گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » مخزن الاسرارحکیم نظامی گنجوی!
مخزن الاسرارحکیم نظامی گنجوی!

مخزن الاسرارحکیم نظامی گنجوی!

Deljo Hosenie  Naam 18

Bare Panah 18

 

حکیم نظامی ، در سال ۵۳۵ هجری ، در گنجه در سرزمین ارّان ( آذربیجان ) بدنیا آمد . نام او الیاس و نام پدرش یوسف بود ، به قول خود او : یوسف پسر ذکی موئید . مادرش را هم خود او رئیسهء کُرد خوانده است . وتبار پدر یوسف مهاجر آذری بوده اند .نظامی دایم در اشعارش از حاسدان و مدعیان بی نام و گمنام ، شکایت داشت ، و برای همین از جریانهای مبتذل و منحط محیط ( مانند روز و روزگار ما) فاصله می گرفت . با این حاسدان ( وفاسدان) و مدعیان چنان بیگانه می زیست که گویی از دنیای دیگریست و به جهان دیگری تعلق دارد. در شاعری شیوهء او غریب بود ، و او خود به آن شیوه می نازید و آن را وسیله برای رهایی از ابتذال محیط تلقی می کرد . او در عزلت رهید از (شرّ) ابتذال و در هرچه می دید چیزهای می یافت که آن چیز ها به ندرت ممکن بود به چشم دیگران بیاید . همه چیز در نظر او ورای پرده از ابهام روی می نمود. .نگاه نافذ او جزئیات نا شناخته یی را در مظاهر طبیعت کشف می کرد ، زبان و ذهن تصویر ساز او به آنها رنگ و حیات می داد و آنگاه قافیه می آمد . و به این نا شناخته ها بال و پری برای پرواز می داد . پرواز بر فراز سر انسانهایی که شاعر از ابتذال دنیای آنها فاصله گرفته بود وبا این حال دوست داشت پیوند خود را با آنها استوار سازد .مخزن الاسرار اولین ثمرهء عزلت و ریاضت شاعر بود. در عین حال اولین تجربه عمدهء شاعران عصر وی در پیوند شعربا شرع بود . در این اثر که به شیوهء حدیقه سنایی نظم شد شاعران عصر را از ” مصطبه” ( میخانه) آزاد کرد و آنرا به صومعه و دنیای زهد و ریاضت کشانده بود. مخزن الاسراردر واقع فقط یک مرحله ازجستجوی بود که ذهن (حکیم نظامی) در تکاپوی وصول به یک مدینهء فاضله در پیش گرفته بود . ولی این منظومهءکوتاه زهد آمیز، با آنکه مورد تحسین شعر شناسان عصر واقع شد ، آن شهرت و قبولی را که شاعر انتظار داشت ، در محافل صوفیه پیدانکرد. زبانش با وجود زیبایی دشوار و محتوایش با وجود بر وعظ و تحقیق از جنس آنچه در حدیقهء سنایی توجه خاص اهل خانقاه را بر می انگیخت ، نبود .مخزن الاسرار حکیم نظامی پژواک غریب و پرطنطنه یی از حدیقه سنایی بود.

Nezami Ganjawie 18

مخزن الاسرار ، در مرتبهء خود شاهکاری در شیوهء تحقیق و بنای استواری در زمینه شعر تعلیمی بود . فاتحهء آن غیر از تحمید و نعت که آکنده از  دقایق توحید و لطایف ایمان بود . شامل تفصیل دقیق اما غالباً مبهم و پیچیده یی در باب خلوت های مرتاضانه شاعر و توصیف ریاضت کشی ها و عزلت گزینی های او در حرم دل بود. در طی این خلوت های راز ناک شبانه هاتف خلوت وی را با تعلیم و تلقین سرد و زهد آمیز دل آشنا می کرد.این مخزن الاسرار، که به موجب فحوای اشارت خود او اسرار الهی دل را شامل می شد ، غیر از آنچه ورای تحمید و نعت بر سبیل در آمد در باب سبب نظم کتاب وماجرای خلوت های شبانه در دنبال فاتحهء کتاب به تظم آمده بود متضمن بیست مقالت تعلیمی می شود که طی آنها معانی اخلاقی و عر فانی به صورت خطاب به نفس به بیان می آید .

مقالات و حکایات مخزت الاسرار با بیانی آکنده از تصویرهای شاعرانه ومشحون از تلمیحات و اثرات جالبی را که شاعر آن را از الهام دل تلقی می کرد وبه نحو بارزی جنبهء فردی و شخصی داشت ارائه می کند. حکیم نظامی نتیجه می گیرد که خشنود کردن دلها مایه رستگاری ست و آنکه می خواهد شایسته نام انسان باشد باید مثل اولیا و اهل ریاضت ، رنج خود و راحت یاران را طلب کند وبا تحمل ریاضت ، در کائنات قدرت ، تصرف و تسخیر پیداکند . و بدین سان آلام کسانی را که از این رهگذر دچار سختی هستند ، بکاهد. انسانی که به این مرتبه نایل آید در تمام عالم مقام فرماندهی دارد، واین مرتبه است که بدون نیل به آن حفظ عدالت و رعایت انصاف ممکن نیست .این مقالات مبتنی برالهام قلبی و فارغ ازالهام عقلی است تا حدی هم اشرات به آنست که در عالم (زندگی انسان ) آنچه فی الواقع حاکم است (جز)بی نظمی و بی عدالتی چیزی نیست و از همین روست که باید طرح نو دراندازیم و بیک مدینه فاضله واقعی دل بست.روایات نشان می دهد که حالات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی حاکم بر اجتماع دوران حیات حکیم نظامی گنجوی ، بسیار شبیه به حالات و شرایط کنونی کشورما وجهان ما بوده است.نظامییان و زور گویان و فریب کاران بی سواد و بی دانش و حریص برمال قدرت وحاکم بر مقدرات مردم و از حمایت بیگانگان بر خوردار، زند گی را بکام مردم بی پنا و بینوا بسیار تلخ و غیر قابل تحمل ساخته بودند . جامعه به رسالت مندان همچون حکیم نظامی سخت نیازمند بوده است. اظهار درد و وحشت از دنیایی که دنیا زده گی و ثروت اندوزی نظامیان، خشونت طلبان و افراط گرایان و آزاد در ارتکاب هر نوع تجاوز و تعدی ، نفس هارا در سینه های مردم مظلوم تنگ ساخته است .از جانب دیگر ، پیداست که بقول حکیم نظامی (صوفی و حاجی ) یعنی تزویر و ریا ، هنوزبه این اندازه “بیداری ” نیافته اند تا بی دغدغه و بدون وسوسه نفس وشیطان برای ترک تعلق آماده گی داشته باشند ، ترک غفلت ترک خواب (خواب وجدانی) الزام به صدق و راستی و اینکه خود وغیره را با القاء دروغ، فریب، نیرنگ و ریا گمراه نسازند، تانشانی از بیداری را در میان خلق الله بتوان سراغ نمود .

درجستجوی ناکجا آباد 18

(پیر گنجه درجستجوی نا کجا آباد )

در بخایش و عفو یزدان

ای با زل بوده و نابوده ما

وی بابد زنده و فرسوده ما

دور جنیبت کش فرمان تست (۱ )

سفت فلک غاشیه گردان تست (۲)

حلقه زن خانه بدوش توایم

چون در تو حلقه بگوش تو ایم

بی طمعیم از همه سازندهای (۳)

جزتو نداریم نوازنده ای

از پی تست این همه امید و بیم

هم تو ببخشای و ببخش ای کریم

چاره ما ساز که بی داوریم (۴ )

گرتو برانی به که روآوریم

این چه زبان این چه زبا نرانیست

گفته و نا گفته پشیمانیست

دل زکجا این پر و بال ازکجا

من که و تعظیم جلال از کجا

جان بچه دل راه دراین بحرکرد

دل بچه گستاخی ازاین چشمه خورد

درصفتت گنگ فرو مانده ایم (۵ )

من عرف الله فرو خوانده ایم

چون خجلیم از سخن خام خویش

هم تو بیامرز بانعام خویش

پیش تو گربی سرو پا آمدیم

هم بامید تو خدا آمدیم

یارشو ای مونس غمخوارگان ( ۶)

چاره کن ای چاره بیچاره گان

قافله شد واپسی ما ببین

ای کس ما بی کسی ما ببین

برکه پناهیم توئی بی نظیر

درکه گریزیم توئی دستگیر ( ۷)

جز درتو قبله نخواهیم ساخت

گرننوازی تو که خواهد نواخت

دست چنین پیش کی دارد که ما

زاری از این بیش کی دارد که ما  درگزراز جرم که خواننده ایم

چاره ما کن که پناهنده ایم

ای شرف نام نظامی بتو

خواجگی اوست غلامی یتو

نزل تحیّت بزبانش رسان

معرفت خویش بجانش رسان

لیلی مجنون 18

۱ – جنیبت : اسب کتل ، ( کتل ) دور صحرا، غیاث .

جنیبت کش ، شخصی که اسب کتل را می کشد .

سفت فلک : سفت ، ستبر و استوار و بسیا محکم .

غاشیه گردان : مطیع و فرمانبر دار.

۲ _ بی طمعیم از همه سازنده ای : سازنده ، ساز، صاحب و خداوند ، ازهمه توانمدان وکارسازان و گره گشایان و مدعیان ، انتظاری نداریم، فقط تو گره گشا ونوازنده ای .جز تو نداریم نوازمده ای .

۳ _ چاره ما ساز که بی داوریم : داور، حاکم ، صاحب ، غیاث ومعین.

معلوم می شود دستگاه های ، قضایی و سیاسی زمان حکیم نظامی مانند دستگاه های قضایی وسیاسی وحقوقی امروزی غرق در فساد وظلم وستم بوده است که او به این نا امیدی از آنها یاد می نماید .

 ۴_ یارشوای مونس غمخوارگان : یار، مددگارومخفف، یارا ، به معنای طاقت وتوان است، غیاث .  

این کلمه هنوزدرمحاوره مردم درهرات مستعمل است. تومددکن ویاری رسان.

۵ _ فِرُو: بر سر افعال مرکب در آید بمعانی ذیل : فرود پایین ، فرورفتن فروخواندن،فروماند و فرو نشاند

من عرف الله فرو خوانده ایم :

  مَلَک به ذاتش نمی برد پی __ فَلک بسنجد بزرگی وی __ اگر بگنجد به کوزه دریا_ انسانِ محدودو محاط نمی تواند پی به ذات نامحدود ومطلق ببرد .برای شناخت اسرا وتوصیف مقامات و منازل وبرای تحقق کامل شایسته است که خداوندرا فقط بانامها و ذکرهای که در قرآن کریم واردشده یاد نمایم تابین ذکروتلامت جمع نموده ودراین صورت هم پاداش تلاوت کنندگان رابه دست آوریم وهم پاداش ذاکران را.البته اذکاررا باید در عمل مجسم ساخت که تنها در لفظ باقی نماند.

۶ _ درکه گریزیم : کلمه گریزه (فراری ، پناهنده ) هنوز در تاجکستان مصطلح است .

۷ _ زاری : بینوایی ، و بیکسی ، زاری و خواری.غیاث.

ومن الله التوفیق

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا