گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » نــگاهـــی بــه مشـــروعــیت حقــوقی حکــومت وحــدت مــلی افــغانســـتان ؟
نــگاهـــی بــه مشـــروعــیت حقــوقی حکــومت وحــدت مــلی افــغانســـتان ؟

نــگاهـــی بــه مشـــروعــیت حقــوقی حکــومت وحــدت مــلی افــغانســـتان ؟

FOROTAN NAME 01

پیوسته به گذشته بخش نودو پنجم :

یکی از بزرگترین خصلت های مشترکی که در میان اهالی جامعه شبه روشنفکری وابسته به مافیائی حاکم وجود دارد همانا بیان واحدی از” فضیلت ها !!و کارنامه های  ۱۴ سال حاکمیت مافیائی  موسوم به ” دولت جمهوریی اسلامی افغانستان ” است که تمامی  ملیشاهای روشنفکری اعم از افراطی ترین نیروهای مذهبی سنتی  و یاهم بنیادگراترین مراجع سکولار و لائیک چپ اندیشی  که هنوزهم انگازه های متون فلسفی  ماتریالیزم دیالکتیک و اصول مقدماتی فلسفه را که در حلقه های درسی و حوزه های حزبی احزاب چپ  این کشوراز سوی آموزگاران ساده اندیش دیکته و تدریس  می گردید گوشهای شان را به لرزه در می آورند .

البته باید صمیمانه اعتراف کرد که هرچند متون فکریی  چپ گرائی که در جامعه افغانستان سکولار ولائیک پنداشته میشد ند در نقد آنچه که با زندگی اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی توده ها تعلق داشت نسبت به دیگران  از نقش پیشتازی برخوردار بودند .

NIMA YOSHEJ 11

زیرا تقابل منافع کشورهای بزرگ بویژه اتحاد جماهیر شوروی سبب تحرک بیشترنیروهای چپ شبه مارکسیستی  افغان عملیه  نقد  سیستم سلطنتی حاکم بر افغانستان  را سرعت می بخشید . اما با تأسف که هرچند انتقاد بر نهادهای حکومتی از دید گاه نیروهای چپ در جامعه افغانی صحیح به نظر می آمد در حوزه راه حل مسالمت آمیز به متون اندیشه های سنگواره ایی  متوصل می شدند که برای حل معضلات جوامع دیگری که در اقلیم های جغرافیاوی با مناسبات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی  متفاوتی قرار داشتـند متوصل می گشتند ، که مفردات چنین ” نقشه راه “هرچند بنام اندیشه های مبتنی بر عقل و خرِد اجتماعی نوشته و بیان می گردید با واقیعت های تاریخی و مناسبات اجتماعی جامعه افغانی انطباق نداشت . اما سوال آنجاست که چگونه کتله های قابل ملاحظه ای از جوانان دانشگاهی و فعالان سیاسی جامعه افغانی قربانی این اندیشه های شبه علمی گشتند و نه در یک مقطع محدود تاریخی جامعه افغانی بلکه در بخش بزرگی از تاریخ کشور ما چنین  اندیشه های جزمی را که با انجام کودتاهای نظامی خشونت و تروریزم را تیوریزه میگردید یاری میرساندند و تاهنوز هم جامعه فقیر و ستمدیده افغانستان در آتش همان خشونت تیوریزه شده می سوزند ! ؟

سخنرانی  مرحوم سردار محمد داؤد حین انجام کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ 

ونکته مهم دیگر اینکه چرا هنوز هم تیوری پردازان و حامیان اصلی آن ” اندیشه ها ” را که دیگر فاقد اندکترین روح عدالت خواهی است  به حیث در عبرت نه مینگرند بلکه  مصرانه تلاش میکنند تا همان افکار و اندیشه های شکست خورده ای را که همچون معجون به میعاد  گذشته بر روح وروان نسل پرخاشگرجامعه افغان  تأثیر میگذارند .   به خورد جامعه ستمدیده افغان بدهند . نباید تعجب کرد که چرا  این بارتمامی مهره های که دکتورین امنیتی دوران جنگ سرد به هواداریی از شکست خورده گان جهانی  سعی میکنند که پس ازسقوط بزرگترین مرکز الهام آن معجون استراتیژیک یعنی اتحاد جماهیر شوروی با توصل به مهره های اصلی  نظام مافیایی حاکم بر افغانستان مأموریت قبلی دوران جنگ سرد را به اتمام برسانند !

 البته دراینجاکاری به این نداریم که این به قول معروف کتله هایاز« رأشن فکران چپ اندیش کشور» تا چه حد در اظهار عقائد خویش محق اند ؟ ، اما حد اقل میتوان گفت که این معجون و این نسخه ی به میعاد گذشته ای که درجلسات محرمانه ای از مافیای چپ رژیم دست بدست میگردند با گروه خونی ای که دروجدان عمومی وتک تکی ازشهروندان موج میزند هیچگونه انطباقی ندارد!عملکرد گردان های ازشوالیه های مذهبی که درفقدان قرئت عقلانی واجتهادی ازاسلام شعار ” اسلام راه حل تمام عیار زندگی بشر!! “ را سر میدادند کمتر از نیروهای چپ اندیش  در جامعه افغان  به ساختارهای اقتصادی و فرهنگی کشور افغانستان  ضربه نزده  وضرری نرسانده است .  تاریخ معاصر میهن و قضاوت وجدان تک ، تکی از شهروندان گواه راستین بر عملکردهای اند که طی دودهه گذشته از سوی اجاره داران حوزه مذهب بر شهروندان مظلوم ومؤمن افغانستان تجربه شده اند . اما به گفته هراکلیتوس Heraclitus فیلسوف معروف یونانی به  یک رود خانه نه میتوان دوبار وارد شد زیرا بار دوم نه رود خانه همان رود خانه است و نه فرد همان فرد ! تنها چیزی که در جهان ثابت است تغییر نامیده میشود . به گفته این فیلیسوف نامداریونانی اگرتناقض وتضادنباشد،تغییروتکامل وتحؤل وجود نخواهند داشت.نباید تعجب کردکه چگونه وچرادرفلسفه خلقت توحیدی انسان دارایی یک ساختاردیالکتیکی است (لجن و روح خدا ) و تاریخ نیز استمرارمجادله دو قطب حق و باطل نامیده میشود با توجه به این استدلال معقول و این منطق علمی از دیر بدینسو شاهد این واقیت هستیم که سرزمین افغانستان فاقد نهاد  مشروع حقوقی و سیاسی  بنام دولت بوده است ، از آنجا که سیستم ونظام سیاسی حاکم در جامعه افغانستان نقش تأثیر گزار بر کنترول وسیعی از نهاد های اجتماعی و حقوقی داشته است افراد و شهروندان این کشور جنگ زده ما نیز که با وجود صد ها نهاد تشکیلاتی در حوزه سیاست و اندیشه سمارق واردرفقدان اندیشه ء پویا و علمی مدیریت یک جامعه زندگی میکنند ، همچون قوم  بنی اسرائیل که مورد عذاب واقع شده بود وعلی الرغم آنکه چهل سال تمام راه پیموده  بودند در نقطه ای استاده بودند که از آن حرکت آغازیده بودند ، مردم جنگ زده افغانستان نیز با طی نمودن هزارساله راه بسوی قله های پیشرفت و ترقی از نقطه ای که مسیر مانرا آغازیده ایم متوقف خواهیم ماند . 

heraklitus Yonaan Phelisuphe 10

 

نگاه بنیاد گرایانه مذهبی به منحنی مشروعیت !

برای یافتن درست و دقیق استراتیژیی  یک نهضت سیاسی در جوامع شرقی بویژه در حوزه جنبش سیاسی اسلام در عصر حاضر باید به سرچشمه های اولیه و علل و اسباب آن در دوره جدید مراجعه کرد چنانچه قرآن کریم در سوره مبارکه آل عمران چنین می فرمائند

    قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء

اما مسأله اعطای  امتیاز و عزت از جانب الهی و یاهم ذلت از جانب پروردگار هیچگاه به معنای مادی نباید تعبیر و تفسیر گردد که چنین نگاه مادیگرانه به مؤلفه های  “عزت و ذلت ” با اصل زرین توحید کاملأ در تضاد قرار دارند هرچند ازسوی مراجع بزرگ شبه مذهبی که درپیشاپیش نظام بازار آزاد بروزن ” بازار آزار “ کنونی بحیث جاده صف کنان و مفتیان اعظم مذهبی حضور دارند و آیه متبارک سوره آل عـــــمران  (  قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء ) را در مغائرت با اصل توحید و عدالت با نگاه مادی همچون یک شرکت سهامی تجارتی  مینگرند چنانچه یکی از پایه های اصلی منبر مافیای حاکم بر سرنوشت افغانستان جهاد را با همین بینیش ضعیف مادی اندازه گیری نمودند و پس از تکرار این اشعار زیبای فارسی که میگویند : با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا دادگان را خدا داده است !! قرآن پاک را مورد استفاده قرار میدهد و آنرا اینگونه مسخ می سازد :

 شاید حضرت استاد عبدالرب رسول سیاف مفتی اعظم شرکت سهامی موسوم به ” دولت وحدت ملی افغانستان “جهاد راشمشیر زنی وقتل انسانهای می داند که درزیرسایه خلافت شبه مذهبی جزم اندیشان و متحجران حاکم بر سرنوشت جامعه بصورت مظلومانه زندگی میکنند و”امیرالمؤمین سیاف !! ” که خودرا نمائنده خدا و در درجه بالاتر از آن ذات کبریأ محسوب میکند وقتی جهاد و مجاهدین را وسیله کوبیدن انسان ها بویژه مخالفان اش می خواند  درکسوت یک دیکتاتور خو نریز در تاریخ بشر  ظهور میکند و اینگونه برای سرنوشت انسانهای که به هردلیلی با دیکتاتوریی  حضرت استاد  صدای مظلومانه ای از مخالفت را سرمیدهند باز هم سوار بر بال های مسخ شده  کلام الله شریف چنـتین  خط ونشان می کشد .

ببینید عزیزان ! که این استادی که از بزرگترین پوهنتون مذهبی ” الازهرمصر ” سند فوق لیسانس احادیث را گرفته است چگونه نه تنها خود را بلکه نظامی که بدستان مبارک مرشد اعظم اش حضرت جان کری John Kerry   و دستیارسیأ “سی اش یان کوبیس  Ján Kubiš  نمائنده ویژه سرمنشی سازمان ملل برای افغانستان تأسیس شده  است آنرا نظام الهی در زمین میخواند و فتوای شکنجه و قتل هرنوع مخالفان این شرکت سهامی  را با این ساده گی صادر میکند !! . مسخره ترین ودر عین حال خنده آورترین میتود تحقق فرآیند صلح در افغانستان است که به قول حضرت استاد باید صلح از راه تزارع نه بلکه پس از کوبیدن مخالفین حاصل میشود  که به قول وی توان ایجاد چنین فاجعه خونین را تنها در وجود” مجاهدین “ سراغ دارد  و بس !

jan kerry and jan cobes anunce National Unaty Gornment 03

 اکنون قضاوت وضعیت تاروتاریک جامعه و حالت کنونی حاکم بر کشور را به شما دوستان ارجمند واگذار میکنم که برخی از شما عزیزان به عنوان کسانی که در حوزه حقوق و علوم سیاسی مطالعات مسلکی تخصصی دارا اید و مشروعیت حقوقی نهادی که در ترمنولوژی علوم سیاسی بنام دولت خوانده میشود ، مشروعیت چنین شرکت سهامی ای را که طی ۱۴ سال متمادی با هزینه ساختن صد ها میلیارد دالردر افغانستانِ مجروح بدستان مبارکه  حضرت جان کری John Kerry   و دســــتیار” سیأ “ســــی اش یان کوبیس  Ján Kubiš  نمائنده ویژه سرمنشی سازمان ملل برای افغانستان تأسیس شده  است چگونه ارزیابی می فرمائید ؟

Forotan Edama darad 07

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا