گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » قضاوتهای فیسبوکی ورسوبات نژادی!
قضاوتهای فیسبوکی ورسوبات نژادی!

قضاوتهای فیسبوکی ورسوبات نژادی!

Nauandeshi amstedam 01

یادداشت نواندیشی : ما وقتی به صفحات فیس بک بسیاری از نواندیشان دینی وغیردینی و  اکثر  نخبه گان علم و اندیشه  که سری میزنیم گاهی نیز به مطالب بحث برانگیزی برمی خوریم که لابد مطرح ساختن آن با شما عزیزان نیز عاری از ثمر نخواهند بود . امروزبه بحث بسیار جالب و درعین حال تاریخی و علمی ای را با شما عزیزان مطرح میکنیم که از صفحه فیس بک یکی از فرهنگیان نامور جامعه افغانی جناب  سید محمد اسحاق دلجوحسینی که نوشته بسیار عالی موسوم به دگراندیش که قبلأ  متن آن درتربیون نواندیشی نیز انتشار یافته است برگزیده ایم اما جالب است که درشبکه های اجتماعی مانند  فیس بک وغیره شبکه های اجتماعی  برخی ازعزیزان نیز آن مطالب منتشرشده را با ارائیه دیدگاه ها ونقطه نظرات خویش مورد نقد وبررسی قرار میدهند که یکی از  نوشته های جناب  سید اسحاق دلجوحسینی را  که خود دارای توانمندی های  فوق العاده در حوزه فرهنگ و ادبیات میباشد برخی از فرهیخته گان  با ارائیه  دیدگاه ی مفید خویش مورد نقد وبررسی قرار داده اند ، که یکی از جمله کسانی که ضمن سپاسگذاری ازنظریات مطرح شده از جانب استاد حسینی به مسأله اساسی که روح اصلی یک اندیشه  را تشکیل میدهند شخص بسیار محترمی بنام عبد الوهاب نمازی بوده که با نگاشتن دیدگاهش نوشته زیبای محترم دلجو حسینی راچنین انگشت انتقاد نهاده است :     آقای حسینی بزرگوار درود برشما بر رسی و وارسی (تجزیه و تحلیل) شما را می پسندم و از بینش درست و دلسوزانه تان بسیار خرسندم ولی با راهکار شما و چاره ای که بهش باور دارید افسوس مندانه موافق نیستم چرا که دین برای دشمنان شما ابزار خوبیست باید ابزاری را بکار برد که دشمن های شما از بکار بردنش نا توان باشند. راه کارهای ساده ومردم (عوام ) پسند راه به جایی نمیبرند وتکرار در تکرار میشوند . بدید من ازین پس بجای اندیشیدن به تجزیه تحلیل به یافتن راهکار بیندشیم راهکاری که شعا ر نباشد بلکه تضمین کننده باشد وباید ضمانت اجرای داشته باشد » بدون شک روح و محتوای این مطالبی است  که ما را نیز به حیث حاملا ن قرئت انسانی از دین مقدس اسلام  مأمور میسازد که وارد این عرصه شویم و به دور از هرگونه تعصب قومی – نژادی فقط  با پیام جهانی دین اسلام  و استوار براین  اصل زرین قرآن و این آیه مبارکه ” ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ) المائدة/۳ شالوده های یک جهان بینی و ایدئو لوژی انسان سازی نهاده شده است و  در آئینه آن  انسان این خلیفه خدا در زمین تنها بر براق عقل و خِرد اجتماعی سفر تکوینی تاریخ و تمدن را که همه عصر ها و تما می نسل هارا شامل می گردد می پیمائید .لهذا برای دریافت پاسخ اصلی بسیاری ازمعضلات امروزی بشر ناگزیریم به مسأله اصلی  فلسفه ودر بسیاری زمینه ها فراموش شده درفلسفه ء تاریخ  که شناخت جوهر انسان است به پردازیم زیرا کاملأ بی معنی خواهد بود که قبل از اینکه سرشت ، هویت ، مشخصات و شخصیت و جوهر و خواسته های انسان شناخته شود و آنها خوب و در انطباق با ” فطرت”  معین و تشخیص گردد ، مکتبی ، راه و روش و ایدئولوژی برای زندگی او تعیین و بطور جامد و ثابت احکامی صادر نمود . که تصویر وجودی انسان ، تعریف فلسفی و همچنین عینیت او در تاریخ و جامعه همه اموری اند که قبل از صدورهرنوع  حکم وهرگونه  ایدئولوژی و یاهم تعیین نقشه راه  برای زندگی اش شناخته شوند مسأله دیگری که در حوزه تفکر  و اندیشه  باید اکیدأ در نظر گرفته شود شناخت جایگاه اصلی مفاهیم و ترمنولوژی معینی  است که برویت پژوهشهای علمی و تحقیقات فلسفی باید استوار بوده باشند . زیرا به گفته دانشمندی نظر وقضاوت هرکسی تابع اطلاعات و معلوماتی است که در طول حیات اجتماعی وسیاسی  اش از سوی مراجع گوناگونی دریافته و بحیث یک حقیقت اثبات شده به جامعه بشری عرضه میدارد . مثلأ همین مفهومی بنام  دین را که شاید از  محیطی که به جناب آقای عبدالوهاب نمازی رسیده است همیشه به حیث ابزار استفاده دشمنان واقع شده باشد وبحیث  راه کار های ساده و عوام پسند  کاری را به جای نه برده باشد ….ما کاملأ با این نظر آقای نمازی موافقیم  اما باید حقیقت دین را نه بصورت  عوامانه و متحجرانه  که با مقتضای اهداف استعمار امروزی از سوی دشمنان تابلو دار ریشه های تمدن پرعظمت گذشته ملتها را نشانه گرفته اند با روشنگریی عالمانه و آگاهی بخش تبیین ساخت . اگر جناب نمازی گرانقدر آنچه را که روح نوشتار  محترم دلجو حسینی را تشکیل میدهند با دقت مطالعه و مرور فرموده باشد در می یابد که با تأسف و دریغ فروان حقیقت غیر از آن است که جناب آقای نمازی بر آن پا فشاری می نمایند زیرا محترم دلجو حسینی در بخش بزرگی از این نوشتاراش بر گذشته تمدن شرقی و اسلامی اینگونه تأکید نموده است  .” مرز وبومی که روزی مهد دانش و هنر بود و گهواره اندشمندان و نوابغ بزرگ تاریخی وبشری، مانند : مولانا جلال الدین بلخی ،ابوریحان بیرونی ،امام فخرالدین رازی هروی ، ابن سینای بلخی ، سید جمال الدین افغانی و دهها متفکر و دانشمند بزرگ دیگر ، امروز در زیر سلطه نظامیان و… خونخوار اجنبی و ترورستان جنایت پیشه و بی رحم، و موجودیت اداره ی مشتی افراد سطحی و عاری از فرهنگ و سیاست و تجربه و درایت حکومت داری ، به لانه ی از مار و مور و ملخ ! مبدل شده و آلت دست و بازیچه نظامیان بی مروت و بی رحم پاکستانی قرار گرفته است .پاکستانی ، که روزی بانی فکری آن ، علامه اقبال لاهوری ، به شاگردی و ارادت متفکران و عارفان والا مقام این مهد کهن افتخار می نمود و با مباهات قدم در آستان مقدسش گذاشت . امروز در چنگال اراده ی افسران و سر دمداران نظامی تربیت یافته و دست آموز استعمارگران فرتوت انگلیس اسیر و و به پایگاه اعمال ننگین و ضد بشری آنها به میدان جنگ و ترور مبدل گردیده است و برای استقرار صلح و امنیت باید آستان بوس آنان گردد!” …..شاید جناب نمازی و دوستان دیگری فرصت نیافته است تا نقش نخبه گان و همه چهره های بزرگی از متفکران و اندیشمندان مسلمان که در نوشتار کوتاه مگر پر مفهوم محترم دلجو حسینی تذکرداده شده است مرور نمایند ، جناب دلجو حسینی در نوشته اش  به دورانی  اشاره میکند که به فرموده وی  ” روزی مهد دانش و هنربود و گهواره اندیشمندان و نوابغ بزرگ تاریخی و بشری …..” شاید براستی هم جناب آقای عبدالوهاب نمازی که وقتی به صفحه فیس بک اش مراجعه گردید در شناسنامه اش ایرانی الاصلی است که از جلگه های پر غرور شاهرود ایران برخاسته و فعلأ مقیم شهر روم کشور ایتالیا میباشد که با دیدن نام های  نخبه گانی چون مولانای بلخی ، سید جمال الدین افغانی و دیگران که در  نوشتار جناب دلجو حسینی درج گردیده اند و بیشترآنها  با داشتن افکاردینی و با قرئت  انسانی  معروف اند  تحت تأثیر نوعی از احساسات افراطی نژادی قرار گرفته است و نتوانیسته جلو تعصبات کور ، متحجرانه و غیر عقلانی رابگیرد که بصورت سنتی در سرشت انسان باشنده جغرافیای بنام ایران از هزاران سال بدینسو جاری است . به یقین که هم جناب آقای نمازی و هم جناب دلجو حسینی با ما موافق خواهند بود که راه حل اصلی تمامی بحرانهای بشری بازگشت به گذشته ای هست که در آن انسان بحیث انسان بدور از هرگونه عصبیت های قومی و نژادی هویت می یابد . که جامعه ما مانند هر جامعه دیگری و زمان ما نیز مثل هر زمان دیگری قالب ریزی شده و در بستر خرافات و تعصبات با روح ترور و  خشونت طی چندین صد سال عجین گشته است ، طبیعی است که نقشه راه برای تمامی  دشواری های امروزی در اصل زرین بازگشت به خویشتن که قرآن کلام خدا آنرا  بحیث مکانیزم اصلی اصلاح جامعه چنین بیان می دارد  . إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم . این امر و چنین بازگشت ممکن نیست مگر با چراغ عقلانیت و خِرد جمعی که انسان را با نگاه متعهدانه و مسؤلانه به تاریخ و زندگی بشر که میتوانند در هر مقطعی از تاریخ فقط با علم و خِرد جمعی بزرگترین دست آوردهای را به بشر زمان خودش به ارمغان آورند .

Abdulwahab namazi 09 Abdulvahab Namazi آقای حسینی بزرگوار درود برشما بر رسی و وارسی (تجزیه و تحلیل) شما را میپسندم و از بینش درست و دلسوزانهتان بسیار خرسندم ولی با راهکار شما و چاره ای که بهش باور دارید افسوس مندانه موافق نیستم چرا که دین برای دشمنان شما ابزار خوبیست باید ابزاری را بکار برد که دشمن های شما از بکار بردنش نا توان باشند. راه کارهای ساده ومردم (عوام ) پسند راه به جایی نمیبرند وتکرار در تکرار میشوند . بدید من ازین پس بجای اندیشیدن به تجزیه تحلیل به یافتن راهکار بیندشیم راهکاری که شعا ر نباشد بلکه تضمین کننده باشد وباید ضمانت اجرای داشته باشد ………امیدوارم ازمن نرنجیده باشی . cherchel and islam 09

 
 
deljo hosenie Face Book09
 
 
برادر گرامی و فرهخته ام جناب آقای نمازی سلام و درود بر شما : اظها رامتنان می نمایم و خرسندم از ابراز نظر نیک و درد مندانه حضرت عالی . همیشه مسرور و موفق باشید . در اینکه ما همه در جستجوی راه نجات کشور از بد بختی و سیاه روزی هستیم که دشمنان آگاه و دوستان نا آگاه ببار آورده اند قطعا شکی در آن نیست ولی اندکی تفاوت در طرح آرا و راه کارها دیده می شود که آنهم به خواست خداو سعی وتلاش صادقانه همه ما مرفوع خواهد گردید. من نخست در مورد نظر آقای چرچیل باید به عرض بر سانم که تنها صف مقاوم و پایدار در برابر استعمار گران در طول تاریخ اسلام و مسلمانان بودند . تاریخ شاهد است و در این مقال مجال توضیح بیشتر نیست . و یکی از لکه های سیاه در تاریخ و فرهنگ غربی همین پدیده شوم استعمار است در کنار جنگها و ویرانگری های دیگر. اما اینکه دین ابزار دست استعمار است ، من موافق نیستم ،بلکه این مسلمان نماهای غرب زده و شیفته تمدن مادی و استعماری غرب بودند که بازیچه دست استعمار گران قرار گرفته اند نه اسلام . اسلام دین آزادی و عدالت و مساوات وسعادت است و به امتش درس توحید و سر بلندی و آزاد منشی و پیشرفت می دهد . واز تقلید و تعصب و عقب ماندگی پیروانش را سخت بر حذر می دارد. اما اینکه ما مسلمانان خود حجاب خودیم دردیست المناک .
همن اسلام است که ملتها وسرزمین های اسلامی را از چنگال متجاوزان رهایی بخشید و آزادی و سر بلندی را به ما به ارمغان آورد ولی عیب در مسلمانی ما بود که تعصب ورزیدیم و به درد تقلید فرهنگ غرب خود را وملتهای خود را گرفتار ساختیم ، ودر عقب کاروان ایستادیم . البته من منکر اینکه در کشور دموکراسی و حکومت قانون و عدالت اجتماعی حاکم شود نبستم ودر این راه تلاش جمعی را راه کار مفید می دانم .من به این معتقدم که از بیرون کسی و یا کشوری نمی تواند برای ما رفاه وپیشرفت به ارمغان آورد مثل اینکه هیج کشوری نمی تواند بدون ما صلح و امنیت را در کشور قایم نماید ،این ما هستیم که باید احساس مسؤلیت نمایم وبه عقاید و باور مندیهای ملت خود پای بند باشیم البته عقاید توحیدی وبدور از خرافات و تعصبات رنگارنگ. پس باید باهم به جستجوی حقیقت به میدان آیم و از هیچ چیز جز خدا نهراسیم . اگر در این راه توفیق حاصل نمایم سکان کشور و ملت را از دست دشمنان خواهیم گرفت . من نمی گویم که فقط فکر ما و طرح ما ، مشخص است که فکر جمعی و طرح جمعی نیاز است . به امید توفیق الهی در این راه پر نشیب و فراز.

 

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا