گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » جایگــاه انسان درتــاریــخ ادیــان !
جایگــاه انسان درتــاریــخ ادیــان !

جایگــاه انسان درتــاریــخ ادیــان !

FOROTAN NAME30

پیوسته به گذشته قسمت نودهم

واذ قال ربک

       از فرد فرد انسان های آزاده و تک تکی خواننده گان علاقه مند به این قلم  می خواهم تا این یادداشت را که ممکن است در چند بخش کوتاه و معمول خدمت شما سروران و عزیزان تقدیم گردد  حتمأ از آغاز تا به انجام به تأمل بخوانند ، شاید پاسخ بسیاری از ابهامات و پرسشهای را که در حوزه فلسفی و شناخت انسان در منظومه آفرینیش دچار آن هستیم  ببینیم و دریابیم . و در یابیم که چگونه آفریده گار هستی گفتمان جانشینی انسان به مثابه خلیفه خود درکائینات و هستی را در همان نخستین مراحل تکامل هستی به عنوان بستری برای نبوت آدم که مبرأ از کشتار و فساد بوده باشد   با دسته های از ملائکان و شیطان که از یک تبار و جنس بشمار می آمدند با کلیمات و مفاهیم ساده وروشن  فلسفی که نه بر خرافات و توهومات  بلکه  بر پایه خرد و آگاهی استوار اند  بیان داشته است . چنانچه به ملاحظه میرسد همین کلیمات پایه و اساس ایدیولوژی تمامی انبیأی بزرگ تاریخ را تشکیل میدهند ، واضح است که وقتی از تاریخ انسان صحبت شود نباید مقصود از اصطلاح رائج تاریخ ، تاریخ پیدائیش تمدن و خط نیست ، بلکه مقصودم آغاز زندگی اجتماعی نوع کنونی انسان بر روی زمین است. این گونه نگاه علمی و توحیدی  به تاریخ بر حقیقت مهم فلسفی صحه میگذارد که تمامی انبیأی الهی و بزرگان معصوم دین در بستر ماهیت اصلی این دیالوگ الهی با ملائکان به عنوان رسالتمندان بزرگ در تاریخ بشر ظهور نموده اند و بدون شک  در پرتو چنین بینیش و این جهان بینی علمی و فلسفی  تمامی انبیأ ی بزرگ الهی که حامل کتب آسمانی بودند باتوجه به کراهیت قتل وفساد که طی یک  دیالوگ میان پروردگار و ملائکان منجمله ابلیس در آغاز زندگی مدنی بشر مورد بحث قرار گرفته است از هرنوع خشونت و فساد مبرأ بودند ، باید به کمال احترام به همه محققان و دانشمندان ارجمند عرصه تاریخ دین بحیث یک دانشجوی کوچک این حوزه به عرض برسانم ، چون اصطلاحاتی که من به کار میبرم همان مفاهیم و اصطلاحاتی اند که همه ما با آنها آشنا هستیم اما در معنا و تفسیر متفاوتی  و به مقتضای زمان و مکان دیگری ارائیه خواهندگردید  ، بنابر این من خواهش میکنم با خواندن اصطلاحاتی که من بحیث یکی از راهیان  قافله نواندیشی دینی  در مقالات و نوشته هایم بکار میبرم با همان معنا وتعبیر سابقی که در ذهن داریم معنا نکنید بلکه با مفهوم خاصی که این قلم آن اصطلاحات  را بکارمیبرم معنا وقضاوت فرمائید

 . چنانچه دیالوگ و گفتمانی که از سوی پروردگار در ابتدای جانشین ساختن انسان با الفاظ صریح و ساده در پیوند به هدفمندیی خلق  وآفرینش  انسان درمنظومهء  کائینات با ملائیکان و ابلیس بعمل آمده نشاندهی  جایگاه فلسفی انسان در کائینات و تاریخ است . البته ضرورت چنین گفتمان فلسفی  در بخشی از تکامل تاریخی انسان از سوی فلاسفه و دانشمندان جهان که در عرصه فلسفه و علم  جامعه شناسی دارای جایگاه بلندی اند نشاندهی وکشف گردیده است . زیرا کشف ارتباط هدفمندانه و منطقی انسان با هستی و کائینات بسیاری از پرسش های دین باوران نواندیش و یاهم رجالی که با دیدن هزاران جنایات خونینی که بنام مذهب در کنج ، کنجی از این عالم صورت میگیرند و با دیدن و مشاهده صحنه های درد ناکی که بصورت تیوریزه بنام مذهب انجام می شوند   بدون توجه به اصول رحمانی دین با آن وداع میگویند جواب قانع کننده و اکادمیکی دریابند ، بدون شک که تمامی دین باوران نواندیش و خدا ناباوران به این نتیجه منطقی رسیده اند که حتی برجسته ترین مهندسان و معماران جامعه با استفاده از تکنیک بسیار پیشرفته نیز نه میتوانند از زندگی بهتر و آسائیش انسان سخن بگویند تا سرشت، هویت وجوهرنیازمندی های انسان درلحافی ازشرک و خرافات  پیچانیده شده باشند . البته نه میتوان از وجود ویروس های مهلک وکشنده ای در هر دوحوزه ای از انسان ها اعم از مذهبیون  ونیروهای چپ اصلاح طلب و  نا باوران بر خدا  به مشاهده میرسند که در محیط های بسته سنتی،تحجروخشونت را تیوریزه وتوجیه میکنند. زیرا به روشنی میبینیم که در برابر کشتارانسانها و خونریزی  در زمین دارای مواضع واحدی اند که اینگونه کشتار ها و جنایات را هردو گروهی از درسخوانده گان علوم عصری و کسانی که بنام علوم شرعی مردم را امر ونهی میکنند و با چنین  منطق نان آور در جامعه حضور دارند ، البته کسانی که به نمائنده گی از هردو تیپ روشنفکران چپ بویژه ناباوران به خدا و هوادار جدائی دین ازسیاست که بردوثلثی از کره زمین سیطره دارند و بنام مخالفین منافع شان کشتار های خونینی را براه انداخته اند و علمای مذهبی که با شمشیر مذهب با قرئت بنیاد گرایانه و شریعتمدار قشری  در جامعه هم رکاب و جاده صاف کن استبداد غیر مذهبی میباشند و خونین ترین جنایات بر ضد زن و آزادی خواهان انجام میدهند . با دریغ فروان که چنین جنایات را میراث تاریخی دیگر ادیان آسمانی بویژه دین یهودیت  میدانند که پیامبر اسلام  بحیث یک ضرورت اجتماعی آنرا  پذیرفته است . در حالیکه چنانچه قبلأ به آن اشاره گردید این آخند از همان مناسبات جاهلی سخن میگوید که اسلام و محمد پیامبر بزرگ ،  دین مقدس  اسلام را بحیث نقشه راه بشریت عرضه نمود ه است و به اقتضای شرائط هر مقطعی از تاریخ بر مبنای ” اجتهاد ” و عقلانیت جمعی در قلوبی از مردم بویژه روشنفکران جوامع بشر جا باز کرده است، مسلمأ که این گونه اظهارات در حق پیامبران الهی بزرگترین جفا به دین مقدس اسلام است که ادیان آسمانی گذشته پایه های اصلی این دین را تشکیل میدهند .

اما تنها این  آخند عقب مانده نیست  که حامل پیام خشونت و ترزیق زهر برده گی و بی عدالتی در قرن بیست ویکم است و برده گی و تحقیر زن را بنام کنیز بر او تجاؤز وحشیانه میکنند یک امر دائیمی ومذهبی تلقی میکند بلکه منبر نشینان متحجر بویژه  دارنده گان تربیونهای مدرن این عصرکه بنام دین و مذهب با سخنان و مؤعظه های دوگانه و پارادُکسیال جنایات وحشیانه ای مانند سنگسار و قتل بی گناهان را توجیه میکنند .! چنانچه باری در یک برنامه تلویزیونی موسوم به صدای حق که توسط خانم سیمین عمر مدیریت و از شبکه بین المللی تلویزیون آریانا پخش و نشر میگردد ، آنگاه که یک دختر خانمی بنام رخشانه را به اتهام فرار از خانه و روابط نامشروع ،  به حکم دادگاه صحرائی سنگسار و فریاد مظلومیت این شهید راه عدالت همه  جهان را به لرزه در آورد و  از ذره ، ذره سنگ ها ی که بر وجود ضعیف اش می خورد  فواره های خون جاری میشد .

sangsaar Foto 04

آخند دیگری با ریش انبوه که خودرا اهل بلوچ و به قول متصدی برنامه صدای حق  مولوی عبدالقدوس دهقان معرفی کرد که در شبکه وصال حق به منبر میرود و از داستان ها ی صحبت میکند  که بسیاری از آنها به درد نیاز مندی های انسان معاصر نه میخورند  از عمل جنایتکارانه  سنگسار  چنین دفاع کرد .

 دوستان عزیز : می بینید که این مولوی دهقان چگونه عمل شنیع سنگسار را با سخنان  متناقض و پارادُکسیال خود توجیه شرعی میکند ؟ و شما عزیزان به روشنی می بینید برنامه ای که توسط یک زن بنام خدمت به زن مسلمان از رسانه معروف افغانی  گرداننده گی میشود چرا حاضر گردید که برنامه اش را با این زنگیان مستی که با تناقض گوئی های خود نه تنها به مقام  زن بلکه انسان این خلیفه خداوند در زمین بیشترین تحقیر ها را رواداشت ، گرمی  بخشید ؟

Edama Darad

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا