گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » طالبان ابزاری در دست استخبارات پاکستان و امریکا برای بحران آفرینی !
طالبان ابزاری در دست استخبارات پاکستان و امریکا برای بحران آفرینی !

طالبان ابزاری در دست استخبارات پاکستان و امریکا برای بحران آفرینی !

          

 نویسنده : مهرالدین مشید 

آنچه در این روز ها در کشور بلا دیدهٔ  ما میگذرد ٬ به همگان آفتابی است  . حوادث و رخداد های شگفت آور و سازمان یافتهٔ کنونی یک نوع زنگ خطر را به صدا در آورده است و همگان متوجه شده اند که بحران در  کشور هر روز ژرفتر و پیچیده تر شده  و دستان مریی و نامریی از آنسوی اوقیانوس ها تا فراسوی مرز ها و گروهها و حلقات مزدور و وطن فروش در داخل کشوردر فربه سازی بحران دخیل بوده و روز تا روز آن را چاقتر میسازند . مردم ما بدون استثنا به این حرف نظر اجماعی دارند که بحران کنونی در کشور نوعی دستکاری های مشترک استخبارات امریکا در تبانی با استخبارات پاکستان و طالبان است ؛ اما آنچه در این بازی بزرگ و خطر ساز بصورت آشکار چشمان مردم ما را خیره گردانیده است ٬ همانا تشدید بد امنی ٬ کشتار های زنجیره یی ٬ عملیات های انتحاری ٬ شدت یافتن بمب گذاری های کنار جاده و … است و در ظاهر بازیکنان و رخداد آفرینان این سناریوی خیلی تراژید طالبان تلقی می شوند و هر سنگی که به کوزه یی فیر می شود . بصورت فوری سخنگوی طالبان مسؤولیت آنر به عهده میگیرد و با به عهده گرفتن مسؤولیت از سوی طالبان گویا رویداد به پایان رسیده و در آن مقطع زمانی بازی انجام شده تلقی می شود ؛ البته انجامی که بی سرانجام بوده و روز دیگر حادثهٔ خطرناکتر از روز گذشته در گوشه یی از کشور بوقوع می پیوندد . اوضاع  چنان هر روز آشفته و خراب میگردد و یک نوع سر درگمی های امنیتی ٬ نظامی و سیاسی را در افکار عامه تداعی میکند که نشانهٔ آشکاری از به تلاطم رفتن کشتی توقانزدهٔ کشور است و اما این که این زورق شکستهٔ حوادث چه توفان هایی را در پیشرو دارد و با چه امواج خروشان و کمر شکنی رو به رو است ٬ هیچ کسی از این راز خبر نیست ؛ زیرا در این حرکت پر مخاطره نه تنها کشتی نشستگان که حتا ناخدای کشتی هم نمیداند که به کجا میرود و با چه دشواری هایی رو به رو خواهد شد . با این حال چه رسد به این که بدانند ٬ کشتی شان به کدام ساحلی لنگر خواهد افگند . این سرنشینان به قربانی گرفته با آنکه خود را مکلف به دفاع از خود میدانند ٬ برای دفاع از خود مجبور به دفاع شده اند و اما هر گز از پایان کار آگاهی نداشته و نمیدانند که سرنوشت شان به کجا خواهد انجامید ؛ اما در  این میان این قدر دریافته اند که در عقب این کشتی دستان مرموز و نامری وجود دارد که آنرا بدون رهنمون کردن به ساحلی ٬ بر فراز امواج توفانهای مدهشی سوار خواهد گردانید . این دستان مرموز شاید نقش آن نهنگ های عظیم الجثه را داشته باشند که از اعماق دریا کشتی را به صوبی که می خواهند ٬ میبرند . آشکار است که در این سفر خطرناک سرنشینان همه به قربانی گرفته شده اند ٬ نه  تنها زمامداران کابل و مردم افغانستان ؛ بلکه شماری امریکایی ها و بریتانیایی ها و… نیز به قربانی گرفته شده اند ؛ زیرا در ظاهر سکاندار کشتی توقانزده هستند .

مردم افغانستان‌ در حالی این بر این کشتی توفانزده سوار اند و به ساحل نامعلوم در حرکت اند که حتا در زمان غرق شدن کشتی مهارت های شناوری هم از آنان گرفته شده است ؛ گرچه در این سفر ناپیدا زمامداران کابل مانند سایر مردم افغانستان‌ بر کشتی سوار اند و اما چنان بیرحمانه قربانی بازی شده و اند و مانند کران ٬ کوران و ناآگاهان با یک نوع تجاهل عارفانه خود را ناخدای کشتی به حساب می آورند . در حالیکه اولین قربانی توفان های امواج آن سکانداران تاج و تخت کابل هستند .

این در حالی است که ۱۵۰ هزار نیرو های امریکایی ٬ بریتانیای ٬ فرانسه یی ٬ آلمانی و ۴۲ کشور دیگر در افغانستان حضور داشته و هر کدام  دارای دم  و دستگاه های فعال نظامی ٬ سیاسی و استخباراتی در افغانستان دارند . به گزارش رسانه های بین المللی اکنون بیش ار ۶۷ مرکز استخباراتی از کشور های مختلف در افغانستان فعال بوده و در سراسر این کشور حضور دارند . با این حضور استخباراتی فعال تحت حمایت ۱۵۰ هزار نیروی نظامی تا دندان مسلح چگونه می توان به ساده گی باور کرد که گروه های مسلح و انتحاری وارد حساس ترین نقاط شهری شده و اهداف خود را به ساده گی نشانه میگیرند . با اشاره به یکی از این کشور ها به گونهٔ مشت نمونهٔ خروار بسنده میکنیم .

  میدان هوایی کندهار با ۷۰۰ پرواز در روز یکی از بزرگترین میدان های هوایی امریکا در تمام جهان است . میدان هوایی شورابه یکی از بزرگترین میدان های هوایی امریکا در افغانستان است . امریکا در افغانستان هفت سفیر با ۱۱۰۰ پالیسی ساز ٬ ۵۰۰ انجنیر برای ساختن پایگاهٔ نظامی ٬ ۱۴۰۰ کارمند  دست اول سازمان سیا و ۲۴۰۰ مشاور در وزارت داخله افغانستان دارد . افغانستان از جمله چهار کشور در جهان است که شبکهٔ اف بی آی در آن دفتر دارد . سفارت امریکا در افغانستان با سفارت امریکا در عراق همسری میکند که از بزرگترین سفارت امریکا در   جهان است . هوتل ماریوت در جوار آن با هزینهٔ یک ملیارد دالر اعمار میگردد . (۲)

هوتل چهار ستارهٔ ماریوت (marriott) (۳)سومین هوتل بین المللی با هزینهٔ‌ صد ملیون دالر بوسیلهٔ امریکا در چهار راهی مسعود اعمار می شود . اکنون در این هوتل ۳۳۶ تن کار میکند که ۳۳۳ تن آن افغان هستند . این هوتل در شش طبقه اعمار و دارای  ۲۲۲ اتاق خواهد بود  که دارای حوض آب بازی و کلوپ های خاص برای رهبران جهان خواهد بود . قرار است تا در آینده ۷۶۰ تن در این هوتل به کار توظیف شوند  .

در حالیکه بگرام یکی از بزرگترین زندان های امریکا در جهان بود و هر روز در حال توسعه است  و به گزارش در حدود ۲۰ زندان های مخفی دیگر نیز در کنار این زندان موجود هستند که بیشتر در‌ ‌آنان زندانی های القاعده و طالبان نگاهداری می شوند . با تاسف که شمار زیادی از افراد بیگناهٔ افغانستان‌ نیز قربانی ترفند امریکایی ها شده و سال هایی زیادی را بدون سرنوشت در زندان یادشده سپری کرده اند و شماری هم بدون کدام محاکمه و بعد از گذشتاندن سال ها بعد از شکنجه ها ٬ توهین ها و هتک حرمت ها بدون سرنوشت از این شکنجه گاهٔ امریکایی ها رها گردیده اند . جدا از این که زندانی شدن دهها افغان مشکوک  و بیگناه در این زندان تا ۹ هفته از دید امریکایی ها در این زندان صبغهٔ قانونی به خود گرفته است . (۴)

امریکا بخاطری این ساز و برگ کلان نظامی ٬ سیاسی و ستخباراتی را در افغانستان تاسیس کرده و هر روز به توسعهٔ آن نیز می پردازد که دلایل آن روشن است ؛ زیرا فغانستان ۹۳۰ کیلومتر با ایران سرحد مشترک دارد و یک دهلیز بزرگ میان کشور های آسیاس میانه و جنوب آسیا است . این مرز طولانی و دهلیز وسیع و دراز ضرورت پایگاهٔ امریکا را در افغانستان بیشتر گردانیده است  . این در حالی است که چین در سه ماهٔ اخبر سال ۲۰۱۰ در  قطار دومین اقتصاد قدرتمند جهان ایستاد و روسیه با پشت سر گذاشتن بحران های اقتصادی اینک دیگر از هرج  و مرج اقتصادی رهایی یافته و به دومین فروشندهٔ تسلیحات در جهان میدل شده است . از سویی هم روسیه پیمان رهبری جمعی را با کشور های بلاروس ٬ قزاقستان ٬ ارمنستان ٬ قرغزستان و تاجکستان ساخته است که اکنون نیکولای بوردوژا ریاست آنرا به عهده دارد . وی در ۱۷ مارچ ۲۰۱۱ با این گفتهٔ خود که خروج نیرو های امریکایی از افغانستان پیش از وقت است . به گونه یی امریکایی ها را برای انتقام گیری های بیشتر به مبارزه خواسته است ؛ زیرا روسیه و چین حضور دایمی امریکا در افغانستان را تهدیدی برای امنیت کشور های منطقه خوانده اند .

پس گفته های بالا اندکی سر کلافهٔ سر در گم بازی های مرموز کنونی امریکا را در افغانستان برمیدارد و به اصطلاح در بالا خانهٔ آنانیکه اندکی هم از متاع تعقل است . درک میکنند که هدف از بازی های کنونی در افغانستان چیست و چگونه مردم بیچارهٔ این کشور بصورت بیرحمانه یی به قربانی گرفته شده اند ؛ البته این بالا خانه ها را با آن بالا خانه ها نباید به عوضی گرفت که حلقهٔ نوکری امریکا را بی شرمانه به گردن آویزان کرده اند و از بام تا شام برای زمینه سازی منافع امریکا نشخوار مینمایند که حتا اطلاق حرف نشخوار هم به این ها به نحوی حیثیت گاو را زیر سوال می برد ؛ زیرا این حیوان خدمتگار با وفایی است . هرگاه امریکا برنامهٔ بزرگی را در افغانستان در پیشرو نداشته باشد ؛  چگونه ممکن است و به ساده گی باور کرد  که با این همه توانایی ها نظامی و ا ستخبارات مجهز با پیشرفته ترین فناوری ها در  کنار تاسیسات نظامی و استخباراتی ۴۵ کشور دیگر قادر به کنترول اوضاع افغانستان نیست . شکی نیست که هر افغان از زد وبند های مخفی نظامیان امریکایی و انگلیسی با طالبان آگاهی داشته و این روابط به کمک استخبارات پاکستان تامین میگردد .  چنانکه اخراج یک شهروند انگلیسی به اتهام ارسال کمک های نظامی به طالبان در هلمند از افغانستان‌ به همگان هویدا است. در کنار این حادثه آفرینی های این ها در شمال و انتقال صد های مسلح  و جاسازی آنان در ولایت های شمال کشور حادثه آفرینی های آفتابی خارجی ها در افغانستان‌ است که رییس جمهور کرزی هم بر آن معترف است . رویداد های کنونی در سراسر کشور بویژه در شهر کابل و به خصوص قتل های زنجیره یی ادامهٔ بازی های گذشته است که سناریوی آن تفاوت کرده است .

این در حالی است که هر روز در رسانه های کابل (۵) نوشته می شود که در پشت قتل های زنجیره یی حلقات داخلی و خارجی دست دارند ؛ زیرا خارجی ها در افغانستان اهداف استراتیژیکی دارند وبرای بدست آوردن هدف خود هر نوع موانع را از  بین می برند . حمایت نظامیان پاکستان از شبکه های طالبان بویژه گروهٔ حقانی که در اکثر عملیات های انتحاری دست دارد و از آن بحیث هدف استراتیژیک در مبارزه با هند و سیطره یافتن بر افغانستان‌ استفاده میکند٬ به همگان واضح است  . گاهی هم رسانه ها این را جنگ سیاسی میان دولت کابل و کاخ سفید عنوان کرده می نویسند که بر سر  قانونمند شدن نیرو های خارجی میان افغانستان‌ و امریکا اختلاف شدید موجود است. امریکا می خواهد تا توافقاتیکه با قانونی و عبدالله (۶) نموده بود ٬ به حال خود باقی بماند و اما دولت افغانستان‌ تاکید دارد تا  حضور نیرو های خارجی در این کشور قانونمند شود . یا به عبارت دیگر خارجی ها آرزو دارند تا این قرار داد در  چهار چوب (SOFA ) باقی بماند که در این شرایط خارجی حق هر نوع تجاوز از قبیل تلاشی خانه ها ٬ بازداشت های شبانه ٬ بمباران ها و هر نوع ظلم و داد ستیزی بر مردم افغانستان را روا دارند واما دولت افغانستان می خواهد تا خارجی ها در چوکات ( MTA) یعنی قانونمند در افغانستان‌ باقی مانده و این شرایط در همکاری های استراتیژیک میان امریکا و افغانستان بازتاب صریح داشته باشد .

در زمان نوشتن این مقاله نظرم به یک نشریه افتاد که با این عنوان  « پام چه وار دی خطا نشی» (۷) آغاز شده بود .  این عنوان در اول برایم خیلی جالب بود و از همه جالب تر این که هر زمانیکه از این بیت را از حنجرهٔ معجزه گر استاد اول میر می شنوم و نوای دل انگیز آن گوشم را به نوازش  میکشد و ا ین سخن حماسی ٬ کفر شکن و تجاوز زدای آن « ما منلی غرغری دی » آب و هوای دیگری برایم می بخشد و گویی از زمین بر میخیزم و رخ به آسمان کرده و گویی با گرفتن ابریق ایثار پایکوبان و رقص و رقصان به  میعاد نبرد کشانده می شوم و در معرکهٔ حق و باطل تاریخ رهنمون میگردم  و چه با شکوهتر که  در اوج این سیر و صعود خیال ناگاه محتویات کتاب  ارزشمند « خسی در میقات »  دانشمند متفکر ایرانی جلال آل احمد فضای ذهنم را پر می کنند که چگونه این میقات انسانی را یک باره دگرگون میکند و چنان پر و بالی برای آل احمد میدهد که با پرواز بر آن بر قله های فکری و آزاده گی صعود مینماید . (۸)

در هر حال بعد از خواندن این نوشته دریافتم که نویسنده با نوشتن این مقاله به نحوی وفا داری خود را به جناب رییس جمهور ابراز کرده و برای دلداری های دل خسته و پرریش او ناشی از مرگ برادرش حاضر شده تا قبول کردن غرغره در کنار او بایستد ؛ گرچه این یاری ها  یاروری ها بویژه در روز های دشوار با یاران امری انسانی ٬ ملی و دینی است . و بجا است که گفت : « ستا  حوصلی په دواره لاسه سلام وکر» . من هم می گویم که صد ها بار سلام با این حوصلهٔ او و اما ای کاش اگر اندکی از این حوصله افزایی ها در حصهٔ یاران و اطرافیان مفسد خود بکاهد و بیشتر بر آن در حالات دشوار بیفزاید . بویژه زمانیکه در ک کرده است ٬ خارجی ها در افغانستان برای هدف خود آمده ٬ دست به دست پاکستانی ها دادد و افغانستان را میدان زور آزمایی ها و رقابت های استراتیژیک خود قرار داده اند .  باتوجه به این مسآله یک باره دست به حوصله شکنی زده و شمشیر تصمیم را از نیام بیرون کرده و برای تصفیهٔ مفسدان و غارتگران وارد عمل  گردد . در روشنایی این تصمیم بنیادی دل را به توفان زده و یک دست را از بند مفسدان ٬ چاپلوسان و غارتگران و دست دیگر را از زنجیز سیطرهٔ خارجی ها رها بساید . در این صورت جا دارد که بار بار گفت : سلام بر این حوصله شکنی مفسد زدا و تجاوز انداز و فرار از آن حوصلهٔ مفسد پرورانه و تجاوز گرانه .

در این شکی نیست که بازی های سیاسی امریکایی ها خیلی ها حامد کرزی را تنگدست و حوصله شکن کرده و «غمبر » زدن های اطرافیان فاسد و متملقش برای او خیلی دلگیر شده است ؛  اما حالا خیلی دیر شده و فرصت های طلایی را قربانی مصالحه و معامله باشماری جهادی نمایان  فاسد ٬ تفنگداران غارتگر ٬ لیبرال ها و تکنوکرات های فاسد تر و تاراجگر تر نموده است ؛ گرچه اراداهٔ آهنین هر دندانی را می شکند که نزد آن شکستن دندان های فاسد و تجاوزگر آسان تر از دیگران است ؛ اما اوضاع در کشور حالا خیلی پیچیده شده و هر روز در تختهٔ قمار امریکایی ها پیچیده تر هم می شود .

  اوضاع  کنونی در کشور روزگار سال های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ را در اذهان تداعی مینماید که با توجه بر آن شانهٔ رییس جمهور اندکی از بار مسؤولیت ها کمتر سنگینی مینماید . روزی یکی از دوستان ما که خیلی ها احساساتی از جبهه آمده بود و در آب و هوای خیالات فرماندهٔ جبهه سرمست و بی خود بوده و با توجه به دلگرمی زیادی که به گروه مورد نظر خود داشت  . علت اصلی طولانی شدن جهاد و دوام رژیم نجیب را در آشتی ناپذیری ها یا به قولی در خود خواهی های انجنیر حکمتیار به بررسی میگرفت . پیش از  آنکه بحث ها در این رابطه گرمتر شود . یکی از دوستان (۹) که در درون جریانات سیاسی کشور دخیل بود و از چند و چون های درونی و بازی های استخبارات پاکستان پیرامون جهاد افغانستان خوب میدانست و از  خود فروشی های رهبران جهادی و اطاعت های چشم بستهٔ آنان از حمید گل ها و اسلم بیگ ها معلومات کافی داشت . بصورت فوری وارد بحث شده و گفت : اوضاع افغانستان کشتی توفانزده یی را ماند که رهبران جهادی نشستگان آن اند و ناخدا کس دیگر است و افزود که این بیچاره ها  خود نمیدانند که به کجا ها برده می شوند . نه تنها از چند و چون دریا و مد و جزر های بحری اش آگاهی ندارند که از رسیدن به ساحل هم نزد شان کمتر از دشواری تمکین بر شاخ آهو نیست .

با توجه به همان خاطرات گذشته اوضاع کنونی هم از شماری جهات با آن دوره شباهت دارد . از شباهت های آن میتوان از دخالت استخبارات پاکستان ٬ امریکا ٬ ایران ٬ شوروی ٬ سعودی و … در امور جهاد افغانستان و خروج نیرو های شوروی از این کشور می توان یاد آور شد . حالا هم امریکایی ها از یکسو زمزمهٔ رخت سفر دارند و از سویی هم برای ماندن دراز مدت تلاش دارند و برای ماندن خود انتظار امضای معاهدهٔ همکاری های استراتتژیک با افغانستان را دارند و برای زمینه سازی آن طبق دلخواه هر روز فاجعه آفرینی و حادثه ریزی مینمایند . در این میان تنها کسی  که خود را در میان دو سنک آرد می بیند ٬ رییس جمهور است . او از یک سو تحت فشار شدید مردم قرار دارد و از سویی هم تحت فشار خارجی ها بویژه امریکایی ها و از سوی دیگر تحت فشار مفسدین ارگ خیلی بیچاره و خسته شده  است . در این شرایط تنها کسانی نفس راحت میکشند و بر او می غرند که بار کنونی فساد ٬ غارت و بد امنی ها را برای او به میراث گذاشته اند . در  حالیکه عاملین اصلی این همه فساد گستری ها غارت گری ها آنان اند که امروز تحت حمایت خارجی ها گردن فرازی کرده و زیر نام « تغییر و امید » و این گروه و آن گروه کاستی ها و کوتاهی های خود را پنهان نموده اند و طوری فکر میکنند که  گویا خاک بر چشم مردم افگنده اند . رفع مسوولیت کرده و هرگز مسؤولیت متوجهٔ آنان نیست . با این اندیشه هر حادثه یی که در کشور رخ میدهد و به هرمیزانی که دامن فاجعه گسترده تر می شود . خیلی خوشی کرده و با افگندن بار مسؤولیت بدوش رییس جمهور بر خود مباهات مینمایند . با وقوع هر حادثه تخت و تاج کابل را به خواب می بینند و هوای ارگ را استشمام مینمیایند . به وعده های امریکایی ها بسنده کرده اند که گویا بعد از حامد کرزی رییس جمهور است . بدا بر این ریاست جمهوری مزدورانه و ننگین که انسانیت از آن شرم دارد . رسیدن به بهشت قدرت بدین گونه نه تنها عقوبت ؛ بلکه کمتر از افتادن در جهنم نیست . این ها بدین باور اند که هر چه بحران پر حجم شود ٬ اقبال آنان بلندی کرده و به عکس بخت حامد کرزی رو به افول دارد ؛ بویژه زمانیکه در رسانه های داخلی و بین المللی از دست داشتن امریکا در عقب رویداد های جاری و بویژه قتل های زنجیره یی آگاهی پیدا میکنند . وعده و وعید های امریکایی ها در ذهن شان بیشتر مجسم شده و برای اخذ قدرت نیم خیر می شوند . این ها زمانیکه می شنوند که در عقب قتل احمد ولی کرزی دست استخبارات امریکا و در قتل جان محمد سابق والی اروزگان دست استخبارات پاکستان است ٬ نفس های تازه تری برای ر سیدن به قدرت  میکشند .از لحن تبصره های روزنامه های امریکایی هم تا حدودی نیات واقعی مقامات این کشور در عقب رخدادهای کنونی افغانستان قابل درک است.چنانچه روزنامه های واشنگتن پست ونیویارک تایم(۱۰)  نوشتند : احمد ولی کرزی متهم به قاچاق مواد مخدر بود و یک شهرک مجللی در قندهار اعمار کرده که گفته می شود . زمین وزارت دفاع است و هم چنان رسانه های غربی از رابطهٔ او با استخبارات امریکا که عضو این دستگاه است ٬ نیز سخن گفته اند و هم نوشتند که او از  نیرو های ناتو بویژه با امریکا و بیشتر با نیرو های  انگلیس ناراض  بود  .

امریکایی ها (۱۱) در گذشته از احمد ولی بحیث یک آلهٔ‌ فشار استفاده میکردند  و زیاد تلاش کردند تا کرزی احمد ولی را از قندهار بیرون کند و بالاخره استخبارات امریکا از او حمایت کرد . او را شخص مطلوب خواند و گفت که او با آنان همکاری دارد . امریکایی ها مدعی بودند که او لشکر شخصی دارد و هم او در تجارت مواد مخدر ٬ غارت زمین ٬ رشوت و دزدی متهم بود . زمانیکه گفته شد او از استخبارات امریکا معاش میگیرد وی در یک گفت و گو بیان داشت که او وکیلی برگزیده تا موضوع گزارش رابطهٔ او را که در رسانه های نیویارک تایمز منتشر شده بود ٬ سفید نماید و اما بعد ها معلوم نشد که چه شد  .  مقامات امریکایی سناتور جان مکین (۱۲) همراه با تاسف مرگ او را آنقدر مهم نخوانده و گفتند که در افغانستان‌ کار های  زیادی هنور باقی ماندکه باید انجام شود . جانکیری سناتور دیگر امریکایی (۱۳) گفت که هنور وقت است که گفته شود ٬ کشته شدن او نقش منفی زیادی بر  جا بگذارد ؛ زیرا او در شماری موارد نقش مثبت و در شماری موارد نقش منفی داشت .

در این جا نمی خواهم روی حقانیت یا عدم حقانیت احمد ولی کرزی و جان محمد از متحدان نزدیک رییس جمهور بحثی به عمل آورده و  سخنان گاردین  (۱۴)را سره و ناسره نمایم که در آخرین شمارهٔ خود چنین نوشته است :احمد ولی کرزی و جان محمد هر دو قاچاقبر مواد مخدر بوده و جان محمد بر اثر فشار هالندی ها به اتهام قاچاق مواد مخدر از مقام ولایت ارزگان برکنار گردید . مطیع الله برادر جان محمد است که دارای کمپنی امنیتی بوده که در برابر گرفتن امنیت کاروان های اکمالاتی نیرو های خارجی ثروت زیادی بدست آورده است . این روزنامه نوشته است که جان محمد در برابر رقبای خود خیلی بیرحم بوده و بر رقبای خود اتهام طالب را وارد کرده و آنان را به دام نیرو های خاص امریکایی می افگند ؛ اما در میان این گفته ها آنچه مسلم است ٬ اینکه ٬ این ها که از این بیرحمی ها و قاچاقبری ها ثروت ها اندوخته اند ؛ ولو هر چه که بی شرمانه و ننگین هم باشد ٬ زنده گی آینده گان خود را ضمانت مالی کرده اند . تنها رنج بیرحمی ها و قاچاقبری های این ها را مردم افغانستان با گوشت و پوست خود تحمل میکنند.

در این کشتار های زنجیره یی یک چیز صراحت دارد که همانا ضربه زدن به بدنهٔ نیرومند مافایی مواد مخدر دولت است که بدنهٔ بیرونی آن نیز نمی تواند ٬ از این ضرب درامان باشند ؛ اما هنوز آشکار نیست که امریکا و پاکستان این دو متحد جدا ناپذیر با وجود یک سلسله کشیده گی های زود گذر بر سر افغانستان موضع مشترکی دارند تا کجا ها در موجی از راکت بارانی ها به خاک  افغانستان و  قتل های زنجیره یی این بحران رادر این کشور یاغی میسازند ! تا تسلیمی کامل و اطاعت بی چون و چند کابل از هر دو یا کشاندن نظام به پرتگاهٔ سقوط کامل تا باشد که اهداف استراتتژیک آنان در افغانستان جامهٔ عمل بپوشد . بدون تردید رویداد های اخیر نگرانی های زیادی در مقامات کابل بوجودآورده است که همراه با هشدار های مقامات امنیتی کابل٬ هر کدام خود را در تیررس نابهنگام طالبان می بینند. 

در این میان تنها چیزی که برای هر افغان مایهٔ نگرانی است ٬ همانا مبارزهٔ  قدرت در کابل است که به مرحلهٔ حساسی رسیده و  دور نمای اداره کردن  در این شهر در حال از دست رفتن است . گروههای سیاسی رقیب کرزی در کابل  شاید از بهم خوردن توازن قدرت احساس خوشی کرده و حتا آنرا جشن بگیرند ؛ اما بی خبر از آنکه توطیهٔ

نظر دادن بسته است.

بالا