گـزیده اخبــار
خانه » اندیشه » هرمنوتیک،نظام تأویل مدرن وروابط اجتماعی!تحلیل ازحسن پویا
هرمنوتیک،نظام تأویل مدرن وروابط اجتماعی!تحلیل ازحسن پویا

هرمنوتیک،نظام تأویل مدرن وروابط اجتماعی!تحلیل ازحسن پویا

 hermonotic hasan poya 31

 هدف از این نوشتار بررسی محوری نحوه قرائت و تأویل پیامها یا متون با توجه به علم هرمنوتیک است .

مقدمه:

هدف از این نوشتار بررسی محوری نحوه قرائت و تأویل پیامها یا متون با توجه به علم هرمنوتیک است .با اوج گیری عقلانیت ، انسان در فرآیند به کار گیری ذهن و باز نمایی رخدادها و باز تاب آنها به عرصه زندگی به معنای واقعی خود دست یافت . علم هرمنوتیک محصول این فرآیند بوده است و در پیوند با دیگری و روابط اجتماعی پیوسته در حال زایش ، رویش و افزایش می باشد .

واژه هرمنوتیک

– هرمنوتیک از واژه ” هرمینیا[1] و آن از ” هرمس ” گرفته شده است . هرمس پیام آور خدایان یونان بود که چون پیامهایش همواره دارای ایجاز و ابهام بود هر گروهی از مردم به نحوی سخنان او را تفسیر و برداشت می کردند .

– هرمنوتیک در فرهنک کمبریج:

“هرمنوتیک” هم هنر یا نظریه یا تفسیر است و هم شکل خاص فلسفه که با مسئله تفسیر درگیر میباشد . ابتدا در ارتباط با تفسیر متون مقدس بکار می رفت ولی اینک توسعه یافته است .– هرمنوتیک از واژه یونانی hermeneuien به معنای تفسیر کردن آمده است .– در لغت نامه Merriam – Webster ریشه لغوی هرمنوتیک ، کلمه یونانی hermeneus ذکر شده است که به معنای نوع خاص از فهم و درک تفسیر می باشد[2] .

تعریف هرمنوتیک :

فن، هنر ، نظریه و خلاقیت جهت : فهم/ شهود / تفسیر/  توضیح / توصیف / تاویل / انطباق یا تصدیق / در هر گونه : گفتار/ نوشتار/ کنش/  رویداد/ خواست / حالتها ( صدا ، نگاه ، اشارات ، لحن ……) / هنر/ درام / اپرا / ترکیبهای نور و صداو نقاشی / سینما و عکاسی / اینترنت / معماری / را هرمنوتیک می گویند .به طور معمول هرمنوتیک را به معنای فن ، هنر ، یا نظریه تفسیر و تأویل متن ( گفتاری یا نوشتاری ) تعریف می کنند .هر چند این تعریف در بسیاری از فرهنگ نامه های فلسفه و علوم اجتماعی آمده است اما چندان کامل نیست زیرا :

1- نه فقط متون نوشتاری و گفتاری بلکه کنش ها ، رویدادها، خواستهاو حتی حالتها ( لحن ، صدا ، نگاهها، اشارات ) را نیز تأویل می کنند .

2- معنا و کار کرد هنر در تعریف چندان روشن نیست .

3- در تعریف میان دو جنبه مهم کنش تأویل  یکی توضیح یا توصیف معنا ها ، و دیگری انطباق معناها با شرایط مختلف  تفاوتی نمی توان یافت .[3]

روند تحولی تعریف هرمنوتیک

عده ای معتقدند که ریشه اصلی کلمه هرمنوتیک یونانی است و از واژه هرمس که نام خدای زبان و کلام بوده گرفته شده است . هرمس پیام آور معانی از خدایان از آسمان به زمین بوده است . سقراط ، افلاطون و ارسطو هرمنوتیک مطرح را کرده اند و اهمیت زیادی برای آنها داشته است بطوریکه ارسطو بخش مهمی از رساله ارغنون خود را به آن اختصاص داده است . در رساله های افلاطون ، گزنوفن ، اپیکور و اورپیودس نیز مورد توجه قرار گرفته است . به نحوی اگر چه در دوران یونان باستان معنای هرمنوتیک بر فهم معنا تمرکز یافته بود ولی بعدها تا دوران قبل از رنسانس بر اصول و قواعد دستور زبان ،قالب و ساختار زبان استوار بود و سپس وارد فهم معنا و تاویل گردید . در این دوران می توان سه سطح از معنا را در مورد هرمنوتیک مطرح کرد :

1- قابلیت به فهم در آوردن

انسان در اثر ارتباط ، خط و زبان را پدید آورده است و بدین وسیله می تواند امور جهان را بفهمد و درک نماید . که در این نگرش وظیفه زبان ، تأویل و به فهم در آوردن امور جهان است . لذا هرمنوتیک تلاش می کند معانی در قالب زبان به قابلیت فهم نائل شوند و این امر بوسیله بیان ، ارتباط و گفتمان امکانپذیر می شود .

2- توضیح و توصیف

در این سطح هرمنوتیک نقش معنای فهم و انتقال معنی به دیگران را با توسل به مبنانی عقلانی و توضیح استدلالی دارد .

3- تغییر ساختار غیر قابل فهم زبانی به ساختار قابل فهم

همان گونه که مترجم معنا را از یک زبان بیگانه به زبان شناخته شده بر می گرداند ، در هر منوتیک نیز این عمل صورت می گیرد ولی ترجمه نیست بلکه تبدیل از یک بیان بیگانه و یا از یک نظام معنایی بیگانه به بیانی قابل فهم و معنا می باشد.[4]هرمنوتیک به معنای علم یا هنر تفسیر و تأویل وارد تفسیر تأویل کتاب مقدس شد و پس از آن به لغت نامه ها و دایره المعارف های گوناگون وارد شد .هرمنوتیک عبارتست از هنر و علم تفسیر ، بویژه برای نوشته های معتبر و غامض که البته کاربرد آن به طور عمده مربوط به کتب مقدس و تاویل متشابهات و مترادفات می باشد . [5]

در دایره المعارف بریتانیکا آمده است :

” دانش هرمنوتیک مطالعه اصول کلی تفسیر کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان از طریق تاریخ است . در واقع هدف اولیه هرمنوتیک کشف حقایق کتب مقدس است .[6] البته پس از دوران رنسانس بخصوص از قرن 19 به بعد اندیشمندان با استفاده گسترده از هرمنوتیک ، این تعاریف ساده دیگر مطرح نیست . لذا هرمنوتیک به تدریج به دیدگاهی شناخته شناسانه ، هستی شناسناسه و تا حدی روش شناسانه تبدیل شده است و تعاریف جدید بر این اساس ارائه شده اند . این فهم از طریق فردیک شلایر ماخر ، ویلهلم دیلتای ، مارتین ها یدگر ، هانس گادامر ، پل ریکور و سایرین انجام شد . بنابراین هرمنوتیک از حوزه های الهیات و متون مقدس فراتر رفت و به همه متون و گفتمانها بخصوص در امور اجتماعی و روابط بین الملل سرایت کرد . آنتونی کربای تعریف زیر از هرمنوتیک را ارائه داده است : ” امروزه هرمنوتیک روش فلسفی مهمی محسوب می شود و عمدتاً بر این نظر متکی است که واقعیت ، به واسطه زبان و موقعیت تاریخی ما ، واقعیتی تأویل شده است . اما هرمنوتیک در حکم یک روش شناسی با ماهیت تأویل و فهم سرو کار دارد و نتایج آن تاثیرات وسیعی سپس نه تنها بر مطالعات ادبی ، بلکه بر دین شناسی تطبیقی ، مردم شناسی و رشته های گوناگون انسان مدرن داشته است .”[7] در تعاریف و مفهوم هرمنوتیک در مورد اینکه هرمنوتیک یک نظریه معرفت شناختی یا روش شناسی است اختلاف نظر وجود دارد و از هرمنوتیک به عنوان روش تاکنون نظریه مدونی ارائه نشده است وآنچه به این عنوان مطرح شده است عموماً یک دیدگاه متمایل به معرفت شناسانه بوده است .

جان مالری[8] ، راجرز هوروتیز[9] و گاوان دافی[10] می گویند :

“….. دانش هرمنوتیک ، نیت پدید آورنده متن ، زمان آن و وضعیت خاص و نسبی خوانندگان متن را زمینه ساز شکل گرفتن معنای آن متون می داند . در مقابل ، فلسفه تحلیلی معمولاً معانی متون را با مراجع خارج از آن می شناسند و ساختار گرایی نیز ، معنی متن را در چگونگی تنظیم لغات و کلمات آن جستجو می کند . دانش هرمنوتیک به ” متون ” به مثابه ابزاری برای انتقال تجربه ، باورها و قضاوت ها ازیک سوژها یا اجتماع ، به سوژه یا اجتماعی دیگر می نگرد .”[11]البته با توجه به سیر تعاریف مختلف از هرمنوتیک ، هنوز نمی توان تعریف دقیقی ارائه داد . عموماً هرمنوتیک را علم تفسیر ، تأویل یا فن تأویل معنا کرده اند ولی صرفاً اینها نیستند .اطلاق علم تفسیر به هرمنوتیک به ادبیات مسیحی قرون وسطی بر می گردد . البته در مراحل اولیه قرون وسطی در محیط مسیحیت ، هر منوتیک بیشتر به لغت شناسی ، تفسیر ادبی و دستور قواعد زبان می پرداخت . مفسران مسیحی با عنایت به هرمنوتیک یونانی جهت ورود به تفسیر متن مقدس بیشتر به واژه شناسی و دستور زبان این متون گرایش داشتند . پس از رنسانس تفاسیر غیر واژه شناسانه و غیر ادبی رشد و گسترش یافت .و دریچه جدیدی از فهم گشوده شد . مارتین لوتر ایجاد کننده پروتستانسیم تلاش زیادی جهت فهم جدید از متن مقدس مبذول کرد و سپس اعلام کرد که همه مسیحیان توانایی فهم کتاب مقدس را دارند و انقلاب مهمی در این مورد صورت داد. لوتر انجیل را به زبان آلمانی ترجمه و قابل فهم و خواندن کرد و نیاز به تفسیر ایجاد شد . کلیسای کاتولیک ابتدا به مقاومت با این نظریه پرداخت ولی بعداً مجبور به قبول آن شد .شیوه نو فهم و تفسیر مبادرت به در نظر گیری شرایط مفسر، مولف ، امتزاج افق زمانی و قرار گرفتن مفسر در شرایط مولف ، به فهم و تفسیر جدید کمک شایانی کرد که پایه هرمنوتیک نوین را بوجود آورد .لذا در این مرحله می توان گفت علم هرمنوتیک وقتی به اصالت رسید که از مخزن و انباشت فوت و فن های قواعد دستور زبان و توضیح متن دور شد و مسئله هرمنوتیکی را در خود تأویل دید .لذا انسان وارد دوران تأویل شد و فهمید که تأویل فعلی است که پی در پی ، مستمر ، دائمی سیال متکثر و رشد یابنده در تمام لحظات کار تلاش در زندگی صورت می گیرد . پس تأویل اصلی ترین فعل تفکر انسان شد و در حقیقت خود وجود داشتن را شاید بتوان فرآیند مستمر تأویل گفت . تأویل پرشمول تر از جهان زبانی است .

تعاریف جدید از هر منوتیک

با در نظر گیری روند تحولی تعریف هر منوتیک که از آغاز بر علم تأویل دلالت داشته است می توان بر اساس روند زمانی ، تعاریف هرمنوتیک را به شکل زیر سطح بندی کرد :

1- هر منوتیک بر اساس روش تفسیر کتاب مقدس

این روش از نیمه قرن هفدهم زمانیکه پروتستانها نیاز به راهنمای تأویل و کشف معنای عمیق کتاب مقدس را داشتند مطرح شد زیرا کلیسای کاتولیک امکان تفسیر همگان را برای کتاب مقدس جایز نمی دانست . ولی هنوز در این دوران علم کلام محور تأویل است و تأویل متن بر اساس خود متن صورت نمی گیرد . هرمنوتیک لوتر نقطه عطف این روش است .این روش دریچه را بر تأویل کتب غیر مقدس در ” آینده ” باز کرد و راه را بر فهم عمیق تر فلسفی و علم شناسانه از پدیدار تأویل فراهم کرد و در آینده نزدیک به جنبه هستی شناسانه و نگاه جدید از انسان وارد شد .

 2- هرمنوتیک بر اساس فقه اللغه یا روش شناسی تحلیل نحوی12

در این روش که در اواخر قرن هیجدهم مطرح شد روشهای نحوی و دریافت معنای لغوی که در سایر کتب نیز به کمک عقل بکار می رفت به فهم کتاب مقدس توسعه داده شد .تا این دوران تاویل کنندگان کتاب مقدس آنرا فرازمانی و فرا تاریخی می دانستند که از قبل تعیین شده بود ولی با ورود عقل و بکار گیری روش شناسی لغوی وارد عصر روشنگری شد . با این تحول نظریه های غیر دینی وارد تاویل متن کتاب مقدس شدند . و لذا تناسب بیشتری با زندگی انسان فعال و خلاق پیدا کرد .

 3- هر منوتیک بر اساس زبان شناسی

پایه گذار این روش فردریک شلایر ماخر بود که تلاش کرد مجموعه ای از قواعد نظام مند و سازگار علمی تاویل کتاب مقدس فراهم نماید .

 4- هر منوتیک بر اساس انسان گرائی

در اوائل قرن نوزده ویلهلم دیلتای به سلطه پوزتیتویسم و تاویل طبیعت گرائی و تجربه گرائی پایان داد و اعلام کرد که روش شناخت انسان با روش شناخت تجربی فرق دارد و نمی توان قوانین عام طبیعی و تجربی را به شناخت انسان تسری دارد .

5- هرمنوتیک بر اساس هستی شناسی وجود انسان

مارتین هایدگر روشی ارائه داد که از نظر محتوا و روش هرمنوتیکی بود می توان آنرا و نقطه عطف تاریخ هرمنوتیک دانست ، هایدگر از قواعد تاویل متن و روش شناسی علوم انسانی عبور کرد و وارد وجود داشتن خود انسان شد . او طراح پروژه ” دازاین ” بود که بر تاویل و فهم وجوه بنیادی هستی انسان قرار دارد . هایدگر معتقد بود فهم، قوه ای در میان دیگر قوای انسان نیست بلکه حیات بنیادی وجود داشتن او در جهان است.

بعد از او گادامر هرمنوتیک شلایرماخر ، دیلتای و هایدگر را بررسی و با تکیه بر نظرات هایدگر، به فلسفه فهم تاریخی و امتزاج افقها در هر منو تیک پرداخت و اصالت زیادی به ویژگی زبانی انسان در فهم و نگرش به هستی دارد .

6- هرمنوتیک بر اساس نظام معنا و تاویل

در اواسط قرن نوزدهم پل ریکور به معنا اصالت داد و بیان داشت که تاویل هر متن در حقیقت تاویل نشانه ها و نمادها و ماهیت روان انسان و رمز گشایی از سطوح ظاهری به معنای نهفته است . با توجه به اینکه عمده نشانه ها چند معنایی هستند لذا متون دارای معنائی متفاوت هستند و کار تاویل ، فهم عمق معنا می باشد . 

7- هرمنوتیک بر اساس تعدد نظام معنا / ساختار شکنی

بر اساس این نگرش نه تنها متون دارای معنایی متفاوت هستند بلکه انسانها نیز دارای بر داشتهای متفاوت از یک متن هستند و این برداشتها دائما و پی در پی حتی نسبت به یک موضوع دست به تاویل بزند و یک افق متنوع ، متکثر و نسبی را ایجاد نماید . در این دوران واقعیت ، بازتاب بین الاذهانی انسانها است و دائم در حال زایش ، رویش و افزایش است و معنا هم در سطح افقی ( توسعه ) و هم در سطح عمودی ( مراتبی ) در حال ایجاد است . نقطه عطف این دوران نیچه ، مارکس و فروید بودند که با دوری از دین نظام معنایی متکثر و نسبی را رواج داد و هر یک با دیدهای فلسفی ، اقتصادی و روانشناختی به تأویل کار کرد انسان پرداختند . دراین نقطه عطف وجوه استعلایی انسان به زیر آمد و هرمنوتیکی نو بوجود آمد . ویژگی این دوران – با توجه به نگرش بسیار متفاوت به نمادها و نشانه ها – عدم امکان وجود هیچگونه قوانین عام و کلی برای تفسیر است و صرفا وجود نظریه های جدا و بعضا متضاد در قواعد روشها و فلسفه تأویل است .

با این وضعیت امکان سنجش تأویلها نیز دشوار گردید ولی می توان گفت هر تأویلی که ماندگاری بیشتری داشته باشد به طور نسبی کاملتر است ولی همین تأویل نیز دچار تحول و تغییر می شود و زمان ماندگاری وافق زمانی خود را متحول می سازد . به عبارت دیگر سیالیت ساختار انسان و تغییر او ، در تأویل ایجاد واقعیت نقش بازی می کند و این ویژگی انسان مدرن است . در این نوع نگرش به واقعیت ، در اثر ارتباط تعامل انسان بوسیله بازتاب امور انتزاعی ذهن ایجاد می شود و انسان با بازنمائی مجدد این واقعیات دائماً به خلق واقعیات جدید می پردازند موجودیت انسان از طریق فهم و در فهم شکل می گیرد و در فهم هر عینیت یافتگی صورت می گیرد. هر فعل تأویل در افق فهم صورت می گیرد و نحوه دیدن انسان زبان است که به مخزن گذشته ( پیش داوریها ) ربط دارد بنابراین می توان گفت ماهیت فهم و هر منوتیک :  زبانی ؛ تاریخی  و هستی شناختی است .

8- هرمنوتیک بر اساس توسعه علوم انسانی و پیدایش انسان مدرن در قرن بیستم

میشل فوکو با بکار گیری مفاهیم ، مقولات و روشی تازه در پی گیری موضوعات اثر شگرفی در هر منوتیک پسا ساختارگرائی گذاشت . او شدیداً نظریه گریز بود13 و در تحقیقات خود پیوسته به دنبال ساحت نا اندیشیده و نا گفته خلق واژه های جدید بود . به عبارتی او فقط به شنیده ها توجه نمی کرد بلکه عمده تمرکز خود را بر ناشنیده ها قرار داده بود . وظیفه هرمنوتیکی ایجاب می کند برای آنچه متن نمی گوید به پشت متن رفت . به عبارت دیگر باید همواره به موازات تجربه ها به دنبال پرسش هاو نهفته ها رفت . لذا تأویل کردن ورود به افق پرسش است که متن در آن سیر می کند و این به معنای این است که تأویل کننده در افقی حرکت می کند که در بطن آن پاسخهای دیگر نیز ممکن است . به بیان دیگر آنچه را گفته می شود می توان بر اساس آنچه گفته نمی شود فهمید .فوکو اشاره به چهار اصل دارد که نقش مهم در پژوهشهای او داشته است14 :

1- اصل واژگونی: به جهت بررسی مفهوم مخالف

2- اصل روش گسست : جهت بررسی گسست ها و نا پیوستگی در روند رویدادهای تاریخ

3- اصل دگرسانی : جهت اعمال خواستهاو رویه بر سایر پدیده ها

4- اصل برون بودگی : جهت رسیدن به حقیقت در امور بیرون پدیده ها

فوکو با شروع روش دیرینه شناسی و سپس میل به روش تبار شناسی با حفظ روش دیرینه شناسی هرمنوتیک را به گفتمان ، قدرت ( بعد توانایی اراده انسان ) دانش و لذت و سرخوشی و استعلا در زندگی پیوند زد و هرمنوتیک را وارد امور اجتماعی کرد. او جامعه راشبکه بهم تنیده و پیچیده گفتمان قدرت و دانش می دانست . این حرکت فوکو راه را برای توسعه هرمنوتیک در امور اجتماعی و بین الملل به عنوان یک روش فراهم کرد.

9- هرمنوتیک به عنوان یک جنبش نوین و روش مطالعات بین الملل

پس از توسعه هرمنوتیک به سایر علوم انسانی و پیدایش انسان شناسی مدرن ، هرمنوتیک تلاش دارد به عنوان معرفت و هستی شناختی جهت های متفاوتی به خود بدهد و در فرآیند های اجتماعی و بین المللی اثر بگذارد و نهایتا ًابعاد عمیق تری از انسان و زندگی او را باز نمایی کند

گرایشات هرمنوتیک

تقسیم بندی هرمنوتیک بر اساس انواع گرایشات:

1- محافظه کارانه ( سنتی یا رمانتیک ) : شلایر باخر/ دیلتای / هرش

ایده : مفسر می تواند با اتخاذ روش صحیح به مقاصد مولف دست یابد .

2- میانه رو :  گادامر /  ریکور / بتی

ایده : تفسیر همواره خلاقانه است و همیشه دیالوگی بین مفسر و مولف ( یا متن ) وجود دارد. پیوند افق میان آن د و حالت خوبی است .

3- تندرو :  نیچه/  هایدگر / فوکو / دریدا

ایده : به علت خلاقیت موجود در تفسیر ، معلوم نیست مفسر بتواند با معنای اصلی و اولیه مولف ارتباط برقرار کرد . همه فهم ها نسبی هستند.

4- انتقادی : هابرماس / کارل اتواپل /

ایده : با تأمل نقاد می توان از ارتباط با سنت آگاهتر شد .

مراحل هرمنوتیک

1- پیش مدرن

دینی ( متون )

عدم روشناسی مدرن

زبانی

اصول و قواعد نحوی و بیانی و گاهی منطقی ( ادبی )

2- مدرن

روشی

همه متون ( رهایی از انحصار دینی )

شلایر ماخر ، دیلتای

3-    پست مدرن

امر واقع تفسیر ذهنی انسان است

همه چیز در نسبت برقرار کردن است (وجه اگزانسیال)

نیچه و هایدگر آغاز گر هستند .

واقعیت هرمنوتیک

بر اساس مطالب ذکر شده تاکنون میتوان خلاصه محوری زیر را در هرمنوتیک ذکر کرد :

روشهای دستور زبانی و روانشناختی ( شلایر ماخر )

مبنایی برای علوم انسانی ( دیلتای)

تأمل برای شرایط هر گونه فهم و تبین هستی بشر ( هایدگر )

توسعه به تاریخ و و علوم انسانی ( ریکور )

نزدیک کردن افق سوژه با متن هر چند هیچ گونه تفسیر نهایی و عینی از متن متصور نیست ( گادامر )

وضعیت بشر هرمنوتیکی است و مسائل زبانی مهم است ( وینگشتاین )

باید هر منوتیک از متون مقدس خارج و به همه متون برسد( پل ریکور )

تاکید بیشتر بر جنبه های عینی تا فاعل ( امیلیوبتی )

انسان محور است و واقعیات در اثر خلق و آفرینش انسان است ( نیچه )

اصالت به بخش رهایی بخش نظریه اجتماعی و کنش انتقادی انسان ( هابرماس )

همه فهم ها نسبی هستند. ( فوکو )

هرمنوتیک و روابط اجتماعی و بین المللی

ورود هرمنوتیک به عرضه پژوهشهای بین المللی توانسته است ملاحظات نوینی در این زمینه را مطرح نماید و از نواقصی که نگرش اثبات گرائی ایجاد می کند دوری نماید . مثلاً آندرودیویسون15 معتقد است بعلت تعصبات ناشی از مدرنیته ، درک سیاست جنبش های مذهبی در علم سیاست با شکست روبرو شده است . کوئینتین اسکینر می گوید هرمنوتیک می تواند آسیب هاو مشکلات را در شناخت روابط اجتماعی را به ما نشان دهدو مراحل این مشکل به دنبال روش برداشت جدید برای فهم متون سیاسی است . او هر کنش سیاسی را یک متن قلمداد می کند که باید آنرا فهم کرد . اسکینر سه روش را برای فهم متون مطرح می کند16 :

1- روش تاریخی / زمینه ای / تبارشناسی / بینش تاریخی

یک متن در درون یک اجتماع و تاریخ خلق می شود ولی محتوای یک متن فراتر از شرایطی است که متن در آن ایجاد شده است . اگر چه برای فهم یک متن نمی توان آنرا از شرایط خود جدا و بررسی کرد ولی این روش به تنهایی کافی نیست زیرا رابطه علت و معلولی بین متن و شرایط وجود ندارد .

 2- روش تمرکز بر معنای متن / دیرینه شناسی/ پارادیمی / بینش مقطعی

در این روش فهم بر متن تمرکز دارد و از شرایط دور است و به کمک دانش تفسیر می توان متن یا موضوع را فهم کرد . اگر چه بعضی معناها در متون استقلال دارند ولی بدون در نظر گیری شرایط تاریخی یک متن ، امکان بروز انحراف در فهم وجود دارد و انسان با ذهنیت حال معنا را به متن نسبت دهد مولف با آن ممکن است بیگانه باشد .

3- روش هرمنوتیک

اسکینر در تعاقب دو روش قبلی روش دیگری برای فهم متون بنام هرمنوتیک مطرح می کند . در این روش او معتقد است کنش های انسانی بر گفتمان و زبان استوار است . هر متن یا موضوع نه فقط اطلاع را انتقال می دهد بلکه هدف ، نیت و مقصودی دارد و هرمنوتیک وظیفه دارد این موارد را کشف و فهم نماید . هرمنوتیک اسکینر فقط با فهم ” شرایط تاریخی ” ( روش اول ) و یا فهم ” واژه های یک عبارت” ( روش دوم ) امکانپذیر نمی شود بلکه مجموعه هر دوی اینها بعلاوه در نظر گیری “گفتمان های مطرح ” شرایط تاریخی ایجاد کننده متن امکانپذیر است .

باید توجه داشت که روش فهم گفتمانها با روشهای تفسیری از نظر ساختاری تفاوت دارد.

مارک نیوفلد17 نیز به اهمیت و نقش فهم هرمنوتیک در امور بین المللی اشاره دارد . او قرائت های هر منوتیکی را باز تاب محض واقعیات موجود در خارج از ذهن انسان نمی داند بلکه حقیقت بازتاب نظریه شکل گرفته در ذهن انسان است که در خارج تحقق می یابد. توماس کوهن نیز در نظریه پارادیم خود معتقد بود که علوم بیشتر بر اساس نظریه پارادیم ایجاد شده اند تا بر اساس فهم واقعیت و عینیت . نیوفلد بیان داشت که وقتی پارادیمها تغییر می کنند علوم جدید تر بوجود می آیند . با توجه به روشهای شناختی متفاوت هرمنوتیکی و تأویل می توان گفت به طور کلی سه پارادیم در روابط بین المللی وجود دارد18 .

1- واقع گرائی: جامعه جهانی نظامی از دولتهاست .

2- تکثر گرائی : جامعه جهانی مانند شبکه ای درهم تنیده است .

3- ساختار گرائی : جامعه جهانی مانند یک اختاپوس چند سراست .

نیوفلد با اتکاء به بحث مایکل بنکس معتقد است بحث اصلی در روابط بین الملل در نظریه ها است که با دید متفاوتی به تبیین جامعه جهانی می پردازنند و ادعای تطابق با واقعیت را دارند . ولی علیرغم تلاش جهت ارائه روشهای هرمنوتیکی برای روابط بین المللی عده ای به خوبی نشان داده اند که توجه به ” معنا” و هرمنوتیک فلسفی مهمتر از ارائه روش توسط هرمنوتیک است19 . نهایتأ هرمنوتیک فلسفی ضمن نشان دادن مشکلات ناشی از طبیعت گرائئ، مطلق­- گرائی و شی انگاری ، سعی دارد انسان مدرن را از دایره محدود اثبات گرائئ رها سازد و به ماهیت تأویلی خود برگرداند . دراین راستا نظرات و گرایشات مختلف در روابط بین الملل شکل گرفته است که جای بحث دیگری را طلب می کند .

هرمنوتیک و نظام معنایی مدرن

هرمنوتیک مدرن نظام تأویل مدرن را شکل داد. در قسمت قبلی به سه روش برای فهم متون اشاره شد . روش خوانش زمینه ای / تاریخی که در قرن شانزدهم مطرح شده بود بر اساس مشابهت سازی و همسانی استوار بود که تأویل را باعث میشد . در این روش مسائل مشابه در روند تاریخی به صورت عام و کلی طبقه بندی، جمع بندی و تأویل میشد . لذا تأویلها بر اساس وحدت و این همانی میان پدیده ها تحقق می یافت و تمایزات ، مغایرتها و تنافرها ملحوظ نمی شد .در خوانش مقطعی / پارادیمی که از قرن هفدهم مطرح شد به مسائل پدیده یک شرایط خود ، تأویل صورت می گرفت و لذا عمق پدیده و شرایط آن بررسی و نمایان می شد . طبقه بندی پدیده ها بر اساس مشابهت سازی باعث میشد تمایزات و گوناگونی آنها بررسی نشود زیرا هدف طرح قانونمندی عام و شمول پذیر حاکم بر پدیده ها بود ولی در خوانش مقطعی / پارادیمی این نقیصه برطرف شد و سوژه انسان محور قرار گرفت و دستاورد های زیادی در انسان شناسی به بار آورد . روش هرمنوتیکی ( روش سوم ) تحول عظیمی در نظام معنایی بوجود آورد و کنش های انسان بر اساس گفتمان و زبان وارد امر تأویل شد . در هرمنوتیک مدرن باید رابطه بین نشانه و تأویل را دریافت زیرا همه چیز در اصل خود تأویل است و هر نشانه فی نفسه چیزی نیست که خود را به تأویل عرضه نماید ، بلکه هر نشانه تأویلی از نشانه های دیگر است . به همین دلیل بن مایه هرمنوتیک مدرن ناتمامی ذات تأویل و پی درپی بودن آن است و می توان گفت این تقدم تأویل نسبت به نشانه ها ، مهمترین دریافت در هر منوتیک مدرن است . ویژگی مهم دیگر هر منوتیک مدرن اینست که تأویل باید تا بی نهایت و همواره خود را تأویل کند و در ضمن اصل تأویل چیزی جز تأویل گر نیست و این تأویل باید دائماً ادامه یابد و به خود باز گردد و به عبارتی می توان گفت زمان تأویل دورانی است . ویژگی هرمنوتیک مدرن اینست که از نشانه ها دوری می جویدو به نظام معنا وارد می شود و این دستاورد در زبان شناسی و خروج از نشانه ها و قالبهای زبان و ورودبه معناو بازیهای زبانی نیز بسیار مهم بوده است .

مشکلات روابط جهانی

با روند جهانی شدن در دهه اخیر با دو رویداد مواجه هستیم :

1- وخامت اوضاع اقتصادی عمدتاً کشورهای مدرن

2- بروز جنبشهای آوانگارد ومردمی

به طور خلاصه مشکلات حاصل از روند جهانی شدن را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

آزادی بازار و حذف مرزها و گردش آزاد جهانی سرمایه

کوچک شدن دولتها، کاهش نقش دولتها، کاهش خدمات عمومی ، افزایش بیکاری ، و سپردن ارائه خدمات به مردم به شرکتهای خصوصی و بازار انتقال بیشتر هزینه ها به صورت مالیات بر مردم و یا افزایش سقف بازنشستگی که در حقیقت کاهش خدمات به مردم است .

تهدید اقشار فقیر و کاهش قشر متوسط و جدایی در اقشار اجتماعی

عدم امکان برابر برای همه جهت دسترسی به اطلاعات در رسیدن به قدرت ( کاهش دمکراسی ) و فرصتها

کاهش توان نظام سیاسی دمکراتیک

جدائی اقشار در قشر بندی اجتماعی که به صورت نا برابری عمودی ( داخل قشر بندی اجتماع ) و نا برابری افقی ( فرهنگی ) بروز کرده است .طرح و برنامه سیاست جهانی توسط صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی بنحوی آمرانه است و یا کاملاً متناسب با شرایط ملی ، فرهنگی و اقتصادی کشورهای در حال توسعه نیست و طرحهای تعدیل اقتصادی کم و بیش منجر به جدایی اقشار اجتماعی بر ضد جنبشهای مردمی و یا افزایش بدهیها دولتهاشده است . (بیشتر در کشور های در حال توسعه )از طرف دیگر جنبشهای مردمی که بعلت عدم برابری انسانی و اقتصادی شروع شده اند در دو سطح می توان آنرا بررسی کرد

1- در سطح کشورهای مدرن علیرغم استفاده از شبکه مجازی و کارناوالهای اجتماعی هنوز قدرت اثر گذاری و تغییر در ساختارهای قدرت را ندارند .

2- در سطح کشورهای غیر مدرن در صورتیکه سرکوب نشوند، پس از پیروزی در خلاء دمکراسی و ساختارهای مدنی قرار می گیرند و متاسفانه کشورهای مدرن بجای کمک جهت رفع این خلاء ها بیشتر تلاش برای تقویت نیروهای غیر دمکراتیک می نمایند . بعلاوه کشورهای مدرن بعضاً جهت صدور دمکراسی متوسل به زور و بر هم زدن نظم سنتی نظام سلطه در این کشورها می کنند و لذا تضاد نهفته بین اقشار ، فرهنگها ، مذاهب مختلف در فضای جدید متجلی می شوند و خشونت جامعه را فرا می گیرد تا مردم خسته و نیاز به امنیت را حس نمایند و راه حل پذیرش یک نظام غیر دمکراتیک ( مذهبی یا سکولار) دیگر را بپذیرند .

دریچه انسان مدرن هرمنوتیکی به جهان

در نهادهاو ساختارهای بین المللی موارد زیر حداقل به صورت مبنا پذیرفته شده است .

1- آزادی ، دمکراسی و آزاد اندیشی

2- گفتمان : درک تمایزات و مشترکات ، رقابت و همکاری در قالب گفتگوی انتقادی

3- تحمل بالا و مدارا

4- پذیرش و احترام به دیگری

در روند جهانی شدن پدیده گفتمان به سطح مذاکرات آمرانه در جهت تحکیم اصول جهانی شدن بدون توجه به ” دیگری ” انجام میشود . لذا تنشها و جنبشهای آوانگارد مردمی رشد یافته است و تاکنون راه حل مناسبی جهت احترام و ارتقاء آنها به سطح یک ساختار دمکراتیک ارائه نشده است . ریشه این تفکر در دوری از مشابهت ها، تشدید تفاوتها، عدم رعایت دمکراسی و عدم گفتمان برابر همراه با احترام است . زیرا بازار به خود واگذاشته شده است و برابری اقتصادی و به تبع آن برابری اجتماعی در حال خدشه دار شدن است . چون در روند جهانی شدن – بخصوص پس از فرو پاشی بلوک شرق- که توسط کشورهای مدرن غربی اجرا می شود بدیل دیگری وجود ندارد ، این نگرش موجه شده است که بعلت عدم وجود راه حل دیگر هر گونه برخورد آمرانه که به دور از ساختار انسان مدرن است ، موجه است . با حذف ” دیگری ” و گفتمان نابرابرانه امکان برقراری ساختارهای مدنی دمکراتیک نخواهد بود. بکار گیری ابزار و امکانات مدرن که در روند تاریخ مدرنیسم برای بشر ایجاد شده است به شکل نا برابر در مذاکرات به صورت اهرم فشار و تلاش جهت حذف دیگران حتی در ظاهر دمکراتیک به دور از ساختار معنای انسان مدرن است . از سوی دیگر جوامع غیر مدرن و سنتی بعلت محدود نگری ، اصالت ذاتی به سنت ، نفی مدرنیته ، عدم اعتقاد به انسان تأویل گرای آزاد ، محروم کردن خود از دستاوردهای بشری ، نگاه خشک ، متحجرانه و شکلی به مذهب ، سنتها و رسوم و ترویج آنها تحت نظام تئو کراسی و سلطه ، مبارزه با مدرنیته و یزرگنمائی مسائل منفی جوامع مدرن که بعلت آزادی رواج یافته است ، دشمن تراشی و دشمن هراسی و بسیاری روشهای دیگر دست به بدیل سازی مقابل جوامع مدرن زده که در حقیقت عکس العملی به گفتمان آمرانه جوامع مدرن است . هر دو طرف به نفی دیگری پرداخته و از فرصت استفاده از مشابهاتها دوری می گزینند و روی تفاوتها تکیه می کنند و به دنبال قبول یکدیگر ، گفتمان آزادانه و استفاده از فرصتهای دیگری نیستند . یکی از علل بروز بنیاد گرائی مذهبی ، عدم نقش و مشارکت مردم در فرآیند دمکراسی و ایجاد ساختارهای مدنی است و بعضاً فرصتهابه دست بنیاد گرائی می افتد .

دریچه ای به انسان هرمنوتیکی مدرن

با اصالت به معناگرائی و تأ ویل مدرن که انسان را به شکوفایی و ساختن هستی خویش وا می دارد ، انسان مدرن متولد می شودو انسان مدرن در گفتمان با ” دیگری ” تحولات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را تعمیق می کند و ساختار مدنی مدرن محصول این نگرش و تعامل خواهد بود . جوامع مذهبی باید در تأویل متون خود و نگرش به مدرنیته به صورت جدی تجدید نظر نمایند و موارد زیر بررسی نمایند :  تأویل فقط به کمک قواعد دستور زبان کافی نیست بلکه باید وارد واژه شناسی، زبان شناسی معنایی ، ساختار روایتها، گفتمان و هرمنوتیک شد و پیوندی با روابط جهانی برقرار کرد . گفتمان وقتی به اجتماع پیوند خورد و با قدرت ( توانایی اراده انسان ) و دانش در قالب شبکه بهم تنیده و پیچیده اجتماعی وارد شد نظام معنایی انسان مدرن را ایجاد خواهد کرد . خود را از دستاوردهای بشری محروم نکنند . توسعه ، تکثیر و فرآیند شکوفایی در تعامل با مدرنیته و تحولات اجتماعی و اقتصادی صورت می گیرد. عبور و دوری از مفاهیم کلامی و فقهی در تأویل کتب مقدس و ورود به زبان شناسی معنایی ، گفتمان و تأویل انسان گرایانه. اعتقاد به اینکه در مذاهب همه کار کردها وجود دارد، فرد را بی نیاز از گفتمان می کند و این نفی دستاوردهای بشری است . عدم انحصار مذاهب در قشر خاص ، زیرا باعث انحصاری شدن فکر و عقل ، تحمیق مردم و سلطه بر آنها خواهد شد . کار کرد حداقل مذهب می بایست عدم آزار به دیگران و عشق و علاقه به دیگران باشد و اگر نگرشی به دور از این در جهان عمل نماید انسان و انسانیت را نفی کرده است . پذیرش تکثر گرائئ در خوانش های دینی ، زیرا تأویل انسانهاحاوی این ویژگیهاست و هیچکس نمی تواند مدعی خوانش مطلق متون و پیامها باشد . در درک از متن به معنا در قالب شرایط ، افق زمانی و کمک زبان شناسی مدرن و علم هرمنوتیک وارد شوند و متن را وارد عرصه زندگی نمایند .

استفاده همزمان از سه روش:

1- خوانش زمینه ای ( یا تاریخی ، تبار شناسی ، بینش تاریخی )

2- خوانش معنایی متن ( یا مقطعی ، دیرینه شناسی ، پارادیمی )

3- خوانش هرمنوتیکی ( مدرن )

جهت دستیابی خرد و کلان به ویژگی پدیده ها، رخدادها و روابط اجتماعی.

دستاوردهای هرمنوتیک

فهم ها نسبی هستند

فهم ها فرآیند ی هستند

فهم ها دائماً در حال تغییر هستند

تکثر گرایی

خود و ” دیگری ” ظرفیت یکسانی برای تفسیر دارند و زبان محل تبادل این تفسیر است

تساهل

مدارا

گرایش به وجه اگزیستانسیال انسان

توجه به زییابی شناختی ، هنر ، تلفیق نور و صدا و تصویر

بروز جنبش های مردمی آوانگارد

انسان پس از دریافت هر نوع پیام ، باید جهت به روز خوانی پیام ، محتوا و قالب آنرا متناسب ساختار پیام ، باز خوانی نماید و از افق زمانی استفاده گردد ماحصل فهم تجربه های بشری در ترکیب افقهای زمانی است معانی بین الاذهانی و خودفهمی های انسان ، شکل دهنده واقعیت هستند

ایجاد انسان مدرن و انسان جهانی

کل تجربه بشری ماهیتی تفسیری دارد و داوریهای او درون یک بافت تفسیری که فرهنگ و زبان واسطه اظهارات آن به گفتمان است قرار دارد جامعه محصول روابط انسانی و بهم پیوستن آگاهی های انسانی به صورت شبکه ای درهم تنیده و چند بعدی است و گفتمانهاو ویژگیهای عمومی جوامع محصول بهم پیوستن این آگاهی ها و روابط انسانها و همه اینها در اثر فهم شناسی انسان مدرن هرمنوتیکی بدست می آیند ورود هرمنوتیک به عرصه جهانی و تلاش جهت ارائه راه حل و روش جهت حل معضلات،

نگاهی موزائیکی به افراد ، جوامع و روابط بین المللی

آزاد اندیشی ، دمکراسی ، برابری و احترام متقابل در گفتمان ها جهت حل مشکلات جهانی

پاورقی ، منابع و مآخذ

1- برای بررسی بیشتر واژه ” هرمینیا ” به کتاب ” علم هرمنوتیک ” اثر ریچارد ا. پالمر ، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی ، انتشارات هرمس، سال 1390، صفحات 19 تا 40 مراجعه شود .

2- Merriam Webster , CD 2002 , title . HHHHHHermenutics

3- ساختار و هرمنوتیک ، بابک احمدی ، انتشارات گام نو ، سال 1389 تهران ،

4- D.D .Runes , Dictionary of Philosophy, Totawa: Little field , 1982, p: 375

5- پالمر، ریچارد ، علم هرمنوتیک ، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی ، تهران 1389 ، هرمس ، ص19

6- Britinnica , c.d. 2000, title , Hermenevtics

7- کربای ، آنتونی ، هرمنوتیک مدرن : ” در آمدی بر هرمنوتیک” ترجمه بابک احمدی و دیگران ، تهران: مرکز ، 1377، ص 17

8- John Mallery

9- Roger Horwitz

10- Govam Dutty

11- J . Mallery , R . Horwitz G . Dutty. Hermaneutics in : Encyclopedia of artificial intelligent Stuwart Shapirol(ed) , New York : john Wiley son, 1987

12- Philology

13- به نقل از آلن شریدان

14- نقل از میشل فوکو : دانش و قدرت ، محمد ضمیران ، هرمس ، تهران ص 35

15- Andrew Davison, Secularism and Relativism in Turkey, A Hermeneutic Reconsideration, New Haven, York University, 1988, P.6

16- Quentin Skinner, ” Meaning and Understanding in History of Ideas”, in ” meaning and context Ed, by James Tully, Prinston University Press, 1988, P 57-60

17- Mark Neufeild

18- Michael Banks, ” the Inter Paradigm Debate”, in: International relation; A hand book of current theory, ed, by M. lights, London. 1985, P. 20

19- Andrew Williams and Peter Mandvill

20 – رجوع شود به مقاله حسن پویا در مجله سلام تورنتو مورخ August 25, 2011 شمار538

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا