گـزیده اخبــار
خانه » اندیشه » نقش روشنفکران قلابی و میرغضب های حاکم.. !
نقش روشنفکران قلابی و میرغضب های حاکم.. !

نقش روشنفکران قلابی و میرغضب های حاکم.. !

                               آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد !

                    این همه قصرها وثروتها ازکدام عرق جبین بدست آمده است؟ !

    قسمت دوم  

    نوشته ای از  محمدامین فروتن               

درآخرین بخش قسمت اول این نوشتار انگشتی را به اظهارات و شعار های  افراطی برخی از رجال محترمی که تربیون مقدس روشنفکری یا همان دعوتگریی عهد قدیم را جهت شعارهای  جذاب و درعین حال دلفریبی همچون « فدرالیزم » و یاهم طرح « تجزیه کشور عزیز ما افغانستان » به مثابه  یگانه راه حل بحران کنونی !! انتخاب نموده اند و بدون هرگونه تردید با مطالعه شرائط امروزی جهان ، منطقه  و کشور ما افغانستان باید  گفت که اقلأ این نوع طرح ها وتیوری ها  نه تنها در جامعه امروزی افغانستان بلکه باشرائط بسیاری ازکشورهای جهان معاصرمطابقت ندارند، گذاشتم و بصورت مختصر اشاراتی داشتم و درفرجام به این نتیجه علمی و اکادمیک دسترسی پیدا کرده بودیم که قبل ازجستجو وارزیابی معادله انطباق مفاهیم و مؤلفه های مهمی چون « فدرالیزم » که اساسأ نخستین مرحله ای از  تجزیه یک سرزمین تلقی میگردد و یا هم ارائیه و طرح  گفتمان « تجزیه افغانستان » به عنوان راه حل و بیرون رفت مستقل  از بحران در کشور از راه کار های محسوب میشود  که هیچگاه با تسلط سریع السیرانسان برهستی که بصورت تصاعد هندسی مورد اجرأ قرارمیگیرند مطابقت ندارد. وچنانچه می بینیم دربسیاری موارد زندگی بشرنیز بر اساس همین نقشه و چگونگی سلطه  خداگونه ای از انسان  که با  روح خلافت الهی گِره خورده است بنا گردیده و انسان به مثابه معتبر ترین جانشین پروردگارهرنوع  خوشبختی و سعادت اش را درچنین  مسیر تکاملی تاریخ جستجو میکند . لهذا به این نتیجه مهم حیات انسانی پی میبریم که  روشنفکران امروزی  ومعاصر در برابر بسیاری از مسائل و مفاهیم ذهنی قرار میگیرند که میان مفهوم ذهنی و تصویر تیوریک آن و مصداق عینی و تحقق عملی اش فاصله ای گاهی تا حد تضاد و تناقض وجود دارد ، از آنجائیکه روشنفکر اساسأ به علت آنکه کار اصلی اش « اندیشیدن»  است و از عمل فاصله دارد بصورت طبیعی در یک جو ذهنی قرارمیگیرد و از آنچه که در جهان عینی و زمینی میگذرد کم و بیش  دور میشود و در جهانی زندگی میکند که غالبأ ” ایده های مجرد فلسفی ” و ” علیت های انتزاعی عقلانی ” و احکام صادره از عقاید و اندیشه های که در شرائط و زمان دیگری به عنوان یک نسخه شفأ بخش مؤثر واقع شده بود ویاهم به مثابه راه حل مثبت تاریخی دریک جغرافیای خاصی به آئنده گان  رسیده  اند به زمان و جامعه ای که وی درآن زندگی میکند منتقل میسازد . روی همین ملحوظ و علت  است که روشنفکر افغانی که بیشتر روشنفکر ترجمه ای است مفاهیم بزرگ فلسفی ، اجتماعی، سیاسی  و تاریخی  مانند « فدرالیزم» و یاهم نتیجه محتوم  آن که همانا « پروژه  تجزیه  جغرافیاوی » کشوربوده باشد را به عنوان یک راه حل و نسخه شفأ بخش پیشنهاد مینمایند .

خون دایناسورهای مذهبی افغا نستان دررگهای ازروشنفکران فرانکفورتی!

من از بیگانه گان هرگز نه نالم …………….

اکنون باید بحث اصلی مان که همانا دریافت پاسخ به پرسش اصلی یعنی اینکه چگونه برخی از روشنفکر نما های قلابی و دا یناسورهای مذهبی که عقلشان از کلَه در شِکم مبارکهشان حلول فرموده است !! برای انهدام و اضمحلال اخلاق  تمدن و فرهنگ بزرگ جامعه افغانی باهم به توافق رسیده اند ؟

میگویند که خان یک روستا ( قریه ) فوت کرده بود و ناظر او می خواست در مراسمی که به مناسبت وفات وی از سوی اقارب متوفی  برپاشده بودند چیزی در وصف خان بگوید از پیرمردی پرسید چطور است که خطاطی خان را تمجید کنم ؟ پیرمرد گفت : خط او که خیلی بد بود ! ناظر پرسید پس چطور است که در وصف عدالتِخان متوفی حرف بزنم  ؟ پیرمرد گفت که باعث ابروریزی است ! خان مرحوم که  از عدالت بوی نه میبرد .  باردیگر ناظر پرسید پس راجع به شجاعت وی چیزی بگویم ! پیر مرد گفت  کدام و چه شجاعتی ؟ ناظر درحالیکه درجستجوی چیزی بود تا در وصف خان مرحوم بگوید گفت که پس باید کدام امتیاز او را حتمأ تعریف کنم . پیر مرد فکر کرد و بلادرنگ گفت حال که مجبورهستی  حتمأ چیزی باید بگوئی ! پس در باره همان ” خط ” حرف بزن و لی حتمأ بگو که خط ” خان مرحوم از نوع میخی بود !! ” …………..

یکی ازبرجسته ترین مشترکاتی که میان این دوجماعت وجود دارد مشارکت فعال اقتصادی آنها  در شرکت سهامی وآنهم از جنس مافیائی است که بیش ازیک دهه بنام دولت جمهوری اسلامی افغانستان بر  سرنوشت مردم فقیر و ستمدیده افغانستان همچون عنکبوت سایه افگنده  است .

به هر حال اکنون واقیعت های ناخواسته و ناخوشایند درجامعه ما این است که با وضاحت میبینیم حامیان سراپا قرص« طبقه کارگر»وسائر« رأ”شنفکران ” »فرانکفورتی که شجره النسب خویش را با پیشگامان نهضت های مترقی وتاریخی مشروطه خواهی درافغانستان گِره میزنند ازیکسو و ازجانب دیگر مجمع الجزائری از شبه روحانیون مذهبی هم که حاجت به تکرار فضائل و مناقب شان نیست !! ودر مسیر معلوم الحالی از ثروت اندوزی و غارتگری به امید رسیدن بیشتر به خانه های مجلل چند صد ملیونی گام برمیدارند ، در یک جمع بندی سریع و دقیق از این انواع و اقسام روشنفکران افغانی با معجونی از جن گیران و استخاره کننده گانی که لباس مذهبی و روحانی  برتن کرده اند  میتوان قضاوت کرد که این نوزاد  دو قلو، دو رُخ یک سِکه و آئینه تمام نمای همدیگراند . جالب و سخت شگفت انگیز است که این نوزادان  سرمایه داریی مافیائی  تصؤر میکنند که با شعار دادن های مفت و فریاد کشیدن های واهی و بدون پشتوانه میتوانند اذهان عامه بویژه افکاری  از توده های ستمدیده افغانستان را نسبت به خود و شرکای تجاری شان تغییرخواهند داد مگر واقیعت چیزی دیگری است ، آنچه که واقیعت دارد این است که این  روشنفکران مافیائی و جن گیران و رمال نویسان شبه مذهبی فقط خود شانرا گول میزنند و تصؤر میکنند که افکار و اذهان دیگران را نسبت به خود تغییر داده اند .

بلی ! چون وجه اصلی اشتراک این روشنفکران مافیائی وبذله گوی میخانه ای که اکثریت شان همدست” درازگوشان مذهبی ” شده اند نیز باید برپیشانی طلایی شهرک ها ی آسمان خراش و قصرهای بلند منزل شهرویرانه ء کابل  نظاره کرد چنانچه به روشنی  می بینیم از برکت نظام مبارکه ای  اقتصاد بازارآزاد وبی مانندی که تنها نمونه آن در کشور ما افغانستان به مشاهده میرسد و با  مهرو فتوای مفتیان  طاعون زده ء مذهبی در جامعه  افغانی نیز مزئین گردیده است با خرید  اسهام صد ها شرکت  وتصدی  تجاری و خدماتی محرم راز و ناموس خانواده مافیائی بشمارمیروند . چنین است که اینگونه  تحلیل ها ی ذهنی و از عهد عتیقه  ما را  مؤظف میسازد  تا  مفهوم نهاد دولت مشروع و برخاسته از اراده مردم ، معنای شهروند و شهروندی را از نوو با شرائط جدید سیاسی و فرهنگی مردم ستمدیده و جامعه فقیر خویش  باز خوانی و تعریف کنیم  زیرا هیچ منتقد ومصلحی  نه میتواند نام منتقد و مصلحی را بر خود بگذرد مگر آنکه از این خلاقیت و نوآوریی مفاهیم سیاسی و اجتماعی در تاریخ ملتها بهره مند باشد ، و علاوه براین روشنفکر روزگارما  باید با تلسکوب جهان بینی پویا و مجهز با علوم معاصر هشدار دهنده باشد و برای حل  نیازمندی ها و مشکلات جامعه ای که وی از آن برخاسته است فورمول روش

بالا