گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » روایت خونین وغم انگیزی از یک جنایت !
روایت خونین وغم انگیزی از یک جنایت !

روایت خونین وغم انگیزی از یک جنایت !

Forotan Nam e Green 29.jpgAAAAA

 

                    حکایت ناتمام و غم باری از حوادث خونین هلمند !

 

               پیوسته به گذشته قسمت پنجاه ودوم

  درغارهای تنهائی ، بیهوده گی به دنیا آمد ، خون بوی بنگ و آفیون میداد -زنهای باردار نوزادهای     بی سر زائیدند و گهواره از شرم به گورها پناه آوردند.

                                             «  نیما یوشیج،»

هرچند قصددارم مبحثی  را که قبلأ در راستای  کنکاش و تحلیل پهلوهای مختلف حادثه خونین هلمند در زیر مبحث انتقام  خونین و خاکستری  انگلیسها در هلمند  ! و در پاراگراف ” بازگشت به خویش و چنگ زدن به مؤلفه خود آگاهی ” آغازیده ام تکمیل نمائیم  و قرار است پس از اشاره مختصر به ابعاد گوناگون ماجرأی که به حادثه خونین پاریس معروف است و گروه های خشونت طلب و بنیادگرای شریعت گرا با تفکر داعشی   که تفاؤت بینیش آن با دیگر گفتمان های دینی معاصر در جهان اسلام بویژه قرئت انسانی و توحیدی  از دین اسلام که عقلانیت و خِرد متعهد جمعی را ملاک تکامل تاریخ و برپائی نظام سیاسی در جوامع بشری  می دانند متفاوت است آن مبحث باقی مانده را به اتمام رسانم .

چنانچه  در یک روز سرد زمستانی دامن  پاریس که آنرا  عروس باخترمی نامند با خون فرزندان اش  این آیه های ازکتاب مقدس آفرینیش خدا وند رنگین شد . خونها ریخته شد ، و جم جمه ها را  بر زمین کوبیدند و به صورت بی رحمانه تنه های شان راازتن جدا ساختند .این بار نیز شمشیر زنان ماهرهمان شومن های شنا  خته شده  خشونت طلب  ازتبار القاعده  درجنون جستجوی بهشت شیطانی موعود ،  شمشیر ها را ازغلاف کشیدند و چنگالهای هولناک خویش را به تن جماعتی گستاخی ازنسل آدم فروکردند وغریوی اززالو صفتان درتظاهر بـرنـعره هـای آسمانی  الله اکبرخیابانهای پاریس را فرا گرفت .

روشن است که حرمت به  ” انسان ” در این گفتمانِ تندروانه وصله بیمار وزائده ای تحمیلی است که چهره نورانی و اصیل  اندیشه های اسلامی باید در فرآیند بازنگری از شر آن برهاند . که  سخن گفتن از حرمت به « انسان » بویژه پیروان دیگر ادیان  به مثابه ویروس مهلک و گزافه گوئی های  شناخته میشود بخصوص در عصر دولت مدرن که فریضه امربه معروف و نهی از منکر به شیوه خشونت آمیز را لازمه تکوین و تحکیم  شریعت محمدی می دانند و افرادی با فتوای یک مفتی  بیمار روانی  قتل وسربریدن مخالفین و دیگر اندیشان را در هرکجای از زمین و در هر مقطعی ازتاریخ  که بیابند در انطباق با شریعت اسلامی از وظائف شرعی !! خویش میدانند  که قتل های آخیر و فاجعه باری که در فرانسه افرادی را به قتل رساندند

Europen Leaders March12

نمونه بارز آن است . مهمترین مسأله ای که بیش از همه در شناخت این حوادث خونین باید در نظر گرفته شود همانا اراده ای است که برمبنای تفکر و بینش برخاسته است گفتمانها و قرئت های در دین اسلام است که با شیوه های خونین ودرانطباق با قرئت تاریخی و متحجر مذهبی که با شیوه های  همچون حادثه ای آخیر پاریس در حوزه فرآیند امربالمعروف و نهی از منکر عملی گردید و با انجام خونین  آن گروه ها ی داعش و القاعده آنرا تشویق و مسؤلیت آنرا نیز بر عهده گرفتند .

paris Teroor atack Trorists 12

طبیعی است که اکثر هواداران همین گفتمان متحجر داعشی و القاعده ای این حوادث را یا با تمامی صراحت مورد تائید قرار میدهند و یا هم وقتی میخواهند با ضرب زبانی های ریأ کارانه آنرا توجیه شرعی کنند  مسؤلیت آنرا به دوش گرداننده گان آن مجله طنز می اندازند و با استدلالات معیوب شان فراموش میکنند کسانی را که با آگاهی و عقلانیت که معمولأ آگاهی دریک  جامعه استبداد زده محصول اطلاعاتی میباشد  که در امتداد تاریخ بشر سینه به سینه برای رجالی میرسند و دربسیاری از مقاطع تاریخ و جغرافیا به وجدان جمعی مبدل میگردد ، البته نباید همیشه در انتظار آن باشیم که نوع حقیقت را آنچنانی  که بوده  بدون مسخ و فرسوده گی های استعماری درحوزه فرهنگی -سیاسی وجغرافیاوی ما و دیگران به مشاهده برسند وظهور کنند  ، اگرنه چه کسی نه میداند که شخصیت روحانی و سیره عرفانی  پیامبر گرامی اسلام محمد رسول الله صلی علیه وآله وسلم که چندین صد سال قبل از امروز زندگی نموده است ازآن همه اتهامات و لاطا ئلات گوئی های  که چندین نسل بعد دربستریک  فرهنگ مذهبی سکولارغربی  که برپایه های چنین هذیان گوئی ها و لاطا ئلات استحکام یافته است مبرأ میباشند . ؟ انصاف این است که اندیشه ها و اندوخته های زندگی

سیاسی و فرهنگی حضرت پیامبر را با معیار ها و پارامترهای ارزیابی  جریانات و حوادث همان عصری که پیامبر در آن به بعثت رسیده بود و درآن به سر میبرد  مورد بررسی و یاهم نقد قرار داد . بنابراین بی ربط نخواهد بود که اکنون با توجه به کاریکاتورهای منتشر شده در هفته نامه «شارلی ابدو» که محتوای اکثر کارتونها و کاریکاتورهای آن برمبنای  اطلاعات ناقص نسبت به سیره اکثر رجالی که بخشی از زندگی آنها به زبان طنز و کاریکاتور این هفته نامه انعکاس یافته است استوار گردیده اند . وبه یقین که این گونه اطلاعات ناقص بیش از همه به زیان سوابق تاریخی هنرکارتون و طنز که ازضروریات مسلم کار مطبوعاتی به شمار می آید تمام میشود . از سوی دیگر باید گفت که به هیچ وجه ماسوا از هرنوع صغری و کبری کردنها در حوزه قتل بی گناهان و گناهکاران ، قتل گرداننده گان هفته نامه «شارلی ابدو» را در مغائرت کامل با ابتدائی نورم های اخلاقی زندگی بشری باید دانیست و آنرا با تند ترین الفاظ محکوم کرد . و من نیز بحیث کسی که سالهای زیادی از عمرم در پژوهش اندیشه های دینی اسلامی  سپری شده است این عمل خونین را قویأ محکوم میکنم .

                         چگونه بازگشت و بازگشت به کدام  خویش ؟

   sayad az pay seed Dawidan 12   

چنانچه قبلأ اشاره نمودیم در راستای راه حل بنیادیی بحران افغانستان خود آگاهی بالا تر ازهرنوع  آگاهی اعم از فلسفی ، علمی و تخنیکی قرار دارد و باید هم به مثابه یک جوهر شناسنده و استخراج کننده ارزش واقعی یک انسان بحیث یک واحد فردی و در فرآیند و مناسبات اجتماعی بحیث یک ارزش ملی نگریسته شود . آنهای که خودرا  متولیان فکری و سیاسی جامعه جنگ زده ما می شمارند و با ادعای حرفی برای گفتن در نیم قرن آخیر به جان هم افتادند و بهترین فرصتها را به هیاهو وهوچیگری برای هیچ هدر دادند متأ سفانه در میان ما و دولتمردان و کاربدستان ما هستند نه اندک که تمام یا اکثریت قریب به اتفاق چنین رجال و کاربدستان وابسته به قدرتهای کبیر و صغیر بوده اند و در نتیجه اعتماد و تکیه ما به آنها باعث میشود که همان قدرت های صغیر و کبیر ما را بازی دهند و به تدریج در معادلات قدرت و بازیهای معمول سیاسی فشار ” سیأ ” سی وارد کنند . همین هلمند را بنگرید که چگونه انگلیس ها ازهمان روز اول استقرار نیروهای شان نه تنها  نقشه راه ،  راه بلدان و مهره های دست بوس شانرا بصورت دقیق عملی ساختند بلکه برای این سیاست جیوپولیتیکی خویش سیاست ها و استرا تیژی های سائر همکاران  در ائتلاف جهانی مبارزه با تروریزم را نیز نادیده گرفتند و بیش از نیم دهه بصورت مستقل جلگه های هلمند باستانی را تحت نام مبارزه با تروریزم به غارت و یغما بردند . بگذاریم از اینکه  استراتیژیستهای انگلیسی و راه بلدان افغان تبار شان در طول هشت سال سیاست های غارتگرانه انگلیس چه گفته اند ؟ و در قلمروی بنام افغانستان و با اتکا به برنامه خلع سلاح کردن با ارتش واقعأ  ملی افغانستان  که قدامت آن به  چندین صد سال  میرسید چه شده است ؟ فقط  کافی است آنگاهی را به یاد آوریم که حضرت الحاج محمد حنیف اتمرجانباز معرکه جلال آباد اکنون مشاور امنیتی و همه کاره ارگ شریف که  زمام وزارت امور داخله را برعهده داشت و ستر جنرال محمد رحیم وردک دامت برکاته !! کرسی “وزارت دفاع مائیلی !!” را اشغال نموده بودند بنام نیروهای کمپاین در چهارچوب وزارت دفاع و پولیس  نظم عامه ظاهرأ وابسته با وزارت داخله افغانستان مخالفین مسلح افغانستان تحت تربیت قرار میگرفتند و در صورت لزوم توسط طیاره های انگلیسی از جنوب غرب به شمال انتقال می یافتند  ،

Emargancy hospital Helmand 12

البته این حکایت از همان آغاز حضور نیروهای انگلیسی در باب مسأله شفاخانه اضطراریی یا Emargancy Hospital  که در چندین شهر افغانستان منجمله ولایت باستانی هلمند مجروحان جنگی مخالفینی را تداوی میکردند که حین جنگ با سربازان ائتلاف جهانی ضد تروریزم جراحت بر میداشتند و از راه کوئته بلوچستان وارد شفاخانه اضطراری واقع در ولسوالی موسی قلعه هلمند می شدند . تا در آن شفاخانه تحت تداوی قرارگیرد و دروباره درجنگ با کفار یا همان یهود و نصارای غیر” ولایتی “* که همانا نیروهای انگلیسی باشند وگوشمالی دادن آنها در ولایات مختلف افغانستان جهاد فی سبیل الله و استراتیژیی تاریخی بریتانیای کبیر تشکیل می دهد اعزام میکردند . در هرصورت ازاین حرفهای مسخره آمیز بسیار داشتیم که دردل توده های مظلوم ما مانده است  اما نه میتوان لحظاتی را فراموش کرد که در اوج دؤمین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان درسال ۱۳۸۸  هجری شمسی وقتی جنرال عطأ محمد نورمتولی روضه شریف بلخ  در یک سخنرانی تاریخی  گفت که حکومت مرکزی بالاخص شخص وزیر امور داخله در ناآرامی های شمال دست دارد و اگر نتائج انتخابات به نفع داکتر عبدالله تمام نه شود و مردم دست به بغاوت زنند مسؤلیت آن متوجه دولت مرکزی و شخص حنیف اتمر خواهد بود . پس از این هوشدار نیروهای از همان سربازانی را که تحت نام نظم عامهو  زیر چتر تشکیلات وزارت داخله افغانستان تحت تربیت قرار گرفته بودند در طیاره های ترانسپورتی نظامی انگلیس از هلمند به زون شمال که در آن زمان جنرال  پتنگ آمریت عمومی زون شمال را بر عهده داشت منتقل و در آن قرار گاه جابجا نمودند  ، که باری مسأله انتقال نیروهای مخالفین توسط طیاره های نامعلوم از هلمند به شمال نیز افشأ گردید و حضور اعلیحضرت حامد خان کرزی در پاسخ به سوال  یکی ازخبرنگاران در باره این گزارشها گفت که ما هم این گزارشها را شنیده ایم و هیأتی را نیز به منظور دریافت چگونگی این گزارشها توظیف نموده ایم که بصورت مفصل نتائج بررسی های هیأت متذکره را با شما نیز درمیان خواهیم گذاشت .. ادامه دارد

* کشور انگلستان  را در نیم قاره هند بنام ” ولایت ” می شناختند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا