گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » نقـش شخـصیـــت های دمـوکــــرات در تحـــول و دموکراسی درجــوامــع بشـری !
نقـش شخـصیـــت های دمـوکــــرات در تحـــول و دموکراسی درجــوامــع بشـری !

نقـش شخـصیـــت های دمـوکــــرات در تحـــول و دموکراسی درجــوامــع بشـری !

 

Masheed Democracy 27

هرچند پیشینۀ دموکراسی به عصر یونان باستان بر می گردد؛ اما دموکراسی به معنای کنونی آن محصول تحولات فکری و اجتماعی قرون جدید بعد از رنسانس در اروپا است . حامعه شناسان دموکراسی را مولود سرمایه‌داری‌،جامعه‌ صنعتی‌، تجدد و فرهنگ‌ نو دانسته و بدین باور اند که رابطۀ تنگا تنگی میان این ها موجود است. عوامل‌ گوناگونی‌ همچون‌ فئودالیسم‌ قرون وسطی ، پراگنده گی و عدم تمرکز قدرت‌ سیاسی‌، جنبش‌ اصلاح‌ دینی‌ پروتستان به رهبری جان کالون‌، رشد طبقات‌ تاجر پیشه‌ جدید یا خورده بورژو و ظهور روابط تولیدی، مناسبات تولیدی و سیستم تولیدی جدید‌ سرمایه‌داری‌، انقلاب صنعتی بریتانیا،  انقلاب‌های‌ ملی دموکراتیک‌ مانند انقلاب فرانسه می‌توان‌ نام‌ برد که‌ در تکوین‌، رشد  و استقرار دموکراسی‌ نقش‌ اساسی‌ را در اروپا بازی نمودند. شماری ها ایجاد دموکراسی در اروپا را محصول رنسانس اروپا می دانند که مذهب پروتستان در آن نقش برجسته را بازی  نمود. لوتر و کالون بنیانگذاران مذهب پروتستان در فاصله سالهاى ۱۵۰۹-۱۵۶۴ میلادى  بحیث اساسگذاران تجد و اصلاح دینی در اروپا  در واقع اولین گام ها را برای ایجاد دموکراسی در این قاره  گذاشتند. این ها  مدعی بودند که با کشف عناصر پویای دین مسیحی که در کلیسا ها  بوسیلۀ کشیش ها به اسارت برده شده بودند، توانستند، دستیابی به نظام مردم سالار را  میسر بگردانند. گرچه جان ویگلف انگلیسى که در قرن چهارم میلادى مى زیست و در واقع بنیانگذار هسته اولیه مذهب پروتستان در تاریخ مسیحیت به شمار می رود. دانشمندان بدین نظر اند که  آنچه را قرنها بعد «لوتر» و «کالون » مى گفتند، همان حرفهاى «جان ویگلف » بود. ویگلف بالاخره قربانى تعصب کورکورانه و آزمندانۀ پاپ شد.

Democracy Cartoon27

گفته های بالا بدین معنا نیست که گویا  دموکراسی پیش از آن در تاریخ بشری پیشینه یی نداشته است؛ بلکه دموکراسی در فاصلۀ سال های ۵۰۸ تا ۳۳۸ پیش از میلاد در یونان تجربه شد. هرچند در این دموکراسی امکان مشارکت شمار گسترده یی از شهروندان در حیات سیاسی فراهم شد و اما زنان، برده گانو بیگانگان از جمله شهروندان آتنی به حساب نمی رفتند. سولون در سال ۵۹۴ قبل از میلاد دست به اصلاحات زد و در پی تعدیل توزیع ثروت، کنترل مصرف و تجمل، رهانیدن برخی برده گان و  تامین مشارکت سیاسی گسترده تر برآمد؛ اما اصلاحات سولون دیردوام نکرد و جای خود را به حکومت جباران سپرد.کلیستن‌ بعد ها در اواخر قرن‌ ۶ ق‌.م‌ برای تقویت‌ نهادهای‌ دموکراتیک‌ برآمد و به‌ بازسازی‌ سیاسی‌ شهر آتن‌ پرداخت‌ و ساختار قبیله‌یی‌ آن‌ را دگرگون‌ کرد.‌ در قرن‌ ۵ ق‌.م‌  گسترش‌ چشمگیری در نهادهای‌ مدنی‌ و دموکراتیک‌ اولیۀ آتن رونما گردید مجلس‌ شهروندان‌ جانشین‌ مجمع‌ اشرافی‌ شد و  زمینۀ مشارکت‌ برای تمامی شهروندان فراهم گردید‌. شورای‌ اجرایی‌ خاصی‌ تاسیس شد که در هر سال‌ حدود ۴٠ بار تشکیل‌ می‌شد. رییس و اعضای شورا به اساس قرعه در آن عضویت پیدا می کردند و هر ماه‌ تغییر می‌کرد. در حدود هزار مقام هر سال بدین شیوه  اشغال می شد و  دارایی مقامات هر سال پس از خدمت مورد بررسی قرار می گرفتند. مهمترین‌ مقامات‌ شهر به ده فرماندۀ نظامی سپرده می شد. پریکلس‌ رهبر بزرگ‌ دموکراسی‌ آتن‌، از جمله١٠ فرمانده‌ منتخب‌ آتن بود و به‌ مدت‌ ٢٠ سال‌ هرساله‌ به‌ این مقام برگزیده می شد. دموکراسی‌ آتن‌ حدود ١٧٠ سال‌ طول‌ کشید و بالاخره‌ با فتح‌ یونان‌ به‌ وسیله‌ فیلیپ‌ مقدونی‌ در سال‌ ٣٣٨ ق‌. م‌ به  پایان رسید.گفتنی است که با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی در عرصۀ حکومت داری تحول چشمگیری بوجود آمد و اسلام اصل نظام شورایی را برای بشریت به ارمغان آورد و این اصل به نحوی بوسیلۀ جانشینان پیامبر اسلام بر اساس بیعت عملی گردید و اما بعد از خلافت حضرت علی، ملوکیت جای خلافت را گرفت و هرگونه مجال برای رشد و تقویت یک نظام اسلامی مردم سالار از میان رفت.

Great alexander 27

از بحث بالا بر می آید که دموکراسی در غرب به معنای قدیمی آن پس از ظهور اسکندر مقدونی و در شرق بعد از دورۀ خلافت اسلامی از میان رفت و چندین قرن دموکراسی به زندان پاپ ها به اسارت برده شد تا آنکه بعد از عصر رنسانس در اروپا جان دوباره یافت. هرچند نخستین‌ نهادهای‌ دموکراتیک‌ در یونان‌ و روم‌ باستان‌ پیدا شدند و اولین‌ نظریۀ های‌ فلسفی‌ درباره‌ دموکراسی‌ از جانب‌ فلاسفه‌ آن‌ سرزمین‌ها مطرح‌ شد؛ اما برخی‌ از محققان‌ اشکال‌ حکومت‌ در قرون‌ وسطی‌ و قرون‌ جدید را از قرن‌ یازدهم‌ تا هفدهم‌ به‌ عنوان‌ زمینه‌ و پیشینۀ اولیه‌ نهادهای‌ دموکراتیک‌ ذکر کرده‌اند.  دولت‌های‌ شمال‌ ایتالیا، فلورانس‌، ونیز، کنفدراسیون‌ سویس‌ و جمهوری‌ هلند را تجربه های تازه در عرصۀ دموکراسی می دانند؛ اما آنچه مسلم است، این که در عصر رنسانس‌ در اروپا، بار دیگر تجارب عملی و نظری دموکراسی های عهد باستان در یونان و روم مطرح بحث قرار گرفت و اندیشمندان‌ رنسانس‌ برتقلید از تجربه‌ یونان‌ و روم‌ تاکید داشتند؛ اما در این میان اصول‌ دموکراسی‌ آتنی‌ و دموکراسی‌ یونانی‌ و تجربۀ‌ سیاسی‌ آن توجه‌ اندیشمندان‌ سیاسی‌ را بیشتر  به خود جلب کردند که‌ در فاصله‌ سال‌های‌ ۵٠٨ تا ٣٣٨ قبل‌ از میلاد در اروپا رخ بنمودند.

Peshtazane Democracy in Kriekland 27

در نتیجۀ ظهور اندیشمندان بزرگ و نظریه پردازان نظام مردم سالاری بستر و زمینه های فرهنگی دموکراسی در اروپا فراهم گردید. اروپایی ها در نتیجۀ مبارزات خستگی ناپذیر  و تلاش های بی پایان از  قرن هفدهم به بعد توانستند تا نظام دموکراسی را به تجربه بگیرند  و  پایه های آن را به مرور زمان تقویت ببخشند. دموکراسی امروز در واقع نتیجه مبارزات و تجارب اضافه تر از پنج قرن مردم اروپا است تا بالاخر ه موفق به ارایۀ مودل خاصی از نظام مردم سالاری در سطح جهان گردیدند. دموکراسی کنونی نتیجۀ تلاش های قانونمند میلیون های انسان روی زمین است که در نتیجۀ تحمل قربانی های فراوان توانستند، نظام قانونمندی را به نام دموکراسی برای بشریت به ارمغان آورند. هرچند دموکراسی در اروپا راۀ درازی را پیموده است؛ اما فرهنگ سیاسی دموکراسی در اواخر قرن نوزدهم بوجود آمد.برخی‌ از متفکران علوم‌ سیاسی‌ دموکراسی‌ را به‌ عنوان‌ جزیی از فرهنگ سیاسی  بحیث مجموعه‌یی‌ از نگرش هایی تلقی می دارند که‌ به‌ فرایندها و زندگی‌ سیاسی‌ سر و صورت می تاره بخشند. بحث‌ فرهنگ‌ سیاسی‌ در قرن‌ ٢٠ بویژه‌ در رابطه‌ با زمینه‌های‌ فرهنگی‌ ظهور دموکراسی‌ مطرح‌ شده‌ است‌. سوال‌ اساسی‌ این‌ بوده‌ است‌ که‌ کدام نوعی از فرهنگ‌ سیاسی‌ ظرفیت بهتر برای  گسترش‌ دموکراسی‌ دارد? و از همه مهمتر این که  زمینه‌های‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌ و تاریخی‌ که‌ سبب به قوام رسیدن‌ فرهنگ‌ سیاسی‌ دموکراتیک‌ می‌شوند، کدام ها اند. از همین رو زمینه‌های‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ بیش‌ از عوامل‌ دیگر به‌ عنوان‌ مقدمه‌ لازم‌ برای‌ ظهور دموکراسی‌ مورد توجه‌ قرار گرفتند. یکی‌ از دیدگاه‌های‌ عمومی‌ در مورد پیدایش‌ دموکراسی‌ دیدگاه‌،

Talcot Partners 27

اصالت‌ کارکردی‌ تالکوت‌پارسنز (جامعه‌شناس‌ امریکایی‌) است‌ که‌ در آن‌ بر رابطه‌ متقابل‌ میان‌ سیستم‌ سیاسی‌ و دیگر سیستم‌های‌ جامعه‌ تاکید می‌شود. تقویت و تکوین دموکراسی‌ نیازمند تحول‌ در حوزه‌های‌ گوناگون زنده گی است‌. برای رسیدن به یک دموکراسی سالم باید تحول در عرصه های مختلف زنده گی بصورت چشمگیر رونما گردد و به شکل فراگیری تمامی حوزههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را فرابگیرد.با جان گرفتن دموکراسی در اروپا آهسته  آهسته جامعۀ مدنی در اروپا شکل گرفت. در این میان رشد جامعۀ مدنی بحیث یکی از ارکان مهم و موثر مطرح بحث قرار گرفت؛ زیرا جامعۀ مدنی نقش سازنده و حتا در شماری موارد نقش تعیین کننده را در نظام های مردم سالاری دارد و در بیشتر موارد حرف آخر را می زند که منجر به قیام های مدنی و سازمان یافته در جوامع مردم سالار گردیده و در تعیین سرنوشت ملت ها نقش بایسته را بازی می نماید. جامعۀ مدنی در واقع بریگارد های راستین و پیشاهنگان واقعی دموکراسی به شمار می رود که دموکراسی را از زوال و انحطاط رهایی می بخشد. هر زمانی که ارزش های دموکراسی با خطر مواجه می شود و بویژه زمانیکه دموکراسی در معرض تقلب های سازمان یافته و کودتا های ویرانگر قرار می گیرد. در این صورت جامعۀ مدنی است که با مردم را در قیام های گستردۀ مدنی یاری می رساند.

Democracy in Afghanistan 27

جامعه‌ مدنی‌ زمانی‌ قوام‌ می‌یابد که‌ نه‌ تنها‌ دارای استقلال سیاسی بوده و از خود مختاری لازم برخوردار باشد؛ بلکه‌ برنهادهای‌ دولت‌ نیز اعمال‌ قدرت‌ یا نفوذ کند. رابطۀ نهادی‌ و انداموار میان‌ جامعه‌ مدنی‌ و دولت‌ بصورت معمول در قالب‌ نهادهای‌ پارلمانی‌، حزبی‌ و ارتباط‌ جمعی‌ صورت‌ می‌پذیرد در این حال است که مجلس های ‌ قانونگذاری‌، احزاب‌، مطبوعات‌ و رسانه‌ها مجاری‌ متعارف‌ ارتباط‌ میان‌ جامعه‌ مدنی‌ و دولت‌ هستند. تقویت و توانایی جامعۀ مدنی وابسته به رابطۀ تنگاتنگ آن مجاری یاد شده است که چگونه می تواند، در مواقع مهم و لازم بر آنان اعمال نفوذ کند و از طریق آنان سیاست های دولت را به سوی دموکراسی واقعی سمت و سوی درست بدهد.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا