گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » خـــانـــم غـــنی! مـــن امـــروز ذره ذره رخــشــانــه ام، شــــما چـــطـــور؟
خـــانـــم غـــنی!  مـــن امـــروز ذره ذره رخــشــانــه ام، شــــما چـــطـــور؟

خـــانـــم غـــنی! مـــن امـــروز ذره ذره رخــشــانــه ام، شــــما چـــطـــور؟

Nadia Fazel Adress Rola Ghani Face Book 04

                            

       به بانو رولا غنی زنی از غرب با چادر افغانی

شما را قبلاً نه من می شناختم و نه هم به استثنای اقارب، دوستان و نزدیکان خود شما، زن دیگری در افغانستان آشنا بود… با معرفی همسر شما به عنوان رئیس جمهور افغانستان پس از تلاشها و رفت و آمدهای جان کری، شما برخلاف زینت کرزی از قفس نفس گیر “همسر یک مرد افغان بودن” سری به بیرون زدید و دربرابر زنان افغانستان تعهد کردید که گامی برای بهبود زندگی آنان بر می دارید.در آنروزهای تابش خورشید بخت بر فراز سر شما، بدون شک خوب هم از کارها و فعالیت های ناکرده تان استقبال گردید.برای من که مثل شما آب و هوای غرب را بیشتر تنفس کرده ام تا آب و هوای آن سرزمین نفرین شده از گناه بی کران نامردان؛ هرچند این وعده ها چندان امید آفرین نبود؛ اما بازهم می گفتم شاید بتوانید کاری در روشنگری مردم آن سرزمین انجام دهید.حالا که از جلوس شوهر شما بر تخت و بخت سالی هم گذشته، صدایی از شما نشنیده ایم. شما که دست کم از حقوق ثابت تان به نام یک زن غربی می توانید سود ببرید و برای زنان شکسته افغانستان کاری انجام دهید.به یقین ناخن و دندانهای کثیف و خون آلود نامردان افغانستان را از جوان تا پیر، از باسواد تا زیر دار گریخته ها، همه را دیدید که چگونه پیکر فرخنده را تکه تکه کردند، کبابش کردند و از دودش لذت بردند.

از شما صدای بلند نشد…من برای شما می نویسم زیرا می دانم که شما دست کم اهل خواندن شاید باشید.به سیما سمر نمی نویسم؛ زیرا او می تواند هرکسی دیگری باشد اما مدافع حقوق بشر هیچگاه نبوده و نیست. برای او بشر یعنی علایق شخصی خودش بوده و است.به زنان پارلمانی افغانستان نمی نویسم چون می دانم که آنها زمانی مدافع حقوق آن مردم درد کشیده خواهند بود که کمره های تلویزیون جلو صورت های خاک زده و آرایش کرده پاکستانی شان ظاهر شود.به خانم های مدافع حقوق زنان نمی نویسم؛ زیرا برای آنها دفاع از حقوق زنان در برگه های دالر نقش گرفته است.برای مردان افغانستان هرگز نخواهم نوشت؛ زیرا مردان افغانستان چندان آدم بودن را نه خود تجربه کرده اند و نه هم می دانند که انسان بودن یعنی چه؟به شما می نویسم…و از شما می پرسم فقط اینرا که… آیا خبر شدید که بازهم زنی در آن سرزمین زیر نعره های وحشتناک ” الله و اکبر” کدورت بدنامی مردان لجن زده افغانستان را درد کشید؟خبر شدید که آن زن جوان 17 یا هم 19 ساله کی بود و چرا نامردان بو گرفته تعفن پرور، قانون خشتک و تنبانهای بو گرفته خودرا اجراء کردند؟خانم غنی! از سرزمینهای غرب با خبر هستید که اینگونه رفتار قرون اوستایی را چگونه پاسخ خواهند داد و اصلاً چنین جنایتی در کشورهاییکه شما زیسته اید، ممکن است؟پس چرا در سرزمین من که بر استخوانهای شکسته اش شما، همسر تان و اطرافیان تان برای هفت نسل آینده تان سرمایه اندوزی می کنید، چنین فاجعه ایرا با سکوت پاسخ می دهید.برای این خیل نامرد متعفن چه نام سیاسی می گذارید؟

مخالف؟

بردار ناراضی؟

جنون زده های تریاکی؟

و…

خانم غنی! بی بی گل جان!

سری از قفسچه ی تان برون کنید و کمی از وعده های تانرا عملی سازید.اگر برای فرخنده کاری نکردید که شایسته باشد و جنایتکاران قرن هنوز هم غرق غریزه لواطت شاد می گردند، نگذارید که رخشانه فراموش شود.من که با دین فروشان بزرگ نشده ام و با نعره های شوم فتوی فروشان خونم آلوده نیست، باید با درد و دریغ بگویم که از سالهای ورود فحشای غرب به سرزمینم زیر چنبره ملا و مذهب، در این یک و نیم دهه اخیر هزار بار فرخنده شدم و بی نهایت رخشانه وار زخم خوردم.اکنون می اندیشم که شاید نامردان آن سرزمین لواطت را غیرت می دانستند و تعفن را نجابت و ما بی خبر بودیم که سنگ سنگ آن سرزمین درگنداب جهالت نامردان گورستانی است سیاه و سرد.خانم غنی!بفرمایید به وعده های تان عمل کنید. نگذارید که شمارا هم بوی افغانی بودن پوسیده سازد وتاریخ آن سرزمین روزی نام شمارا هم در کنار خاینهای افغان ثبت کنند؛ شما لایق چنین نام بدی نیستید.

خانم غنی!

من امروز ذره ذره رخشانه ام، شما چطور؟

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که ازاین تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 

منبع : صفحه فیس  بک شاعره توانای کشور  خا نم نادیه جان فضل 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا