دفاين عقول و ذخاير الهي را استخراج و استحصال كند.

انقلاب اسلامي ایران يك فرصت تاريخي براي جهان اسلام است

هاشمی رفسنجانی به انقلاب اسلامی ایران به عنوان فرصتی تاريخی می نگرد و با بیان اینکه «ما آرزو داشتيم و داريم كه انقلاب عظيم و اصيل اسلامي با زعامت بي‌نظيرترين رهبر عصرمان، امام خميني(ره) شروع اين تجديد حيات باشد» می افزاید: انقلاب اسلامي به حق يك فرصت تاريخي براي جهان اسلام و بخصوص مكتب اهل بيت فراهم آورده كه ظرفيت‌هاي تمدن سازي و ارتقای بشريت را كه در مكتب اسلام نهفته است به كار بگيرد و اسلام را آنگونه كه هست، به جهانيان معرفي کند و بشريت سرخورده از مكتب‌ها و ايسم‌هاي پرُ طمطراق مادي را به سوي سرچشمه سعادت معارف الهي راهنمايي كند.

او بیان می کند: امروزه ناتواني و ضعف‌هاي مكتب‌هاي مادي مثل كاپيتاليسم، كمونيسم و لایيسم برملا شده و بسياري از متفكران دلسوز جهان به دنبال گمشده بشر هستند. اگر ديگران نمي‌دانند يا ترديد دارند، خودمان مي‌دانيم كه معارف آسماني اسلام، بخصوص قرآن و سنت تنها وديعه خالق جهان براي كل بشريت است و بايد تا قيام قيامت متكفّل تبيين و حراست راه سعادت انسان‌ها باشد. در سايه اين ايمان و اعتقاد و با استفاده از درس‌هاي روشن تاريخ و با استمداد از رسول باطن (عقل) مي‌توانيم پيشقراول اين كاروان باشيم.

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: امام راحل با ده ها مورد طلسم شكني و بيدارگري و اقدامات شجاعانه علمي، سياسي و اخلاقي، مجدد اسلام ناب در نيمه هزاره دوم تاريخ اسلام شدند و با حمايت شاگردان صالحي كه خود تربيت كردند و نيروهاي مخلص و مجاهد اين امت، كار بسيار بزرگي انجام دادند. ايشان با تشكيل بنيه اوليه حكومت اسلامي بر پايه مكتب اهل بيت و اسلام ناب به وظيفه خود عمل كردند و اين ميراث عظيم را بجاي گذاشتند.

چرا امروز در سايه حكومت مكتب حيات‌بخش اهل بيت (ع) نتوانیم تمدن عظیم اسلام را احیا کنیم؟

او بیان می کند: اگر اسلام در سايه حكومت‌هاي نه چندان اسلامي ولي به نام اسلام توانست آن تمدن عظيم را بسازد و به ديگران منتقل كند، چرا امروز در سايه حكومت صالح مكتب حيات‌بخش اهل بيت و اينهمه سرمايه فوق‌الذكر نتواند اين رسالت را بعهده بگيرد؟!

تاكنون دخالت‌هاي بيجاي فراواني با انگيزه هاي متفاوت در پيكره معارف اسلامي ایجاد شده است

هاشمی رفسنجانی در ادامه به تشریح پاکسازی معارف اسلامي از آلودگي‌ها می پردازد و به شفقنا می گوید: مي‌دانيم پس از عصر نبوت تاكنون دخالت‌هاي بيجاي فراواني توسط مراكز متعدد و با انگيزه‌هاي متفاوت در پيكره معارف اسلامي شده است. اين دخالت‌ها با اغراض سياسي، باندي و شخصي يا دشمني فرقه‌هاي مخالف اسلام و دخالت‌هاي سليقه‌یي و با غلّوها و كم‌بيني‌ها و با افكار خرافي و سنتي كهنه يا اغراق‌گويي و داستان سرایي، منابع ارزشمند ما را دچار تحريف و آلوده‌ كرده‌اند.

متأسفانه تريبون هاي برخی افراد که هر مطلبی را قابل انتشار مي دانند، بسيار است

او با اشاره به اینکه علماي سلف تا حدود زيادي با مجاهدت‌هاي خود منابع اصلي و صحيح را مشخص كرده‌اند و راه تشخيص مطالب صحيح يا راوي صالح را تا حدودي روشن نموده‌اند بیان کرد: كتاب‌ها و نوشته‌هاي مخلوط، باقي‌مانده و در دسترس همه است و كساني هستند كه هر مطلب نوشته شده و چاپ شده را قابل انتشار و اعلان مي‌دانند و متأسفانه در جمهوري اسلامي هم تريبون‌هاي اين گونه افراد بسيار است. بعضی از مسجدها، حسينیه‌ها، منابر، رسانه‌ها، محافل، مدارس، اجتماعات و… بعضا ميدان عرضه مطالب سست، بي‌پايه، خرافي و گاهي ضداسلام است كه حداقل ضرر آن تحير مردم و حداكثر آن انحراف است؛ البته بايد توجه داشت كه در اين ميان علماي صالح فراواني نيز هستند كه مطالب صحيح و عميق را مطرح مي‌كنند و اگر نبود وجود چنين عالمان وارسته‌اي، موج خرافات و اغراق، بنيان دين مبين اسلام را دچار تزلزل ساخته بود.

مجالس عزاداري بيش از ساير عرصه های دینی آسيب‌پذيرند

شیوه های غلو آمیز در مراسم جشن و سوگواری ائمه (ع) ضررهای زیاد و منافع کمی دارد

هاشمی رفسنجانی ادامه می دهد: در اين ميان، مجالس عزاداري بيش از ساير ميدان‌ها آسيب‌پذير هستند چون مستمعان آنها مردمي عاشق اهل‌بيت هستند كه متمايل به شنيدن مطالب غلوآميز در جشن و عزا و آماده قبول حرف گوينده يا خواننده‌اند. ناگفته واضح است كه در يك جامعه اسلامي، اين شيوه اطلاع‌رساني ضررهاي زياد و منافع كمي دارد. در اين خصوص نمونه‌هاي زيادي در همين سال‌هاي اخير شاهديم كه نشان از عمق فاجعه است. مثلاً وقتي رهبر معظم انقلاب بعضي از مظاهر و صحنه‌هاي عزاداري و خوانندگي را ناروا اعلان مي‌كنند و حتي توسعه شيوه عزاداري براي امام حسين(ع) را به ساير ائمه و شخصيت‌هاي اهل‌بيت ناروا مي‌دانند، جريان‌هاي معلوم‌الحالي گاه از روي لجبازي براي اعتبارزدايي از فرمان و نظر رهبري به وجود مي‌آيند و تأسف‌بارتر اينكه كساني هم به عنوان صاحب‌نظران پيدا مي‌شوند و در جهت همان راه‌هاي آلوده حركت مي‌كنند.

علماي جوان راه و رسم درستي براي زدودن خرافات از مكتب علوی ايجاد كنند

او بیان می کند: علماي جوان حوزه وظيفه دارند با برنامه‌ريزي، راه و رسم درستي براي زدودن خرافات و مطالب بي‌اساس از ساحت مقدس معارف اسلام ناب و مكتب علوی ايجاد كنند و با استفاده از فرصتي كه وارد شدن رهبري در آن ميدان به وجود آورده است و با بهره‌گيري از ابزار و امكانات نظام اين مسير را با توان بيشتري بپيمايند.

آلودگي‌هاي ناشي از فرهنگ‌هاي وارداتي

آزادانديشي ايجاب مي‌كند درباره برنامه‌هاي حقيقت‌سوز وارداتی فكري شود

هاشمی رفسنجانی می گوید: از وظايف مهم ديگر حوزه‌ها و دانشگاه ها اين است كه فكري براي مصونيت جامعه و بخصوص نسل جوان از خطرهاي نفوذ فرهنگ فاسد و پرزرق و برق غرب و لایيسم بنمايند. قرن هاست كه صليبيون و مستشرقان، تبشيري‌ها و فراماسون‌ها تلاش مستمري براي مسخ فكري امت اسلامي و آلوده كردن منابع و افكار حياتبخش اسلامي در سراسر جهان اسلام دارند و امروزه با انفجار ابزار اطلاع‌رساني و بازشدن شاهراه اينترنت و سرعت گرفتن انتقال فكر و نظر و فرهنگ، آن برنامه‌هاي حقيقت‌سوز با وسعت بيشتري درحال نفوذ است. آزادانديشي و روشنفكري ديني ايجاب مي‌كند كه حوزه‌ها و دانشگاه‌ها فكري در اين خصوص بكنند و كاري كارستان.

نمي‌توانيم بين خودمان و امواج خروشان ناشي از سونامي توطئه كفر جهاني ديوار بكشيم

او می افزاید: ما به حكم قرآن كه وظيفه استماع حرف ديگران و انتخاب بهترين را به ما داد، نبايد و نمي‌توانيم ديواري بين خودمان و اين امواج خروشان ناشي از سونامي توطئه كفر جهاني بكشيم. بخواهيم يا نخواهيم اينها وارد زندگي مردم و بخصوص نسل جوان شده و مي‌شود.

هاشمی رفسنجانی يك راه چاره را در اين می داند كه صاحب‌نظران صالح در اين مورد به مميزي افكار و نوآوري‌ها و بيان فرهنگ‌ها و توطئه‌ها بپردازند. خوب‌ها را بپذيرند و بدها را مشخص و معرفي نمايند.

در نبرد حق و باطل، حق پيروز است به شرط اينكه درست شناخته و عرضه شود

او بیان می کند: اگر چنين حركت مقدسي صورت گيرد، ممكن است وضع معكوس شود و امت اسلامي بتواند با استفاده از همين ابزار جديد انتقال فكر و اطلاع‌رساني، معارف حيات‌بخش اسلام و شرق را به درون خانه‌ها و آموزشگاه‌هاي غرب و كفر جهاني ببرد. بي‌ترديد در نبرد حق و باطل، حق پيروز است به شرط اينكه درست شناخته و عرضه شود.

بي‌ترديد در اردوگاه مقابل اشكال‌ها، انحراف‌ها، فسادها و بطالت‌ها وجود دارد و افشاگري ما و مقايسه معارف اسلامي با محتويات نادرست فرهنگ آنها باعث درخشش قرآن و سنت اسلام خواهد شد.

روحيه تعصب و لجاجت در جوانان امروز كمتر است

هاشمی رفسنجانی ادامه می دهد: خوشبختانه روحيه تعصب و لجاجت در جوانان امروز كمتر است و صفحه دل آنها آمادگي گرفتن مطالب حق و منطبق با فطرت را دارد. ولي بايد بپذيريم كه مطالب ناحق يا آلوده به ناحق و بسياري از دست‌ساخته‌هاي افراد ناصالح يا دشمنان، حتي اگر به نام اسلام و اهل بيت عرضه شود، اين خاصيت را نخواهد داشت بلكه مي‌تواند مايه دوري افراد منصف و حق‌جو ‌شود.

او با مقایسه گذشته و امروز بیان می کند: به پشت سرمان كه نگاه مي‌كنم، مي‌بينم؛

1-     اسلام در زمان پيغمبر(ص) توانست در آن محيط جاهليت و در محاصره قدرت‌هاي تباه شده استبدادي ايران و روم با هدايت مستقيم خداوند و بهره‌گيري از وحي مستمر در مدت كوتاهي مدينه فاضله‌اي متناسب با كشش آن زمان بيافريند كه عقل ظاهر و باطن و رسالت ظاهر و باطن سكوي پرواز آن بودند.

2-      پس از آن در دوران خلفاي راشدين و حكام بني‌اميه و بني‌عباس علي‌رغم برون رفتن از محور اصلي اداره نظام، مسلمانان با بهره‌گيري از سرمايه‌هاي عظيم قرآن و سنت بخشي از راه تكامل را ادامه دادند و امروز تجديد حيات تمدن اسلامي آسان‌تر از آن است. پس چرا امكان‌پذير نباشد؟

3-      در گذشته هم تفكرات باز و بسته در مقابل هم صف‌آرايي كرده بودند. تفكر خوارج در مقابل تفكر عقلایي اهل بيت، تنازع اشاعره و معتزله، محدثان و فقها، طرفداران انسداد باب اجتهاد در مقابل محققان نوآور، تنازع متناوب و مكرر اخباري و اصولي و در يك كلمه آزادانديشي در مقابل دگم انديشي بودند.

امروز فضاي جوامع انساني براي پژوهش و تحقيق مساعدتر از گذشته است

با اين تفاوت كه امروز فضاي جوامع انساني براي پژوهش و تحقيق و دسترسي به آراء و انديشه‌هاي ديگران و انتخاب احسن كه روح آزادانديشي قرآن است، مساعدتر از گذشته است و نداي «فبشر عباد – الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»(سوره مباركه زمر، آيات شريفه 17 و 18) لبيك گويان بيشتري دارد و به نظر مي‌رسد كه روزافزون است.

انتظار اين است كه بزرگان حوزه از فرصت تاريخي زدودن آلودگي‌ها از چهره دین استفاده كنند

بخش‌هاي حكومتي فقه رشد کافی نداشته است

او در ادامه به اهمیت شوراي فتوي و فقه حكومتي اشاره و اظهار می کند: حوزه‌هاي علميه ما در سايه مجاهدت‌هاي علماي سلف، مجاهدت‌هاي پيشتازان انقلاب و نوآوري‌ها و تحجرزدايي امام راحل ظرفيت نظريه پردازي‌هاي عميق و راه‌گشا را با اتكا به منابع غني مكتب اهل بيت دارند و انتظار اين است كه بزرگان حوزه، بخصوص علماي جوان از اين فرصت تاريخي براي تبيين معارف بلند اسلامي و زدودن آلودگي‌ها و رسوب‌هاي ناروايي كه حاصل سليقه‌هاي كج يا شيطنت‌هاي عوامل نفوذي و بخصوص كژي‌هاي ناشي از اسرایيليات است، استفاده كنند. هاشمی رفسنجانی فقه به اصطلاح سنتي و جواهري را از سرمايه‌هاي مهم تحقيقات حوزه در تبيين مكتب اهل بيت (ع) می داند و می گوید: این فقه متكي به هزار و چهارصد سال تحقيق با بهره‌گيري از قرآن و سنت و عقل و رساله‌هاي عمليه مراجع، فرايند انبوهي از پژوهش و بحث و درس است كه امروز كار انجام وظايف ديني امت اسلامي را آسان كرده و هر روز هم در مسایل مستحدثه يا تجديدنظر در مسايل جاري نوآوري‌های ارزشمندی دارند، اما به خاطر عدم حضور حوزه‌هاي علميه اسلامي در گذشته  در متن حكومت و نپرداختن به مسايل حكومتي و سياسي در حد پرداختن به احوال شخصيه و تكاليف فردي، اين بخش رشد مناسب خود را ندارد. دليل واضح آن حجم كوچك بخش‌هاي حكومتي فقه اعم از سياسي، اقتصادي، امنيتي، قضايي، فرهنگي و … است.

كارهاي انفرادي كارگشا نیست و كارهاي شورايي در هر موضوع لازم است

او یادآوری می کند: براي اين منظور مهم، مطمئنا كارهاي فردي و انفرادي خيلي كارگشا نيست، گرچه بي‌اثر هم نيست ولي همانگونه كه در شيوه‌هاي امروز قانونگذاري موسوم است، كارهاي همه‌جانبه شورايي و دسته‌جمعي با استفاده از همه شخصيت‌هاي محقق در هر موضوع لازم است.

نمی گویم شيوه رساله‌نويسي و فتاواي انفرادي مراجع مفيد نيست، بلكه مي‌گويم كافي نيست

هاشمی رفسنجانی می گوید: دوران اينكه يك فرد هرچند نابغه و پركار بتواند در مسايل بي شمار پيچيده  سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، علمي و فني نظر و فتواي مناسب بدهد، گذشته است. شايد در دوران انزواي روحانيت و عدم تقاضاي حكومت‌ها و حتي مخالفت آنها، ميدان و نياز اين‌گونه كارها نبوده، اما امروز كه نظام اسلامي با مبناي مكتب اهل بيت و با قانون اساسي معتبر شكل گرفته، هم فرصت جديد و هم مسووليت‌هاي مهم و جديد به وجود آمده است. قطعاً در اینجا نمي‌خواهم بگويم كه شيوه رساله‌نويسي و فتاواي انفرادي مراجع مفيد نيست، بلكه مي‌گويم كافي نيست.

نمی توان فقط با اشاره به يك يا چند روايت در مسايل تخصصی حکومتی نظر داد

او می افزاید: اين رساله‌نويسي موجود، محصول قرن‌ها كار علمي و تجربه عملي حوزه‌ها است و در تعيين تكليف افراد و روابط خانوادگي و بسياري از احوال شخصيه و روابط اجتماعی لازم و ضروري و رو به تكامل است و معمولا به مسايل حكومتي كه روزانه ده ها فرع و اصل جديد پیدا مي‌كند، نمي‌پردازند ولي مسايل پيچيده حكومتي در همه ابعاد سياسي، مديريتي، فرهنگي، اقتصادي، سياست داخلي و خارجي با پيشرفت علوم انساني و سياسي و ارتباط تنگاتنگ جامعه اسلامي با ساير جوامع و وجود مقررات بين‌المللي در همه شئون زندگي و لازم الاتباع شدن آنها و سير طبيعي بشريت به سوي جهاني شدن و … نياز به مطالعات و پژوهش‌هاي همه‌جانبه‌اي دارد كه از شوراها و مجموعه‌هاي عالم و متخصص و داراي امكانات جامع تحقيقات برمي‌آيد و نمی توان فقط با اشاره يك يا چند روايت، در اين گونه مسايل نظر داد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی که مساله حاكميت را زيربنايي‌ترين بخش اداره جامعه اسلامي می داند، با تاکید بر اهمیت فقه سیاسی می گوید که اگر حوزه‌های علمیه به فقه سياسي و حكومت توجه كنند، حقانيت اسلام بيش از پيش واضح مي‌شود. او يكي از راه‌كارهاي مهم توسعه فقه سياسي را «قاعده سازي» می داند.

كم بودن اصول و فروع فقه سياسي عمدتا به خاطر عدم نياز و انزوای مكتب اهل بيت (ع) بود

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگو  با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره فقه سياسي می گوید: هم‌اكنون در لابلاي احكام و قواعد فقهي موجود، موارد فراواني از مسايل فقه سياسي وجود دارد اما بسيار كمتر از آن هست که بايد باشد و فقه حكومتي شعبه اي از كليت فقه سياسي است. كم بودن اصول و فروع فقه سياسي عمدتا به خاطر عدم نياز و انزوای مكتب اهل بيت (ع) و نبودن حكومت رسمي اسلامي است.

ضرورت توسعه فقه سياسي به ویژه شعبه فقه حكومتي كاملا محسوس است

اكنون كه در سايه مجاهدات امام راحل و روحانيت پيشتاز و مردم مخلص مسلمان، ایران داراي حكومت اسلامي است و براساس قانون اساسي هيچ يك از قوانين و مقررات نظام نبايد مخالف احكام اسلام باشد، ضرورت توسعه فقه سياسي، بخصوص شعبه فقه حكومتي آن كاملا محسوس است و حوزه‌هاي علميه و علما نبايد به اين ضرورت بي‌توجه باشند.

يكي از راه‌كارهاي مهم توسعه فقه سياسي «قاعده سازي» است

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه يكي از راه‌كارهاي مهم توسعه فقه سياسي «قاعده سازي» است، همان كاري كه علماي سلف در ساير ابواب مورد نياز فقه انجام داده‌اند، می افزاید: قاعده‌سازي شهيد اول در كتاب «القواعد و الفوايد»و شهيد ثاني در كتاب «تمهيد القواعد الفقيه» و مرحوم علامه احمد نراقي در «عوايد الايام» نمونه‌هايي از آنهاست كه به صورت قواعد فقهيه، امروز منبع غني و عظيمي براي تقريع فروع است از قبيل قاعده‌هاي لاضرر، نفي حرج، افوا بالعقود، نفي سبيل و … كه معمولا با اتكا به آيات قرآن و روايات و با كمك عقل شكل گرفته است. گرچه بعضي از فقها بخشي از 302 قاعده شهيد اول را قاعده نمي‌دانند بلكه حكم كلي مي‌شناسند.

او بیان می کند: اگر از جمله «لا ضرر و لا ضرار في‌الاسلام» قاعده‌اي با اينهمه قلمرو فروع فراوان به وجود آمده و آنهمه حكم را به دنبال آورده، چرا ما نتوانيم با استناد به آيات «و امرهم شورا بينهم» و «شاورهم في الامر»، «قاعده شورا» را در امور اجتماعي بسازيم و با استناد به آن بسياري از امور مهم كشور را به كمك شوراهاي متخصصان تعيين تكليف کنیم يا به استناد دستورهاي روشن عهدنامه اميرالمومنين (ع) به مالك‌اشتر قواعدي براي كيفيت تشكيل ساختار يا نحوه اداره كشور خلق كنيم؟ مثلا جمله «الله الله في نظم امركم» به كمك آيات و روايات ديگر مي‌تواند قاعده‌اي براي ساختار و تشكيلات نظام به ما بدهد كه در سايه آن فروع فراواني در همه شئون تشكيلات اداري، قانونگذاري، قضاوت، روابط خارجي و… شكل بگيرد. يا با استناد به آيه شريفه «فبشر عبادالذين يستمعون القول و يتبعون احسنه» و مدارك ديگر «قاعده اقتباس» ساخته شود و براساس مطالعه دستاوردهاي ديگران، بهره‌گيري از آنها، جزو وظايف حكومت و جامعه شود.

او این پرسش ها را مطرح می کند که مگر اكنون عملا نظام ما از دستاوردهاي ديگران اقتباس نمي‌كند؟ مگر قانون اساسي و سيستم تحصيلات و برنامه‌ريزي و شكل قانونگذاري و سيستم دفاعي و امنيتي ما اقتباس از تجارب ديگران نيست؟ مي‌دانيم كه روزانه دهها حكم قانوني در نظام اسلامي توسط مجلس و شوراها و دولت به صورت قانون، تصويب نامه، اساسنامه و آیين‌نامه تدوين و اجرا مي‌شود و عمده آنها در منطقه فراغ از حكم صريح شرعي و نيازهاي نو به نو است. فراموش نمي‌كنيم كه امام (ره)صريحا فرمودند: اگر مجلس حكمي را تصويب كرد و شوراي نگهبان با آن مخالفت نكرد، اطاعت از آن واجب و تخلّف از آن حرام است.

اگر حوزه‌ها به فقه سياسي و حكومت توجه كنند، حقانيت اسلام بيش از پيش واضح مي‌شود

هاشمی رفسنجانی نتيجه گیری می کند: اگر حوزه‌ها به منطقه فراغ و نيازهاي نو و فقه سياسي و حكومت توجه كنند، در دهها ابواب فقه قاعده ها و احكام فراوان جديدی در قلمرو فقه قرار مي‌گيرد و امت اسلامي با عمق معارف اسلام آشنا مي‌شود و حقانيت اسلام بيش از پيش واضح مي‌شود و نوآوري‌هاي بي‌شماري روزانه در قلمرو فقه تحقق مي‌يابد. اين جريان به خاطر شرايط تجديد شونده زماني و مكاني و تحولات اجتماعي بي‌پايان است و بي‌شك جهاني بودن و حاكميت دين اسلام كه تا قيامت بايد جوابگوي نيازهاي بشري باشد، با چنين اجتهادي معنادار است.

او بیان کرد: در اينجا نقش عقل بسيار برجسته مي‌شود و اهميت توجه به عقل در كنار رسالت انبيا نمايان‌تر مي شود. مگر رشد قواعد و احكام و فروع فقهي در بخش‌هاي عبادي و غيرحكومتي كه در همان شرايط انزوا تحقق يافته، نمونه خوبي براي اين بحث نيست؟

مقايسه كتب فقهي علمايي مثل شیخ مفيد، سيد مرتضي و شيخ طوسي یا كتبي مثل جواهر الكلام نشان مي دهد كه چگونه نيازها و تلاش‌های فقه را در طول زمان بارورتر كرده و اگر بخش‌هاي متروكه و مغفول عنه كتب فقهي را كه عمدتا در فقه سياسي و حكومتي و منطقه فراغ و تحولات جوامع تبلور پیدا مي‌كند، پا به پای بخش‌هاي رشد كرده توسعه مي‌دادند، وضع و حجم اجتهاد به گونه ديگري بود و اميد كه در آينده در سايه نظامي اسلامي شاهد آن تحول باشيم.

ولايت‌فقيه و احكام حكومتي از احكام اوليه است

تبيين واضح نيازهاي حكومت از سوی حوزه ها انتظاري بجاست

هاشمی رفسنجانی در ادامه طرح بحث مهم ديگري را لازم می داند و شرح تفصیلی آن را به وقتی دیگر موکول می کند و امیدوار است تلاش علما اين وظيفه را ازگردن او بردارد. او می گوید: آن بحث، مربوط به اولی يا ثانوي بودن احكام فقه حكومتي و مصلحتي و احكام عقلي است كه در اين ميدان بسيار زياد خواهد بود. گرچه اظهارنظر صريح امام راحل خطاب به آیت‌الله صافی یکی از اعضاي شوراي نگهبان در تاريخ 23دی 1366 پايه و مايه خوبي براي اين بحث است كه فرمودند: «ولايت‌فقيه و احكام حكومتي از احكام اوليه است.» (صحيفه امام، جلد 20، ص456) علما و حوزه‌ها بحق از حكومت، انتظار اسلامي كردن همه شئون زندگي را دارند ولي در مقابل، اقدام حوزه‌ها در تبيين عالمانه و دقيق و واضح نيازهاي حكومت هم انتظاري بجاست. با فرض اينكه تمامي مسايل زندگي جامعه تابع يكي از احكام خمسه است، چه جايي جز حوزه مسوول جوابگويي به ابعاد شرعي مسایل جديد است؟

لازم است در كنار حوزه علميه قم يك دانشگاه جامع تأسيس شود

او به شفقنا بیان می کند: سال‌ها قبل در يك سخنراني در اجتماع بزرگان حوزه علميه قم كه از سوي جامعه مدرسين برگزار شده بود، با دليل پيشنهاد كردم كه لازم است در كنار حوزه علميه قم يك دانشگاه جامع تأسيس شود. دانشگاهي كه همه رشته‌هاي علمي موجود در مراكز علمي جهان بخصوص علوم انسانی را داشته باشد و براي هر رشته از استادان معتبر زمان استفاده شود و دانشجويان آن از ميان طلابي كه حداقل در حد مجتهد متجزي باشند، انتخاب شوند.

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: در نتيجه فارغ التحصيلان اين رشته‌ها كه داراي علوم حوزوي و دانشگاهي روز خواهند بود، با تشكيل شوراهاي متخصصان همه مسايل مورد نياز نظام اسلامي در سایه اجتهاد پويا به روز، بالنده و همراه با زمان قرار می‌گيرند. معلوم است كه در آن صورت كارشناسي جامع الاطراف براي همه قوانين مورد نياز حكومت و نيز فتاواي مراجع عالي‌مقام در اختیار انقلاب اسلامي قرار خواهد گرفت و در آن زمان از لحاظ نظري اين پيشنهاد مورد استقبال قرار گرفت اما عملا اقدامي نشد. طبيعي است كه چنين كار بزرگي از مقام رهبري و مراجع حوزه زيبنده و تأثيرگذارتر خواهد بود.

مساله حاكميت زيربنايي‌ترين بخش اداره جامعه اسلامي است

او در ادامه به تبیین حکومت اسلامی می پردازد و می گوید: از امتيازات مكتب اهل بيت (ع) اين است كه مساله حاكميت را به عنوان مهمترين و زيربنايي‌ترين بخش اداره جامعه اسلامي مورد تأكيد قرار داد و تكليف آن را از زمان پيغمبر(ص) تا قيامت مشخص كرده است.

1-     در زمان حيات رسول اكرم(ص) محور حاكميت با صراحت قرآن و عمل پيغمبر (ص) بوده است.

2-     بعد از ايشان طبق اسناد معتبر، 12 شخص، معين و معصوم(ع) براي عهده‌داري مديريت جامعه اسلامي مشخص شدند كه اين امر متأسفانه جز چند سال در حكومت ظاهري اميرالمومنين(ع) عملياتي نشد. از محدود شدن ائمه منصوص به 12 نفر به دست مي‌آيد كه اين دوره براي استقرار و تكميل دين اسلام در مرحله اجرا و تجربه در نظر گرفته شده بود.

3-     پس از دوره حضور ائمه معصوم منصوص (ع)، محور حاكميت به صورت كلي و با تعريف اوصاف و شرايط لازم به صورتي كه در غياب حاكم معصوم منصوص(ع)، حداقل ممكن از شرايط يك رهبر و حاكم صالح در امت اسلامي وجود داشته باشد، تبيين شده است. اين اوصاف به گونه‌اي است كه آرا و خواست مردم در كنار احكام و صلاحيت‌هاي حاكم به صورت ركن اساسي در نظر گرفته شده است.

ادله اين بخش در روايات بسيار زياد است و كتب فقهي هم تا حدودي به آن پرداخته‌اند و از لحاظ نظري، مشكلي در اين خصوص نيست. اگر مشكلي هست در بُعد عملي و تجربي آن است كه پس از غيبت امام عصر (عج) حكومتي از اين نوع و با اين ويژگي تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با رهبري بي‌نظير امام (ره) تحقق نيافته است. خوشبختانه پس از پيروزي انقلاب، مجلس خبرگان قانون اساسي كه اكثريت آن را علماي بزرگ و جامع الشرايط تشكيل مي‌دادند، جوهر اين حكم را در بخش ولايت فقيه و رهبري انقلاب آوردند كه شرايط و وظايف رهبري روح آن است.

شرايط و صفات رهبري در اصل يكصد و نهم قانون اساسي

هاشمی رفسنجانی در ادامه با تبیین شرايط و صفات رهبري در اصل يكصد و نهم قانون اساسي بیان می کند:

1-     صلاحيت علمي لازم براي افتاء در امور مختلف فقه

2-     عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام

3-     بينش صحيح سياسي و اجتماعي

4-     تدبير و شجاعت

5-     مديريت و قدرت كافي براي رهبري

ملاحظه مي‌كنيد چه شرايطي در نظر گرفته شده است! علم، عدالت، تقوي، شجاعت، تدبير، مديريت و قدرت اداره. ترديدي نيست كه اگر همه اين صفات و شرايط در حاكمي  موجود و باقي باشد، صلاحيت نيابت از امام معصوم (ع) را خواهد داشت و اگر در شروع يا ادامه مسووليت رهبري فاقد اين شرايط باشد، حاكميتش شرعي و قانوني نخواهد بود.

اگر افراد ذيصلاح متعدد باشند، حق مردم است كه اصلح را انتخاب كنند

او  به شفقنا می گوید: در هر عصر و زماني مانند امروز اگر افراد ذيصلاح متعدد باشند، به حكم قانون اساسي كه متكي به مباني ديني است، اين وظيفه و حق مردم است كه از ميان افراد داراي صلاحيت، اصلح را انتخاب كنند.

هاشمی رفسنجانی اظهار می کند: از آنجا كه توده مردم به خاطر تخصصي بودن موضوع، قدرت تشخيص اصلح را ندارند، قانون اساسي باز هم بر اساس موازين نقلي و عقلي راه تشخيص را هموار كرده است.

مجلس خبرگان موظف شده ليست كاملي از افرادي را كه ذيصلاح براي رهبري هستند، با اطلاعات لازم در مورد وضع علمي و عملي آنان، حاضر داشته باشد

قانون اساسي، خبرگان را موظف كرده كه وضعيت رهبري را در هر زمان براي محرز بودن ادامه شرايط رهبري، زيرنظر داشته باشند.

او می افزاید: مردم در يك انتخابات سالم و آزاد، نمايندگان صاحب‌نظر و صلاحيت‌دار را برمي‌گزيند و خبرگان كه تخصص لازم را دارند، از ميان افراد مطرح، اصلح را برمي‌گزينند. در صورت تعدد واجدين شرايط فوق، شخصي كه داراي بينش فقهي و سياسي قوي‌تر باشد، مقدم است. اين امر در زمان حضور امام و با هدايت ايشان در عمل تحقق يافت و امروز انقلاب از وجود رهبر شايسته و مجلس خبرگان رهبري برخوردار است. مجلس خبرگان بعد از رحلت حضرت امام با صبر  و متانت توانست صالح‌ترين شخصيت را با توجه به شرايط موجود برگزيند.

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه مجلس خبرگان موظف شده ليست كاملي از افرادي را كه ذيصلاح براي رهبري هستند، با اطلاعات لازم در مورد وضع علمي و عملي آنان، حاضر داشته باشد كه در صورت نياز خلاء رهبري پيش نيايد می گوید: علاوه بر اين، قانون اساسي، خبرگان را موظف كرده كه وضعيت رهبري را در هر زمان براي محرز بودن ادامه شرايط رهبري، زيرنظر داشته باشند. روشن است كه اگر همين احكام قانون اساسي عملي شود، امت اسلامي هميشه از نعمت محوريت صالح براي اداره جامعه برخوردار است و دچار تنش‌هاي خلاء رهبري يا عدم صلاحيت رهبري نخواهد شد.

ادعا ندارم كه از همه ظرفيت ها در مدت سي‌سال گذشته به خوبي استفاده كرده‌ايم

او نتيجه می گیرد كه در سايه راهنمايي‌هاي مكتب اهل بيت (ع) و مجاهدت علمي و عملي علماي اسلامي و به يُمن پايداري و مجاهدات مردم شريف ايران در طول دوران مبارزه و انقلاب، سرمايه تضمين سلامت جامعه اسلامي در اختيار ماست و اگر ما درست عمل نكنيم و از اين رهگذر آسيبي به امت اسلامي وارد شود، مجازات سختي در پيشگاه عدل الهي خواهيم داشت؛ البته اينجانب ادعا ندارم كه ما از اين ظرفيت در اين مدت سي‌سال به خوبي استفاده كرده‌ايم يا حتي مقررات و ساختارهايي كه تنظيم شده، بي‌عيب است بلكه مي‌خواهم بگويم چنين فرصت و سرمايه‌اي در سايه مكتب اهل‌بيت (ع) داريم. به اميد اينكه روزي درست بهره‌گيري شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا