گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » من و تو در ترازوي اخلاق ۲!
من و تو در ترازوي اخلاق ۲!

من و تو در ترازوي اخلاق ۲!

sarwar jan Aslamyar Name

در پيامك گذشته از أصول كلي اخلاقي از جمله عدالت و عدم ضرر به ديگران صحبت كردم . قاعده اي عدم ضرر ضرورت به توضيح ندارد ؛ اما عدالت را به دو مفهوم ، اول معرفتي : دادن حق به حقدار و بيان واقعيت آنطور كه هست تعريف مَي كنيم ، يا به تعبير مولوي :

عدل چه بود وضع اندر موضعش

ظلم چه بود وضع در ناموضعش

عدا چه بود آب ده أشجار را

ظلم چه بود آب دادن خار را

و دوم عدالت را به معناي حد ميانه يا عدم افراط و تفريط ( اخلاق فضيلتي ) ، رعايت كرامـــت انساني ( اخلاق وظيفوي ) ، و نتايج عملكرد ( اخلاق فايده گرا ) به كار مَي بريم .شكي نيست رعايت أصول اخلاقي ادعاي است كه همه اي ما داريم اما قضاوت اين را كه ما انسان منصف و عادل هستيم و به ديگران ضرر نمي رسانيم ديگران خوب تَر مَي توانند ، زيرا آنان در تيررس گفتار و عملكرد ما اند و نتايج گفتار و كردار ما را با گوشت و پوست خود احساس مَي كنند .

درينجا مَي خواهم از خشونت صحبت كنم . خشونت به يك تعبير گفتار يا عملكرديست ناشي از قهر كه با ضرر به ديگران ، چه زخم زبان و چه جراحت جسمي و حتي حذف فزيكي ، مَي انجامد . در عمل خشونت آميز نه تنها اصل اخلاقي عدم ضرر به ديگران بلكه عدالت هم زير پا مَي شود ، زيرا شخص خشونت گرا هميشه براي عمل خود توجيه و استدلال ناجور خود را دارد . شكي نيست كه منحيث بك انسان عاقل و با اخلاق ما خشونت را نكوهش مَي كتيم ، اما پرسشي كه بايد از خود كنيم اينست كه آيا ما خود واقعن در همه گفتار و عملكرد هاي خود ، از پيامك فيسبوك و تويتر گرفته تا روابط خانوادگي ، محيط كار ، بازار ، روابط با دوستان و رقيبان ، هم فكران و مخالفان، تحليل ها و جهت گيري سياسي ، وًغيره امور اجتماعي جانب عدالت و أنصاف را مَي گيريم واز خشونت و ضرر رساندن به ديگران پرهيز مَي كنيم ؟با سر زدن به صفحات فيسبوك و تعقيب رويداد هاي امروز ي افغانستان و جهان متاسفانه مَي بينيم كه ما همه در درجات مختلف اين دو اصل اخلاقي عدالت و عدم ضرر را مراعات نمي كنيم .

مثلأ در حاليكه خشونت گروههاي دهشت افگن داعش و طالب نكوهش مَي شود ، پيامك هاي فيسبوك و رسانه هاي ارتباط جمعی پر است از لعنت گفتن و فحش دادن . همه قهر و افراطي اند و خشونت به حدي است كه اگر إمكانات در دست هر يك باشد ، صد ها د اعش و طالب به وجود خواهد آمد . يكي ديد مذهبي سلفي سعودي خود را راه حل همه مشكلات و همه مخالفان سياسي و فكري سعودي و وهابيت را مزدور ايران ميداند . ديگري بر عكس هر ديگر انديش غير شيعه و منتقد دولت ايران را مزدور سعودي . يكي داكتر نجيب را قهرمان و شير افغان مَي پندارد ، ديگري مسعود را ، و ديگري حكمتيار و ملا عمر را أميرالمؤمنين . يكي دين و قراءت ديني خاصي را راه حل تمام مشكلات و ديگران را كافر، فاحش و فاسد و ديگري تمام جنايات تاريخ بشري را به گردن اسلام و دين انداخته به خدا و پيامبر فحش و ناسزا مَي گويد . يكي از خراسان بزرگ دم مَي زند و ديگري از افغانستان با أكثريت پشتون . و اين خشونت و بي عدالتي متاسفانه هر روز به شكل و قيافه اي ديگري ظاهر مَي گردد .

گـــروه انــدیــشه وپـــژوهـــش نــوانــدیـــشی :
____________________________________________________________________________________________________________________________________
شكي نيست رعايت أصول اخلاقي ادعاي است كه همه اي ما داريم اما قضاوت اين را كه ما انسان منصف و عادل هستيم و به ديگران ضرر نمي رسانيم ديگران خوب تَر مَي توانند ، زيرا آنان در تيررس گفتار و عملكرد ما اند و نتايج گفتار و كردار ما را با گوشت و پوست خود احساس مَي كنند . درينجا مَي خواهم از خشونت صحبت كنم . خشونت به يك تعبير گفتار يا عملكرديست ناشي از قهر كه با ضرر به ديگران ، چه زخم زبان و چه جراحت جسمي و حتي حذف فزيكي ، مَي انجامد . در عمل خشونت آميز نه تنها اصل اخلاقي عدم ضرر به ديگران بلكه عدالت هم زير پا مَي شود ، زيرا شخص خشونت گرا هميشه براي عمل خود توجيه و استدلال ناجور خود را دارد ………….

این بازبینی را بررسی کنید

رای کاربر: اولین نفر !
0

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا