گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ساز بی آهنگ
ساز بی آهنگ

ساز بی آهنگ

Kopie  van Baname Khodawand 06

saidishaq deljo Hoseinie 03

 

Kash Eqbale Degar ayad 06

برادر عزیز و گرامی آقای قادری  

سلام علیکم

سروده زیبا و الهام بخش تان بمن نیز روحِ تازه بخشید تا به استقبال آن بپردازم، این سروده را به شما و همه ای برادران متعهد و با احساس که شجاعانه و رسالت مندانه، اوضاع المناک و تاریک کنونی کشور را صادقانه به تصویر میکشند و همچون مشعل فروزان فرا راه ملت مظلوم خود قرار دارند و نور افشانی مینمایند، میسوزند ومیدرخشند تا راه گم کردگان را به صراط حقیقت هدایت نمایند تقدیم می دارم. با یقین کامل راه رهایی و نجات از جنگ و خونریزی، ستم و تمامیت خواهی، زیاده طلبی و زورگویی و فقر، بی کفایتی و بیکاری و اعتیاد و راه مبارزه با فساد همه گیر و ویرانگر همین راه است. و همچنان باید به نتیجه بخش بودن آن ذره ای تردید بر هیچ اهل دردی و اهل فکری وجود نداشته باشد. مبارزه با مفاسد و نابسامانیها و بی عدالتی های اجتماعی و عقب ماندگی با روشن گری و بیدارگری جامعه خصوصاً جوانان برومند آن اعم از زن و مرد و پایداری و استقامت میتواند به پیروزی منجر شود. تا پایان راه نجات باید دلیرانه ایستاد و از هیچ رویدادی نهراسید.

موفق باشید.

ساز بی آهنگ

روزگاری شد که فکرت رفته از اورنگ ما

جز جدال و خون و ماتم نیست در فرهنگ ما

نه گلی ماند در این گلشن نه برگ و لاله یی

غوطه در خون می زند هم غنچه گلرنگ ما

دیو و دد پیوسته فرمان می دهند این مُلک را

خار و خس میروید از هر باغ و هر اُلّنگ ما(۱)

مُلک را تدبیر باید نه مَلِک را عیش و نوش

از فراصت چه نشانی هست در سرهنگ ما؟

دشمنان چون اژدهای خفته اند اندر کمین

تا بخون آغشته گردد هستی کم رنگ ما

روزگاری شد که بوی خون بجای رنگ گل

می زند ناخن بداغ دیده دلتنگ ما

ای فلک مپسند ما را بیش از این زار و حزین

گه به کید دشمن و گاهی به فکر تنگ ما

طفل ما با آه و اشک و درد می گردد روان

نغمه ای دیگر ندارد ساز بی آهنگ ما

شام تاریک و سحر خونین تر از رنگ افق

انتحار و کینه می آید ز نام و ننگ ما

حیف از این یاری مظلومان به ما بی همتان(۲)

رهزن دین و وطن گردیده پیش آهنگ ما

نرگس و سنبل نروید بعد از این در جویبار

ریشه ی خار مغیلان است چرس و بنگ ما

این چنین جمعی و ملکی بی سر و سامان که دید؟

گه به چنگال عقاب افتد گهی در چنگ ما!

بسکه ما سرخورده ایم سامان نمی گیریم دگر

از تن صد پاره ی دیگر چه جوی رنگ ما؟

آسمان بر حال زار ما نگرید بیش از این

در بیابان سرگران افتاده تخم ننگ ما

خشک لب در دشت و هامونم ببین سرگردانی ام

گر چه لبریز است جام دره ی سالنگ ما

دشمنان مکاره ما خوشباور و سطحی نگر

طی نگردد این رَهِی پر خون به پای لنگ ما

«می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند(۳)»  

بعد از آن دشمن نخواهد کوفت سر بر سنگ ما

آفرین بر روح پر درد و وقارت قادری(۴)

این چنین آتش زدی بر جان پر آژنگ ما

راهیان عشق و مستی گشته اند صحرا نشین

تا ببینند حالت زار و نزار و مَنگ ما  

گر به خود باز آمدیم از غیر بی ساز آمدیم(۵)

در نهاد ما بود آن غیرت و آن ننگ ما

Ghawghai Ba dushmanan 06

چیست این غوغا که خصم اندر میان ما فکند؟

غیر خود با دشمنان هرگز نباشد جنگ ما

وسلام

چهاردهم ثور/ ۱۳۹۴

۱ : النگ (هولنگ) نیز می گویند – سبزه زار معنی می دهد

۲ : کمک های جامعه جهانی در چهارده سال گزشته که مانند سرمایه کابل با تأسف بانگ حیف و میل شد؟

۳ : این مصرع از غزل زیبای علامه اقبال لاهوری تضمین شده است .

۴ : برادر آقای قادری شاعر وادیب کشور.

۵ : ساز و برگ نظامی که دشمنان از بیرون کشور جهت مشتعل نگه داشتن دایره جنگ بداخل وارد می نمایند.

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا