گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » “آهـسته آهسـته”، بـهار اسـت
“آهـسته آهسـته”، بـهار اسـت

“آهـسته آهسـته”، بـهار اسـت

zainab Kabir Name 06

بهار است

آرزو ها اند

و رویا ها همه در سبزه زار جسم و روحم

شگوفان منظری دارد

و این فرسنگ های دوری و حرمان

همه زنجیرِ دست و پا

و شب تاریک…

با تو گفتگویی…

نمی دانم چه میگویم؟

همین دانم! صدایت

بال های بیکران آرزو ها

در نهاد من

به پرواز آوَرَد

نطفه ی امید زاید

عسل های دو چشمم

بجای قطره های اشک

ز رویا های تو رنگین

همه شهد و عسل ریزد

و من؟

دیوانه ی رویت

صدا و صوت و آوازت

gule anar 06

 

سرودت نغمه جاوید هستی ام…

پرِ پرواز رویایی!

مثال آفتابی!

و مهتاب وجودم از شعاعت

محو و نابود عطش ها است

و من…

جدا از تو

فقط آهسته آهسته میمیرم

بیادت، برای خاطرت این دخت رویا ها

هزاران خواب و رویای ترا

در سیمتن پیکر نهان دارد

تبسم بر لبان پر ز رمز و راز من

هزاران داستان دارد

و من پر پر زنان سوی تو می آیم

تو ای خورشیدِ رویا ها

افق را شرم حسرت های دیدارم

به رنگ خون بسازی…

سحر گردد!

و مهتاب وجودم از شعاعت ناپدید گردد

سحر چون میدمی

من آهسته آهسته شعاع پر فروغت را

ز جان و دل تماشا می نمایم

و در پای عزیزی چون تو

جان شیرین را سپارم

تو می آیی!

تو خورشیدی!

جهان را نور بخشی!

و من این دخت رویا های شیرینت

از فرط عشق آهسته آهسته میمیرم!

تجلی گاه حق این چشم و دل را نور بخشد

شعاع جاودانت پیکر بیجان من را، روح من را

نور باران می نماید

و من…

جدا از تو

فقط آهسته آهسته

میمیرم!…

zainab e Kabir 06

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا