گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » تصـور خـدا و مــعنــی نیــایــش ! عــلامــــه اقــبــــال لاهـــوری
تصـور خـدا و مــعنــی نیــایــش !           عــلامــــه اقــبــــال لاهـــوری

تصـور خـدا و مــعنــی نیــایــش ! عــلامــــه اقــبــــال لاهـــوری

Deljo Husenie Name Niayesh15

Baname Khodawande Jan wa kherad 10

Niaesh 15

Tagoor and Ali Shariati 15

Monajaat 15

این همه گفتیم لیک اندر بسیج

بی عنایات خدا هیچیم هیچ

بی عنایات حق و خاصان حق

گر ملک باشد سیاهستش ورق

ای خدا!ای فضلِ تو حاجت روا

با تو یادِ هیچکس نبود روا

قطرهء دانش که بخشیدی زپیش

متصل گردان به دریاهای خویش

قطرهء علم است اندر جان من

وارهانش از هوا وز خاک تن

این چنین قفل گران را ای ودود

کی تواند غیر تو آنرا گشود

پس به پیش که بر آرد بنده دست

هم دعا و هم اجابت از تو است

از چو ما بیچاره گان این بند سخت

کی گشاید ؟ ای شهی بی تاج و تخت

ما زخود سوی تو گردانیم سر

چون تویی از ما به نزدیکتر

مثنوی معنوی

آِئین اسلام همانا آئین پرستش و نیایش است . و پرستش راز های پوشیدهء دارد ، یکی از این راز های پوشیده آن این است که عبادت توشه سالک است ، مدد روح و صیقل قلب است ، ودر هر جای که تکلیفی متوجه انسان گردد انسان سالک و جستجوگر حقیقت ، به نیایش و نماز و دعا می پردازد ، زیرا نیایش و نماز کلید گشایش و دعا مغز عبادت است .( الدعا مُخَ العِباده ). نیایش ،دل سالکِ جستجوگر را آرامش و چهره ی انسان نیایشگر ونماز گذار را درخشش و به او حلاوت کامل می بخشد .نیایش و نماز وعده گاه ملاقی شدن قطره دورمانده از دریا ، به منبع بیکران و بی انتهاست.به قول علامه اقبال : نیایش در اصل خود جنبهء غریزی دارد . عمل نیایش به قصد دست یافتن به معرفت ، تفکر شباهت دارد . ولی ، نیایش ، در عالی ترین صورت خود بیشتر و بر تر از تفکر مجرد است . آن نیز مانند تفکر یک فرایند مشاهدهء درونی یا مراقبه است ، ولی فرایند های مراقبه ای در نیایش به یکدیگر نزیدیکتر می شوند و نیرو پیدا می کنند که بر اندیشه محض نا شناخته است . درعمل تفکر ، ذهن حقیقت و واقعیت را مشاهده و دنبال می کند ، در نیایش ، از جستجوی کلیتی که گام آهسته کرده است ، دست بر می دارد  و از اندیشه بر تر و بالاتر می رود و خود حقیقت و واقعیت را تسخیر می کند، تا آگاهانه در زندگی آن شرکت جوید.

( احیای فکر دینی دراسلام )

حقیقت این است که هر جستجوی معرفتی اساساً نوعی از نیایش است.آنکه عالمانه به مشاهده ی طبیعت می پردازد ، همچون صوفی (عارف) است که در نیایش خواستار دست یافتن به حقیقت است بینش بدون قدرت ، تعالی اخلاقی می آورد ، ولی نمی تواند یک فرهنگ پاینده بسازد . قدرت بدون بینش و بصیرت تمایل آن دارد که غیر انسانی شود . برای گسترش و ترقی انسانیت لازم است که هر دوی آنها با یکدیگر ترکیب شوند .ولی غرض از نیایش وقتی بهتر حاصل می شود که عمل نیایش حالت دسته جمعی داشته باشد .روح هر نیایش واقعی اجتماعی است . اجتماع دینی عبارت از مجموعه ای از افراد بشر است که، به انگیزش خواست واحدی ، همه آنان در بارهء یک موضوع به خود تمرکز می دهند و خود های درونی خویش را باز می گذارند تا انگیزهء واحدی در آن تأثیر کند. این خود یک حقیقت روانشناختی است که اجتماع قدرت متعارفی ادراک انسانهارا زیاد تر می کند و عواطف را عمیق تر می سازد ، و به ارادهء هر فرد چنان نیرویی می بخشد که در انزوای فردیت وی بر او نا شناخته بوده است . چون به نیایش همچون نمودی روانشناختی نظر شود .  باید گفت که هنوز یکی از اسرار است .  چه روانشناسی تا کنون قوانین مربوط به افزایش و ترقی و حساسیت بشری را در حالت تجمع افراد در کنار یکدیگر اکتشاف نکرده است . ولی در اسلام این دسته جمعی بودن اشراق نفسانی در طریق نماز جماعت خود نکتهء خاص جالب توجهی است چون از نماز های جماعت روزانه بگذریم ، و به مناسکی که سالانه بر گرد خانه کعبه انجام می گیرد توجه کنیم ، به آسانی اشکار می شود که چگونه سازمان عبادت اسلامی به تدریج دامنه ی اجتماع بشری را توسعه می دهد . ( شاهد مدعای حضرت علامه اقبال توسعه قلمروهای اسلامی از یکطرف و از جانب دیگر گرایش هزاران وبلکه  ده ها هزار انسان تشنه حقیقت به دین مبین اسلام در سراسر جهان، با وجود تبلیغات کاذبانه و خصمانه دشمنان اسلام است از جانب دیکر دلیل برحق و قوی بر این مدعاست .)پس نیایش ، خواه فردی باشد خواه اجتماعی ، تجلی اشتیاق درونی است برای دریافت جوابی در سکوت هراسناک جهان ، فرایند منحصر به فرد اکتشافی است که بوسیله آن منِ جوینده در همان لحظه که نفی خودی خویشتن را می کند ، به اثبات وجود خویش می رسد .وبه این ترتیب ارزش حقانیت وجود خویش رابه عنوان عامل بالنده ای در حیات جهان اکتشاف می کند . شکل عبادت در اسلام ، که با روانشناسی حالت ذهنی در نیایش موافقت کامل دارد ، نمایندهء نفی و اثبات هر دوست . ولی قرآن کریم با توجه به این امر که از تجربهء نوع بشر حاصل آمده و معلوم شده است که نیایش ، به عنوان عمل درونی ، به صورتهای گونا گون تجلی خارجی پیدا کند چنین می گوید : ” برای هر قومی راه عبادتی قرار دادیم که بر آن راه می روند ، پس  نباید که در این کار با تو ستیزه کنند ، و تو مردم را به پروردگارت بخوان[وبدان] که بر راه راستی . واگر با تو ستیزه کنند ، بگو که خدا داناتر است به آنچه می کنید. خدا در روز قیامت در بارهء آنچه با یکدیگر اختلاف می کردید داوری خواهد کرد. ” (سوره مبارکه حج _صص_ ۶۶-۶۹ )از طرفی ، صورت عبادت نباید سبب اختلاف و نزاع شود. اینکه روی خود را به کدام سو کنید ، نسبت به روح نیایش جنبهء اساسی ندارد . قرآن کریم با کمال وضاحت در این باره چنین می فر ماید :” و خاور و باختر از ان خداست . پس به هر جا که رو کنید وجه خدا همان جاست .” (سوره مبارکه بقره : آیه – ۱۱۵ )”

آیه 115 سوره بقره

نیکی آن نیست که روهای خود را به جانب خاور و باختر کنید ، بلکه نیکو کار کسی است که خدا وروز باز پسین و فرشتگان و کتاب و پیغمبران ایمان آورد و به خاطر دوستی خدا مال خویش را به خویشاوندان و یتیمان و درویشان و واماندگان در راه و خواهندگان و گرفتاران ببخشد ، و نماز به پا دارد ، و زکات دهد ، و آن کسان [نیکو کارند]که به پیمان خویش که بسته اند وفا می کنند و در پریشانی و رنجوری و سختی برد بارند . اینان آن کسانند که راست گفته اند و اینان پرهیزگارانند ” ( سوره مبارکه بقره – آیه – ۱۷۷ )ونباید از این امر مهم غافل بمانیم که ، وضع بدن خود عامل مؤثری در تعیین وضع فکر و ذهن است .انتخاب جهت واحدی در اسلام برای نماز ، برای آن است که وحدت احساسی میان جماعت نماز گذاران حاصل شود، و شکل کلی نمازو عبادت چنان است که احساس مقام و یا برتری نژادی را در میان عبادت کنندگان بر می اندازد، و روح تساوی اجتماعی را به جای آن می نشاند و تقویت می کند. تصور کنید که اگر چنان شود که در زمان ما برهمنان اشرافمنش جنوب هندوستان ، روزانه برای نماز شانه به شانه در کنار (طبقه ) نجسها در یک صف باستند ، چه انقلاب روحی عظیمی حاصل خواهد شد ! ( روح شرک وموجودیت و اعتقاد به بت های رنگارنگ و چیزی بنام عبادت عامل آنها، ایجاد ، نگهداری و دوام زندگی مرگبار و ذلت آورو بهره کشی های ظالمانه عامل تشکیل و حفظ زندگی طبقاتی در هند است ، و چنین حالتی الحمد لله در بین جامعه مسلمان هند سراغ نمی شود.)از یگانگی من ِجهان شمول که همه ی من ها را آفریده و نگهداری می کند ، وحدت اساسی نوع بشر نتیجه می شود. تقسیم نوع بشر به نژادها و ملت ها و قبیله ها (اقوام ) ، بنا به گفته قرآن کریم تنها برای شناختن و شناخته شدن است .صورت اجتماعی نماز در اسلام ، گذشته از جنبه ادراکی و معرفتی آن برای این است که وحدت اساسی نوع بشر ، با ویران شدن سدّ و بتد های که میان انسانی و انسان دیگر موجود است ، به صورت حقیقی از زندگی پدیدار شود وپایداربماند .

(احیای فکر دینی در اسلام)

کافر دل آواره دگر بار به او بند

برخویش گشا دیده وازغیرفروبند

دیدن دگر آموزو ندیدن دگر اموز

ای مرغ سحر خیز و پریدن دگرآموز

کلیات اقبال لاهوری

Forotan Edama darad 07

یک نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا