گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » نقاطِ وصل اسد بودا و ابوبکر بغدادی !
نقاطِ وصل اسد بودا و ابوبکر بغدادی !

نقاطِ وصل اسد بودا و ابوبکر بغدادی !

Mehran Moahed Nam For Nauandeshi

به روشنی می‌توان گفت که رگه‌ای از خویشاوندی فکری، اسد بودا و ابوبکر بغدادی را به هم پیوند می‌دهد؛ هرچند در وهلۀ نخست، این دو آدم، متفاوت از هم به نظر برسند. هر دوی این‌ها، در مورد تفسیر متون اسلامی، مطلق‌گرا هستند و تنها برداشت خود را از اسلام، برداشتی درست و بی‌غلط می‌شمارند و برداشت‌های متفاوت‌تر را برنمی‌تابند و امکانات قرائت‌های مداراگرانه و غیر خشن از اسلام را نادیده می‌گیرند. مسلماً هر رویکرد اندیشگی‌ای که همۀ حقیقت را در انحصار خود قرار دهد و مخالفان را «جاهل و نا‌آگاه» قلم‌داد کند و برداشت‌های آن‌ها را فاقد ارزش بشمارد، در واقع، مخالفان را به خشونت‌ورزی فراخوانده است. رویکرد آقای اسد بودا نسبت به سکولاریسم، به همان اندازۀ رویکرد بغدادی در مورد اسلام، خصومت و دشمنی و ستیزه و خشونت را پرورش می‌دهد و ترویج می‌کند. جالب این‌جاست که اسد بودا در برداشتش از دین، به سخنان و عملکرد تروریست‌هایی که به نام اسلام، جنایت‌آفرینی می‌کنند استناد می‌کند و دعاوی و کارهای‌شان را از ره‌گذر دینی، موجه می‌شمارد تا بدین‌سان، ثابت کند که اسلام، آیین خشونت و جنایت‌است (تندروان از هر دو جبهه، به خوبی به کمک یکدیگر می‌شتابند و از یکدیگر وام می‌ستانند!). تنها تفاوت ابوبکر بغدادی با اسد بودا در این‌است که بغدادی، عملاً بر بخشی از کرۀ زمین، فرمان‌روایی می‌کند، حال آن‌که اسد بودا به تعبیر محمد محقق:«در زمین، بوریا و در آسمان، ستاره ندارد.» اگر روزی اسد بودا عنان قدرت را به دست بگیرد هیچ بعید نیست که به نام سکولاریسم، همان کارهایی را انجام دهد که هم‌اکنون، ابوبکر بغدادی، به نام اسلام، سرگرم انجام دادن آن‌هاست. خشونت‌طلبی، لازمۀ جزم‌اندیشی و مطلق‌گرایی‌است، خواه این جزم‌اندیشی، ریشۀ دینی داشته باشد یا آبشخوری سکولار.

abobaker baghdai and asad

هزاره ها و وقاحت روشنفکرمابانه ” اسد بودا”!

اسد بودا یادداشتی نوشته و در آن مدعی شده که هزاره‌ها در بسیاری از مناطق افغانستان (از جمله در بدخشان و بادغیس و بغلان و ترکستان؟ و پنجشیر و پروان و هرات و هلمند و قندهار و زابلستان؟ و لوگر و پکتیا و دیگر ولایت‌های افغانستان؟) زندگی می‌کنند اما از آن‌جایی که عبدالرحمان خان کوشید هزاره‌ها را به شیعیان فروبکاهد بسیاری از هزاره‌های سنی‌مذهب، دچار استحالۀ هویتی شده‌اند.بنده به جزئیات آن‌چه اسد بودا مطرح کرده عجالتاً کاری ندارم و فرض را بر این می‌گیرم که ادعاهای بلندبالای او مقرون به واقعیت‌است و با حقایق تاریخی، سازوار. اشکال بنیادی کار از آن‌جا رخ می‌نُماید که بودا متنی عربی را- که معلوم نیست چه کسی نوشته- به عنوان تأیید ادعاهای خود می‌آورد. کسی که آشنایی ابتدایی با زبان عربی داشته باشد درمی‌یابد که آن متن عربی کذایی به تازگی به نگارش درآمده و آن را آدمی نوشته که چندان با زیر و بم زبان عربی آشنایی نداشته است و طبعاً نمی‌تواند آن متن ساختگی از تراوش‌های قلم مورخی معتبر باشد.

اسد بودا جنایت را نظاره میکند

جالب این‌که اسد بودا با وقاحتی که فقط امثال او می‌توانند چنین وقاحتی را داشته باشند منبع متن عربی را ذکر نکرده تا به قول معروف «دستش رو نشود» چرا که اساساً منبعی برای آن متن مزخرف کذایی وجود ندارد!واقعیت آن‌است که چیزفهم‌های هزاره و نیز پانترک‌ها دست کمی در جعل و تحریف تاریخ، از روشنفکران پشتون‌تبار ندارند. همۀ این‌ها سر و ته یک کرباس‌اند. پانترک‌ها به حدی در تحریف و جعل تاریخ، غلو می‌کنند که گاهی دلشان می‌شود خدا را هم ترک‌تبار معرفی کنند. هزاره‌ها هم مولانا و زرتشت و بودا و… را هزاره می‌دانند. همچنین هزاره‌ها از کشته شدنِ ۶۴% هزاره‌های افغانستان به دست امیر عبدالرحمان سخن می‌زنند که معلوم نیست این‌ها در وضعیتی که حتا در سدۀ بیست و یکمِ ترسایی، سرشماری دقیق نفوس در افغانستان وجود ندارد بر چه مبنای علمی سخن از کشته شدن ۶۴% مردم هزاره در بیشتر از صد سال پیش می‌زنند؟ آیا این‌ها علم غیب دارند؟ اگر بخواهم بر دهان قلم خود مهار بزنم و واکنش خفیفی در برابر این شارلاتان‌بازی‌ها که گاهی به نام تاریخ به خورد مردم داده می‌شود نشان بدهم می‌توانم بگویم که کار اسد بودا و امثال او، مصداق بارز «وقاحت» ‌است، آن‌هم از جنس وقاحت روشنفکرمآبانه‌اش.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا