گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » مانیفیست زندگی تاریخی بشردرکائینات!
مانیفیست زندگی تاریخی بشردرکائینات!

مانیفیست زندگی تاریخی بشردرکائینات!

forotan Name07

پیوسته به گذشته بخش نود ویکم

 

                               مانیفیست فلسفه تاریخی انسان در هستی

علاقه مندان عزیز این قلم  اگر یادداشت قبلی ام را به دقت خوانده باشند احتمالأ به هدف و غایه اصلی نوشتن آن قسمت و آنچه را که اکنون مطالعه می فرمائند پی میبرند و درمی یابند که ما به عنوان انسان های مسؤل و آگاه این عصرچگونه می اندیشیم و با عینک چه  پارامترها و معیار ها به انسان و هستی می نگریم ؟ کاملأ طبیعی است که شاید در ذهن صاف اندیش ترین روشنفکران این نسل و این جامعه که من و امثال من نیز با آن وابسته ایم این سوال خطور کند که چطور شد در این هنگامی که شعله های آتش خونین جنگ  از دیوارهای کهن سرزمین اجدادیی مابر می خیزند، وتمامی هستی و ارزشهای تمدنی ما رامیبلعند  به مسائل فلسفی و جایگاه انسان در تاریخ و جامعه می پردازم ؟ و چرا اکنون که استعمار نوین جهانی جوامع انسانی را با میتودهای کاملأ سرغُچ شده ای  استحماری هر شهروند این جامعه جنگ زده را در جلد خـــودش چنان فرومیبرند که از کل سرنوشت جامــــعه غافل بـــــماند . آری ! واقعأ ضروریست و این قلم نیز اکیدأ بر این باورم که باید در راستای شناسائی تمامی عوامل بحران کنونی که گلوی فرد ، فردی از مردم ستمدیده ما را گرفته است به امر روشنگری در حوزه باورها و اعتقادات مذهبی مردم پرداخت ، چنانچه قبلأ متذکر گردیده ایم یکی از برجسته ترین توجهاتی که در شناسائی هویت فلسفی انسان نهفته است وفلسفه وجودیی وی در تاریخ را تشکیـــل و به عنـــوان یـــک ” علت ” مهم در مسیر زمان و جامعه معرفی شده است  بحث شناسائی ماهیت زندگی انسان در اسلام وحتی  هر دین و آئین  دیگرابراهیمی  از اهمیت خاصی بهره مند است . برمبنای شناخت فلسفی انسان دراسلام ، “انسان غیر سیاسی ” انسانی است عالی ترین تجلی استعداد خود را نادیده گرفته است . وهمین انسان وقتی در مسیر تغییرجامعه  ” شئ “ را میسازد خود به ” شئ “ مبدل میشود . بنابراین تا وقتی که حتی هر معمار دانا و هنرمند هویت فلسفی انسان و رابطه آن با طبیعت و هستی  را نه شناسد نه  میتوان برای حیات اجتماعی و سیاسی وی نقشه کشی و برنامه ریزی کنند .  بنابر این در فلسفه توحیدی که آفریننده کائینات یعنی خداوند (ج) ضلع مهم  مثلث خلقت را تشکیل میدهد و بحیث  خالق و ناظم مثلث آفرینیش شناخته میشود ، ما و هر انسان آگاه دیگری را موظف میسازد تا با کاوش و جستجو درهستی ماهیت زره ،زره ای ازتمامی حلقات هستی و کائینات به این نتیجه ای علمی برسیم که هیچ حلقه ای درطبیعت و کائنات بدون هدف مندیی  قابل شناخت آفریده نه شده است .این بدان معنا ست که تمامی مسیر تکاملی انسان در جامعه باید به اساس علم و        ” خِرد هدفمندانه “ در مرحله نخست کشف  و سپس برای هم آهنگی قانونمند با آن روش های مبتنی بر علم و خِرد جستجوکرد . بنابر این میتوان گفت که میان انسان به عنوان خلیفه ء ضلع مهم مثلث  خلقت یا  آفریننده کائینات  و تمدن یک رابطه دیالکتیکی دائمی وجود دارد که وجود هریکی از آنها نفی وجود دیگری است و اکنون با روشنی می بینیم که بر بستر چنین گفتمان فرهنگی و تمدنی  هستی تکامل می یابد و انسان در جایگاه خلیفه خداوند با ساس “عقل متعهدانه ” وفلتر شده در میکانیزمی بنام ” اجتهاد ” درتمامی حوزه های علمی وفلسفی  ، برج های بلندی از تـــکامل و هستـــی  را با الهام از این بخشی  از قرآن به عـــنوان کتاب فـــطرت  کــــه  الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا …..”را در مبحث تکامل کائینات و هستی بیان داشته است یکی در پی دیگری تسخیر میکند و با مقتضای ماهیت هریکی از حلقه های هستی در زندگی تاریخی خویش متبلور میسازد .

                         جایگاه انسان درفلسفه ء توحیدیی خلقت !

چنانچه قبلأ و درمقدمه نیز توضیح گردید بخشی از قرآن با هویت فلسفی و تاریخی انسان در پاراگراف کوتاه و مؤجزفلسفی مندرج درکلام الله مجید با يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ  مورد خطاب قرار گرفته و تصویر وجودی انسان ، تعریف فلسفی و عینیت او در تاریخ و جامعه را به تصویر کشیده است .

در اسلام با اینکه فاصله انسان را تا ذات نهایت دور کرده درعین حال فاصله خدا تا انسان را بکلی از از میان برداشته است و او را تنها موجودی در خلقت معرفی میکند که دارای روح خدا است و مسؤل و خلیفه ء خدا در زمین ! و خدا از رگ گردن به او نزدیکتراست .! نَحنُ أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید ! در خلقت انسان ، اصل آزادی و اصل انتخاب کاملأ در نظر گرفته شده و انسان به عنوان خلیفه خدا آزاد و مختار آفریده شده است و هیچکس و قدرتی نباید از این خلیفه خدا سلب چنین آزادی کنند که انسان جانشین خدا بروی  زمین – طبیعت – نمائنده او در جهان و در فلسفه سیاسی و تاریخی بطور عملی تحکیم کننده چنین مناسبات در قلمرو مکانیزم اجتهادی است . اینجاست که مسأله ” شوری ” و رأی آزاد مردم بصورت حقیقی  مطلوب و پایه اصلی نظام اجتماعی بشری را تشکیل میدهند .

توخود حجاب خودی از میان برخیز

اما قبل از اینکه در این قلمرو بیشتر سخن بگوئیم بهتر است سر فصل های موضوع مورد بحث یعنی انسان در اسلام و دیگر آدیان ابراهیمی را آنطور لازم است مطرح نمائیم . چنانچه دیدیم و خواندیم در نخستین اعلام تصمیم خداوند برای گردانیدن انسان بحیث خلیفه در زمین اعتراض فرشتگان و ابلیس را بر انگیخت و خداوند (ج) برای پایه گذاریی بستر صلح و آرامش در زمین به فرشته گان دستور صادر میکند که به آدم سجده  کنند ،زیرا آفریده گار کائینات و هستی  امانت خویش را به انسان می سپارد و وی را خلیفه خود در طبیعت اعلام میکند . در چنین روند است که هم سرشت و فطرت انسان و هم سرنوشت وی در خلقت مطرح می گردد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا