گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » در مبحث هدایت و راهنمایی انسان ، نگاه دینی به تاریخ بشر چگونه نگاهی است ؟
در مبحث هدایت و راهنمایی انسان  ، نگاه دینی به تاریخ  بشر چگونه نگاهی است ؟

در مبحث هدایت و راهنمایی انسان ، نگاه دینی به تاریخ بشر چگونه نگاهی است ؟

deljo Hosenie name 16

besmillah Arahman 16

آمدن ادیان وظهور پیامبران الهی چه نقش و تأثیریدرحرکت تاریخی و رفتار آدمیان داشته است ؟

Hafez sherazi Omre aziz 16

بدون شک بعثت انبیا احوال آدمیان را بهبود بخشیده است . همانطور که بی دینی به بشریت مضرات و زیانهای متعدد و فراوان به بار آورده است . بدون شک در بین تمام بشریت مؤفق ترین انسانهای تاریخ ، انبیاء الهی علیهم السلام بوده اند.پیامبران الهی در مسیر دعوت بشر به سوی حق و هدایت و صواب و نیکی ، قهرمانان پیروزمند و آموزگاران و طبیبان مشفق و مربیان موفق بوده اند،  وآدمیان رفته رفته از آموزه های انبیا علیهم السلام بهره مند تر شده اند و پادر راهی نهاده اند که به حقیقت و هدایت نزدیکتر است . آنچه الله آفریده، عبث نبوده و مرکب تاریخ به بیراهه نرفته است و سر نشینان خود را به وادی هلاکت نکشانده است . اگر فساد و نا پاکی و نادرستی موجودیت دارد ، ولی با هدایت ادیان و پیامبران الهی ، بشریت من حیث المجموع رهسپار کعبه کمال است ، و خداوند بزرگ و توانا را که خالق اوست و رازق اوست ،معبود و هادی میشمارد .یکی از نعمات بزرگ الهی نعمت هدایت است . خداوند هادی است و هدایت اش جهان شمول است و پیامبران را هم برای این منظور و هدف بزرگ فرستاده است . نعمت هدایت الهی همه گیر، بزرگ و جهانی است . و این نعمت بزرگ هدایت که در اختیار عموم بشر در سراسر عرصه ی تاریخ نهاده شده است . و عموم مردم طوریکه بر خوان نعمت رزاقیّت الهی نشسته اند ، بر سراین سفره و خوان بیدریغ و بی منت  نیز نشسته اند و از آن بهره مند می شوند .

Behsate tarikh 16

برای وجود انسانها غایتی در نظر گرفته شده ( یعنی معرفت و هدایت ) خداوند، و به فعلیت رساندن قوای فطری خویش .از منظر فلسفه نیز ماجرا از این قرار است ، فلاسفه  معتقدند که همه ی موجودات به سوی غایاتی روانند و آنچه اکثری و اغلی است رسیدن به غایت است . و عدم وصول به غایات امری اتفاقی ونادر است. همه می رسند و تنها اندکی بر اثر غفلت نمی توانند به کمال خویش نایل آیند . هر ملتی باید هویت و شحصیت فرهنگی و تاریخی خویش را پاس بدارد ، تا بتواند بر اساس آن به حیات خود در جهانی که غنی و فقیر ، هردو در آن زیست می کنند ادامه دهند. “همه ی اقوام و ملتهای که به مرحله ای معین از تحول می رسند ، ویژگی جسمی و روحی خود را حفظ می کنند وبه نسل آینده منتقل می سازند . افرادر جریان تغیرات و تحولات از میان می روند ، در حالی که نوع همان می ماند که بود . جانور و آدمی از آن جهت که موجود طبیعی هستند ، نوع خود را از طریق توالد و تناسل طبیعی بی اختیار حفظ می کنند ، ولی آدمی صورت وجود اجتماعی و فر هنگی خود را تنها از طریق آن نیروهای خاص که آن صورت را پدید آورده اند ، یعنی از اراده آگاهانه و خرد به نسلهای آینده منتقل می تواند کرد . اگر در اینجا فرضیه تغییرات پیش از تاریخی انواع را به یک سو نهیم ، می توانیم گفت که آدمی به سبب بهره وری از اراده ِی آگاهانه و خرد ، این امکان را دارد که جریان تحول خودرا درمسیری خاص بیفکند ، از طریق پرورش آگاهانه حتی میتوان طبیعت جسمانی آدمی و ویژگیهای آن را دگرگون کرد و به فعالیت بر تر و بالاتری توانا ساخت . ولی روح آدمی امکان شکوفائی بی کران دارد ، و چون آدمی در حال پسشرفت ، به خود خویش آگاه می گردد، می تواند به اتکا بر پایه ی شناسایی دنیای درونی و بیرونی بهترین نوع زندگی را برای خود بوجود آورد . آدمی که وموجود جسمانی و روانی است ، برای نگاهداری و انتقال صورت نوعی خویش شرایطی بوجود می آورد و سازمانهایی برای پروردن تن و روح آماده می سازد که به محتوای جوهر آنها اصطلاح تربیت اطلاق می کنیم . “

منبع : “پایدیا”     

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا