گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » اثرات تصوف اسلامی در هند شمالی :
اثرات تصوف اسلامی در هند شمالی :

اثرات تصوف اسلامی در هند شمالی :

Deljo Husenie Name Niayesh15

Ba name Khpodawand 24

sorode Nyaesh 24

tagoor 24

paiwast Ba Gozeshtah 24

 ورود  اسلام در نیم قاره هند ، عظیم ترین واقعه تاریخی آن است .

از عرفای  مسلمانان در هند ، که هندوان به وی حرمتی خاص قایل بودند، وبر تاگور تاثیرات عمیقی داشته ، می توان به دوره های تاریخی از ورود تصوف اسلامی و صوفیان مسلمان به هند نام برد .تردیدی نیست که اولین عرفای مسلمان که شبه قاره هند را برای تعین مراکز عرفانی و تعالیم صوفیانه خود بر گزیدند ،از ناحیه گسترده خراسان بزرگ و عرفای خراسانی بودند، که قسمتی از آن سرزمین ، افغانستان کنونی را تشکیل می دهد . 

 Tasawof In Henostan24

تصوف در قرن سوم و چهارم در هند ظهور یافت .

ورود طریقه های صوفیانه به شبه قاره هند تقربیا معاصر ،( فتوحات غوریان) بود.هجرت علی بن عثمان هجویری غزنوی به پنجاب به دستور مرشدش ابوالفضل ختلی رویداد بزرگی بود که در تارخ عرفان اسلامی در هند به وقوع پیوست .هجویری در لاهور خانقاه ساخت وبه تعالیم و ارشاد مشغول شد، ودر همانجا در گذشت.و مزارش در مرکز شهر تاریخی لاهور معروف به (داتاگنج بخش) است . در قرن ششم برخی از صوفیان از آسیای مرکزی (خراسان بزرگ) به شبه قاره هند مهاجرت کردند اولین طریقه ها در این دوره ، طریقه چشتیه و سهروردیه بودند. چشتیه در اجمیرو برخی نقاط پنجاب و دهلی و اوتاپرادش ،و سهروردیه در سند و ملتان و پنجاب تبلیغ می کردند .و طریقه های مهم بعدی ، نقشبندیه و قادریه بودند .ابتدا خواجه معین الدین سنجری چشتی (متوفی – ۶۳۳ ) هجری قمری ، از طریقه چشتیه در (۵۶۱ ) هه ق – در اجمیر ساکن شد .

جانشینان وی قطب الدین بختاری کاکی (متوفی ۶۳۴ ) و جانشین او ، فریدالدین گنج شکر(۶۶۴) مشهور به بابافرید بودند .که این طریقه را در دهلی و پنجاب گسترش دادند .مهمترین خلیفه بابافرید در هند ، شیخ نظام الدین اولیا متوفی ( ۷۲۵ ) بود و سلطان المشایخ خوانده می شود .دو شاعر معروف زبان فارسی دری ، امیر خسرودهلوی ، وامیر حسن سحری ، که از مریدان نظام الدین بودند ، سبب اشتهار نظام الدین اولیا در تصوف خراسانی شدند.( غلام سرورلاهوری –صص ۳۲۸-۳۳۸ ) . معروف ترین خلیفه نظام الدین اولیا شیخ نصر الدین محمود معروف به چراغ دهلی (متوفی۷۵۷ ) بود. (غلام سرور لاهوری ).نظام الدین اولیا به احتمال قوی به سال(۶۳۶)هجری قمری در بداؤن متولد شد،  ودر(۷۲۵ ) ه-ق ، در دهلی دیده از جهان فروبست ، و در همانجا به خاک سپرده شد . خواجه نظام الدین اولیا ، مردی نکته سنج، محدث، محقق وادیب و عالم و وارد به زبان عربی و فارسی بود. اجدادش از بخارا در آسیای مرکزی به لاهور مهاجرت کرده بودند .نظام الدین اولیا ازشخصیت های عمده تصوف در جنوب آسیا به شما می رود.پنجاه سال در دهلی به تعلیم پرداخت ،و او را “سلطان المشایخ ” خوانده اند .وی مرد ریاضت بود ، ومی گفت : ” روزه نصف راه است ، و بقیه راه نماز و حج است “. ( فواید الفؤاد ) ” ملفوظات حضرت خواجه نظام الدین اولیا”.امیر خسرو دهلوی : امیر نا صر الدین ابوالحسن خسرو بن امیر سیف الدین محمود دهلوی . امیر خسرو عارف و شاعربزرگ زبان فارسی دری در هند است .در سال (۶۵۱ )ه-ق –در دهلی متولد شد. و پس از کسب علوم رایج به شاعری پرداخت و در دربار شاهان هند تقرب حاصل کرد . وی از موسیقی نیز بهرمند بود و از موسیقی دانان مشهور زمان خود به شمار می رفته است .در نظم و نثر استاد بود ، وآثاربسیاری از خود باقی گذاشته است. دیوان قصاید و غزلیات ، و خمسه نظامی گنجوی را نیز استقبال کرده است . وی سر انجام در سن هفتاد و پنج سالگی در سال(۷۲۵ ) ه-ق- در دهلی وفات یافت .

هردو عالم قیمت خود گفته ای

نرخ بالا کن که ارزان کده ای

پری پیکر نگار سرو قد لاله رخساری

سراپا آفت دل بود شب جای که من بودم

 

یکی از مشایخ مشهور مربوط به طریقه نقشبندیه ، شاه ولی الله دهلوی ، مفسر و محدث مشهور و صاحب تفسیر و ترجمه ای، تفسیر معروف به ( تفسیر کابلی ) است ، و همچنان ترجمه (قرآن کریم به زبان فارسیِ) و متوفی (۱۱۷۶ ) ه-ق – می باشد . وی در صدد بود که میان شریعت و تصوف سازگاری ایجاد نماید .او در نامه های خویش مقامات حکومتی را به اصلاحات مالی و سیاسی سفارش میکرد. مدرسه ای که او تاسیس نمود ،( مرکز نهضت احیای تفکر دینی) شناخته می شد و محققان از منا طق دور و نزدیک هند به آنجا می رفتند ، بطوریکه نقشبندیه در هند می کوشیدند که مسلمانان را از تأثیرات آیین هندودور نگه دارند .(دایرهالمعارف بزرگ اسلامی- ج-۸-ص-۵۸۷ ).

صوفیه خود را مسؤل سعادت معنوی مردم می دانستند و به موازات حکومت سیاسی برای خود حکومت معنوی قائل بودند . مثلاً معین الدین چشتی حکومت معنوی ناحیه دهلی را به مریدش بختیار کاکی اختصاص داده بود . از طرفی افکار صوفیان بزرگ مسلمان در نزدیکی جماعت های دینی هند اثرات ماندگاری داشته و از جمله بر افکار شاعر نامدار هند تاگور، همه ای این صاحب دلان مورد توجه تاگور بوده اند، و او احوال وآثار ایشان را مطالعه کرده است .(کشتی موسن) دانشمند برجسته معاصرهندوعقیده دارد که تصوف اسلامی بر عرفان هندوان تاثیر بزرگ داشته است، و اما برعکس عقاید هند قدیم در تصوف اسلامی اثرنداشته است، و آغاز تصوف اسلامی از هر گونه تأثیر مذهب هندووبودایی مبرا است .)(برهما سماج ) ” جمعیت برهما” ، دانشمندان هندو، اکثراً بر این یقین دارندکه تأثیر اسلام بر یکتاپرستی – رام موهن رای ، موسس برهما سماج اهمیت قاطع دارد. رابندرناته تاگور، یکتاپرستی راازپدرش (دوست وخلف رام موهن رای بود) میراث برده است . و خود چند سال منشی جمیعت براهموساج بود. به این طریق از آغاز نوجوانی و جوانی از اندیشه های تعصب آمیز هندوان سخت گیر بکلی وارسته بود. در زمستان سال -۱۳۴۳ – هجری خورشیدی ، آغاز سال (۱۹۶۵ –م)    ضمن یک سفر رسمی به هند، دیدار از (مدرسه و مرکز فرهنگی) ” شانتی نکیتان” ، مرکزفرهنگی و فکری وآموزش گاه تاگور، یعنی محل یونورستی ،(دانشگاه ) “ویشنو بهارتی ” ] برایم ( استاد گرامی ، جناب روان فرهادی)میسر شد،که یکی از آرزوهای دیرینه ام بود. از حسن اتفاق در آنجا،دونفر از بنگالیان ،استاد در مکتب حبیبیه که بین سالهای ۱۹۲۵-۱۹۲۸ م- در کابل مشغول تدریس بودند ، در این ضیافت حضور داشتند، یکی از استادان بنگالی، مولوی برکت علی، معلومات دلچسب به من داد و آن اینکه، رابندرناته تاگور( که اخباراسترداد استقلال افغانستان ) را در در سال- ۱۹۱۹-م- از استعمارگران انگلیسی، باشادی بیکران استقبال کرده است .) پیوسته آرزومند دیدار از افغانستان است . اودر سال- ۱۹۲۷-م- توسط استادان بنگالی که بعدازگذاشتاندن ایام تعطیلی تابستان وبازگشت به افغانستان ، آرزومندی خود راجهت دیدار از کشور افغانستان( که تازه به استقلال رسیده بود)را به حکومت آن خبر داد . وزیر معارف آن زمان ، جناب فیض محمد زکیا، اظهار آرزومندی کرد،که سال مابعد، رابندر ناته تاگوربحیث مهمان حکومت افغانستان بکابل دعوت شود.ولی مقدارات چنین بود که جنگ داخلی در اخیر سال- ۱۹۲۸ – م ، در آفغانستان آغاز و تا سال – ۱۹۲۹ –م، ادامه داشت . و آرزوی داغ ودیرینه آن شاعر سالخورده هندی برای دیدار از افغانستان به مقصد نرسید. آرزومندی آن “متفکر” وشاعر بزرگ هندی، جهت مسافرت به افغانستان و اشتیاق با حرارت وی، برای اینکه آثار او به مردم افغانستان معرفی شود نیز بود .

سئوال :

اکنون می توان سئوال دیگری را طرح کرذد ؟: آیا این شعر تاگورعرفانی است؟ مگر تاگور مسلمان بود ؟ مسامانان از اشعار عرفانی دیگران بی نیاز اند . می توان پرسید امروز کسی وقت آنرا نمی یابد همه دیوان کبیر مولانا را، ومطالب عرفانی (سنایی، عطار وخواجه انصاری) و غیره را از سر تا پا بخواند، پس از ترجمه منظوم اشعاریک برهمن زادهء بنگالی چه فایدهء متصور است .؟پاسخ من به این پرسش شاید خلاف انتظار باشد، من ( استاد گرامی، جناب روان فرهادی)می گویم: ترجمه منظوم اشعار تاگوررا بخوانیم تادر یابیم که دیگران هم از خود طریقه های دارند. واقعاً پندارو گفتار تاگور، گرجه بر عقاید هندوان منحصرا اتکا دارد، و علاوه بر آن بر دیگر (مکتب های فکری و عرفانی )از آن جمله احترام به عرفان مذاهب سماوی بناشده است. مگر بازهم تا حدود زیادی، از عقاید مسیحی و تاحدودزیادی از تصوف وعرفان اسلامی متفاوت است . دین تاگوربگفته خودش، تلفیق دادن روح جهانی آدمی با هستی فردی است .چنانکه در کتاب “دین آدمی” نوشته است .اما : عرفان اسلامی، متکی بر عقاید مشخص ایمان به خداوند، و فرشتگان، وکتب مقدم پیامبران ، تقدیر خیر وشّر از جانب پروردگار وحشر ونشر پس از مرگ است. عارفان مسلمان توحید را به معنی قطعی آن، مطلبق کلام الله مجید،اساس قرار می دهند .و این معنی قطعی توحید را اگر از زبان بزرگان صوفیه بشنویم ، بسیار مشخص و معنادار می یابیم ، چنانچه ، شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری هروی می فرماید : توحید یکتا گفتن است و یکتا دیدن، و یکتادانستن. گفتار توحید را سه وصف است: گواهی به یگانگی الله تعالی در ذات، و پاکی از جفت و فرزند .و انباز ویار.و دیگر گواهی دادن الله و تعالی را به یگانگی در صفت هادرآن بی شبه است . وآن ویرا صفت است نامعقول (که در عقل نمی آید) ، کیف آن نامفهوم ، ونا محاط و نا محدود از اوهام ، ودرآن نام نه مشارکت و نه مشابه . وبه همین گونه شیخ الاسلام یکتادیدن و یکتا دانستن را بیان میکند .( صد میدان- میدان ، ۶۹ )حضرت شیخ انصاری ،( چاپ قاهره و چاپ کابل )

گزیدهء از اشعار تاگور :

مرغکان آواره

از این روست که آدمی را شکیبایی و همت بکار است، تا بر نفس پاگذاشته ، در راه خدمت جانان قدم بر دارد . هرآنکه از نعمت های معبود بر خوردار می شود ، و نذر و هدیه از خود تقدیم نمی دهد، دزدی بیش نیست . آدمی را لازم است که مراقب باشد ، در گیر و دار جهان ، در بازی “تعدد” رشته وحدت از کف او جدا نشود .(ش-۶۳)وسادگی در پاکیزگی است و باید عبادت گاه دل را از ناپاکی و ناراستی و هوس پرستی ، شهرت طلبی و قدرت طلبی، پاکیزه سازد .تاگور عقیده دارد که ، همه (پدیده های ) جهان گذراست ، بجز عشق که جاودان می باشد . هر چیزی فرسوده و کهنه می شود الا عشق که پیهم تازه می گردد و از مرگ و فنا بر کنار است . اگر عشق نمی بود سرنوشت ما چه می شد ؟ و اگر ما نمی بودیم عشق در کجا تجلی می کرد . (ش۵۶)عشق سایه بیکران لطف خود را بر ما می افکند ، از آن است که کهنه را پیوسته نو می سازد وبه مرگ تن نمی دهد .۱-۳ : مرا بیکران از لطف خویش ساختی – هر گاه فرمایی که بسرایم ، به پایت سر می مالم ، ومی سرایم ، گرچه استاد بزرگ موسیقی تویی.۴تا۸ : باید پاکیزه باشم تا سزاوار گردم ، کار جهان را بگذارم تا به خلوت خاموش درگاه تو رسم – پس گل اخلاص مرا، گرچه پژمرده شده است به پذیر، ساز و آوازم ساده و خالی از ریا ، و فارغ از زر و زور وزیور است . ۱۱تا۱۵ : عمر ها شد مسافر شده ام و ترا جستجو کرده ام ، نباید عمر را در مراسم جستن قافیه سرود خود سپری کنم ، نباید در بلای حرص و آز و هوس بیفتم ، مرا دریاب و اجازت ده تا در پرستشگاه تاریک نیم شب ترا بستایم ۳تا ۳۳ : از غفلت پشیمانم ، واکنون باید کشتی را در آب افکنم زیرا مرا تو آواز می دهی ، چشم براه تو باشم زیرا آواز قدمهایت می آید . از هزاران تیره جنگل راه خود را یافته ، راه خود را بسوی این دلداده ات پیدا می کنی. ۲۷ تا ۳۱ : دریغا که در بند و زنجیر حرص و آزم، و خانه دل شایستهء تونیست در بند نام و عزتم ، هر گاه خواهم که به درگاه تو رسم ، شرم سارم که نفس بیحیای من با من یکجا می آید ، و تنهایم نمی گذارد ، در بند ثروت و سیاست افتاده ام .۶۴- دوستی به خلق خدا عبادت است ، پابندی به خرافات عبادت نیست ۶۵ تا ۶۶ : آدمی تجلی گاه پروردگار است و دل مخلص تحفه بدرگاه اوست ، پس باید آدمی را گرامی داشت . ۸۵ تا ۱۰۱ : آدمی باید ، در زندگی ، قدرعافیت و آرامش و صلح را بداند ، فرمان رفتن چون بیاید ، لمحه تسلیم و وصال فرا رسیده خواهد بود ، آن گاه باید به سوی یار رفت .چنانکه عروسی بسوی داماد می رود . و آدمی سر انجام یدرگاه یار می رسد.۱۰۲ – ترا می ستایم و دریغا که شعر من شایسته تونیست .۱۰۳  خواهم که چون مرغان مهاجر ، بسوی زادگاه خود ، که سر منزل تست بال افشانم و بسلام واپسین نایل شوم .

سرود نیایش – گیت آنجلی رابندارانات تاگور  : ترجمه منظوم با مراجعه به متن بنگالی – با شرح اشعار و سه مقدمه : دکتور عبدالغفورروان فرهادی .استفاده از مقالات و منابع متفرقه

wasalam 28

 

یک نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا