گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » خـــــــو ف و ر جـــــاء
خـــــــو ف و ر جـــــاء

خـــــــو ف و ر جـــــاء

Ustad Said Ishaq Deljo Hosenie 28

Kopie  van Baname Khodawand 06

شور و نشاط ، مستی و حرکت از این کلام الهامی و عرفانی حضرت مولانای بلخی بیرون می تراود. شهد و شکر می بارد از این پیام سکّر آور.ذلال معرفت است که تشنگان و سالگان طریق حق را سیراب می نماید .

غزل شماره _ ۱۷۹۲– دیوان شمس : جلد اول

این باغ روحانیست این، یا بزم یزدانیست این

سرمه سپاهانیست این، یا نور سبحانیست این(۱)

این جانِ جان افزاست این، یا جنته الماواست این

ساقی خوب ماست این، یا باده ی جانیست این

تُنگ شکر را ماند این، سودای سر را ماند این

آن سیمبر را ماند این، این شادی و آسانیست این

امروزر مستیم ای پدر، توبه شکستیم ای پدر

از قحط رستیم ای پدر، امسال ارزانیست این

ای مطرب داود دم،آتش بزن در رخت غم

بردار بانگ زیر و بم، کین وقت سر خوانیست این(۲)

رستیم از خوف و رجاء، عشق از کجا شرم از کجا؟(۳)

ای خاک بر شرم و حیا، هنگام پیشانیست این

آن آب باز آمد بجو ، بر سنگ زن اکنون سبو

سجده کن وچیزی مگو ، کین بزم سلطانیست این

من کیسه ها می دوختم ، در حرص زرّ می سوختم

ترک  گدارویی کنم ، چون گنج  دیدم در کمین

۱- سرمه : گرد نرم شده ی سولفور آهن یا نقره که در قدیم جهت سیاه کردن مژه و پلکها بکار می رفته است . فرهنگ معین .سپاهانی : اسپهانی ، صفاهانی ، اصفهانی . آهنگی در موسیقی . فرهنگ معینسرمه اصفهانی که در قدیم معروف بوده است .

۲- سر خوانی : خواندن آواز پیش از آواز دیگران ، سرود گویی ، تغنّی ، خواندن سر نوشت کسان ، ابتدایی خوانندگی . فرهنگ معین .

۳- خوف ورجاء : خوف ، ترسیدن ، بیمناک گشتن . و رجاء : امید واری ، بیم وامید  . فرهنگ معین .

عالم شریعت عالم خوف و رجاست و عالم توسل و دعا، البته رجاء بدون خوف موجب نیل به نجات نیست چنانکه  خوف هم اگر منجر به یائس گردد و به کلی از رجاء خالی بماند با حکم شریعت توافق ندارد . البته رجاء ناشی از اعتماد به کرم ولطف حق است .از این رو جاذب عنایت اوست . در روز رستخیز هم وقتی عاصی شرم سار تجرّی و اقدام خود را بر گناه مبنی بر امید به لطف حق می سازد، خطاب عزت او را به لطف می خواند و به ملائیک خاطر نشان می کند که چون چشم دل به رجاء داشته است او را آزادی می دهیم و بر خطایش خط عفو می کشیم. به علاوه چون حق در خلقت خلق سودی منظور نداشته است . البته در مورد خطای خلق هم عفو او شامل حال آنها می شود. و آنها را محروم نمی کذلرد .

Manzaray Bray Katani 25

تا انجا که به کوشش انسان مربوط است ، سیر در جاده ی طریقت از مرحله ی ، تنبّه و توبه آغاز می شود. چرا که بدون حصول این تنبّه ، که عبارت از خروج از غفلت خواب آلودگی است و صوفیه آنرا یقظه می گویند ، اندیشه ی ترک منزلگاه نفس اماره و شوق سیر در ماوراء طور حیات حیوانی خاص اهل تقلید برای سالک حاصل نمی شود، تا وقتی سالک از غفلت خویش احساس پشیمانی نکند و عروض یقظه وی را به توبه نکشاند . حرکت و سلوک وی آغاز نمی شود. و آشکار است که انسان تا وقتی قدم را برای خروج از منزل بر ندارد ، رهرو و پویا و سالک طریقت محسوب نیست .

        ( پله پله تا ملاقات خدا )

( دکتور عبدالحسین زرین کوب )

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا