گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ای برادرقصه چون پیمانه است !
ای برادرقصه چون پیمانه است !

ای برادرقصه چون پیمانه است !

 

Deljo Hossinie Nam Jalaudin e Mohamad Balkhi

تجلی مفاهیم عرفانی و اخلاقی در داستان های مثنوی :

پیوسته بگذشته :

ای برادر قصه چون پیمانه است

معنی اندر وی مثال دانه است

 دانهء معنی بگیرد مرد عقل

ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

گر شدی عطشان بحر معنوی

 فرجه ای کن در جزی هء مثنوی

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست

ای برادر سیرت زیبا بیار

فرجه کن چندان که اندرهرنفس – ( فرجه =رخنه ، شکاف ، گشادگی ) مثنوی را معنوی بینی و بس

داستانهای مثنوی عمدتاً حول محور چهار موضوع ، یعنی داستان های قرآنیقصه های عارفانه و اخلاقی ،

،  قصه های حکمی ، و داستان های تمثیلی می گردد . بیشتر داستاهای مثنوی معنوی در بر گیرنده جنبه های عرفانی و اخلاقی که تهذیب کننده روح و روان انسان است می باشد .داستان های قرآنی ، گروهی از قصه های مثنوی را در بر می گیرد ، مولوی در بیان اصلی موضوعات اخلاقی ، دینی یا عرفانی به قصص قرآن کریم توصل می جوید . و تمام داستان های پند آموز و عبرت آور مثنوی معنوی از نوع داستان های تمثیلی است .” بطور کلی همه ی بزرگان و عا رفان و شعرای بزرگ زبان فارسی ، مانند سنائی غزنوی ، عطار نیشابوری ، حکیم نظامی گنجوی ، برای بهتر و غنی تر بیان کردن شئونات اخلاقی ، فلسفی ، حکمی و اخلاقی و عرفانی ، افکار و گفتار خود را به داستان و تمثیل می آراسته اند .و همن گونه است داستان های مثنوی معنوی که در بیان مضامین اخلاقی و عرفانی بکار گرفته شده است . داستان های مثنوی از دیدگاه محتوا ، موضوع و روح حاکم بر آنها ، انواع گوناگونی می یابند که از آن جمله است : داستان های قرآنی و داستان های  دینی ، داستان های واقعی ، داستان های تمثیلی ، داستان های رمزی ، داستان های طنز آمیز ، داستان های وهمی جادوئی ، داستان های عاشقانه ، داستان های عارفانه ، داستان های سیاسی – اجتماعی ، داستان های اساتیری ، داستان های حماسی ، داستان های عامیانه ، داستان های رزمی ، داستان های حکمی و اخلاقی ، داستان های فلسفی . مولانا در حدود دوصد پنجاه داستان و یا تمثیل بلند و کوتاه در مثنوی معنوی آورده است که به معانی و رای آنها نظر داشته و گاه استخراج معانی باطنی آن را بر عهده خواننده گذاشته است . مولانا داستان را نه ازجهت ارایه ای نوع . شیوه ی پرداخت داستان ، بلکه با توجه به معانی پنهانی قصه و مفاهیم عرفانی آن سروده است . وقصه دارای یک روح و یک جسم است . جسم آن پیدا و روح آن پنهان و دیریاب است و به سادگی و آسانی دریافت نمی شود .

گر بگویم شمه ای زان نغمه ها

جان ها سر بر زنند از دخمه ها

گوش را نزدیک کن کان دور نیست

لیک نقل آن به تو دستور نیست

بدین ترتیب در غالب قصه های مثنوی به شکلی به معنی و مقصود نیز اشاره شده است . اما این اشاره در قصه های حکمی و تعلیمی واضح تر دست یافتنی تر از داستان های عرفانی است .  برخی قصه های مثنوی جنبه حکمی و آموزشی دارند در این گونه قصه ها ، مقصود اصلی آموزش و حکمت است و آموزه های اخلاقی ممثل قصه هاست .قصه های قرآنی ، گروهی دیگر از قصه های مثنوی را در بر می گیرد و حضرت مولانا برای بیان اصلی اخلاقی ، دینی و عرفانی به قصه های قرآنی توسل می جوید، او با زبان ساده و به کمک واژگان و ترکیب های بر آمده از کار برد های زبان اجتماعی از کالبد قصه پیکره ای برای بیان و باز نمودن جان مایه های دینی – عرفانی و آموزه های قرآنی بهره گرفت و در حقیقت به تفسیر و گذارش ومضامین و مفاهیم عالی قرآن کریم به زبان شعر پرداخت. داستانهای مثنوی برای سر گرمی و نشاط خاطر به قصد بیرون شدن از حال و مقال نیست بلکه ظرفی است که درون مایه ای اگاهانه برای بیان خواسته گزینش شده ، آن چنان که در مثنوی می خوانیم .

ای برادر قصه چون پیمانه ایست

معنی اندر وی مثال دانه ی است

دانه ای معنی بگیرد مرد عقل

ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

مأخذ و منابع :

مولوی جلال الدین محمد بلخی : مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد الین نیکلسون رضا برهینی : قصه نویسی .

بدیع الزمان فروزانفر : احادیث و قصص مثنوی /

فرهنگ محمد معین .

حکایتی از مثنوی معنوی :

یک شکار چی پرنده ای را به دام انداخت ، پرنده گفت : ای مرد بزرگوار ! تو در طول زندگی خود گوشت گاو  و گوسفند بسیار خورده ای و هیچ و قت سیر نشده ای . از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی شوی ، اگر مرا آزاد کنی ، سه پند ارزشمند به تو می دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.پند اول را در دستان تو می دهم .  اگر آزادم کنی پند دوم را در موقع که روی بام خانه ات بنشینم به تو می دهم ، پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم به تو خواهم داد .مرد شکار چی قبول کرد و پرنده اسیر را آزاد نمود .پرنده گفت : پند اول اینکه : سخن محال را از کسی باور مکن . ومرد شکارچی بلا فاصله او را آزاد کرد. پرنده به مجرد آزاد شدن برسر بام خانه شکار چی نشست.  گفت : پند دوم : اینکه : هر گز غم گذشته را مخور . بر چیزی که از دست دادی حسرت مخور.بعد از آن پرنده روی شاخه درخت پرید و گفت ! ای بزرگوار در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم “۱ ” هست. ولی متاسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود ، و گرنه با آن ثروت مند و خوشبخت می شدی . مرد شکار چی از شنیدن این سخن بسیبار ناراحت شد و آه و ناله اش بلند شد . پرنده با خنده به او گفت : مگر ترا نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟  یا پند مرا نفهمیدی ویا کر هستی ؟ اما پند دومم این بود که سخن نا ممکن را باور نکنی . ای ساده لوح ! همه وزن من سه در هم بیشتر نیست چگونه ممکن است که یک مروارید به وزن ده درم در شکم من باشد ؟ مرد به خود آمد و گفت : ای پرنده دانا پند های تو بسیار گرانبهاست ، پند سوم را هم بر من بگو.پرنده گفت : آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم ؟

پند گفتن با نا دان خواب آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره زار است .

گفت رنج احمقی قهر خداست

رنج و کوری نیست قرآن ابلاست

ابتلارنجست کان رحم آورد

احمقی رنجست کان زخم آورد

ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت

صحبت احمق بسی خونها که ریخت

اثر نکردن نصیحت انبیا در احمقان .

گفت پیغمبر که احمق هرکه هست

او عدو ما و غول و رهزن است

۱ – درم : واحد سکهء نقره ( وزن و بهای ان در عصر های مختلف متفاوت بوده است ) – درهم : واحد وزن ، معادل شش دانگ ( هر دانگ معادل دو قیراط ) درهم . – فرهنگ معین .

این جهان جنگ است کل چون بنگری    ذره با ذره چودین با کافری

اگر با نگاه ژرف بنگری خواهی دید که این جهان سراسر چنگ است و همه ذرّاتِ جهان خواص متضاد با یکدیگر دارند  و مانند مئومن و کافر با هم می جنگند. ” مولانا در این بیت و ابیات بعدی می گوید که جهان مادی پر از تضاد است و جهان با همین تضاد پا برجاست . اما آنچه که می تواند تضاد میان انسانهارا بر طرف کند صلح و آشتی حاکم سازد اینست که انسان بر تضادهای درونی خود فائق آید و نفس خود را مهذّب گرداند” .

شرح جامع مثنوی معنوی : دفتر ششم – استاد کریم زمانی.

Asalam Alaikom 27

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا