گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » دکتر حسن ترابی ازدانشمندان نوانــــدیش مسلـــمان وفـــات کرد
دکتر حسن ترابی ازدانشمندان نوانــــدیش مسلـــمان وفـــات کرد

دکتر حسن ترابی ازدانشمندان نوانــــدیش مسلـــمان وفـــات کرد

Nauandeshi Qaira 10

نواندیشی قاهره : دکتر حسن عبدالله ترابی که  در سال ۱۹۳۲م در خانواده ‏ای سر شناس در منطقه «کسلا» که در علم و دین سابقه‏ای طولانی داشت، متولد شد. پدر او یکی از نامدارترین قضات شرع در روزگار خویش و نخستین سودانی‏ای بود که شهادتنامه  «العالمیهٔ» (لیسانس) را دریافت کرد. حسن ترابی در کودکی قرآن کریم را با چندین قرائت و روایت حفظ کرد و علوم عربی و شرعی را در همان کودکی و نوجوانی از پدر فرا گرفت و با گذراندن مدارج و مراتب تحصیلی گواهی لیسانس حقوق را در سودان دریافت کرد و سپس به اروپا سفر کرد. وی فوق لیسانس را از دانشگاه لندن و دکترا را از دانشگاه سوربن پاریس دریافت کرد.وی در ایام تحصیل در سوربن، با دکتر علی شریعتی و دکتر حسن حنفی هم دوره بود. ترابی زبان‏های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی را به خوبی فرا گرفت و بر گونه‏های مختلف از علوم و معارف غربی تسلط یافت و فرهنگ غرب را به خوبی درک کرد؛

ترابی پس از بازگشت به وطن، ریاست فاکولته  حقوق پوهنتون  خارطوم را عهده دار شد تا از این فاکولته  به عنوان نخستین پایگاه فکری و جنبشی خود بهره گیرد. پس از کناره‏گیری «رشید طاهر»ناظر کل اخوان المسلمین در سودان از منصب خویش در سال ۱۹۶۴ م، فرصت رهبری جریان فکری و سیاسی اسلام در سودان، برای حسن ترابی فراهم شد.در سال ۱۹۸۵م الجبههٔ الاسلامیهٔ القومیهٔ (جبهه ناسیونالیست اسلامی) که تحت رهبری ترابی بود، به حکومت ائتلافی به ریاست صادق المهدی (داماد حسن ترابی) پیوست، در این زمان ترابی ابتدا در کابینه او به وزارت عدلیه  و سپس وزارت خارجه و پس از آن به معاونت نخست وزیری رسید.عبد الوهاب افندی در کتاب «ثورهٔ الترابی: اسلام و القوهٔ فی سودان» گفته است: «جنبش اسلامی معاصر در دهه هفتاد میلادی، هیچ کتاب ارزشمندی را عرضه نکرده است. جز کتاب «الصلاهٔ عماد الدین» حسن ترابی که نخستین تلاش فکری او است؛ پروژه فکری مرحوم حسن ترابی مبتنی بر ایده محوری «نواندیشی دینی» و بر پایه فهم واقعیت و تحولات و تجربه ‏های بشری و هم سازی میان عناصر ثابت مطلق و عناصر متغیر نسبی استواربود ، اما اندیشه‏ ها و آرایی که ترابی زیر همین عنوان عرضه کرده است، غالبا اختلافی تام با اندیشه‏ ها و آرای رایج و حاکم در میان این جنبش‏ها و حتی مخالف نهادهای دینی رسمی است. حسن ترابی درکتاب «تجدید الفکر الاسلامی»، در هجوم بر اندیشه اسلامی معاصر و توصیف آن به غرق بودن در امور انتزاعی و خروج از تاریخ و بریدگی از واقعیت، هیچ تردیدی به خود راه نمی‏دهد.وی معتقد است این اندیشه «قدیمی»، پاسخی به پرسش هایی است که در اعصار گذشته مطرح بوده و آن پرسش‏ها اکنون دیگر وجود ندارند. از این رو اندیشه دینی نیازمند تجدید حیات فراگیری است که از حد مشکل‏ها و مظاهری که متفکران اسلام‏گرای معاصر بدان فریفته شده‏اند، فراتر برود.ترابی به این متفکران هجوم می‏برد و آنان را به کوتاهی و قصور و ناتوانی در نظریه‏پردازی و اندیشه ورزی متهم و متصف می‏کرد . وی به همین شیوه، به دیگر عناصر جنبش‏های اسلامی را مورد حمله قرار می‏داد و آنان را به جمود و کوته فکری متهم می‏کرد  

از نظر مرحوم دکتر ترابی نو اندیشی حرکت متعهدانه ای بوده که  باید به همه ابعاد دین امتداد یابد؛ وی در سخنرانی‏اش با عنوان «قضایا فکریه و اصولیهٔ»، خواهان انقلابی تجدید گرانه در فقه اسلامی می‏شود. وی فقه را به جمود، تقلید، احیای گذشته، منت کشی از گذشته و حصر دین در سنت قدما متصف می‏کند و بدون هیچ تردیدی اعلام می‏کند که پشت سر گذاشتن تمام میراث فقهی ضروری است، زیرا نقب زدن از درون میراث فقهی نیاز ما را به عرصه فتاوای جدید و عصری بر آورده نمی‏کند.به هر حال زنده یاد دکترحسن ترابی در میان اسلام گرایان، نخستین کسی است که ایده باز سازی اندیشه اسلامی و هماهنگ سازی آن بر حسب عادات و سنت‏ها و ویژگی‏های خاص هر ملت را مطرح کرد؛ به گونه‏ای که از اسلام نسخه‏های مختلف و متفاوتی، بنابر ماهیت ملت‏ها، در عین حفظ عناصر مشترک وحدت بخش در میان این نسخه‏ها وجود داشته باشد. در نتیجه اسلامی سودانی، اسلامی مصری، اسلامی اروپایی و… خواهیم داشت. ترابی خواهان پایه گذاری فقهی بومی یا ملی می‏شود که در آن تنها عالمان و روحانیان سررشته امور را در دست ندارند، بلکه آنان از هیچ امتیازی نسبت به دیگر مسلمانان برخور دار نیستند، زیرا در چنین فقهی، اجماع ملت‏های مسلمان معتبر است و نه اجماع فقها.دکتر حسن ترابی مبلغ بی پروای آزادی زن  بودهدر حوزه نو آوری و هنر نیز، ترابی در دو کتابش «قیم الدین و رسالیهٔ الفن» (ارزش‏های دین و رسالت هنر) و «نمارق اسلامیهٔ (ناز بالش‏هایی اسلامی)، آرایی را در نهایت قید شکنی ابزار کرده است .وی در این دو کتاب بدون هیچ تحفظی همه انواع هنرها را تا جایی که به محظوری اخلاقی بینجامد، جایز شمرده و خواهان آشتی توده‏های مسلمان با هنری که آن را ابراز اصلاح و دگر گونی و دعوت به سوی خدا می‏بینند، شده است.ترابی متفکر از هر گونه قید و بندی آزاد و رها است و همین امر موجب شد تا او همواره برای همگان شوک آور و نگران کننده باشد؛.حتی جماعت اخوان المسلمین سودان که حسن ترابی روزی رهبر آن بود، در سال ۱۹۸۸ بیانیه‏ای منتشر کرد و در آن متذکر شد که اختلاف میان اخوان المسلمین  و ترابی، اختلاف بر سر اصول است و یکی از نویسندگان سلفی ادعا کرد، کاری که ترابی می‏کند. تکرار کاری است که مارتین لوتر با کلیسای کاتولیک کرد ؛ او هم بینادگذار پروتستانتیسم اسلامی است!بادرد و دریغ که این دانشمند نواندیش مسلمان پس از سالها تلاش برای احیای قرئت عقلانی و انسانی از دین مقدس اسلام در سن ۸۴ سالگی باثر سکته قلبی در یکی از شفاخانه های خرطوم وفات کرد

Enalellah wa Ena Elahe Raje oon28

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا