گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » آیــا وحی باکــشف و شهــود و تجــربه دینی تفــاوتی دارد ؟
آیــا وحی باکــشف و شهــود و تجــربه دینی تفــاوتی دارد ؟

آیــا وحی باکــشف و شهــود و تجــربه دینی تفــاوتی دارد ؟

 

said Eshaq deljo 22

 

پیامبر بشری است که برای هدایت انسانها بر انگیخته شده تا معارفی را بدون واسطهء انسان دیگری از مبدأ الهی دریافت و ابلاغ کند. پیابران ، مجموعه ء معارف نظری و عملی است که بینشی نو و روشی دیگر در زندگی انسان ها ایجاد کرده است . کانون اصلی این معارف کتاب های آسمانی است که از عالم الوهیت نشأت گرفته است .بخشی از این معارف به گونه ای هستند که بشری نمی تواند با عقل خویش به آنها دست یابد .ویُعَلِمُکُم ماَلَم تَکُونُو تَعلُمُون : البقره ــ ۱۵۱ یکی از وظایف اساسی پیامبران ، در یافت پیام الهی است که از آن به وحی تعبیر می گردد. سخن گفتن در بارهء ماهیت و چیستی و حقیقت وحی بسیار دشوار است و”حقیقت وحی” دست یافتنی نیست ، زیرا پدیدهء وحی یک پدیدهء طبیعی و قابل شناخت با ابزارهای متعارف عمومی و علمی نیست ، بلکه ارتباط خارق العاده میان خدای متعال و برخی از انسان های بر گزیده که جز خود آنها کسی که به آن مرحله نریسده باشد ، نمی تواند از راز و رمز آن آگاهی بیابد. و در بارهء ماهیت آن داوری کند. واژهء وحی و مشتقات آن ، در لغت دارایی معانی و کار برد های گونا گون است : اشاره ، سرعت ، تفهیم و القای پنهانی مطلبی به دیگران ، اعلام در خفا، نوشتن و…است . (لسان العرب،ج۱۵، ص۲۴۰ ـ الزمخشری المعتزلی مجدالدین فیروز آبادی قاموس المحیط ج،۲ ، صص ۳۹۹ـ حسین بن محمد راغب الاصفهانی المفردات فی غریب القرآن مادهء وحی).

Raghib Esfhani 22

به اعتقاد لغت شناسان ، جامع تمام معانی و کار بردهای واژهء وحی “تفهیم و القای سریع و نهانی” است که متوجه مخاطب خاص خود بوده و بر دیگران پوشیده است . این معنای مشترک در تمام مصادیق وحی صدق می کند . خواه القای امر تکوینی بر جمادات باشد، ( سریان و تحکیم قوانین الهی در تمام پدیده های هستی ، که قطعاً خلای قانونی در هستی وجود ندارد، ودر هستی بر عکس جوامع مدنی انسانها، هیچ موجودی و پدیده ای فوق قانون نیست، و قوانین الهی بر همه یکسان حکم میکند .به قول مولانا : اگر یک ذره را برداری ازجا ـــ همه عالم ضرر بیند سراپا. تمثیل این که چگونه انسان می تواند مطمئن شود که برداشتن ذره ای رابتواند در طبیعت درک نماید ؟ اگر نیش سوزنی به بدن انسان اصابت نماید همهی ذرات وجود انسانی از آن اطلاع حاصل می نمایند آن هم بدون وقفه و یکسان .و شاید مثال های بیشتر و دقیق تری نیز وجود داشته باشد که هم اکنون در دسترس ما نیست . برعکس جوامع مدنی انسانی که صدها خلاء قانونی و جود دارد و بلاخص در جامعه ی ما که هنوز بسیاری از مسائل اساسی زندگی فردی و اجتماعی در خلاء قانونی قرار دارند. و کسانیکه فوق قانونند در این جوامع بسیارند.! نگارنده .)و یا القای امر غریزی بر حیوانات ، تفهیم خطورات فطری و قلبی بر انسان های عادی و معمولی باشد و یاتفهیم شریعت بر پیامبران بر گزیده خواه اشاره باشد یا صدای نهانی و یا نوشتاری نوشتار بشری در تمام این موارد تفهیم سّری و سریع نهفته است . ( التحقیق فی کلمات القرآن / ج۳ص ۵۵ ) لااُحصی ثناءًعَلیکَ هدایت غریزی و طبیعی از جماد ، نبات ، حیوان و انسان به طور غریزی و طبیعی راه بقا و تداوم حیات خود را می داند . ازاین هدایت به نام وحی در قرآن کریم یاد شده است . ” پروردگارت به زنبور عسل وحی ( الهام غریزی) نمود، از کوه و درخت و داربست های که مردم می سازند خانه های درست کن، سپس از همهء میوه ها (شیره گل ها ) بخور و راه های پرو دگارت را به راحتی بپوی . سوره مبارکه فصلت ـ ۴۷ـ آیه ـ ۲ .  اقتضای براهین عقلی ضرورت وحی و نبوت ، آن است که پروردگار قادر حکیم ، عهده دارتدبیر هردو جهان ” تکوین ” و “تشریع “است و نبوت فعلی از افعال اوست . و برای شناختن حقایق هستی و راه درست زندگی وسیلهء دیگری غیر از حسّ و عقل وجود دارد که خطا و اشتباهی در آن راه ندارد و آن ” وحی ” الهی است . وَ اِنهُّ لَتنَزیلُ رَبّالعلمین نزلَ بِهِ الّروُحُ الامین، علی قَلبّکَ لّتَکونَ مِنَ المُنذّرّینَ ، بّلّسانّ عَرَبّیّ مُبین ،ــ سوره مبارکه الشعرآء ــ آیه ـ ۱۹۵   ترجمه :” و بی تردید این (قرآن ) نازل شده پروردگار جهانیان (در سطح درک و فهم آدمیان) است ” . تنزیل در باب تفعیل ، به نزول تدریجی قرآن کریم در طول بیست و سه سال گفته می شود ، منظور از نازل شدن کتاب ؛ در دسترس درک و فهم و هضم و جذب آدمیان قرار گرفتن است . “که روح الامین آنرا نازل کرده .

” آیات ۵۱ و ۵۲ سوره مبارکه شورا ، تأکید می کند که برای هیچ بشری ممکن نیست مخاطت خدا واقع شود مگر به یکی از سه حالت : ۱ـ وحی ( آنچنان که بر مادرحضرت موسی هم پیش آمد ) ، ۲ـ از پشت پرده ( واسطه انتقال ـ مثل حضرت موسی در کوه طور ) ، وبلاخره از طریق فرشته وحی ( حضرت جبرئیل ـ در مورد حضرت پیامبر اسلام ص).بر قلب تو تا از هشدار دهندگان ( به منکران از آثار و عواقب اعمال شان ) باشی . ” نزول قرآن کریم بر قلب پیامبر (نَزَلُهُ علی قلبکَ) بر مرکز عواطف و احساسات او بوده است و تمام وجودش را تسخیر و از خود بی خود کرده است . به تعبیر سوره مبارکه ،نجم ، فوئواد (قلب و نیروهای درونی مغز ) او آن را به جای فهمیدن دیده است . بصیرت و دیدنی با تمام دل در آیات، ۴ بار بر دیدن حقایق اشاره میبکند .) به زبان عربی آشکار . در مورد آنچه به حضرت پیامبراسلام نازل شده ، جمعاً ده بار صفت “عربی” در قرآن کریم به کار برده شده است : مثل : قرآناً عربیاً و حکماً عربیاً .آنچه بر او وحی شده منتقل کننده امین این امانت ، با تمام الفاظش ، به بندگان بوده است .برای عظمت مقام و امانت داری آن جناب همین بس که توانست گیرنده و رئو یت کنندهء امین آن پیام آسمانی باشد و پیامبری را با امانت به اتمام برساند .

مواخذ و منبع :

۱ـ قران کریم ، با ترجمه شاه ولی الله الدهلوی رحمت الله

۲ـ قرآن کریم ، با ترجمه و مقدار توضیح ، استاد محمدعلی بازرگان

۳ ـ اندیشه اسلامی ، علی غفارزاده و حسین عزیزی

wasalam Ala 22

نواندیشی محلی برای بیان دید گاه های متفاوت است لزومأ آنچه که از این تارنما انتشار می یابند مواضع نواندیشی نه میباشند 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا