گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » معشوق چون نقاب زرخ برنمی کشد ، پیوسته به گذشته : نقش بانوان در تــصوف وعــرفــان اســلامـی !
معشوق چون نقاب زرخ برنمی کشد ، پیوسته به گذشته : نقش بانوان در تــصوف وعــرفــان اســلامـی !

معشوق چون نقاب زرخ برنمی کشد ، پیوسته به گذشته : نقش بانوان در تــصوف وعــرفــان اســلامـی !

Deljo Hosenie28

معشوق چون نقاب ز رخ بر نمی کشد

هرکس حکایتی ز تصور چرا کند

پیوسته به گذشته قسمت دوم :

او در توضیح دیگاهش که زن را نمادی از حضرت حق می داند در سطح بالاتر به سخنی اشاره می نماید که شیخ محی الدین ابن عربی مطرح می کند : و می گوید : ” مشاهده حضور خداوند در زن ، آشکار تر ، کامل تر ، و زیبا تر است ! به این خاطر که زن ویژگی های دارد که او را با صفات خداوند هماهنگ می کند “.

Mahyodin ebne arabi and womens 28

خانم انصاری ، حضور زن را در جنبه نظریه پردازی به آفرنیش خداوند در نظم و استواری شبیه می داند ، که آفرینش حضرت حق در وجود زن به عنوان موجودی که تکه ای کوشتی را دردرون خودش به انسان کاملی مبدل می کند ،شباهت داده است .

تو مادری و تاج کرامت به تو زیبد

در عالم هستی همه عزت به تو زیبد

اسرار خدایی و و لادت به تو زیبد

انسانیت و خدمت و ملت به تو زیبد

دین تو وفا و کرم و عشق و رهایی

درد و الم و ماتم و غم از تو جدایی

           ( دلجو حسینی )

او تجلی رزاقیت خداوند در شیاهت به زن را به شیر دادن زن به فرزندش معرفی می نماید، و مهرذاتی خداوند نیز در عطوفت درونی زن قابل قیاس است که مطابق با مهروعطوفت حضرت حق بوده و حتی این زیبایی زن است که یاد آور جمال خداوند می باشد .البته با یاد آوری اینکه آنچه از خصوصیات ویژه که به زن داده شده است همه مو هبت الهی است و زن مخلوق شایسته ی خداوند است.الله در توان روحی زن ، همه ی زیبایی های مسحور کننده را عطا فرموده ، طوریکه صلاحیت و قدرت تحمل بار مادری را به این فرشته ای زیبا بخشیده است . و همچنان خالق رازق ، رزق این موجود ضعیف را در وجود مادر تا مرحله ی معین تعبیه کرده است.

                           خورشید زمین ماه فلک نور خدایی !

khorshede falak 28

این پژوهشگر عرفان ، رسیدن به مرحله انسان کامل را کاملا فاقد تقسیم بندی دانسته و به این سخن عطاربیشابوری در تذکرة الاولیا اشاره می نماید :عطار در شرح حال رابعه می گوید : ” در توحید ، وجود من و تو کی ماند تا به مرد و زن چه رسد ” یعنی اینکه وجود زن ومرد در عالم وجود عینیت پیدا می کند ، در عالم روح مرز جنسیت وجود ندارد . این سخن عطر به این معناست که معنای کمال آن قدر غنی و زیباست که حتی قابل تفکیک بین من وتو نیز نمی باشد چه رسد چه رسد به تفکیک جنسیت !هیچ چیز نمی تواند یک زن را در حیطه رسیدن به کمال محدود کند ، و چنانچه در تصوف ، شیخ مرشد کامل است ، در تاریخ عرفان زنهای نیز داشتیم که شیخه شده اند و به نام خانقاه ، شهر کوچکی را اداره کرده اند .شیخ اکبر ابن عربی می گوید :”در میان بر گزید گان خداوند و اولیای خاص خدا ، زنانی نیز وجود دارند که دائم و ابدی هستند و نظام طبیعت و جهان را سامان می دهند .”در عالم عرفان و تصوف ، رابعه عدویه نام در خشنده و آشکار و معروفیست که اهل عرفان آنرا به خوبی می دانند، و با نام او آشنایی دارند . در تذکرة الاو لیای شیخ عطار نیشابوری در مورد شرح حال این بانوی بزرگ عالم عرفان و تصوف چنین می گوید : ذکررابعه رحمت الله علیها .آن مخدرهء خدِر ،(مخدره / دختر و زن مستوره ــ خدِر / پرده ــ فرهنگ معین)آن مستوره سِتر اخلاص ، آن سوخته عشق و اشتیاق ، آن شیفنهء قرب و اخلاق ، آن گمشدهء وصال ، آن مقبول الرجال ، ثانیه مریم صفیه ، رابعه عدویه رحمت اله علیها : رابعه عدویه از نخستین صوفیان بود که مضمون عشق الهی و اتحاد را مطرح کرد . اولین ریشه های صوفی گری را می توان در قرن ششم میلادی ، (قرن دوم هجری ) ، یافت .

Rabia Odawia 28

زنان و مردان پارسا این سیر و سلوک را آغاز کردند . از جهنم و زندگی بعد از مرگ خوف بسیا زیادی داشتند . در طول زندگیشان شب زنده داری و روزه دار بودن .در ابتدا تعالیم بر اساس خوف از خدا بود ، اما تصوف در درون تاریخ خود مخافه ، عشق و معرفت را با هم دارد . اما در ادیان مختلف تکیه بر یکی از این امور بیشتر است . اما این تاکید به معنی مطلق نیست .

Forotan Edama darad 07

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا