گـزیده اخبــار
خانه » اندیشه » اخوان‌المسلمین به مثابه یک جنبش انترناسیونالیستی !
اخوان‌المسلمین به مثابه یک جنبش انترناسیونالیستی !

اخوان‌المسلمین به مثابه یک جنبش انترناسیونالیستی !

 Said jamal , Albana and Morci 25f

اخوان‌المسلمین به مثابه یک جنبش انترناسیونالیستی

                                                                                    از جنبش اسلامي تا جنبش اجتماعي ! 

                                                                                                                                                                                              عسگر قهرمان‌پور     

اخوان‌المسلمين يك جنبش فراملي اسلام‌گرا به شمار مي‌آيد كه در بسياري از كشورهاي عربي بزرگ‌ترين جريان اپوزيسيون محسوب مي‌شود. اخوان‌المسلمين قديمي‌ترين و بزرگ‌ترين گروه اسلامي است كه در سال ۱۹۲۸ ميلادي در شهر اسماعيليه مصر به رهبري حسن البناء بنيان نهاده شد.

اخوان‌المسلمين را نيز مي‌توان بسان ديگر جنبش‌ها، يك جنبش اجتماعي تلقي كرد، اما با رنگ و بوي اسلام‌گرايي. اگر به آغاز اين جنبش بنگريم، اخوان‌المسلمين به عنوان يك سازمان اجتماعي كار خود را ‌آغاز كرد: تبليغ انديشه‌هاي اسلامي، آموزش بي‌سوادان، ساخت و ساز بيمارستان و حتي شركت‌هاي تجاري. بعد از ترور حسن البناء، اخوان‌المسلمين با انديشه رسيدن به اهداف خود با توسل به ابزارهاي خشونت‌آميز مخالفت كرد، تروريسم را محكوم و حملات ۱۱ سپتامبر را به باد انتقاد گرفت. موضع مسالمت‌جويانه اخوان‌المسلمين منجر به جدايي از ديگر گروه‌ها مثل جماعت اسلامي و التكفير شد. اسامه بن لادن از اخوان‌المسلمين انتقاد كرده و آن را به خيانت به ‌آرمان‌ها و انديشه‌هاي سيد قطب محكوم كرد.

بعد از قتل حسن البناء، بنيان‌گذار اخوان‌المسلمين، حسن الهضيبي دومين رهبر اين جنبش بود كه بيش از ۲۰ سال، آن را رهبري كرد. طي اين دوره، او با انتقادات زيادي از سوي اعضاي اخوان‌المسلمين روبه‌رو بود. به دنبال انقلاب جولاي ۱۹۵۲، او جمال عبدالناصر را به خاطر انعقاد قرارداد ۱۹۵۴ مصر و انگليس خائن خواند و اخوان دست به ترور نافرجام ناصر زد. بعد از ترور انورالسادات، جنبش وارد فعاليت‌هاي مخفيانه و زيرزميني شد. جنبش در سال ۱۹۸۷ تصميم گرفت وارد فعاليت‌هاي سياسي شود و در اين راستا تعدادي از نمايندگان آن توانستند وارد پارلمان شوند. بعد از فرازونشيب‌هاي جنبش و مرگ الهضيبي، محمد مهدي عاكف اكنون به عنوان هفتمين رهبر جنبش آن را هدايت مي‌كند. انديشه‌هاي وي نسبت به رهبران پيشين جنبش از انعطاف‌پذيري بيشتري برخوردار است.

اخوان‌المسلمين در جريان اعتراضات سال ۲۰۱۱ مصر كه به سرنگوني رژيم حسني مبارك انجاميد شركت داشت و در بيانيه‌اي اعلام كرده بود كه «اخوان با حكومت مذهبي مخالف بود چون آن را مغاير اسلام مي‌داند و خواسته آن بر پايي حكومت مدني با مرجعيت اسلام است.» اخوان همچنين اعلام كرد خواسته آنها، خواسته معترضان متحصن در ميدان التحرير و جمعيت ميهني براي تغيير است كه اعضاي اخوان نيز در تاسيس آن شركت داشته‌اند.

بي‌گمان، مطالعات زيادي درباره اخوان‌المسلمين صورت گرفته، به ويژه در مورد بنيان‌گذاران و رهبران آن كه هركدام به ظن خويش تصاوير متفاوتي از آنها ترسيم كرده‌اند. عده‌اي حسن البناء را الگوي مبارزه اسلامي و برخي ديگر او را پايه‌گذار تهديد عمل‌گرايي سياسي به نام اسلام ترسيم كرده‌اند. حتي در مورد سيد قطب نيز به همين صورت؛ عده‌اي او را ايدئولوگ راديكاليسم اسلامي ترسيم مي‌كنند كه از دل مفاهيمش گروه‌هاي افراط‌گرا تراوش مي‌كنند و عده‌اي ديگر او را قرباني ظلم و جور دولت مي‌دانند. در اين ميان، بررسي آثار اين متفكران به منظور فهم جريانات ايدئولوژي اسلام‌گرايي و جنبش‌هاي اسلامي حائز اهميت است. جدا از هر داوري، واقعيت اين است كه انديشه‌هاي اين متفكران در كالبد اخوان‌المسلمين امروزي دميده شده است. با اين حال، نبايد چنين برداشت کرد كه جنبش اسلامي در انديشه يا كردارش ضرورتا راديكال است. در سال‌هاي اخير متفكران زيادي چنين برداشتي را زير سوال برده‌اند: جان لي. اسپوزتيو، فرد هاليدي، فرانچس بورگات و گوردون كرمر. در هر صورت اخوان‌المسلمين از بدو تولد تا به امروز دچار دگرديسي‌هاي فكري شده است كه بررسي هر دوره در خور توجه است.

hasanulbana 26

اخوان‌المسلمين: ميراث حسن البناء

همان‌گونه كه اشاره كرديم از منظر جامعه‌شناختي، مرزهاي جنبش اخوان‌المسلمين نيز بسان جنبش‌هاي اجتماعي از بدو تولد در حال تغيير بوده و ويژگي سيال بودن، فرانهادي بودن، ‌شبكه‌اي و چند مركزيت خود را همچنان حفظ كرده است. حسن البناء، بنيان‌گذار جنبش اخوان‌المسلمين به سال 1906 در دهكده محموديه در دلتاي رود نيل از نواحي (بحيره) مصر چشم به جهان گشود. او در خانواده‌اي مذهبي پرورش يافت و به دليل خاستگاه فكري مذهبي پدرش او نيز با انديشه‌هاي مذهبي بزرگ شد. پيروانش او را نمونه تركيب اعتقاد ديني توأم با شجاعت اخلاقي و تعامل عمومي توصيف مي‌كردند. نه‌تنها در گذشته، بلكه امروز نيز اعضاي اخوان رهبري كاريزماتيك او را ستايش مي‌كنند. در مقابل، حسن اسماعيل الهضيبي، جانشين حسن البناء، يك شخصيت بحث‌برانگيز داشت. برخي اعضاي اخوان در اوايل دهه ۱۹۵۰ سياست‌هاي او را براي آينده جنبش فاجعه‌بار توصيف مي‌كردند. در واقع، او را به ضعف و ناتواني در اتحاد سازمان در مخالفت با نظام سياسي متهم مي‌كردند.  برخي اعضاء نيز او را فردي مستبد و خودكامه توصيف مي‌كردند چرا كه اجازه پي‌ريزي ساختارهاي دموكراتيك را در جنبش نمي‌داد. بدون توجه به عوامل اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه به تكامل اخوان‌المسلمين كمك كرد، شكست نظام سياسي ليبرال در مصر يكي از متغيرهاي مهمي بود كه به رشد سازماني و ايدئولوژيكي اخوان كمك زيادي كرد. دلايل شكست نظام سياسي ليبرال در مصر متعدد است ولي عمدتا با صحنه جهاني سياست پيوند خورده است. با اين وجود، نظام پادشاهي مبتني بر قانون اساسي مصر بيشتر به خاطر رقابت ميان نيروهاي سياسي يعني شاه، بريتانيا، احزاب سياسي پارلمان و قدرت فزاينده جنبش‌هاي اپوزيسيون غيردولتي از جمله اخوان‌المسلمين، از هم فروپاشيد. در حالي كه نظام سياسي نشانه‌هاي فروپاشي خود را نشان مي‌داد، اخوان‌المسلمين با رهبري حسن البناء رشد كرد و به يك نيروي غيردولتي با نفوذ گسترده تبديل شد. اين جنبش از حمايت طبقه متوسط برخوردار بود و در ايجاد يك شبكه موثر بسيار موفق عمل كرد. به تدريج با افزايش اعضاء و گسترش دامنه فعاليت‌ها، حسن البناء پايگاه اصلي جنبش را به قاهره منتقل كرد. آبشخور انديشه‌هاي حسن‌البناء تركيبي بود از نوسازي محمد عبده، اصلاح‌طلبي رشيد رضا و حركت‌طلبي سيدجمال‌الدين اسدآبادي. اگرچه اخوان‌المسلمين خود را يك جنبش مي‌داند نه يك حزب سياسي، اما در عمل كاركرد حزب سياسي را نيز ايفاء مي‌كند. اعضاي آن در چندين كشور، احزاب سياسي از جمله جبهه عمل اسلامي در اردن تشكيل داده‌اند. روساي اين احزاب از اعضاي اخوان‌المسلمين اما تا اندازه‌اي از آن مستقل هستند. دهه ۱۹۲۰ ميلادي كه حسن البناء جنبش اخوان‌المسلمين را بنيان نهاد، انديشه‌هاي اسلام سياسي در سه مكتب فكري در حال نوسان بود:

۱- عناصر محافظه‌كار الازهر يا سنت‌گرايان كه هرگونه سازش يا نوسازي جامعه و دگرديسي ميان دين و مذهب را رد مي‌كردند.

۲- طرفداران نوسازي يا شاگردان عبده كه هدفشان جامعه‌اي بود كه دين و سياست از هم جدا شود.

۳- اصلاح‌طلبان پيرو رشيد رضا كه خواستار بازگشت به عقايد و اعمال نخستين نسل از احكام اسلامي بودند كه در اين ميان حسن البناء به مكتب سوم تمايل داشت.

حسن اسماعيل الهضيبي

بعد از قتل حسن البناء، حسن الهضيبي به عنوان دومين مرشد العام اخوان‌المسلمين انتخاب شد. الهضيبي در دسامبر ۱۸۹۱ در شهر «عرب السواهيليا» در خانواده‌اي فقير كه ريشه طبقه كارگري داشت، چشم به جهان گشود. دوران تحصيلات ابتدايي را به تعليم آموزه‌هاي قرآني پرداخت و در سال ۱۹۱۱ وارد مدرسه حقوق شد. بنابراين، ماهيت غيرديني و سكولار آموزش در شكل‌گيري انديشه‌هاي ابتدايي وي بي‌تاثير نبود. الهضيبي از اواخر دهه ۱۹۳۰ از تشكيل اخوان‌المسلمين مطلع بود. آغاز دوستي او با حسن البناء در ۱۹۴۵ منتهي به رهبري وي در اين جنبش شد. در همان آغاز رهبري‌اش، او اعلام كرد نامزدهاي مورد انتخابش را به پست‌هاي كليدي جنبش منصوب خواهد كرد. مناقشه‌هاي ميان الهضيبي و مخالفانش در اخوان به ويژه در رويكردشان به نظام سياسي دوران ليبرال به اوج خود رسيد. او با چالش‌هاي زيادي روبه‌رو شد و اميد وي براي نامزدي رهبري در دوره بعدي رو به افول گذاشت. بعد از مرگ عبدالناصر در سال ۱۹۷۰، انور السادات جانشين وي به تدريج از سوسياليسم عرب فاصله گرفت و خود را به اخوان‌المسلمين نزديك‌تر كرد. آشتي او با اخوان بخشي از استراتژي‌اش براي پيدا كردن حمايت سياسي از وي بود. اخوان در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوايل دهه ۱۹۷۰ بعد از سال‌ها فراز و نشيب دوباره ظهور كرد. در سال ۱۹۷۱، اعضاي زنداني شده‌اش به تدريج آزاد شدند. محدوديت‌هايي كه ناصر بر اخوان اعمال كرده بود و اكنون سادات آزادي نسبي به ‌آنها داده بود باعث از هم‌فروپاشي آن نشد و اخوان فرصتي دوباره پيدا كرد تا نفوذش را دوباره افزايش بدهد. الهضيبي در فرآيند بازسازي جنبش دوباره ظاهر شد. رويكرد وي براي نفوذ بر سياست از طريق ساختارهاي اجتماعي و نهادها به عنوان راهبرد جديد جنبش پذيرفته شد. مي‌توان استدلال كرد، ‌ميراث الهضيبي راه را براي موفقيت اخوان به عنوان بزرگ‌ترين جنبش اجتماعي مصر هموار كرد.

گفتمان سال‌هاي زندان: انديشه‌هاي راديكال، پاسخ‌هاي متعادل

Said Qutb 26

سيدقطب يكي از چهره‌هاي برجسته اخوان‌المسلمين است. او بيشتر كتاب‌هايش را در زندان از ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۶ نوشته است. بسياري، نوشته‌هاي او را نماينده ايدئولوژي سازمان تلقي مي‌كردند. شكي نيست مفاهيم قرآني اسلام، منابع مهم تفسير مدرن اسلامي به شمار مي‌آيند. اما در رابطه با اينكه آيا سيدقطب به چارچوب ايدئولوژيكي اخوان كمك كرد، جاي ترديد وجود دارد. برخي اعضاي اخوان با دفاع از او، خاطرنشان مي‌شوند كه ميراث او را نبايد به انديشه‌هايي كه در «معالم في‌طريق» بيان كرده است، تقليل داد.  اما محتويات آثارش به ويژه «معالم في طريق» بنيان‌هاي ايدئولوژيك انديشه‌هاي اسلام راديكال را نشان مي‌دهند. سيدقطب در سال ۱۹۰۶ در موشا، ‌روستايي در ناحيه آسيوت در خانواده‌اي كشاورز از طبقه متوسط به دنيا آمد. ماهيت آموزش ابتدايي او نيز سكولار بود: ‌او در دارالعلوم تحصيل كرد، جايي كه هيچ زمينه خاصي در مطالعه الهيات اسلامي و فقه نداشت. به گفته ابوربي و حنفي، آثار سيد قطب را بايستي طبقه‌بندي كرد و اگر آثار او را طبقه‌بندي كنيم، دگرديسي تدريجي از يك مدرنيست آگاه به لحاظ سياسي و متاثر از انديشه‌هاي سكولار به سمت يك اسلام‌گراي انديشمند راديكال را به خوبي مشاهده مي‌كنيم. بعد از پايان تحصيلات دوره ليسانس در رشته هنرهاي آموزشي در سال ۱۹۳۳ در وزارت آموزش استخدام شد. همزمان به كار نويسندگي، روزنامه‌نگاري و منتقد ادبي پرداخت. نوشته‌هاي اوليه‌اش موضوعات غيرديني بودند. طي اين دوره از اوايل دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۴۰ انديشه‌هاي وي بيشتر متاثر از محمود العقاد و طلاحسين بود. در اين مدت كتاب‌هاي شعر، ‌رمان و دو زندگي‌نامه به رشته تحرير درآورد. در نوشته‌هايش از مدرنيزاسيون نيز حمايت مي‌كرد. در دومين دوره از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۴ علاقه‌اش به سمت موضوعات اجتماعي متمايل شد. از آن زمان بود كه سيد قطب ديدگاه اسلامي اتخاذ كرد.

Islam Adalate Ejtemaie 26

 طي اين دوره، او اولين كتاب مشهورش «عدالت اجتماعي در اسلام» را منتشر كرد. اين كتاب به رابطه دين و جامعه در مسيحيت و اسلام مي‌پردازد. سيد قطب در اين كتاب، جدايي دين و سياست را ويژگي جوامع غربي مي‌داند. او ادعا مي‌كند چنين جدايي در غرب، حاصل ميراث كشمكش ميان روحانيت مسيحي و فيلسوفان و رهبران سكولار بود. او جدايي دين و سياست را براي جوامع اسلامي نامناسب مي‌داند و معتقد است هيچ سلسله مراتبي ميان معتقدان و اقتدار نهايي كه در دست خداوند است وجود ندارد. سيد قطب توضيح مي‌دهد، قرآن اصول و راهنمايي‌هاي كلي براي زندگي ارائه مي‌دهد. از نظر او اسلام، اساس و پايه برابري اجتماعي و عدالت حقيقي است.

تجربه‌هاي سيدقطب طي ديدار از ايالات متحده بين نوامبر ۱۹۴۸ و آگوست ۱۹۵۰ تاثير زيادي بر انديشه ضدغربي روبه فزاينده‌اش گذاشت. وزارت آموزش او را براي تحصيل و مطالعه در نظام‌هاي مدرن آموزش و تعليم به خارج فرستاده بود. در انديشه‌هاي بعدي‌اش، محكوميت غرب و شيوه زندگي در نظام‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي غرب امري تكراري است. بعد از بازگشت به مصر، عضو اخوان‌المسلمين شد. در سال ۱۹۵۲ سردبير هفته‌نامه اخوان‌المسلمين شد. او نيز بسان ديگر اعضاي اخوان رويكردي مثبت در قبال تغيير سياسي داشت. بعد از ترور نافرجام عبدالناصر در سال ۱۹۵۴، او به ۱۵ سال زندان محكوم شد.

به خاطر شكنجه زياد، بيشتر دوران زنداني‌اش را در بيمارستان زندان بسر برد. در اين مدت فرصتي پيدا كرد تا آثار جديدي بنويسد و نوشته‌هاي گذشته‌اش را مورد بازنگري قرار دهد. تجربه زندان سومين مرحله تحولات انديشه‌اي سيدقطب را شكل مي‌دهد. در نوشته‌هايش بين سال‌هاي 1954 تا 1966، بر موضوع اسلام متمركز بود. او آثاري توليد كرد كه بيانگر پارادايم‌هاي ايدئولوژيك و سياسي عمل‌گرايي سياسي اسلام‌گرايي بود. هر چند بيشتر برداشت‌ها از قبيل اينكه اسلام تنها نظام جامع و مقبول در جهان است و اين برداشت كه انديشه‌هاي غربي و نيز فلسفه‌هاي ناشي از آن بايد كنار گذاشته شوند، در آثار گذشته سيد قطب وجود داشت، ‌اما او اكنون اين انديشه‌ها را وارد چارچوبي كرد كه نشان مي‌دهد انتقادش بيشتر به سمت همخواني و تطابق با تعامل فعال در تشكيل يك نظام دولت اسلامي متمايل است. اين راديكاليزه شدن را در انديشه‌هاي قطب مي‌توان در آثاري از قبيل «ويژگي‌هاي برداشت اسلامي و مولفه‌هايش» و نيز در «عدالت اجتماعي در اسلام» كه طي اين سال‌ها ويرايش دوباره كرده مشاهده كرد.مهم‌‌ترين كتاب‌هايي كه در سال‌هاي زندان ويرايش دوباره كرد، ‌«در سايه قرآن» و «معالم في‌الطريق» بودند . در سال 1964 با حمايت رئيس‌جمهور عراق، عبدالسلام عارف براي مدت كوتاهي آزاد ولي دوباره راهي زندان شد و بعد از دادگاهي نظامي در آگوست 1966 به دار آويخته شد. بيشتر نويسندگان از جمله كپل، حداد و حنيف، دوران زنداني قطب را مرحله‌اي بسيار سرنوشت‌ساز در زندگي‌اش توصيف مي‌كنند. آنها استدلال مي‌كنند انزواي زندان تاثيري بسيار عميق در راديكاليزه شدن انديشه‌هاي قطب گذاشت

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند.

 منبع : مهر نامه 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا