گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » سکوت سنگین کرزی در برابر فساد را تنها خنجر داد میشکند
سکوت سنگین کرزی در برابر فساد را تنها خنجر داد میشکند

سکوت سنگین کرزی در برابر فساد را تنها خنجر داد میشکند

 

 

 

 

 

 

    نویسنده : مهرالدین مشید   

                 سکوت سنگین کرزی دربرابر فساد را تنها خنجر داد میشکند    

       بن اول زمینه را برای غارت ها و تاراج های شاخدار برای عده یی انگشت شمار و فروخته شده فراهم کرد . این مشت دزدان که در یک تقسیمات غیر عادلانه و ضد اسلامی مقامات ارشد دولتی را گویی از پدر به ارث گرفته بودند ٬ زیر چتر حمایت نیرو های امریکایی به سرعت  وارد کابل شدند و با تکیه کردن بر کرسی های موروثی خویش بمبیرک وار هر آن به سوی  تاج و تخکابل در ارگ شاهی قدیم  بال گشودند و چنان ذوق زده شده بودند که هر کدام رویای زنده گی شاهانه را بر سر می پروریدند تا باشد که دمی افتخار پاتوغداری دسته یی از تاراجگران را برای غارت های تازه به تازهٔ دارایی ها مردم مظلوم افغانستان داشته باشند .

این  ساچ ها و اما نه به گفتهٔ ابراهیم ورسجی این «کفتار» ها ؛ زیرا که در جنگل شیر بعد از آن پلنگ و گرگ حیوانات قابل احترامی هستند که دست کم حق شناسی ها را رعایت کرده و حق سایر حیوانات را تلف نمیکنند و اما این کفتار ژولیده مو نه تنها بر هیچ حیوانی ترحم نمیکنند ؛ بلکه سر هر حیوانی را بریده و آنرا در کنار   سر قربانی خود میگذارند و پست تر از حیوان بر حق او تاخت و تاز نموده و خون هر دو را می مکند .  تفنگداران این ها مانند ملخ ها بر زمین های دولتی و شخصی ریختند ٬ بروی مردم چنگ افگندند و هر چه از گوشت و پوست مردم بدست شان رسید از خوردن آن دریغ چه که حتا از سخاوت خون مردم هم ابا نورزیدند . این عمل ضد ملی و ضد اسلامی خود را بی شرمانه در جمع سخاوت های باد آوردهٔ خود حساب کردند و مینمایند . جدا از این که شماری از این ها مانند قانونی و داکتر عبدالله با امضای توافقنامهٔ ننگین جواز کشتار و تاخت تاز نامحدود مردم افغانستان را برای امریکایی ها دادند که امروز بخش عظیمی از فاجعهٔ کنونی در کشور ریشه در این ساخت و ساز ها دارد که با شدت جنایات امرکایی ها در افغانستان در موجودیت نظام فاسد زمینه برای سربازگیری طالبان نیز میسر گردید .

این ها اکنون از آن آدم های عادی نیستند که با گرفتن یک مقدار پول از جهت فروش زمین های دولتی از قوماندان شان اکتفا کنند ؛ بلکه در میان مافیا ها سرقطار شده اند و با گردن زدن مافیای کلانتر راه و رسم دیگری آغازیده اند و به شرکت های کلان امنیتی ٬ ساختمانی ٬ تجارتی ٬ مالی و اقتصادی دست یافته اند و تجارت شان فراتر از  کابل رفته و نماینده گی های تجارتی در دوبی و شهر های بزرگ دیگر جهان دارند .  بد تر این که  تنها به مافیای مواد  مخدر هم بسنده نکرده اند ٬ از تمامی قاچاقبرا مواد مخدر حق میگیرند و این قاچبری ها و حق گیری ها را بیشرمانه توجیهٔ جهادی و مقاومتی هم میکنند تا باشد که بعد از مرگ هم جغه و تاج آن افتخارات از دست رفته را در سر داشته باشند .   این ها چنان کم ظرف بودند و هستند که در کاخ های به تاراج بردهٔ‌ خود ٓحتا از ژست های  ظاهر خانی حظ می برند و فقر و تنگدستی مردم  خود را بی شرمانه به استهزا گرفته اند  ؛ گرچه جلال و شکوهٔ  ارگ سلطنتی ظاهر شاه به مراتب کمتر از کاخ های شیرپور و جمیرا است و با وجود یک سلسله زشتی ها و نابسامانی ها در درون کاخ روند زنده گی خانوادهٔ شاه خیلی ساده بود و اما آنانیکه پدران شان با کوله باری از فقر و بد روزگاری دست و پنجه نرم کردند و نشهٔ داشتن دروازهٔ ساده یی را با خود در گور برده و از سوراخ (نغول)  وارد خانه های خود میگردیدند  و با وجود این با عزت و سرفراز جهان را وداع گفتند ؛ ولی اکنون فرزندان شان چنان در خمار تفنن غرق اند که زینهٔ مرمرین چه که زینه های لاجوردین و زمردین هم خمار افزون طلبی هایشان را نمی شکند .  با تاراجگری های شگفت انگیز خود عزت پدران معزز شان را نیز زیر سوال برده اند . روح ملت چه که روح پدران شان هم از این ها متنفر هستند .

این ها در واقع برای ادارهٔ‌ افغانستان کمر ها را نبسته ؛ بلکه از روز اول در فکر چپاول این ملت برآمدند . شرکای جهادی قدرت کرزی به سرعت فرمان غضب زمین های شخصی و دولتی را برای فرماندهان خود بصورت خصوصی صادر کردند  و این ها هم مانند کرگسان با نقض معاهدهٔ بن به کابل هجوم آوردند و به  تاراج زمین های شخصی و دولتی در اطراف  کابل بویژه اطراف خیرخانه بر آمدند . این اشغالگری پیش چشمان جناب کرزی هنوز هم پایان نیافته و به شدت ادامه دارد . این ها دیگر از جمع دزدان عادی نبوده ؛ بلکه دزدی ها و غارتگری های آنان سازمان یافته تر شد تا به شکل مافیایی تمام عیار در آمد .

شرکای دیگر قدرت حامد کرزی لیبرال های خسته از کار های شاق در غرب بودند وهستند که با غضب قدرت و قرار گرفتن در مقام های بلند دولتی دیگر نه تنها خواب های افتادن از « کرن » را در هنگام پاک کاری شیشه های ساختمان های بلند منزل به باد فراموشی گذاشتند ؛ بلکه با به باد فراموشی گذاشتن آن همه ذلت های غربت ٬  به بهای تجاوز به حق مردم و دین وطن چنان دست ها را تا آرنج برای غارت بلند کردند   و عزت و آبروی هم کیشان و هموطنان قدیمی خود را به بازی گرفتند که شاید به قول معروف هیچ هندویی به مسلمان و هیچ گبری به ترسا ننماید ؛ گرچه بیشتر این ها دین را به قیمت بدست آوردن حق شهروندی در یکی از  کشور های غربی را به معامله گرفته اند و راهٔ‌ مسجد را به سوی کلیسا کچ کرده اند  .

این ها بودند وهستند که با تر دستی تمام دهن جوال راهزنی ها را با جهادیان سابق گرفتند و به بهانهٔ تاسیس مراکز مالی و بانکی مانند « کابل بانک» ملیون ها پول هزاران بیچارهٔ افغان را مانند قروت نوش جان کردند . این دزدی جدا از تارج هایی است که زیر نام خصوصی سازی و  تترویج « اقتصاد بازار » دهها تصدی تولیدی و خدماتی دولتی را به قیمت ارزان خریدند و با معامله  گریهای پشت پرده با مقامات فاسد کابل دست سارنوال و قاضی را هم محکم بستند . تاراجگری های غارتگران تخت و تاج کابل در این مدت از حساب بیرون است و به گونهٔ‌ مشت نمونهٔ خروار می توان به چند مورد آفتابی آ‌ن اشاره کرد که رسوایی آن به آسمان ها رسید و اما جناب رییس جمهور چنان پنبهٔ ضخیم در گوش نهاده که برای همیش از شنیدن صدای داد خواهانه یی  بی غم بوده و با کم نمودن یک جو از مردی  به سالها « فارغبالی »  ها استوار و بی هراس افتخار مینماید .

شگفت آور تر این  که بهای این همه پنبه در گوشی ها را مردم افغانستان باید بپردازند . اختصاص یافتن ۷۳ ملیون دالر در بودیجهٔ سال جاری به کابل بانک یه همه کس هویدا است . پول هایی را که برادران گرامی کرزی و فهیم از کابل بانک کشیدند و مارکیت ها ٬ شرکت های هوایی ٬ گروپ های تجاری و قصر هایی در دوبی خریداری کردند  . آنقدر بیجا نیست که بهای این دزدی را مردم افغانستان بپرازند .

از نمونه های کلان این گونه دزدی های آفتابی می توان به افتضاح کابل بانک ٬ رسوایی شیر پور ٬ غضب زمین کتابخانهٔ عامه بوسلهٔ عزیزی بانک ٬ ساختمان خود سر گلبهار سنتر و دهها ساختمان دیگر در داخل و اطراف شهر های کابل و ولایت های کشور می توان یاد آور شد که بصورت بیرحمانه یی در موج سکوت مرگبار رییس جمهور  کشور به تاراج رفته اند و تنها با این حرف آرامش را به وجدان خود باز گردانده  که گویا در هنگام امضا از اصل موضوع او را آگاه نساخته بودند و اما زمانیکه آگاهی هم حاصل کرد ؛ چنان مردانه لب ها را بر سکوت بست و قفل و زنجیرش نمود که تا حالا هم باز نشده است . شاید برای مردم افغانستان شگفت آور باشد که چگونه می توان باور کرد که رییس جمهور  شان در برابر این همه دزدی های راهزنان سر گردنه ارگ کابل سکوت بیرحمانه یی اختیار کرده است . او گویا چنان دست سخاوت را برای تاراج دارایی های مردم گشوده است که حتا بر این سخن نادر  خان هم بیشتر چربی دارد ؛ زیرا او صرف  برای یاران منگلی خویش دستور پانزده روزهٔ چور کابل را داد و بعد از پانزده  روز تاراج در کابل را منع و کشتار ها و تاراج ها در کهدامن را ادامه داد . چنانکه کشتار های گروهی نادر در شمال در برگ های جریدهٔ اصلاح آنروز موجود است  (۱). او زمانی برای آنان این حق را داد که خلاف وعده پیش از رسیدن او غنیمت ها را یاران دیگرش با سرحد بریدن و تقسم کردن فرش های ارگ کابل ٬  ربوده بودند .  نادر هم که با آنان وعده داده بود که غنیمت ها را گویا با آنان عادلانه تقسیم میکند . چون از تقسیم به اصطلاح عادلانه عاجز ماند ٬  ناگزیر دست به فرمان تاراج خانه های کابلیان بلا کشیده صادر نمود و با این کار ترازوی عدالتی را به توازن در آورد که آن را جناب کرزی بحیث نشان انتخاباتی خود برگزید .

حالا در زیر شاهین این ترازو است که صد ها ستم بر مردم افغانستان بوسیلهٔ غارتگران و زورمندان صورت میگیرد و هر فریادی در پشت دروازههای سازش محاکم زیرکانه خفه می شوند . از این جمله گند و بوی رسوایی هایی مانند فساد بحرانزای اقتصادی کابل بانک پنهان شده نمی تواند که دست خارجی ها بر آن رسیده است  . در بحران این بانک پای صندوق وجهی بین المللی پول کشانده شد و اول خواهان انحلال این بانک شدند و حالا خواهان بررسی رسوایی های مالی کابل بانک بوسیلهٔ یک ادارهٔ جهانی شده است . زاخیلوال وزیر مالیهٔ کشور  (۲) بعد از عاجز ماندن در برابر سوال های مقامات بانک وجهی پول گفت و گو با این صندوق را قطع نمود و علت آنرا سیاسی و حساسیت برانگیز خواند  . چه شگفت آور است که این مقام افغانی به شیوهٔ گزینشی دست یازیده  و  از میان کوله باری از دهها موضوع حساسیت برانگیز عبور کرده و تنها در موضوع کابل اطراق نموده است . این در حالی است که بیشتر از هشتاد میلون دالر از این بانک طور تحفه و رشوت به مقامات ارشد دولتی داده شده است . بدون تردید آقای زاخیلوال از قطع مذاکرات با صندوق وجهی پول متضرر نمیگردد . از این بایکات ۲۵۰ هزار معلم بیجاره خساره مند میگردند که معاش های شان از کمک های صندوق یاد شده اجرا میشود  . دولت کابل چارهٔ دیگری هم ندارد ؛ زیرا که در صورت محول کردن دوسیه های فساد این بانک به یک مرجع بین المللی بوی رسوایی ها فرا تر از فساد مالی برادران رییس جمهور و معاونش حتا تا دروازههای ارگ متوجه جناب خود شان نیز خواهد بود ؛ زیرا اضافه تر از دوصد هزار هزینه های انتخاباتی او از این بانک تمویل شده است . به گفتهٔ زاخیلوال بانک فشار می آورد که ۷۳ ملیون دالر از طرق بودیجهٔ جدید افغانستان به کابل بانک پرداخته شود تا اندکی از بحران  مالی در آن بکاهد  . این پیشنهاد بیجایی هم نیست . عوضی  پول هایی را باید مردم افغانستان بپردازند که بوسیله‌ٔ آن ها برادران گرامی رییس جمهور و معاونش به مارکیت های طلا در کابل و کاخ هایی در جمیرای دوبی دست یافته اند . از نظر این مقامات محترم چشاندن طعم تلخ این بحران برای مردم  و ریختاندن زهر آن به کام شان چندان دشوار نیست ؛ زیرا به قول معروف زمینی می سوزد که آتش بر فراز آن زبانه میکشد .

این پنبه در گوشی های جناب رییس جمهور هم ساخت و سازی با زد و بند های  بالا دارد . کرزی با آنکه شاهد این همه تاراج ها است و چنان پنبهٔ‌ آهنین در گوش های خود نهاده که هر گز فریاد در گلوشکسته یی به گوشش طنین انداز نمی شود . دلیلش واضح است ؛ زیرا او هم مافیای کمر بسته در اختیار داشت و منتظر فرصت بود تا از راه برسد و چنانکه از راه هم رسید و زیر پوشش سهم کابل بانک فابریکهٔ بغلان را خرید و  به ویلا های مجللی در جمیرای دوبی  دست یافت . این ها در کنال ملیونها دالری است که حسابش را حتا سارنوالان امریکایی تا هنوز نیافته اند .

به قول معروف هر علت معلولی دارد و هر معلولی علتی برای معلول دیگر می شود . بنا بر این سکوت جناب رییس جمهور هم بی علت نیست و علتش آشکار است که همانا شراکت در این ناهنجاری ها است . این سکوت سخن خلیفهٔ دوم را در خاطرهها تداعی میکند که بعد از مصادرهٔ اموال ابوهریره ٬ عمرو عاص و خالد ابن ولید وباز گرداند آنها به مردم گفت : هر یک از کارگزاران من اگر به کسی ستم کرد و من از ستم او آگاه شدم و او را برطرف ننمودم ٬ من نیز در ستم کاری او شریک هستم . سکوت خلیفهٔ ما سنگین تر از سکوتی است که  بعد از آن در زمان اموی ها ۲۰ در صد عنایم فتح ارمنستان را تنها مروان بن  حکم تصاحب کرد و فدک هم به مروان بخشیده شد . حکم بن عاص از رانده گان پیامبر صد هزار درهم صله دریافت کرد . بازار مستمندان مدینه که پیامبر آنرا وقف فقرای مسلمین کرده بود ٬ به حرث بن حکم برادر مروان تحویل داده شد و غنایم جنگی تمام افریقا در اختیار عبدالله بن سرح قرار گرفت و  ابو سفیان از بیت المال به اندازه یی برداشت نمود که زید بن ارقم ٬ کلید دار بیت المال با چشمان گریان کلید های بیت المال را واگذار کردو استعفا نمود .

در زیر بار سنگین این سکوت است که آدم های بی همه چیز صاحب هر چیز شدند و حساب کاخ ها و شرکت های شان به جایی رسیده که داستان ثروت های دزدانهٔ آنان کمتر از قصه های شگفت انگیز کتاب « هزار یک شب » نیست .  هرگاه مسعودی صاحب کتاب مروج الذهب در قید حیات می بود و غارت ها و چپاول های بی حساب را در سایهٔ نظام جمهوری اسلامی تحت زعامت حامد کرزی مشاهده و درک میکرد . دستان دعا را به سوی آسمان بلند میکرد و  بر ارواح امرای اموی دهها درود می فرستاد و با خود میگفت که بهای یک کاخ و درآمد روزانهٔ برادران رییس جمهور و معاون او دربرابر در آمد هزار دینار زوزانهٔ یک مقام اموی از عراق و کاخ او ٬ شکستاندن شمش های طلا و هزار کنیز و هزار غلام داشتن پشیزی بیش نیست . ممکن که ولایت بخشی ها و وزارت بخشی های حامد کرزی را اندکی معادل بر ولایت بخشی ها امرای اموی میدانست که عمرو عاص در بدل فرمانی مصر ٬ مردم آن و تمام حقوق مالی و حیاتی آن را به دست آورد . شکی نیست که او انگشت تعجب را از یزیدی پروری های حامد کرزی در دهان میگذاشت و با به آغوش یافتن ریش درازان یزیدی و نامسلمانیکه ده ها حق را ذبح شرعی کرده و صد ها  جنایت را توجیهٔ دینی نموده اند . بر پدر پدر معاویه و اخلافش دعای خیر می فرستاد که  او تنها به اذیت و آزار  عبدالله بن مسعود ٬ ابوذر غفاری وعمار ٬ یاسر از بزرگان صحابه بسنده کرده بود . دست کم بر حقی از آنان حق قایل بود ؛ اما با تاسف که جناب رییس جمهور تا کنون حقی را هم محترم نشمرده است و چه رسد به این که حقی را به صاحبش باز ستاند . چنان کجی ها٬ حق خواری ها ٬ استبداد و دهها ظلم در سراسر افغانستان زبانه میکشد  که به سخن علی  علیه سلام (۳ ) او ( جناب رییس جمهور) در برابر هر حقی ؛ باطل  و در برابر هر راست کجی ٬  در مقابل هر زنده قاتلی ٬ برای هر دری ؛ کلیدی و برای هر شبی ؛   چراغی سا خته است .

این همه را بر شانهٔ درخت مصالحه و سازشی بار کرده است که انسانیت از آن شرم دارد . فاسد ترین مقامات را نه تنها به مجازات کشانده نشدن ؛ بلکه به مقام های دیگر نیز ارتقا یافتند و با آفتابی شدن رسوایی های آن مانند چکری ها به کشور های خارج فرار داده شدند . این فرار ها چندان ناموجه هم نیست ؛ زیرا جناب چکری سخگوی سابق جمعیت اسلامی ٬ داماد و از همسنگران قدیم جهادی استاد ربانی بوده و از این رو میانجیگری و زمینه سازی او برای ملاقات چکری و کرزی در اسلام آباد چندان ناموجه هم نیست ؛ زیرا ایشان اکنون ریاست کمیسیون آشتی ملی را داشته و در برابر گذشت های بزرگوارانهٔ شان در کنار بدست آوردن امتیازات دیگر ٬ فرزند عزیزش نیز از این امتیاز بهره مند شده به مقام سفارت افغانستان در ترکیه نایل آمده است .

این هم ضرب شصت حامد کرزی را به گونهٔ شگفت آوری به نمایش گذاشت که چگونه  او با افگندن باری از مسؤولیت بر دوش منتقدین به  ظاهر آشتی ناپذیر خود ٬ به گفتهٔ مدیر صاحب عبدالقادر  « فیوز » انتقادش را میکشد و خلع سلاح اش مینماید . زمانی چکری هم  از منتقدان آتش نفس حامد کرزی بود و یاران خود را بر ضد او برای تظاهرات می خواند ؛ اما کرزی با افگندن او در دام قدرت و مالیدن پشت او با روغن قدرت معتاد به فسادش کرد تا آنکه  دست به اختلاس زد و  کرزی هم آن همه طمطراقی های او را یک آن به زمین زد و تیغ  از دمارش بیرون نمود . او را چنان به ذلت کشاند که تا پایان عمر از زیر بار آن بیرون نخواهد گردید .

شکی نیست که شماری ها بگویند که این رسم نامردمی ها و نامردیهای فساد پروارانه و مستبد ستایانه برخاسته از ویژه گی های نظام است . آنهم نظامی که با تاسف پسوند زیبا  و جذاب جمهوری اسلامی مزین گردیده است و اما به عکس آنچه در آن در  کارکرد های زمامدارانش بر میتابد ٬ از هر  چیز می توان در آن دید ٬ غیر از  اسلامی بودن آنها ؛ زیرا نظام واقعی اسلامی از فساد ٬ غارت ٬  جور  ٬  حق خواری و حق ناشناسی شرم  چه که با آنها سخت در ستیز بوده و حاکمان  و حامیان همچو نظام را ضالین می خواند . شاید هم حاکمان آن به این نکته دل خوش کنند که این نظام که  در اصل اسلامی نیست ٬ یک شبه دموکراسی است و این دموکراسی با عدالت کاری ندارد ؛ زیرا بر مبنای اقتصاد بازار بنا یافته و در کشور های مانند افغانستان پی آمد همچو اقتصاد جز احتکار و حق خواری چیز دیگری نیست . پس به قولی « دوغ آن مانند پاغنده اش » ٬ دیگر این همه   حق خواری ها نه تنها با آن مغایرت ندارد ؛ بلکه مانند شیر و شکر باهم هستند .

قصه کوتاه که به قول عبدالکریم خرم  (۴) وزیر سابق اطلاعات و فرهنگ این گفته ها « قصهٔ مفتی » بیش نیستند که  بیشتر از این به آن پرداخته شود ؛ زیرا زمامداران این نظام  از قبل پنبه در گوش نهاده اند و به قولی زنجیر ها را شکسته و سگ ها را رها کرده اند و برای رسانه ها فرمان داده اند : « هر چه می خواهید٬  بگویید تا دل تان  « یخ» کند . ما کار خود را میکنیم و شما کار خود را انجام بدهید . مطبوعات و رسانه ها پیشکش شما و سکوت هم  مال ما ».

در این میان آنچه مسلم است  ٬ اینکه در آتش سکوت کرزی در برابر تمامی فساد و ناروایی ها در کشور تنها مردم افغانستان می سوزند و این ها اند که باید بهای گرانش را بپردازند . این سوختن ها آنقدر ها برای جناب رییس جمهور و معاونش چندان زننده نیست ؛ زیرا در فراز این آتش دیگ های مملو از خوردنی ها ونوشیدنی های لذیذی پخته می شوند که از غذا و بوی آن نزدیکترین خانوادههای این جنابان یعنی برادران ایشان بهره مند میشوند . در برابر این بهره مندی بزرگ تکان نخوردن وجدان های سنگین چندان شگفتی آور هم  نیست . خلاف قول قرآنکریم اگر جمعیتی و جامعه یی بمیرد ٬ برای مفسد پروران و مستبدان حیف نیست که در برابر مرگ یک جامعه و جمعیتی کثیری فردی یا چند تنی به نام و نان  برسند . در  حالیکه قرآن برای حاکمان جمهوری اسلامی دستور میدهد که هشدارید که نجات فرد در نجات جمع و رهایی جمع در رهایی فرد است . یعنی در نظام فکری و دینی اسلام که جمهوری اسلامی افغانسان از آن فرسنگ ها فاصله دارد .٬ به حیات یک فرد در جامعه آنقدر حیثیت قایل است که به حیات یک جمع باور دارد ونزد آن از این جفایی بیش نیست که حاکمی زنده گی جمعی را فدای رفاه و آسایش چند فردی مفسد و غارتگر نماید . سارتر  فیلسوف انسان گرای فربدون هرگونه تفاوت مسؤول آن تمامی انسان های روی زمین هستند ؛ اما قرآن با امامت پیامبر بزرگوارش چهارده صد سال پیش چنین پیام رهایی بخش را برای انسان های روی زمین به ارمغان داده  است . این حاکمان نامسلمان ٬ تن پرور و فساد گستر در جهان اسلام است که دین را ابزاری برای استبداد و سرکوب ملت های شان قرار داده اند . این ها با هر فاسدی زود کنار می آیند ٬ دست هر ستمگری را به گرمی می فشرند و به نوازش غارتگران می پردازند و اما با به دل بدست آوردن شماری انگشت شمار دلهای عزیزی را می شکنند ٬ قلب های شکسته یی را می ترکند و دل هایی را می شکنند که خانقای کبریایی خوانده شده اند . این ها در برابر هیاهوی این بشکن بشکن ها تن به سکوت داده  و با گزینش زنده گی ننگین و ذلت بار مرگ تدریجی و دردبار مردم خود را ناجوانمردنه به استقبال گرفته اند که خیلی ناعادلانه و غیر انسانی است . یاهو ۳۱ جوزا

منابع و ماخذ :

۱ – مرحوم غبار ٬ افغانستان در مسیرتاریخ ٬ فصل پادشاهی نادر خان

۲ –  رادیو آزادی ٬ اخبار صبح ٬ ۲۱ جون

۳ – علی این سخن را برای بنی امیه میگفت

۴ – عبدالکریم خرم در زمان وزارتش طی سخنانی با انتقاد از آزادی بیان ٬ رسانه ها در کشور را مورد انتقاد قرار داده و نشرات آنها را « قصهٔ مفت » خواند که در شماری موارد از قصهٔ‌ مفت هم رایگانتر هستند .

 

 

 

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا