گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » دیـــن و هنــر ! دیـن چیـست ؟
دیـــن و هنــر ! دیـن چیـست ؟

دیـــن و هنــر ! دیـن چیـست ؟

deljo Hosenie name 16

               تعریف دین : اِنَّ الدِینَ عِنداللهِ الاسلام –

                              ( سوره مبارکه آل عمران – آیه – ۱۹ )

روح دین همان تسلیم در برابر حق است . بعد از بیان یگانگی معبود به یگانگی دین پرداخته شده است . براستی خدای واحد ( توحید ) به هر قوم و ملتی دین جداگانه می فرست ؟ تا درشناخت توحید و عملی کردن آن مشکل ایجاد شود ؟ روح دین همان است که در بالا ذکر شد . دین یکیست ، و همان تسلیم (اسلام ) در برابر نظام و خالق هستی همه یکسان است . یعنی آئین حقیقی در پیشگاه خداوند همان تسلیم در برابر فرمان اوست ، و در واقع روح دین در هر عصر و زمان چیزی جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهی بود . ( همانا دین در نزد خدا اسلام است )پس خداوند جــــز این ( اسلام ) هیچ دینی را از بندگانش نمی پذیرد . دینی که همانا تسلیم و فرمانبرداری و پیروی اوست .ولی دینی را که خداوند حکیم می پذیرد مجرد تصور عقلی و مجرد تصدیق قلبی نیست ، این دین همانا تلاش و حرکت ( سازندگی ) برای به سر رساندن این تصدیق و این بینش است . که همان استحکام بخشیدن کامل و همه جانبه روش و ( احکام ) خدایی در میان بندگان و فرمان برداری شان از امور و ( احکامی ) است که به آن حکم می کند . و نیز پیروی از حضرت رسول(ص)  و از شریعت (قوانین ) اوست ، فرمان برداری و پیروی است ، و مدار عمل قرار دادن احکام قرآن کریم در امور (زندگی ) هر روزینه است . همچنانکه خالق هستی را به یگانگی و به حیث مدبرهمه ای امورجهان (هستی ) شناختن است.از این بر می آید که سرشت دین – هر دینی که باشد این است که زندگی را به وسیله ء شریعت (قوانین ) خویش نظام بخشد و تنها بر اموری از قبیل : اصل تهذیب اخلاق ، احساسات وجدانی محض ، عبادات و شعایر اکتفا ننماید . اگرچنین باشد پس این دین نیست . دین همانا روشی ( نظامی ) است که خداوند آن را برای تنظیم زندگی بشر اراده فرموده است . نظامی است که زندگی بشر را به راهی که خالق هستی تعین کرده رهنمود گرداند . ( در سایه های قرآن )در نظام دین عنصر عقیده از شعایر عبادتی ، ارزشهای اخلاقی و شریعت تنظیمی ( قوانین و نظامات ) جدا شده نمی تواند و در دینی که باید زندگی مردم به راهی که خداوند تعین کرده جریان یابد ، هر گونه انحرافی از این اساسات کار برد دین را هم در ضمیر انسان و هم در جریان زندگی ، بیهوده و باطل می گرداند و هم با مفهوم دین و هم با سرشتی که خداوند آنرا تعبیه کرده مخالف است . ( زندگی در سایه های قرآن )

سبک زندگی

علت اصلی عقب افتادگی و بحران معرفت دینی در زندگی مسلمانان هم همین است که دین شان را با شرک و خرافات آلوده کرده اند و به احکام و قوانین دینی شان در زندگی عملی خود عمل نمی نمایند .” روشنفکران جوامع اسلامی هیچ گاه بر روی یک نکته به اندازهء اتفاق نظر شان در مورد اینکه امت اسلامی ، با یک بحران فکری مواجه است توافق نداشته اند . این بحران در شکل فقدان فرهنگ منسجم ، عقب مانده گی علمی و تیرگی تمدنی متجلی شده و به خوبی از طریق عجز گفتمان اسلامی ، یعنی قرآن و سنت و احکام شریعت و اخلاق قابل شناسایی است ” ( اصلاح تفکر اسلامی ). بسیاری از داعیه داران ( نهضت های اسلامی ) کوشش خود را فقط در جهت باورها و آرمان ها به کار بردند . باور آنها این بود که مفاهیم درست اسلامی – در دل و جان امت اسلامی – تا زمانی که در معرض انکار حقانیت دین قرار نگرفته دگرگون نخواهد شد . این باور البته تا حدودی زیادی درست است ، اما عمده کردن و مطلق کردن آن پزیرفتنی نیست  ، زیرا اگرجه ایمان مردم به خداوند و رسول گرامی اش ، دست نخورده باقی مانده ، اما مفاهیم دینی دستخوش تحریف و تغییر فراوانی شده ، با این حال و با وجود استحکام ایمان مردم ، می توان وجوه معرفتی دین را به گونه ای ارزشمند مورد توجه قرار داد تا مقولهء ایمان و اعتقاد به پایهء فکری و معرفتی مسلح شود. ” براستی نفوذ خرافات و بسیاری از شرکیات در عقاید و باور های مرد دلیل اساسی آن این است . و تازمانیکه مقوله ایمان و اعتقاد بر پایهء فکر و معرفتی سالم استحکام نیابد وجود خرافات و باورهای شرکی در اعتقادات مردم خواهد بود، و این به گمان اغلب از اهم وظایف علما و رو شنفکران مسلمان درجوامع اسلامی است.

” هنگامیکه امت اسلامی از ساختار فرهنگی خود خارج می شود و قدم در وادی گمراهی می گذارد و نیز هنگامی که عملیات گمراه کنندهء فرهنگی به اجرا گذاشته می شود و اندیشه های منحرف غیر دینی ( اندیشه های مادی فرهنگ غربی ) با همه ریشه های شرک آلودش و مکتب های مادی غربی به عنوان اینکه از غزالی و ابن رشد و ابن سینا و ابن خلدون تأثیر گرفته ، مسلمانان آنرا می پذیرند . “( همان منع )

و نیز عملیات در امیختن پاره ای مفاهیم میراثی با انگاره های جدید غربی شروع شده تا این واژه ها مشروعیت پیدا کنند و همهء این طرحها به عنوان (اجتهاد) !  مطرح می شود و بدعت و سنت شکنی به عنوان تجدد خواهی ! رواج می گیرد ، و حتی ابتذال گاهی جامهء هنر به تن می کند .با تاسف سازمانها و احزاب اسلامی در طول دوران جهاد و همچنان بعد از شکست کمونیزم و پیروزی بر دشمن متجاوز ، گرفتار کشمکش بر سر قدرت باقی ماندند و تا اکنون قاعد بر همین منوال در حرکت است و مجالی پیدا نشد که به جهت رشد فکری و رمور فعرفتی به پردازند و همین امر مهم و حیاتی یکی از عوامل اصلی ناکامی و غلبه و نفوذ مجدد دشمن و ناکامی های پیاپی و عدم دست یابی به اهداف شهدا و آرمان جهاد می با شد و استمرار چنگ و درگیری و مداخلت بیگانگان و تسلط ذهنیت تقلید کور کورانه در جامعه و غفلت از اساسها و بنیاد های معرفتی و فکری اسلام و یا بد فهمی آن است .اصلاح روشهای تفکر و اسلامی کردن معرفت برای فهم عوامل ضعف و کشف نقاط قوت آن یک ضرورت است . رسالت فکری – فرهنگی ما را وا می دارد تا بکوشیم عوامل درونی ناکامی برنامه های گذشته را با تکیه بر خاستگاه های بنیادی اسلام و از طریق نگرش فراگیر و بر قراری موازنه و کنترول نسبتها میان ابعاد مختلف جست و جو کنیم . این کوشش به همان اندازه که اهمیت خاص رسالت فکری – فرهنگی پیشنهادی را تشکیل می دهد ، به همان اندازه یک مسئولیت بزرگ به شمار می رود . زیرا رسالت به سرنوشتنهضت و پیشرفت امت ما گره خورده و راه پر کردن خلاء ناشی ازعقب مانده گی فکری آن و تجدید حیات تمدن جهانی اش را نشان می دهد.(اصلاح تفکر اسلامی )

طه جابر العلونی

 

تعریف دین :

هر چند تعریف جامع و کامل قرآنی دین در سطور بالا ذکر شد که ( دین در نزد خدا همان اسلام ) است و مسلمانان تسلیم خالق شان هستند و چه بهتر از این که انسان مئومن خود را و سرنوشتش را به قدرتی بسپارد که بر همه جهان هستی تسلط دارد و قدرت مطلق در اختیار اوست ، تا به قدرت های فناپذیر و محتاج و ناقص ظاهری که در بسیار موارد از خود نیاز مند، ناتوان تر و ضعیف ترند . اما تعریف تفصیلی را نیز برگزیدم تا همه ی ابعاد آن واضح و روشن شود .دین عقیده ای فراگیر برای تنظیم و تفسیر آن و پاسخگویی به نیاز های فراگیر درونی بشر و مشعلی است که راه را پیش روی مردمان روشن می سازد و آنان را به پایانه های سعادت و آرامش رهنمون می شود ، وسیله ای است که روابط فردی و اجتماعی را ثبات می بخشد به بیان دیگر ، دین ، آرمان والایی است که با واقعیات و قوانین و سنن زندگی بر خورد و منافاتی ندارد . و ایستایی و جمود در آن راه نمی یابد و گمراه ساختن شعور انسانی از آن بر نمی خیزد .مردم در سایهء دین همچون دندانه های شانه یکسانند . اختلاف رنگ ها ، برای آنها در دیدگاه دین ، تفاوتی ایجاد نمی کند . همان طور که گروهی را بر گروهی و سرزمینی را بر سرزمینی بر تری نمی دهد ، چراکه دین را مفهومی فراگیر و انسانی است .دن ، همان طور فضایل انسانی را( تعریف) می کند ومردم را بدان می خواند.برادری جهانی یکی از پایه های استوار آن است و عدالت و آزادی از شاخصها و نشانه های روشن آن هستند ، و اصول و موازین جاوید آن با شیرینی عشق آمیخته است . از دید گاه دین ، رحمت ، صفت پسندیده ای استکه شکوه قدرتمندان را می شکند و ضعیفان شکست خورده را یاری میکند .

دین فریادی بر طغیان گران است و انسانها را به مبارزه با ظلم و ستم فرا می خواند ، کجرویها را از بین می برد وبا هرج و مرج و بی بندو باری سر جنگ دارد . دین ، ( مخالف و دشمن  گناهان و رذایل است . دین داور میان حاکم و محکوم ، حکومت و حکومت و انسان و برادرش انسان و سر انجام بین انسان و خداوند است و در ضمیر و عقل انسان جای دارد . دین ، تازیانهء کیفر محاکم نیست ( مانند محاکم صحرایی جنایت کاران تروریست که حکم بر شلاق و سنگسار را در دشتها و بیابانها بر زنان و مردان مظلوم و بی دفاع وارد می نمایند ) و نیز تنها مجموعه ای از قواعد خشک که پیوند آن با پیرامونش گسیخته باشد نیست .در قرآن کریم ، با بیان روان ، صورتهای زنده و تپنده ای از همه ی این معانی آمده است . فرعون، که ادعای هماوردی با نیروهای الهی را داشت و انسان را خوار می شمرد ، کودکان را می کشت و زنان را زنده می گذاشت و معجزات خدا را تمسخر می کرد . قارون ، که به واسطه ثروت فراوانش بر مردم فخر می فروخت و می خواست تا به کمک مال خویش به هر چه دلش می خواهد دست یابد ؟ ! و زنهای که به پیامبران خیانت کردند و مردان که از راه منحرف شدند.در قرآن همچنین از نفس انسانی ، آن گاه که به اوج می گراید و انگاه که به حضیض پستی فرو می افتد ، و روایات طولانی آمده و برخوردها و جنگهای سخت بین نیروهای متضاد زندگی و دشواریهای در گیر آن به تصویر کشیده شده است .خلاصه آیات قرآن جهان پهناوری است که در آن اصوات بسبار طنین افکن است .دین نوری است که می درخشد اما چشمهارا آزار نمی دهد ، و اسرار و حقایق زندگی را بدون نیرنگ و کاستی و با مثالهای روشن و کافی جلوه گ می سازد.

و ماهیت هنر چیست ؟

پرسشی است در سه کلمه که صد ها بلکه هزار ها اندیشمند پاسخهای گوناگونیبه آن داده اند ، و اما در حقیقت ، هنر ، تعبیری بس زیبا و دلنشین از زندگی و نفس است که تمایز آن به اصالت و راستی است ، و با بیانی از تجارب انسانی در یک شکل هنری شناخته شده است ، اعم از آنکه این شکل هنری داستان باشد یاقصیده ، یا نمایشنامه و یا یک قطعه موسیقی .هنری که صداقت نداشته باشد ، چنان است که گویی یکی از ستون های اصلی آن فرو ریخته و در نتیجه همهء پایه های آن از هم پاشیده باشد و گران ترین ارزشی را که اعتبار هنری بدان است از دست می دهد . چنین هنری تصویری دروغین از انسان و زندگی انسانی و سیمای ساختگی از زندگی بشری را جلوه می دهد .

هنر باید دارای مضمون و محتوا باشد . هنر بدون محتوا ، تو خالی و پوشالی است و جامهای خالی ، تشنه را سیراب نمی کند. همچنان که میوه گندیده ، انسان را خوش نمی آید . در هر کاری کور کورانه رفتن و بی هدف بودن به معنی جنون و ساده انگاری است . پس به ناچار هنر را باید محتوای باشد و اساس این مضمون ، اندیشه ها و حکمت هایی است که از سرشت بشری گرفته شده و با دین پاک مطابقت دارد . دین پاکی که از شائبه و هوس اندیشمندان گمراه بدور است .نتیجه این که مادهء هنر ، زندگی و فطرت انسان و پایه های نگهدارندهء آن یعنی درستی ، اصالت هنری و محتوای سالم است .مادهء دین هم ، زندگی و فظرت انسانی است و پایه های اساسی دین که راست وفرستاده از جانب خداوند است ، اصالت و راستی و آرمانهای بلندی است که با واقعیت زندگی سازگار و با تحملاتش همراه است و آن را از سعادت و دوستی و برادری و عدالت و آزادی سیراب می سازد .هدف هنر ، بهره دهی ، سودرسانی ، و تشویق به ایجاد جامعه بهتر است .آرمانهای والا بر روابط انسانها ، دولتها و حکام است و آمادگی برای جهان دیگر که عالم بر تر است و گریز از ظلمها و گمراهی ها و نابود سازی آنها.

(اسلام و مکاتب ادبی)

من نگویم زین طریق آید مراد

می طپم تا از کجا خواهد گشاد

آنچنانکه عارف از راه نهان

خوش نشسته می رود در صد جهان

وسلام علی من اتبع الهدی

منابع و ماخذ :

1 – تفسیر فی ظلال القرآن ( جلد – اول )

2 – تفسیر نمونه (جلد اول )

3 – اسلام و مکاتب ادبی – نجیب الکیانی – ترجمه : نوید کاکاوند

4 – اصلاح تفکر اسلامی ( مدخلی به ساختار گفتمان اسلامی معاصر )

دکتر طه جابر العوانی – ترجمه – محمود شمس

5 – مثنوی معنوی – دفتر ششم  

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا