گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » دمـــوکـــراسی مــــو قــــوف !
دمـــوکـــراسی مــــو قــــوف !

دمـــوکـــراسی مــــو قــــوف !

Forotan Name op Bloemen 20

پیوسته به گذشته قسمت بیست وپنجم :                                                              

هرچند این حکایتی که عزیزنسین طنزنویس معروف ترکیه  دارد وشما عزیزان از این قلم نیز به مناسبت دیگری مطالعه فرموده اید برمصداق مضمون آن به مثابه تکرار احسن  مکررأ می آورم  . روزی معلمی که تازه از تحصیلات در فرنگستان فارغ شده و به حال وهوای غربی به وطن بازگشته بود وقتی برای حضور در درس به صنف رفت و بالای تخته سیاه نوشت : زنده باد دموکراسی ! سپس در بیان فضائل و فوائد دموکراسی و طرح یک سیستم دموکراتیک در صنف و روابط دموکراتیک میان محصلین با یکدیگر خطبه غرای ایراد کرد و قرار شد پس از این هرکاری مثلأ باز و بسته کردن کلکین نیز بیاید به اساس انتخابات آزاد و برویت آرأی عمومی و با دموکراتیک ترین شیوه غربی انجام گیرد . اولین تجربه ها به آزمائیش گذشته شد ، برای بازکردن کلکین رأی می گرفتند و روی تخته سیاه می نوشتند و سپس ۵۰ + ۵۰ که می شد دور دوم رأی گیری را آغاز می کردند ، یکی میگفت ببندیم و دیگری می گفت بازکنیم !! خلاصه اینکه کار دمکراسی در صنف کم کم بالاگرفت و ساعت ها وقت درس و کار های بسیار اساسی و اهداف مهمتری بدین شیوه تلف می شد . شور دمکراسی هرروز بیشتر شده و جبهه بندی های جدیدی در صنف ایجاد می شد . روز کار اختلاف بالا گرفت ودر این میان دستی بلند شد و محکم بر سر میز فرود آمد و مانند توپ صدا کرد ، چاقو کشی هم بر رأی گیری اضافه شد و معلم که در این میان نقش میانجی ای را بازی میکرد و آخرین فنون دموکراسی را بکار می بست عاجزماند و بیچاره وی نیز لگد محکمی خورد ووضع صنف برهم خورد و بر سر رأی گیری وانتخابات میز وچوکی به هوا رفت و«دموکراسی زد وخورد بطورمساوی »  تحقق یافت و در این میان آتش نزاع نیز زبانه کشید ، القصه پس از دو سه ساعت تمرین دمکراسی و پس از آنکه با مدرنترین شیوه های مدنی و د مکراتیک سر وکله های بسیار شکست رأی گیری تمام شد و آمبولانس آمد ! هفته بعد در حالیکه سروکله معلم به فرنگ رفته هنوز مثل تمامی شاگردان صنف باند پیچ شده بود و دست راستش به گردن گرفته بود ! با دست چپ روی تخته سیاه نوشت : سر از امروز دموکراسی موقوف .

 

این هم نمونه ای از دموکراسی مصنوعی در افغانستان که چگونه با پرتاب کفش و بوتل در بزرگترین نهاد شبه دموکراتیک تمثیل میشود

آنچه که در افغانستان عزیز میگذرد حکایت تلخی از داستانی است که قبلأ به زبان طنز در  حکایت آن معلمی از غرب برگشته تکرارگردید  و چنانچه همه عزیزان شاهد اند و در مباحث گذشته مان نیز وقتی از مشروعیت انتخابات سال جاری  ریاست جمهوری افغانستان سخن گفته بودیم  توجه همه عزیزان را به این اصل جلب نمود یم که هرگاه از انتخابات سخن میرود نباید پیش زمینه ها و لوازم ضروری فرآیند انتخابات دموکراتیک در جامعه سنتی ونیمه فئودالی افغانستان را فراموش کرد،زیرا اعلان یکشبه فرآیند انتخابات” آزاد و دموکراتیک”  آن هم در کشوری که در سنت ها وتعرفه های قومی و طبقاتی باید همچون مسافری خسته و درمانده گام به گام به پیش میرفت نه میتوان جز نتیجه ای که همین اکنون ما شاهد آن ایم انتظار داشت . ما در مباحث گذشته ضمن برشمردن لوازم و پیش زمینه های فرآیند ملت سازی جوهرگرانبهای  اعتبار را در حوزه ملی زندگی  اقوام و ملتها به مثابه موتور مشروعیت نشان دهی کرده بودیم از آنجائیکه این موتور با آب و انرژی ای  غنی شده درکوره هاو رگه های  هرفرهنگ و تمدن باید مورد مطالعه قرار گیرد لهذا  باید حوزه فکری و معنوی این تمدن ها را نیز وسیعتر ساخت بویژه در عصری که ما زنده گی میکنیم و جهان از برکت سلطه انسان بر هستی به یک دهکده مبدل گشته است روی همین ضرورت باید  ریشه های فاسد ی را که با دستهای آلوده ای از بیگانه های متحجری را  در سرزمین باستانی ما کشف میکنیم با طرح و  ارائیه یک نقشه و برنامه علمی و عملی که به دور از شرک و خرافات ، نابرابری اجتماعی و اقتصادی ، بر مبنای ارزشهای متعالی حقوق بشر و کرامت به انسان استوار باشد در نبرد عادلانه به نقشه های استعماری برویم . اما قبل از آنکه  یک میکانیزم فکریی را جهت به اثبات رساندن برتری عمومی بویژه فکری نسبت به مخالفان عرضه کنیم بیش از هرزمان دیگر باید برآنچه که به عنوان  نقشه راه در حوزه رسیدگی به مشکلات اساسی انسان و جامعه از سوی روشنفکران عرضه میگردد آثاری از یک  ایمان قوی و بالفعل در وجدان فرد فردی از روشنفکران روزگار ما باید نگریسته شوند نه آنکه فقط برویت شعار این اندرز گُهربار  «مرگ حق است برای همسایه !»  از زبان ما تکرار گردد . خدمت فرد فردی از ذهنگرایان و متفکران قالب ریزی شده با مغز های گچ گرفته و دشمنان قسم خورده صلح و آرامش کشور که همواره آنچه را که در افغانستان عزیز سپری میشود از تولیدات خالص و فیوضات غیر قابل باور دموکراسی و آزادی بیان میدانند که به کمک موشک ها و طیاره های B52 از آنسوی آبها به مساعدت ویاریی راه بلدان این کشور پرتاب شده است . زیرا از دید اکثریتی از این متفکران گچ گرفته اکنون افغانستان نه تنها صاحب به اصطلاح « دمکراسی !» هست بلکه دمکراسی بی ظابطه هم هست دمکراسی تا سرحد هرج ومرج ! تا اختلاط تمام مرزها و التقاط تمام اصول و فرعها .

من اکیدأ باوردارم که چنانچه بار ها ازین قلم تذکر یافته است و موضع صریح و شفاف من به عنوان یک شهروند داری حقوق مدنی و دموکراتیک  در باره انتخابات سال ۱۳۹۳برای کرسی ریاست جمهوری افغانستان  نیز بر همین اصل استوار است که اگر تمامی نهاد های  بین المللی ناظر بر انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بر صحت وسقم انتخابات ریاست جمهوری مهر تائید گذارند و تمامی شهروندان واجد شرائط رای دهی  افغانستان نیز دراین انتخابات شرکت جویند این انتخابات از مشروعیت لازم برخوردار نیست . زیرا مؤلفه های  که لازمه مشروعیت و انتخاب مقام ریاست جمهوری یک کشور بویژه کشور جنگ زده  ما افغانستان است به دلائیل واضیح  توأم با فرصت های که برای ایجاد فرآیند ملت سازی لازم بود  در غرائزی  از شهرت -قدرت و ثروت زمامداران جامعه افغانی منحل گردیده و ازدست مان رفته است .

البته باید گفت که مردم درد دیده افغانستان نیز مانند هرجامعه و مردم دیگری حق دارند و داشتند تا بصورت دموکراتیک و آزاد از هرگونه اسارت های پیدا و پنهان برای تعیین سرنوشت خویش در صحنه انتخاب زعیم ملی حضور داشته باشند چرا دور برویم ؟ همین دیروز استاد عطا محمد نوروالی مقتدر بلخ یکی از بزرگان و سلاطین اعلام  نا شده مملکت و جامعه که تولیت روضه مبارکه مزارشریف نیز بر عهده اوست  به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در بخشی از  یک فرمان سلطانی منتشره در مطبوعات داخلی وبیرون مرزی  این گونه شاخ و شانه کشید :

Atta bayat khalilzad22

عطأ محمد نور مالک چنین شرکت نفتی در مزارشریف که با سرمایه زلمی خلیل زاد بزرگترین سهمدارشرکت پتروشیمی یونوکال در افغانستان و آسیای میانه فعالیت میکند

Attamhamad Noor Pitroliam Pomp 22

من متعهد هستم كه برای اعاده حقوق مردم خویش از هیچ گونه سعی و تلاش تا پای جان دریغ نخواهم ورزید. دیدگاه من برای برون رفت از بن بستی که عامل آن شماری از دسته ها و حلقه های مشخص است، در این سه نکته نهفته است.

۱.مذاكره و گفتگو با جناب رییس جمهوری کشور، معاونین رییس جمهور، کمیسیون های شکایات و انتخابات، نمايندگي سازمان ملل متحد و دوستان جهاني ما.

۲. دست زدن به نا فرمانی مدنی و ریختن روی جاده ها بصورت گسترده و فراگیر در سرتاسر کشور تا زمان دست یابی به حقوق مردم و اعاده روند شفاف مردم سالاری.

۳. گزینه نهایی برای مصلحت ملی و منافع علیای کشور در صورتی اتخاذ می شود که به دو گزینه اولی پاسخ مثبت ارایه نگردد و به خواست های مردم ما توجه نشود. گزینه سومی می تواند شامل هر گونه اقدامی برای دست یابی به حقوق مردم باشد. لهذا درمورد  شرحی از این پیام نکاتی چند ضروری است :

ادامه دارد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا